
دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، اخیراً اعلام کرده است که در گفتوگویی با ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه، توافق کردهاند صادرات سوخت از روسیه به آمریکا انجام شود. این در حالی است که پیش از این، کنگره آمریکا تحریمهای سختی را علیه روسیه تصویب کرده بود و حتی صادرات نفت این کشور به هند نیز با محدودیت مواجه شده بود.
به گزارش روز نو رفتار اخیر ترامپ حکایت از فشار سنگین قیمت سوخت بر حزب جمهوریخواه آمریکا در آستانه انتخابات دارد که به نظر میرسد کاخ سفید را به سمت تغییر ناگهانی سیاستهای تحریمی سوق داده است. در همین حال، روسیه نیز به دنبال منافع خود و معافیت از تحریمهایی است که اخیراً علیه این کشور وضع شده و از این توافق به عنوان فرصتی برای نفسکشیدن زیر بار تحریمها استقبال میکند. با این حال، نباید این واقعیت را فراموش کرد که در ماههای اخیر، پالایشگاههای روسیه مورد هدف پهپادها و موشکهای ارتش اوکراین قرار گرفتهاند و بخش زیادی از ظرفیت تولید سوخت این کشور از دست رفته است عاملی که توان عملیاتی مسکو برای ایفای نقش به عنوان تأمینکننده سوخت آمریکا را با تردید جدی مواجه میکند.
در همین راستا، خبرگزاری رویترز در گزارشی اعلام کرده است که صادرات ۳۰۰ تن سوخت از روسیه به آمریکا تنها مصرف نیمروزه آمریکاست و عملا تغییری در بازار ایجاد نمیکند. به عبارت دیگر، حتی اگر این توافق به مرحله اجرا برسد، حجم آن در برابر تقاضای عظیم بازار انرژی آمریکا چنان ناچیز است که نمیتواند اثر معناداری بر قیمتها داشته باشد. بر اساس این گزارش، به نظر میرسد آنچه بیش از خودِ توافق اهمیت دارد، جنگ رسانهای و تبلیغاتی پیرامون آن است؛ اقدامی که میتواند در کوتاهمدت انتظارات بازار را تحت تأثیر قرار دهد و قیمتها را به طور موقت پایین بیاورد، اما با توجه به محدودیتهای ساختاری و زیرساختی روسیه، پایداری این اثر با تردید جدی روبهروست.
داود مددی، نایب رئیس دوم کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی، در تحلیل اخبار منتشرشده درباره کمک روسیه به تأمین سوخت آمریکا و تأثیر آن بر بازار انرژی، با اشاره به اطلاعاتی که دریافت میکند، به هفتصبح اظهار کرد: «با توجه به اینکه خود اوکراین پالایشگاههای گازوئیل و سوخت روسیه را هدف قرار داده و روسیه نیز خود به سوخت نیاز دارد، احساس میکنم این موضوع بیشتر جنبه تبلیغاتی دارد.»
وی با تأکید بر اینکه روسیه نیز از این شرایط برای رفع محدودیتهای تحریمی و بهرهبرداری مادی خود استفاده میکند، تصریح کرد: «روسیه به دنبال رفع تحریمها و منافع اقتصادی خود است، اما من فکر نمیکنم خود روسیه نیز بتواند با توجه به اینکه زیرساختهایش در اوکراین آسیب دیده، این مقدار سوخت را تأمین کند. با این حال، جنبه غالب این قضیه احتمالاً بیشتر تبلیغات درونی خود آمریکا یا تلاشی برای کاهش قیمت سوخت برای مدت محدود است. تصور میکنم پس از مدتی، اگر قیمتها پایین بیاید، دوباره به جای اول خود بازمیگردد.»
مددی با اشاره به تعهدات روسیه به چین و بازار صادراتی این کشور پس از تحریمهای اروپا و آمریکا خاطرنشان کرد: «روسیه بازار خود برای صادرات فرآوردههایش را پس از ممنوعیت اروپا به دست آورده و من تصور نمیکنم که دوباره تغییر بازار دهد. به همین دلیل چنین چیزی ممکن است ۲۰ درصد سوخت آمریکا را تأمین کند. این موضوع ظاهراً نمیتواند واقعیت داشته باشد. مواردی که عرض میکنم بیشتر جنبه تبلیغات آنی دارد و با توجه به روشهای ترامپ که با رسانه بازار را کنترل میکند، قابل تحلیل است.»
