
گرانی سیبزمینی در همدان نهتنها به ضرر مصرفکننده تمام شده، بلکه سود چندانی برای کشاورزان نیز نداشته است. کشاورزان معتقدند قیمت خرید این محصول از آنها با هزینه تمامشده تولید همخوانی ندارد و هزینههای بالای کاشت و برداشت را جبران نمیکند.
به گزارش روز نو آنها از مشکلات متعددی مانند افزایش چندبرابری قیمت ماشینآلات و تجهیزات کشاورزی، دستگاههای کاشت و برداشت، سموم کشاورزی، دستمزد کارگران و رانندگان و اجاره زمین میگویند؛ هزینههایی که ادامه کشت در سال آینده را نیز دشوار کرده است، بهگونهای که برخی به تغییر شغل میاندیشند. امسال سیبزمینی از کشاورزان با قیمت حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان خریداری شد، اما قیمت این محصول حتی در همدان به بیش از دو برابر رسید. زارعان، حضور واسطهها و مشکلات توزیع را از دلایل این اختلاف قیمت میدانند.
از استان همدان بهعنوان قطب تولید سیبزمینی کشور یاد میشود؛ اما امسال مردم این استان سهم چندانی از این محصول داخلی نداشتند و سیبزمینی را که در سایه گرانی اقلامی همچون گوشت، مرغ و برنج به یکی از پرمصرفترین مواد غذایی در سبد روزانه خانوادهها تبدیل شده است، با قیمتی بالا خریدند؛ قیمتی که بیش از دو برابر مبلغ پرداختی به کشاورز بود.
علاوه بر این، کمآبی و بحران آب در همدان و بهدنبال آن، انتخاب کشتهای جایگزین کمآببر همچون سیر و کشت سیبزمینی در استانهای دیگر، از عواملی هستند که به گفته برخی کشاورزان و کارشناسان، در کاهش میزان تولید سیبزمینی در استان نقش داشتهاند. این موضوع در کنار عواملی مانند حضور واسطهها و مشکلات توزیع و نظارت، به گرانی سیبزمینی دامن زده است؛ مسئلهای که توجه به برنامهریزی برای الگوی کشت و راهکارهایی همچون خرید مستقیم این محصول راهبردی از کشاورزان را ضروری میکند.
سیر جایگزین سیبزمینی شد!
استان همدان با حدود ۲۰ هزار هکتار سطح زیر کشت سیبزمینی، یکی از قطبهای تولید این محصول در ایران محسوب میشود. بااینحال، مردم همدان در یکی دو ماه اخیر سیبزمینی را با قیمت ۷۰ تا ۹۰ هزار تومان خریدند و قیمت این محصول در برخی میوهفروشیها و در بعضی روزها به ۱۰۰ هزار تومان و حتی بالاتر، نزدیک به ۱۵۰ هزار تومان، هم رسید. این در حالی است که به گفته کشاورزان، سیبزمینی را از آنها کیلویی ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان خریدهاند.
ابوالقاسم سوزنچی، رئیس خانه کشاورز همدان، یکی از دلایل این موضوع را کاهش میزان تولید سیبزمینی در استان طی سالهای اخیر، بهدلیل افت سطح آبهای زیرزمینی و کشت این محصول بهدست کشاورزان همدانی در استانهای دیگر میداند: «همدان قطب سیبزمینی است، ولی چند سال است که بهعلت پایینرفتن سطح آبهای زیرزمینی و کمبود آب، بسیاری از سیبزمینیکارها در خارج از استان زمین اجاره کرده و آنجا کشت میکنند. اما چون محصول را در انبارهای همدان نگهداری میکنند، تولیدشان به نام همدان ثبت میشود. قبلاً ظرفیت تولید ما معمولاً حدود یک میلیون تن بود؛ اما الان ظاهراً بیشتر از ۶۰۰ هزار تن تولید نداریم.»
علاوه بر این، به گفته برخی کارشناسان و کشاورزان، افت سطح آبهای زیرزمینی و بحران آب در همدان طی چند سال گذشته، در کنار سودآوری نسبی کشت سیر در سالهای اخیر، باعث شده است که امسال برخی کشاورزان بهجای سیبزمینی سیر بکارند یا بخشی از زمین خود را به این محصول کمآببر اختصاص دهند. آنها این موضوع را نیز یکی از دلایل کاهش تولید و گرانی سیبزمینی میدانند.
