
دیوید ایگناتیوس، ستوننویس ارشد مسائل بینالملل در یادداشتی برای روزنامه واشنگتنپست (The Washington Post) به بررسی لایههای دیپلماتیک پنهان میان واشنگتن و تهران پرداخت.
به گفته یک مقام آمریکایی مطلع از مذاکرات، این پیام بر بازتعریف منافع ملی دو کشور متمرکز بوده است.
در این پیام تاکید شده که اولویت اصلی ایالات متحده، اطمینان از عدم دستیابی ایران به سلاح هستهای است.
در نقطه مقابل، واشنگتن منافع تهران را در بازسازی اقتصادی آسیبدیده از جنگ و تحریم و همچنین حفظ حاکمیت ملی کشور توصیف کرده است.
معاون رئیسجمهور آمریکا در این پیام خواستار آن شده است که ایران نمایندگانی با اختیارات کامل را برای ورود به گفتگوهای هستهای معرفی کند.
جایگاه محوری رضایی در تصمیمگیریهای تهران
به باور نویسنده، این ابتکار دیپلماتیک بازتابدهنده ارزیابی دولت ترامپ از نقش تعیینکننده دبیر شورای عالی امنیت ملی است.
دستگاههای اطلاعاتی آمریکا معتقدند او تنها فردی است که میتواند اجماع لازم را در ساختار تصمیمگیری برای مدیریت پرونده هستهای شکل دهد.
بر اساس برآوردهای اطلاعاتی واشنگتن، میان او و رهبر معظم انقلاب ارتباط مداومی برقرار است و پس از دریافت این پیام نیز رایزنیهایی صورت گرفته است.
مقامهای آمریکایی شهرهای دوحه قطر یا استانبول ترکیه را محتملترین مکانها برای برگزاری یک دیدار احتمالی میان دو طرف دانستهاند.
این اقدامات در شرایطی پیگیری میشود که کاخ سفید احساس میکند فرصت دستیابی به توافق پیش از شروع موج جدیدی از جنگ بسیار محدود است.
بنیامین نتانیاهو پس از تثبیت جایگاهش در انتخابات اخیر کنست، همچنان ایده تغییر رژیم را به عنوان تنها راهکار پایان تهدیدات دنبال میکند.
از سوی دیگر، با وجود استقرار تجهیزات و نیروهای نظامی تازه توسط پنتاگون در منطقه و شعارهای ترامپ مبنی بر تمام کردن کار، کاخ سفید مسیر دیپلماتیک را بر تنشآفرینی ترجیح میدهد.
تجربه مذاکرات اسلامآباد و انسداد در هرمز
ایگناتیوس یادآور میشود که این نخستین تلاش دیپلماتیک معاون رئیسجمهور آمریکا نیست.
او پیشتر در ماه آوریل برای دیدار با محمدباقر قالیباف به اسلامآباد سفر کرد و پیشنهاد لغو تحریمها در قالب یک طرح تعامل اقتصادی را در ازای توافق الزامآور هستهای مطرح ساخت.
با این حال، توافق بزرگ مدنظر در تهران به نتیجه نرسید و تفاهمنامه شکننده حاصل از آن نیز با تبادل آتش در تنگه هرمز عملاً از میان رفت.
پس از تجربه اسلامآباد، ارزیابی نهادهای اطلاعاتی آمریکا این بود که کانون هدایت تصمیمات در اختیار دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی قرار دارد.
نفوذ او در میان فرماندهان نظامی، تجدید ساختار دبیرخانه و ارتباط نزدیک با مسئولان حوزه اقتصادی—که تحت فشار سنگین انسداد دریایی و تحریمها قرار دارند—از دلایل این انتخاب عنوان شده است.
تحلیلگران آمریکایی بر این باورند که دستگاه تصمیمگیری در تهران وضعیت اقتصادی را به خوبی درک میکند.
تردیدهای تاریخی و زمان محدود دیپلماسی
قطر در این روند نقش میانجی اصلی را ایفا کرده و پیامها را منتقل ساخته است. اگرچه ارسال پیام مستقیم از سوی معاون رئیسجمهور آمریکا نوعی احترام سیاسی تلقی شده، اما شواهدی از تعدیل مواضع اساسی هستهای از سوی تهران دیده نمیشود.
نویسنده تصریح میکند که این ابتکار اگرچه تلاشی جدی است، اما همراه کردن شخصیتی که کارنامه سیاسیاش بر ضدیت با سیاستهای آمریکا و اسرائیل بنا شده، چالشی پیچیده به شمار میرود.
این تحرکات نشاندهنده تثبیت نقشآفرینی مستقل معاون رئیسجمهور آمریکا در پروندههای کلان سیاست خارجی و تردیدهای شخصی او نسبت به آغاز جنگهای پرهزینه است.
در نهایت، هرچند این ابتکار در آستانه انتخاباتی دشوار برای جمهوریخواهان کلید خورده، اما با توجه به آمادهباش نظامی در منطقه، شاید آخرین فرصت واقعی برای دور کردن خاورمیانه از یک درگیری نظامی گسترده باشد.