
نامش «صحنه» است؛ یک رئالیتیشوی بزرگ موسیقایی که قرار بود با اجرای فرزاد فرزین، فصل تازهای از رقابتهای هنری را در شبکه نمایش خانگی رقم بزند.
به گزارش روز نو این شبکه امروز یکی از محبوبترین ویترین سرگرمی در ایران است و یکی از پرمخاطبترین بسترهای مصرف محتوای تصویری در میان خانوادهها محسوب میشود. اما این برنامه پرستاره که بخش عمدهای از آن ضبط شده و قرار بود از هفته دوم مهرماه امسال از پلتفرم فیلیمو پخش شود، ناگهان در ایستگاه انتشار متوقف شد.
این تاخیر غیرمنتظره، بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی داشت و بحثهای داغی را در محافل فرهنگی و اقتصادی برانگیخت. بر اساس گزارشها، «صحنه» برخلاف اغلب مسابقات موسیقایی، یک برنامه استعدادیابی ساده نیست. به گفته فاطمه باقری، مدیر محتوای برنامه، در مسابقات معمول نقطه شروع کشف استعداد است، اما در «صحنه» رقابت از جایی آغاز میشود که شرکتکنندگان پیشتر فعالیت در موسیقی را شروع کردهاند و اکنون باید توانایی خود را روی صحنه اثبات کنند.
بحرانی فراتر از اتاق تدوین و استودیو!
به گزارش رسانههای مختلف، از نیمه شهریور امسال، پلتفرم آنلاین معاملات طلای آبشده موسوم به «میلیگلد» با موجی از اعتراضات کاربران مواجه شد؛ بحرانی که به دلیل تاخیر چندروزه در تسویه مطالبات ریالی، پاسخهای نامشخص پشتیبانی و دشواری در تحویل فیزیکی طلا آغاز شد و نگرانیهایی را درباره پشتوانه داراییهای آن ایجاد کرد.
در حالی که برخی گزارشها تا طرح ادعای اثباتنشده «خالیفروشی» پیش رفتند، مدیران میلیگلد اعلام کردند حدود ۹۶۵ کیلوگرم طلای مرتبط با تعهدات کاربران در خزانههای بانکی نگهداری میشود و تاخیرها ناشی از محدودیت دسترسی به ذخایر در بانک کارگشایی و مشکلات مسیرهای پرداخت بوده است؛ روایتی که با تکذیب بانک مرکزی نسبت به مطالب منتسب به این نهاد در نامه مدیرعامل میلی روبهرو شد. این پلتفرم پرحاشیه، دقیقا اسپانسر اصلی برنامه «صحنه» و حامی تبلیغاتی گیمشوی «شاهگل» بود. گره خوردن نام آثار نمایش خانگی با برندی درگیر چالشهای تند اقتصادی، باعث شد دود آتش بازار طلا مستقیما به چشم اهالی هنر برود.
در جریان این بحران، در ۹ مهر، مرکز اطلاعرسانی پلیس در واکنش به ادعاهای میلیگلد درباره عملکرد پلیس امنیت اقتصادی اعلام کرد که اقدامات کاملا قانونی بوده، پیشتر هشدارهایی به مسئولان پلتفرم داده شده و پرونده در مراجع قضایی در حال پیگیری است؛ واکنشی که ماجرا را به پروندهای با ابعاد نظارتی و قضایی تبدیل کرد. هرچند در ۸ و ۹ مهر خبر صدور دستور آزادسازی طلاهای میلی از بانک کارگشایی منتشر شد و شرکت وعده بازگشت تسویهها به روال عادی را داد، اما گزارشهای ۱۱ مهر نشان میداد گلایه برخی کاربران بابت عدم واریز وجوه همچنان ادامه دارد.
برنامه «صحنه» دقیقا در میانه همین طوفان گرفتار شد. هرچند پلتفرم پخشکننده اطلاعیه صریحی درباره ارتباط تعویق برنامه با بحران میلیگلد منتشر نکرد، اما همزمانی توقف پخش با اوجگیری اعتراضات کاربران، گزارشها درباره نقش حواشی اسپانسر در این تعویق را تایید میکرد. سازندگان برنامه در حالی که میتوانستند مخاطبان بسیاری جذب کنند، ناخواسته قربانی بحران اعتبار شریک تجاری خود شدند.