سوزنچی در اینباره میگوید: «سیبزمینی محصولی بسیار آببر است. اما سیر محصول کمآببری است و هرچه به آخر اردیبهشت میرسد، دیگر نیازی به آب ندارد. در سالی مثل سال گذشته، هیچ آبی هم برایش نیاز نبود. برخی از کشاورزان وقتی میبینند آب کفاف نمیدهد، مجبورند محصول را جایگزین کنند و کار غلطی هم نیست.»
غفوری، یکی از سیبزمینیکاران باسابقه همدان، نیز این موضوع را تأیید میکند و میگوید با وجود دشواری بیشتر کشت سیر نسبت به سیبزمینی، برخی بهدلیل کمبود آب مجبور شدند کشت سیر را جایگزین کاشت سیبزمینی کنند: «اگر آب باشد، کشاورز خودش را به دردسر نمیاندازد که سیر بکارد؛ چون سیر پنج برابر زحمت دارد. کشت سیبزمینی با دستگاه انجام میشود و کارهایش مکانیزه است، اما در کاشت سیر همه کارها با دست انجام میشود. بهخاطر کمبود آب مجبور شدند سیر بکارند.»
وحید نظری، یکی دیگر از کشاورزان استان همدان که امسال بخشی از زمین خود را به کشت سیر اختصاص داده است، نیز میگوید: «من خودم امسال نزدیک به یک هکتار سیر کاشتم. یکی از دلایل کشت سیر این است که نسبت به سیبزمینی آب کمتری میبرد. دلیل دیگر هم این بود که سال گذشته سودش خوب بود. اما امسال کشت سیر خیلی زیاد شد. دلیل اصلی این تغییر کشت هم آب است.» بااینحال، سیر که امسال بخشی از کشاورزان به امید درآمد بیشتر و مصرف آب کمتر به سراغ کشت آن رفتند، بهدلیل نبود صادرات روی دست بسیاری از آنها ماند یا با قیمت پایینی به فروش رسید.
ضرر کشاورز
در نگاه اول، این تصور وجود دارد که گرانی امسال سیبزمینی، با وجود زیان مصرفکنندگان، به سود کشاورزان تمام شده است؛ اما کشاورزان روایت دیگری از این افزایش قیمت دارند. پای صحبت سیبزمینیکاران که مینشینی، گلایههایشان بسیار است و از بالارفتن هزینههای تولید میگویند.
وحید نظری با اشاره به اینکه سال گذشته کشاورزان سیبزمینی خود را کیلویی ۷ تا ۸ هزار تومان فروختند، میگوید: «پارسال کسی نیامد بگوید چرا قیمت اینقدر پایین است. امسال سهمیه سوخت گازوئیل تراکتور کشاورزان را هم کم کردند. چرا باید قیمت گازوئیل در بازار آزاد بین ۴۰ تا ۹۰ هزار تومان باشد؟ الان همه میگویند کشاورز دارد سود میکند، ولی ما شب میخوابیم و صبح بیدار میشویم، میبینیم تجهیزات، ماشینآلات و ملزومات کشاورزی چندبرابر شده است.»
غفوری نیز معتقد است با توجه به تورم و افزایش هزینهها، گرانی سیبزمینی لزوماً به معنای سود بیشتر کشاورز نیست. او برای توضیح این موضوع به افزایش قیمت ماشینآلات اشاره میکند: «بین پنج تا هشت سال پیش، با فروش ۲ تا ۱۰ ماشین سیبزمینی میتوانستیم یک تراکتور بخریم؛ الان باید ۴۰ ماشین محصول بفروشیم تا بتوانیم تراکتور بخریم. سیبزمینی کیلویی ۱۰ تومان بود، شرایط خیلی بهتر از این بود که الان ۵۰ هزار تومان است.»
افزایش چندبرابری قیمت ماشینآلات و تجهیزات کشاورزی، دستگاههای کاشت و برداشت، سوخت، سموم و کود، در کنار هزینههایی همچون دستمزد کارگران و رانندگان و اجاره زمین، هزینه تمامشده تولید سیبزمینی را بالا برده است. به گفته کشاورزان، این افزایش هزینهها کشت سال آینده را نیز با چالش روبهرو میکند.
نظری بهعنوان نمونه به افزایش سهبرابری قیمت تراکتور از دیماه سال گذشته تا مهرماه امسال اشاره میکند: «تراکتوری که سال گذشته یک میلیارد و ۲۶۰ میلیون تومان، آن هم بهصورت شرایطی، میدادند، امسال باید سه میلیارد و ۵۰۰ میلیون تومان نقدی خرید و تحویل آن هم چند ماه بعد خواهد بود.»
