
انگار به موازات جنگ میان ایران با آمریکا و اسرائیل در شورای شهر تهران نیز میان حامیان و مخالفان علیرضا زاکانی، شهردار تهران، جنگ است و در روزهای اخیر علاوه بر آنکه خبر طرح استیضاح زاکانی به گوش رسید، موافقان و مخالفان او در فضای مجازی از خجالت هم درآمدند و با ادبیاتی تند علیه یکدیگر موضع گرفتند.
به گزارش روز نو متقاضیان استیضاح دلایلی را مطرح میکنند از جمله: ابهام و نبود شفافیت درباره قراردادهای چندمیلیاردی شهرداری با چین، در اختیار اعضای شورا قرار نگرفتن متن و جزئیات قراردادها، ابهام درباره سفرها و خریدهای انجامشده از چین، ناکارآمدی در اداره شهر و وضعیت نامناسب نظافت محلهها، بیثباتی مدیریتی و جابهجایی مکرر مدیران مترو، انتقاد از روند انتصابها و تأخیر در اجرای تذکرها و تکالیف نظارتی شورا، ادعای دخالت داماد زاکانی در امور برخی سازمانها و شرکتهای شهرداری، انتقاد از طرح تورم صفر شهرداری تهران.
در مقابل این دلایل مخالفان استیضاح باور دارند که این دلایل فرع انگیزههای سیاسی در استیضاح زاکانی است. برای مثال محمد آخوندی، عضو شورای شهر تهران در شبکه اجتماعی «ایکس» نوشت: «مردم شریف تهران، تجریش و ری بدانید معدود افرادی در شورای شهر، چون فرد مورد نظرشان شهردار نشد از روز اول در کار شهرداری سنگاندازی کردند و این روزها به دنبال استیضاح زاکانی هستند و برخلاف منویات رهبری عامل اختلاف و دودستگی و سوءاستفاده دشمن شدهاند. به زودی آنها را رسوا میکنیم». او همچنین کسانی که برای استیضاح زاکانی تلاش میکنند را افرادی «نوکسیه» خوانده است.
آخوندی همچنین در توئیت خود، بدون نام بردن از اعضا، مدعی شده شماری از همکارانش، خود را به محمدباقر قالیباف منتسب میکنند و از طریق یک کانال، دروغ میپراکنند. او از رئیس مجلس خواسته علنا اعلام کند این افراد ارتباطی با او ندارند. مهدی اقراریان از موافقان استیضاح هم در نوشتهای کنایهآمیز از عضوی سخن گفته که بهجای نمایندگی مردم، واسطه رئیس خود شده است. گفتنی است اقراریان در ماههای اخیر در نقد مدیریت شهری از مفاهیمی همچون «حکمرانی نمایشی» استفاده کرده است که واکنشهای تند حامیان زاکانی را به دنبال داشته است.
کشمکش در شورا در میانه جنگ!
این بگومگوها در شورای شهر تهران و تلاشها برای استیضاح زاکانی و البته پاسخهای تند حامیان زاکانی به مخالفان او در شرایطی انجام میشود که کشور در یکی از حساسترین مقاطع زمانی خود به سر میبرد و هیچ بعید نیست در همین ایام جنگی دوباره سر بگیرد. خاصه آنکه فارغ از جناحبندی سیاسی زاکانی و صرفا بر اساس معیار کار و فعالیت باید گفت علیرضا زاکانی به ویژه در دوران جنگ تمام تلاش خود را برای استمرار خدمترسانی شهری به کار گرفت و حتی حملات سنگین آمریکا و اسرائیل به تهران و حومهاش باعث نشد وقفهای عمده در امور شهری دیده شود. حتی شهرداری تهران در دوره جنگ مسئولیتهایی فراتر از وظایف روزمره را پذیرفت و تلاش کرد تا حد امکان، جریان عادی زندگی در پایتخت را حفظ کند.
عملکرد قابل دفاع شهرداری در دوران جنگ
یکی از آن اقدامات، پذیرش مسئولیت کامل بازسازی و نوسازی واحدهای مسکونی آسیبدیده بود. در حوزه اسکان اضطراری نیز شهرداری ظرفیت ۴۵هتل را برای اسکان حدود ۶ هزار و ۵۰۰ نفر فراهم کرد و خدمات پزشکی و روانشناسی رایگان به آسیبدیدگان ارائه داد. رئیس کمیته ایمنی شورای شهر نیز با اشاره به هزینههای شهرداری، از پرداخت دو همت برای خرید لوازم منزل، ۴.۵همت برای تعمیر خانههای آسیبدیده و ۲.۵همت ودیعه مسکن خبر داد. وضعیت شهر نیز در دوران جنگ گرچه به دلیل ادامه حملات شرایطی کاملا عادی نداشت، اما معابر شهری به محض اصابت موشکی از سوی آمریکا و اسرائیل، باز میشد و تقریبا هیچ معبری بیش از چند ساعت مسدود نماند.