هدف ما خلق کیفیت به پشتوانه سرمایهگذار بود
پیش از توقف «صحنه»، نام میلیگلد در کنار پروژه بزرگ دیگری نیز دیده میشد: رئالیتیشوی «شاهگل» با اجرای مهران مدیری که بر پایه بازی «گل یا پوچ»، مهارت خواندن ذهن حریف و بلوفزنی، اختصاصا برای پلتفرم دیگری ساخته شد. هرچند «شاهگل» هم تاخیرهایی را تجربه کرد که برخلاف «صحنه»، ریشه در مسائل نظارتی داشت و شواهدی برای ارتباط مستقیم آن با مشکلات مالی میلیگلد وجود نداشت، اما همنشینی لوگوی یک برند پرحاشیه با چنین برنامههایی نشان داد که چگونه حواشی حامی مالی میتواند فضای کلی یک اثر نمایشی را تحتالشعاع قرار دهد. این اتفاق نشاندهنده آسیبپذیری شدید اقتصاد فرهنگ در ایران در برابر حواشی حامیان تجاری است. پروژهای مانند «صحنه» که قصد داشت سرگرمی استانداردی رقم بزند، صرفا به دلیل گره خوردن سرنوشتش با یک اسپانسر پرحاشیه، با توقف و بلاتکلیفی مواجه شد.
عاقبتِ تکیه بر سرمایههای ناپایدار
توقف پخش «صحنه» و کشیده شدن نام «شاهگل» به بحثهای رسانهای پیرامون حامی مالیشان، نشان میدهد چگونه سرنوشت و اعتبار یک اثر هنری میتواند گروگان عملکرد مالی و خوشنامی اسپانسر خود شود. پروژههای فرهنگی و هنری از تئاتر و کنسرت تا سینما و نمایش خانگی، جدای از جنبه هنری، ماهیت کالایی و اقتصادی دارند و تابع نظم بازار در تولید، توزیع و مصرف هستند؛ بازاری که خود متاثر از شرایط فرهنگی و اقتصادی کشور است. در بسیاری از کشورها، حمایتهای دولتی فرهنگ و هنر را به صنعتی پایدار تبدیل میکند؛ اما در ایران، نگاه غیراقتصادی و غیرتولیدی دولت به فرهنگ و کاهش یارانهها و سوبسیدها، تمام بار هزینهها را بر دوش سرمایهگذار و مخاطب گذاشته است.
از آنجا که فروش بلیت یا اشتراک گاهی فقط مانع ضرر میشود و همیشه سودده نیست، حضور اسپانسر که انتظار بازگشت مستقیم سرمایه از فروش اثر را ندارد، به گروه هنری امکان میدهد با دغدغه کمتر و کیفیت بالاتری کار کنند. اما ماجرای اخیر نشان داد اگر اسپانسر در کسبوکار خود دچار بحران شود، از فرشته نجات به پاشنه آشیل پروژه تبدیل میگردد و اعتبار هنری اثر زیر سایه پروندههای اسپانسر ذوب میشود.
مسئله اسپانسر یا حواشی کارگردان؟
البته گفتنی است موانع برنامههای نمایش خانگی همیشه از جنس بحران اسپانسر نیست. برای نمونه، درباره «شاهگل» باید میان «حواشی اسپانسر» و «مسائل نظارتی مربوط به نیک یوسفی» تفکیک قائل شد. در پرونده «شاهگل»، پیش از خبرساز شدن میلیگلد در پاییز، سه رخداد پیرامون «نیک یوسفی» ثبت شد: نخست در مرداد ۱۴۰۳، نام او به عنوان کارگردان «گل یا پوچ» پس از ملاحظات صدور مجوز ساترا، از تیتراژ و تبلیغات حذف شد. سپس در فروردین، رسانه «آینده» مدعی شد ساترا به دلیل مواضع یوسفی قصد توقف پخش «شاهگل» را دارد؛ ادعایی که تایید نشد تا اینکه سرانجام در مرداد، فیلمنت برنامه را منتشر کرد.
بنابراین، چالشهای اولیه «شاهگل» ریشه در ملاحظات نظارتی داشت، اما در مورد «صحنه» این بحران مستقیم اسپانسر بود که ترمز پخش را کشید. آنچه بر سر «صحنه» آمد، نمونهای گویا از رابطه شکننده سرمایهگذاری تجاری و تولید هنری در ایران است. برندهای تجاری در روزهای رونق با وعدههای مالی وارد میدان فرهنگ میشوند، اما در روز بحران، این اثر هنری و مخاطبان هستند که تاوان حواشی اسپانسر را پس میدهند؛ حقیقتی که نشان میدهد در اقتصاد بیثبات هنر، انتخاب یک اسپانسر پرریسک میتواند آینده آمادهترین برنامهها را نیز با خطر توقف روبهرو کند.
شرکتکنندگان این برنامه شامل هنرمندان حاضر در مسابقات قبلی، خوانندگان و موزیسینهای فعال در بازار و شبکههای اجتماعی، و اعضای گروههای موسیقی با تجربه اجرای زنده هستند. با وجود چنین ساختار متفاوتی، برنامه در یک قدمی انتشار به بنبست خورد تا این پرسش مطرح شود: «برنامهای با این سطح از کیفیت و هزینه کلان که بخش زیادی از آن آماده پخش است، چرا باید ناگهان متوقف شود؟»