او همچنین افزایش قیمت سموم کشاورزی را یکی دیگر از عوامل بالارفتن هزینههای تولید میداند و پیشنهاد میکند قیمت آنها در سال گذشته با امسال مقایسه شود. به گفته او، قیمت یکی از قارچکشهای مورد استفاده در کشت سیبزمینی با حجم پنج لیتر از حدود ۱۷ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان در سال گذشته به حدود ۱۰۰ میلیون تومان در مهرماه امسال رسیده است.
غفوری نیز از افزایش هزینه سوخت، لاستیک و دستمزد راننده گلایه دارد. او میگوید: «موتور آب من سر زمین با برق کار نمیکند و باید سوخت مصرف کنم. گازوئیلی که دولت با قیمت یارانهای تحویل میدهد، در بازار آزاد به قیمت لیتری ۵۰ هزار تومان فروخته میشود. حساب کنید اگر موتور روزانه هزار لیتر سوخت مصرف کند، هزینه آن در چهار ماه چقدر میشود. از طرف دیگر، قیمت لاستیک و کرایه راننده هم بسیار بالا رفته است.»
کشاورزانی که مالک زمین نیستند و زمین را اجاره میکنند، هزینههای بسیار بیشتری را برای کاشت سیبزمینی متحمل میشوند. غفوری هزینه اجاره زمین را یکی از عوامل مهم افزایش هزینههای تولید میداند: «الان اجاره هر هکتار زمین به ۸۰۰ میلیون تومان رسیده است. اگر کسی این هزینهها را حساب کند، متوجه میشود که سیبزمینی نسبت به هزینهای که برای تولیدش میشود، آنقدرها هم گران نیست.»
رئیس خانه کشاورز استان نیز افزایش قیمت نهادههای کشاورزی را تأیید میکند و میگوید هزینه تمامشده تولید سیبزمینی برای کشاورزان بالا رفته است. به گفته او، حدود دو ماه پیش، با بررسی هزینهها، قیمت تمامشده هر کیلو سیبزمینی برای کشاورز حدود ۴۰ هزار تومان برآورد شد؛ اما کشاورز باید از درآمد فروش محصول، بذر و نهادههای کشت سال بعد را هم تأمین کند؛ نهادههایی که دیگر به قیمت قبل نیستند و افزایش قیمت بسیاری داشتهاند.
به گفته کشاورزان، قیمت ۴۰ تا ۵۰ هزار تومانی خرید سیبزمینی نیز پاسخگوی هزینههای تولید نیست: «با توجه به تورم و افزایش قیمت همه اقلام مرتبط با کشاورزی، قیمت خرید سیبزمینی از کشاورز نباید کمتر از ۸۰ تا ۹۰ هزار تومان باشد. قیمت عادلانه برای مصرفکننده هم ۹۰ تا ۱۰۰ هزار تومان است.» غفوری نیز معتقد است قیمت سیبزمینی با توجه به سرمایهای که برای تولید آن صرف میشود، چندان بالا نیست. او با اشاره به هزینههای بالای کشاورزی میگوید برای سال آینده قصد ندارد به این شغل ادامه دهد و به فکر انتخاب شغل دیگری است.
وجود واسطهها
بااینحال، فاصله قیمت خرید از کشاورز تا قیمت عرضه در بازار همچنان یکی از پرسشهای اصلی است. همانطور که گفته شد، امسال سیبزمینی از کشاورزان با قیمت حدود ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان خریداری شد، اما قیمت آن در بازار در برخی روزها به بیش از دو برابر این میزان نیز رسید. برخی کارشناسان و کشاورزان، حضور واسطهها و مشکلات توزیع و نظارت را از دلایل این اختلاف قیمت بالا میدانند.