وی افزود: «ترامپ از ابتدای جنگی که با ما داشت و بحث جنگ نفت و قیمتها و تنگه هرمز مطرح شد، بیشترین استفاده را از جنگ رسانهای بردند تا قیمتها را به این شکل نگه دارند. این موضوع نیز در راستای همان جنگ رسانهای است. اصلا اینکه روسیه بتواند ۲۰ درصد سوخت آمریکا را تأمین کند، بعید به نظر میرسد، مگر اینکه به صورت موقت بخشی را تأمین کند. در واقع قیمت ممکن است فروکش موقت داشته باشد، اما بعداً مانند فنر به جای اول خود باز میگردد.»
نایب رئیس دوم کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی در خصوص استفاده روسیه از ذخایر سوختی خود گفت: «بسیاری از پالایشگاههای روسیه از مدار خارج شدهاند و از طرف دیگر، پالایشگاههای هند که از نفت روسیه استفاده میکردند، به دلیل محدودیتهای آمریکا دیگر آن مانور را در تولید فرآوردهها ندارند. روسیه برای نفت خام و فرآوردههای خود بازارهای جدیدی پیدا کرده و با آن بازارها تأمین میشود. اینکه بتواند به کمک آمریکا بیاید، به اصطلاح خیلی غیرمنطقی به نظر میرسد.»
عباس نیکزاد، دبیر کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران، در تحلیل تغییر سیاستهای تحریمی آمریکا و تأثیر آن بر بازار انرژی، با اشاره به اینکه صرفاً موازین حقوقی، ستون تحریمها نیست، به هفتصبح اظهار کرد: «گزاره اصلی این است که تغییر در سیاستهای تحریم که از سوی آمریکا شکل میگیرد، صرفا مسئله حقوقی نیست، بلکه بحث منافع است که تعیین میکند چه اتفاقاتی با چه رویکردی بیفتد. در هر صورت، همین خبر باعث شد قیمت نفت یکباره چهار دلار پایین بیاید و بازار گازوئیل نیز تا حدودی دچار تردید شود. این حربهای است که آمریکا همیشه از آن استفاده میکند و بیشتر از جنبه رسانهای، بسیاری از موضوعات را به نفع منافع خود پیش میبرد.»
وی با تأکید بر اینکه این موضوع نیازمند راستیآزمایی است، تصریح کرد: «من فکر میکنم از لحاظ سیاسی این امکان وجود دارد و حتی گزارش شده که از لحاظ حقوقی نیز برای واردات در آمریکا اقداماتی صورت گرفته است. ما در لایه بیرونی هستیم و شاید ساختار داخلی آنها دقیقتر بتواند این موضوع را تبیین کند، اما در صورت وقوع، فکر میکنم تا حدودی فضا را تغییر میدهد. شاید حتی نقطهای برای تعامل با آمریکا و کمرنگ شدن فضای منازعات باشد.»
نیکزاد با اشاره به اینکه آمریکا در سیاستهای خود تغییر ایجاد کرده و این موضوع نیز مستثنا نیست، خاطرنشان کرد: «آمریکا همیشه با نگاه منافع در مراودات خود عمل میکند و من فکر میکنم این امکانپذیر است. شاید این بار به صورت رسمی اعلام شد تا افکار عمومی قبل از هر اقدام تحت تأثیر قرار بگیرد و کاهش قیمتها را شاهد باشیم. البته بحث تعهدات روسیه به چین نیز مطرح است.»
دبیر کمیسیون انرژی اتاق بازرگانی ایران در خصوص پایداری این توافق گفت: «از لحاظ فنی امکانپذیر است، اما اینکه پایدار باشد، نمیتوان با اطمینان گفت. از لحاظ زیرساختی نیز حمل و نقل دریایی و پایانههای وارداتی آمریکا امکانپذیر است. مسئله من این است که آیا این پایدار خواهد بود؟ در این برهه تصمیمگیری میشود و شاید برگ برندهای برای آمریکا باشد که نزدیک به انتخابات بتواند از این ابزار استفاده کند، قیمت گازوئیل را پایین بیاورد و افکار عمومی را به نفع خود هدایت کند.»
