
افزایش فروش گلگهر نتوانسته جلوی آبرفتن سود شرکت را بگیرد؛ هزینه تولید سریعتر از درآمد بالا رفته و هزینههای فروش، اداری و عمومی نیز با شتابی بیش از دو برابر رشد فروش افزایش یافتهاند. حاصل این روند، کاهش سود ناخالص و افت سنگین سود عملیاتی است؛ عملکردی که مدیران باید درباره دلایل آن و نتیجه برنامههای کنترل هزینه پاسخ دهند.
به گزارش خبرنگار روزنو، براساس صورت سود و زیان حسابرسینشده، در مقایسه دوره ۹ماهه منتهی به شهریور ۱۴۰۵ با ستون تجدید ارائهشده منتهی به آذر ۱۴۰۴، درآمد عملیاتی گلگهر حدود ۱۶٫۵ درصد افزایش یافته و به بیش از ۱۱۰ هزار میلیارد تومان رسیده است. با این حال، تفاوت زمان پایان این دو دوره باید در ارزیابی ارقام لحاظ شود.
هزینه تولید؛ بلعیدن بیش از ۸۲ درصد درآمد
بهای تمامشده درآمدهای عملیاتی از حدود ۷۲٫۷ هزار میلیارد تومان به بیش از ۹۱ هزار میلیارد تومان رسیده؛ افزایشی حدود ۱۸٫۴ هزار میلیارد تومان و معادل ۲۵٫۳ درصد. در مقابل، افزایش درآمد شرکت حدود ۱۵٫۶ هزار میلیارد تومان بوده است. به بیان روشن، افزایش هزینه تولید نزدیک به ۲٫۸ هزار میلیارد تومان بیشتر از افزایش فروش بوده و همین فاصله، سود ناخالص را عقب رانده است.
سهم بهای تمامشده از درآمد عملیاتی نیز از حدود ۷۶٫۹ درصد به ۸۲٫۷ درصد رسیده است. یعنی از هر ۱۰۰ تومان درآمد گلگهر، نزدیک به ۸۳ تومان صرف پوشش بهای تمامشده میشود و تنها حدود ۱۷ تومان برای پوشش هزینههای اداری، فروش، مالی، مالیات و سود باقی میماند.
نتیجه این فشار، کاهش سود ناخالص از حدود ۲۱٫۹ به ۱۹٫۱ هزار میلیارد تومان است؛ افتی نزدیک به ۱۳ درصد، آن هم در شرایط افزایش درآمد. این ارقام پرسشی جدی پیش روی مدیریت قرار میدهند: چرا رشد فروش نتوانسته افزایش هزینه تولید را پوشش دهد؟
صورت سود و زیان بهتنهایی مشخص نمیکند چه میزان از این افزایش به انرژی، مواد اولیه، حقوق دولتی، دستمزد، تعمیرات یا تغییر ترکیب تولید و فروش مربوط است. اما همین ابهام، ضرورت انتشار توضیح دقیق را بیشتر میکند. مدیران باید سهم هر عامل را روشن کنند و بگویند اقدامات افزایش بهرهوری و کاهش هزینه، چه نتیجه قابل اندازهگیری داشته است.
هزینههای اداری و فروش؛ رشد ۳۸ درصدی در میانه افت سود
به گزارش روزنو،در شرایطی که حاشیه سود تولید کاهش یافته، هزینههای فروش، اداری و عمومی نیز از حدود ۶٫۷ به بیش از ۹٫۲ هزار میلیارد تومان رسیدهاند؛ افزایشی حدود ۲٫۵ هزار میلیارد تومان و معادل ۳۷٫۷ درصد. سرعت رشد این سرفصل بیش از دو برابر رشد درآمد عملیاتی است.
بار این هزینهها بر سود شرکت بهوضوح سنگینتر شده است. هزینههای فروش، اداری و عمومی در دوره مقایسه معادل حدود ۳۱ درصد سود ناخالص بودند؛ اکنون این نسبت به بیش از ۴۸ درصد رسیده است. به عبارت دیگر، رقمی نزدیک به نیمی از سود باقیمانده پس از هزینه تولید، صرف این سرفصل میشود.
این هزینهها همچنین به ازای هر ۱۰۰ تومان فروش، از حدود ۷٫۱ تومان به ۸٫۴ تومان افزایش یافتهاند. بنابراین رشد درآمد نتوانسته سهم هزینههای اداری و فروش را کاهش دهد و شرکت در این بخش نیز با فشار بیشتری روبهرو شده است.
مدیران گلگهر باید اجزای این افزایش را تشریح کنند: چه میزان مربوط به هزینه حمل و فروش است و چه میزان به حقوق و مزایا، خدمات، قراردادهای پشتیبانی و مخارج اداری مربوط میشود؟ تجمیع همه این موارد در یک سرفصل، امکان قضاوت درباره محل افزایش هزینه و میزان ضرورت آن را محدود میکند. رقم کل بهتنهایی اثباتکننده ریختوپاش نیست، اما قطعاً مطالبه شفافیت و پاسخگویی ایجاد میکند.
فشار دوطرفه بر سود عملیاتی
کاهش حدود ۲٫۸ هزار میلیارد تومانی سود ناخالص، همراه با افزایش حدود ۲٫۵ هزار میلیارد تومانی هزینههای فروش، اداری و عمومی، فشار سنگینی بر نتیجه عملیات وارد کرده است. پس از احتساب تغییرات سایر اقلام عملیاتی، سود عملیاتی گلگهر از حدود ۱۷٫۱ به ۱۲٫۲ هزار میلیارد تومان کاهش یافته؛ افتی نزدیک به ۲۹ درصد.
به گزارش روزنو،حاشیه سود عملیاتی نیز از حدود ۱۸٫۱ درصد به ۱۱٫۱ درصد رسیده است. این عقبگرد نشان میدهد مسئله گلگهر صرفاً بزرگتر شدن ارقام هزینه نیست؛ شرکت برای کسب هر واحد درآمد، هزینه بیشتری تحمل میکند و سود کمتری نگه میدارد.
سهامداران از مدیران گلگهر برنامه مشخص میخواهند: سهم عوامل افزایش بهای تمامشده چقدر است، کدام هزینهها قابلیت کنترل دارند و چه زمانی نتیجه اقدامات اصلاحی در حاشیه سود دیده میشود؟ وقتی هزینه تولید از رشد فروش جلو میزند و هزینههای اداری و فروش نیز شتاب میگیرند، استناد به افزایش درآمد برای دفاع از عملکرد مدیریت کافی نیست.