سوزنچی با اشاره به قیمت سیبزمینی در انبارها و توزیع سیبزمینیهای تنظیم بازار، از نبود نظارت کافی بر قیمت عرضه در بازار انتقاد میکند: «الان سیبزمینی در انبارها حدود کیلویی ۵۵ هزار تومان است؛ البته سیبزمینی بذری قیمت جداگانهای دارد. دولت هم قیمت سیبزمینی را در انبار اعلام کرده، اما چرا کنترل نمیکند که در شهر آن را کیلویی ۱۰۰ هزار تومان میفروشند؟ پس تعزیرات و بازرگانی برای چیست؟»
نظری نیز وجود واسطهها را یکی از عوامل اختلاف قیمت مزرعه و بازار میداند: «سیبزمینی را از کشاورز کیلویی ۴۵ تا ۵۰ هزار تومان میخرند، اما در این میان واسطهها واقعاً سود میبرند. یکی از مهمترین دلایل گرانی سیبزمینی همین واسطهها هستند.»
البته افزایش قیمتها بر فعالیت مراکز عمدهفروشی نیز تأثیر گذاشته است و باید هزینههای حملونقل، انبارداری، نیروی کار و توزیع را نیز در کنار قیمت خرید محصول در نظر گرفت. غفوری در اینباره میگوید: «اگر سیبزمینی کیلویی ۸۰ هزار تومان به دست مصرفکننده برسد، به کشاورز ربطی ندارد؛ چون ما آن را سر زمین کیلویی ۴۰ تا ۵۰ هزار تومان میفروشیم. البته کسی که در میدان بار فعالیت میکند هم هزینه کارگر و هزینههای جانبی دیگری دارد و باید هزینههایش را تأمین کند. پس نمیتوان لزوماً او را مقصر دانست.»
برخی کارشناسان و کشاورزان، خرید مستقیم سیبزمینی از کشاورزان و عرضه آن در بازار را بهعنوان راهکاری برای کاهش فاصله قیمت خرید و فروش مطرح میکنند. اما تأخیر دولت در پرداخت مطالبات کشاورزان، از جمله گندمکاران، نگرانیهایی درباره اجرای چنین طرحهایی ایجاد کرده است و کشاورزان پرداخت بهموقع پول محصول را یکی از پیششرطهای موفقیت این طرحها میدانند.
نظری در اینباره میگوید: «دولت میتواند واسطه را حذف کند، خودش سیبزمینی را از کشاورز بخرد و این محصول را عرضه کند؛ اما باید بتواند پول کشاورز را بهموقع پرداخت کند؛ نه اینکه مثل گندمکارانی شود که محصولشان را تحویل دادهاند، اما هنوز پولشان را نگرفتهاند.»
سوزنچی نیز به این نکته اشاره میکند که گندمکاران میتوانستند گندم خود را با قیمتی بالاتر و بهصورت نقد بفروشند، اما در تیرماه محصول خود را با قیمتی کمتر به سازمان جهاد کشاورزی تحویل دادهاند و هنوز بخشی از مطالباتشان پرداخت نشده است؛ موضوعی که میتواند اعتماد کشاورزان به طرحهای خرید دولتی را کاهش دهد.
لزوم توجه به الگوی کشت
خرید مستقیم از کشاورزان، بدون برنامهریزی و مدیریت درست، به نتیجه مطلوب نمیرسد و نیازمند فرایندی گامبهگام و توجه به الگوی کشت است؛ موضوعی که به گفته کارشناسان کمتر مورد توجه قرار میگیرد. قاسم اسدیان، عضو بازنشسته مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی استان همدان، معتقد است تعیین الگوی کشت صرفاً به معنای مشخصکردن محصول مناسب برای هر منطقه نیست؛ بلکه باید موارد مختلفی از جمله بازار هدف، الگوی تولید، شیوه توزیع، الگوی مصرف و نیاز صنایع تبدیلی نیز در نظر گرفته شوند.
اسدیان در توضیح نخستین گام، یعنی بازار هدف، میگوید باید مشخص شود محصول برای مصرف تازه، صادرات یا استفاده در صنایع تبدیلی تولید میشود. این موضوع در تعیین کیفیت و ویژگیهای محصول و همچنین شیوه تولید و عرضه آن مؤثر است. به گفته او، پس از تعیین بازار هدف، باید درباره الگوی تولید نیز تصمیم گرفت؛ الگویی که انتخاب بین روشهای سنتی یا مکانیزه و چگونگی استفاده از دانش کارشناسان برای بهبود تولید را دربر میگیرد. او تأکید میکند که در انتخاب شیوه تولید، عواملی مانند مناسببودن زمین، شیب آن، سیستم آبیاری، وضعیت تغذیه خاک و نحوه کنترل علفهای هرز، آفات و بیماریها باید در نظر گرفته شوند.