وی با اشاره به اینکه چین شریک راهبردی روسیه و یکی از خریداران بخش انرژی این کشور است، افزود: «این به معنای فروش انحصاری انرژی روسیه به چین نیست. معادلات و تفاهمنامهها همیشه بر محور دوستی، تفاهم، همکاری مشترک و منافع بوده و ممنوعیتی برای کشور ثالث ایجاد نکرده است. توافق میان آمریکا و روسیه میتواند منافع مشترک برای دو طرف باشد؛ روسیه درآمد کسب میکند و رفع تحریم میشود و آمریکا نیز کاهش قیمت سوخت را شاهد خواهد بود.»
نیکزاد در پایان خاطرنشان کرد: «از لحاظ حقوقی، به نظرم روسیه در قبال چین یا کشورهای دیگر هیچ تفاوتی قائل نیست و از لحاظ سیاسی نیز مانعی نمیبینم. صرفا آمریکا به خیلی از کشورها و شرکای راهبردی خود محدودیتهایی در قبال صادرات و مراودات بینالمللی اعمال میکند، در حالی که در مورد چین چنین مواردی را علنا مشاهده نمیکنیم.»
چرخش ناگهانی در سیاست سوختی
در حالی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، از توافق با ولادیمیر پوتین برای صادرات سوخت روسیه به آمریکا خبر میدهد، نگاهی به آمار و ارقام بازار جهانی سوخت نشان میدهد که این توافق بیش از آنکه یک راهبرد اقتصادی باشد، یک مانور سیاسی در آستانه انتخابات است. روسیهای که زمانی یکی از بزرگترین صادرکنندگان فرآوردههای نفتی جهان بود، امروز با آسیبهای سنگین به زیرساختهای پالایشی خود مواجه است و توان بازگشت به جایگاه سابق را ندارد.
بر اساس آمار سال ۲۰۲۱، یعنی یک سال پیش از آغاز جنگ اوکراین، روسیه در مجموع یک میلیارد و ۳۷۰ میلیون تن فرآورده نفتی صادر میکرد. ترکیب مقاصد صادراتی این کشور به روشنی نشان میداد که اروپا مقصد اصلی سوخت روسیه است؛ یعنی اینکه اروپا با ۶۱ درصد سهم، معادل روزانه حدود یک میلیون و ۶۶۰ هزار بشکه، بزرگترین بازار فرآوردههای روسیه بود. آسیا با ۲۰ درصد واردات در رتبه دوم قرار داشت. همچنین قاره آمریکا با ۱۶ درصد سومین مقصد بزرگ بود که آمریکا به تنهایی بخش عمده آن را تشکیل میداد. سهم روسیه از واردات بنزین آمریکا در همان سال از ۸ درصد به ۱۷ درصد جهش کرده بود که ناشی از توقف پالایشگاههای تگزاس در پی سرمای شدید زمستانی بود و آمریکا را ناچار به خرید بنزین از روسیه کرد.
در تفکیک نوع فرآوردهها، روسیه در سال ۲۰۲۱ حدود ۵۷ میلیون و ۸۷۰ هزار تن نفت کوره و فرآوردههای سنگین صادر کرد که رشد ۳ میلیون و ۳۵۰ هزار تنی نسبت به سال قبل داشت. در مقابل، صادرات فرآوردههای سبک مانند بنزین و گازوئیل با کاهش ۲ میلیون و ۴۶۰ تنی به حدود ۷۶ میلیون و ۸۰۰ هزار تن رسید؛ علت این کاهش، افزایش تقاضای داخلی و ترجیح پالایشگاههای روسی برای عرضه در بازار داخلی بود.
وضعیت صادرات پس از جنگ اوکراین
با آغاز جنگ اوکراین و اعمال تحریمهای گسترده غرب، ساختار صادرات فرآوردههای نفتی روسیه دستخوش تغییرات بنیادین شد. آمار سال ۲۰۲۵ نشان میدهد صادرات فرآوردههای نفتی روسیه به یک میلیارد و ۱۴۰میلیون تن کاهش یافته است یعنی حدود ۲۳۰ میلیون تن کمتر از دوره پیش از جنگ. شوک اصلی در بازار اروپا رخ داد. صادرات نفت روسیه به اروپا از یک میلیارد و ۷۵۰ میلیون تن در دوره پیش از جنگ به حدود ۲۵ میلیون تن سقوط کرد یعنی کاهشی بیش از ۸۵ درصد. اروپا که زمانی بزرگترین مشتری سوخت روسیه بود، اکنون جایگزینهایی مانند عراق، هند و آمریکا را برای تأمین گازوئیل خود پیدا کرده است.