از نگاه اسدیان، برنامهریزی به انتخاب محصول و شیوه تولید محدود نمیشود و الگوی عرضه نیز باید از ابتدا مشخص باشد. نگهداری در سردخانه، بستهبندی، سورتینگ و درجهبندی محصول و تفکیک سیبزمینی مناسب برای مصرف تازه از محصول مورد نیاز صنایع تبدیلی، از جمله مواردی است که باید متناسب با بازار هدف درباره آنها تصمیم گرفت.
اسدیان توسعه کشاورزی قراردادی را یکی از راهکارهای هماهنگی میان تولید و بازار میداند. او معتقد است صنایع غذایی میتوانند با کشاورزان قرارداد ببندند، قیمت و شرایط خرید را از پیش مشخص کنند و با تأمین نقدینگی و حمایت از تولیدکننده، محصول مورد نیاز خود را در زمان مناسب تحویل بگیرند. به گفته او، چنین سازوکاری میتواند امکان برنامهریزی هماهنگ برای تولید، مصرف نهادهها، آبیاری، کنترل آفات و بیماریها و آمادهسازی محصول برای بازار را فراهم کند.
بااینحال، او بر ضرورت پرداخت بهموقع مطالبات تأکید میکند: «باید مشخص باشد محصول را با چه قیمتی از کشاورز میخرند و پول را چه زمانی و چگونه پرداخت میکنند؛ نه اینکه شرکتی قرارداد ببندد و کشاورز هشت یا نه ماه دنبال پولش بدود و از کشت سال بعد هم جا بماند.»
به اعتقاد اسدیان، پس از مشخصشدن بازار هدف، شیوه تولید و نحوه عرضه، میتوان درباره نوع محصول و میزان کشت آن در هر منطقه تصمیم گرفت؛ تصمیمی که باید متناسب با شرایط اقلیمی، منابع آب، زمینهای کشاورزی، نیاز بازار و ظرفیت صنایع تبدیلی باشد. او بر نقش دولت در اجرای برنامههای مربوط به الگوی کشت نیز تأکید میکند. به گفته اسدیان، ازآنجاکه بخش عمده کشاورزی در اختیار بخش خصوصی است، مدیریت الگوی کشت تنها با توصیه به کشاورزان امکانپذیر نیست و باید با سیاستهای اقتصادی، حمایتهای عملی و سازوکارهای اجرایی همراه باشد.
سیبزمینی، همچنان محصولی راهبردی در استان
با وجود کمآبی و بحران آب در همدان، سیبزمینی همچنان یکی از محصولات راهبردی استان بهشمار میرود و با توجه به نقش آن در سبد غذایی خانوار و اهمیت امنیت غذایی، نمیتوان تولید آن را نادیده گرفت. دکتر اسدیان نیز با تأکید بر اهمیت این محصول میگوید: «با توجه به شرایط استان همدان و ارتفاع از سطح دریا، سیبزمینی یک محصول استراتژیک است. این محصول بخشی از نیاز جامعه را تأمین میکند و در سبد غذایی روزانه خانوادهها کاربرد دارد. نمیتوانیم آن را حذف کنیم؛ بحث امنیت غذایی هم مطرح است و با توجه به شرایط سیاسی کشور و محاصره اقتصادی، باید بتوانیم بخشی از نیاز کشور را خودمان تأمین کنیم.»
در کنار حفظ تولید، کاهش مصرف آب نیز ضروری است. سوزنچی معتقد است کشت بهاره سیبزمینی میتواند در کاهش مصرف آب مؤثر باشد. اسدیان نیز با اشاره به روشهای نوین آبیاری میگوید استفاده از این روشها میتواند نیاز آبی کشت را به میزان قابلتوجهی کاهش دهد؛ روشهایی که در حال حاضر نیز تا حدی در استان اجرا میشوند.
حفظ تولید سیبزمینی در همدان به برنامهریزی برای الگوی کشت متناسب با منابع آب و نیاز بازار، توسعه روشهای نوین آبیاری و حمایت عملی از کشاورزان نیاز دارد. خرید مستقیم و قراردادی محصول نیز، در کنار مدیریت هزینههای توزیع، نظارت بر قیمت عرضه و پرداخت بهموقع مطالبات، میتواند به ساماندهی بازار کمک کند. با اجرای درست این اقدامات، میتوان امیدوار بود که سیبزمینی با قیمت مناسبتری به دست مصرفکننده برسد و تولید آن نیز برای کشاورز صرفه اقتصادی داشته باشد.