در مقابل، روسیه به سمت بازارهای آسیایی و آسیای مرکزی چرخید. صادرات فرآوردههای نفتی روسیه به آسیای مرکزی و افغانستان در سال ۲۰۲۵ با رشد ۱۵.۵۸درصدی از ۶ میلیون و ۲۹۴ هزار تن به ۷ میلیون و ۲۷۵ هزار تن رسید. بخش عمده این رشد مربوط به گاز مایع بود که حدود ۵۳۰ هزار تن افزایش یافت. ازبکستان، قرقیزستان و تاجیکستان به مشتریان اصلی فرآوردههای سوختی روسیه در این منطقه تبدیل شدند. ازبکستان به دلیل محدودیت صادرات بنزین روسیه، واردات نفتا و گاز مایع خود را به شدت افزایش داد تا کمبود داخلی را جبران کند.
اما مسئله اصلی روسیه امروز نه تحریمها، بلکه آسیب فیزیکی به زیرساختهای پالایشی این کشور است. در ماههای اخیر، ارتش اوکراین با استفاده از پهپاد و موشک، پالایشگاههای روسیه را به صورت سیستماتیک هدف قرار داده و بخش قابل توجهی از ظرفیت تولید سوخت این کشور را از مدار خارج کرده است. این آسیبها در آمار و پیشبینیهای رسمی نیز بازتاب یافته است. وزارت توسعه اقتصادی روسیه پیشبینی کرده صادرات فرآوردههای نفتی این کشور در سال ۲۰۲۶ با کاهش ۲۱.۷ درصدی به ۹۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تن برسد.
در همین حال، فیلیپس، غول انرژی آمریکایی، در نشست صنعتی هفتم اکتبر اعلام کرد که کاهش تولید پالایشگاههای روسیه همزمان با کاهش صادرات فرآوردههای نفتی چین رخ داده و بازار گازوئیل را در وضعیت به شدت تنشآلود قرار داده است. به گفته این شرکت، اگر آمریکا و روسیه همزمان صادرات خود را محدود کنند، اروپا با سناریوی فشار سنگین مواجه خواهد شد.
وعده روسیه برای صادرات ۳۰۰ هزار تن گازوئیل در اکتبر، ۵۰۰ هزار تن در نوامبر و یک میلیون تن در دسامبر، در مقایسه با ابعاد بازار جهانی، عددی ناچیز به نظر میرسد. آمریکا به تنهایی بزرگترین صادرکننده گازوئیل جهان است و در سال ۲۰۲۵ حدود ۶۲ میلیون و ۵۰۰ هزار تن گازوئیل صادر کرده است. روسیه نیز در همان سال ۳۴ میلیون و ۲۰۰ هزار تن صادرات گازوئیل داشته است. حتی اگر روسیه بتواند صادرات ماهانه خود را به ۳ میلیون تن، یعنی سطحی که نوواک آن را پتانسیل بلندمدت خوانده، بازگرداند، این رقم تنها کسری از توان صادراتی پیش از جنگ این کشور خواهد بود.
مانع بنیادین دیگری که بر سر راه بازگشت روسیه به بازار جهانی سوخت وجود دارد، مسئله زیرساختهای حمل و نقل است. چهار بندر اصلی صادرات نفت خام روسیه شامل پریمورسک، ناخودکا، نووروسیسک و اوستلوگا، حدود ۷۰ درصد صادرات نفت خام این کشور را انجام میدهند، اما این بنادر در اصل برای خدمترسانی به بازار اروپا طراحی شدهاند و تغییر مسیر هزینههای لجستیکی قابل توجهی را به همراه دارد.
در شرایطی که پالایشگاهها آسیب دیدهاند، زیرساختهای صادراتی با بازارهای هدف جدید همخوانی ندارند و چارچوب تحریمها نیز هنوز به طور معناداری باز نشده است، تردید جدی وجود دارد که روسیه بتواند تعهدات خود برای تأمین سوخت آمریکا را به شکلی پایدار ایفا کند؛ بنابراین آنچه از مجموع آمار و تحلیلها برمیآید این است که توافق اخیر ترامپ و پوتین بیش از آنکه یک راهبرد اقتصادی پایدار باشد، یک مانور رسانهای در آستانه انتخابات آمریکا است. ۳۰۰ هزار تن گازوئیل میتواند برای ساعاتی بازار را آرام کند، اما نمیتواند شکاف ساختاری ناشی از تخریب پالایشگاههای روسیه را پر کند.