همچنین میادین میوه و ترهبار و فروشگاههای شهروند فعال ماندند و شهرداری با عرضه ذخایر از پیش اندیشیده شده، تلاش کرد از موج گرانی مواد غذایی جلوگیری کند. یکی دیگر از اقدامات در این دوره، رایگانشدن مترو و بیآرتی در میانه جنگ بود. سخنگوی شهرداری این تصمیم را اقدامی برای «تقویت تابآوری اجتماعی» و کاهش هزینههای روزمره مردم توصیف کرد. همچنین بخشی از ایستگاههای مترو با توجه به ظرفیتشان بهعنوان پناهگاه اضطراری در نظر گرفته شدند. در حوزه مدیریت بحران نیز در دوره جنگ شهرداری تهران مناسب عمل کرد؛ به نحوی که در حد مقدور هرجا آسیب میدید، آواربرداریهای اولیه به سرعت انجام میشد.
گرچه میتوان برخی سیاستهای شهری زاکانی در دوران پیش از جنگ را در معرض انتقاد قرار داد و حتی شخص خودش را نیز از منظر سیاسی نقد کرد، اما واقعیت این است که عملکرد شهرداری تهران در دوران جنگ قابل قبول بوده است و عجیب است در شرایطی که مدت زیادی هم به پایان این دوره از شورای شهر باقی نمانده است و در حالی که کشور در میانه جنگ قرار دارد، برخی از نمایندگان طرح استیضاح او را بار دیگر پیش کشیدهاند. نکته مهم دیگر آن است که در صورتی که زاکانی استیضاح شود - که احتمالش کم است- ممکن است تهران با وضعیت بیشهرداری مواجه شود و اگر سرپرست هم برای شهرداری تهران تعیین شود، سرپرست مدتی طول میکشد تا نسبت به اوضاع مسلط شود و اگر همه اینها در حالی رخ دهد که جنگی در بگیرد، وضعیت تهران به عنوان پایتخت ایران دچار بحران خواهد شد.
شائبه سیاسیکاری در موضوع استیضاح
موضوع دیگر شائبه سیاسیکاری در استیضاح زاکانی است؛ به این معنی که اولا دلایل اعلامی برای استیضاح به قدر کفایت نیست؛ به ویژه در شرایط جنگی و ثانیا با بررسی پیشینه اختلافات میتوان دریافت اکنون صرفا عملکرد زاکانی و شهرداری تهران مسئله استیضاحکنندگان نیست و برکنار کردن زاکانی به یک مسئله هویتی برای عدهای از نمایندگان تبدیل شده است و آنها به هر شکل که شده میخواهند تا دوره شورای کنونی تمام نشده، زاکانی را استیضاح کنند تا قدرت خود را به رقبای خود یعنی موافقان زاکانی اعلام کنند. البته ناگفته نماند که حامیان زاکانی در شورا نیز بر این آتش دامن میزنند و با اعلام مواضع تند علیه طیف مقابل تنشها را افزایش میدهند و به نوعی ناخواسته مخالفان زاکانی را به سمت طرح دوباره استیضاح هل میدهند!
پیشینه کشمکشها
سال ۱۴۰۳ بود که کارزاری با عنوان «نه به زاکانی» به راه افتاد. برخی چهرههای محیط زیستی هم از این کارگزار حمایت کردند و گفته شد که در مدت ۹۱ روز ۱۲۱ هزار امضا علیه زاکانی جمع شد که البته حامیان زاکانی این عدد را دروغ خواندند. در مقابل، حامیان زاکانی دست به راهاندازی کارزاری متقابل با عنوان «حمایت از شهردار مومن و انقلابی تهران و درخواست ابقای ایشان» زدند که به گفته همشهری، تعداد امضاها در دو روز از مرز ۱۳۰ هزار امضا عبور کرد.
در همان زمان نرجس سلیمانی، عضو شورای شهر تهران با اشاره به مرخصی انتخاباتی طولانی زاکانی، وضعیت شهر در غیاب او را بهتر توصیف کرد و گفت: «زمانی که مقبولیت از دست رود، از مشروعیت کار خاصی برنمیآید». او سپس با انتقاد مستقیم از ثبتنام زاکانی در انتخابات ریاستجمهوری، شهر را نیازمند مدیری دانست که به گفته او «هر دم در هوس جای دیگر نباشد».
این سخنان با واکنش تند محمد آقامیری، رئیس کمیته عمران و از حامیان سرسخت زاکانی، مواجه شد که مدعی شد او در دو دهه گذشته اقدامات مؤثری در تهران انجام داده است. تنش، اما به همینجا ختم نشد و در ادامه افرادی مانند مهدی اقراریان استعفای زاکانی را بهترین گزینه دانستند. مهدی چمران، رئیس شورا، اما از زاکانی حمایت کرد و گفت: «زاکانی از شهرداری تهران نمیرود و باید طبق معمول به روال کار خود ادامه دهد. رفتن در سال آخر دوره شورا معنایی ندارد».
سروری: استیضاحی در کار نیست
پرویز سروری، نایب رئیس شورای شهر تهران، اکنون درباره آخرین وضعیت استیضاح زاکانی در گفتوگو با «هفتصبح» میگوید: «استیضاح آقای زاکانی اساسا در شورا مطرح نیست و برخی از نمایندگان آرزوهای خود را مطرح میکنند و به جای در نظر گرفتن مصالح ملی از آرزوهای سیاسی خود سخن میگویند و ناخواسته زمینه امیدواری مردم را به ناامیدی تبدیل میکنند. اکنون شهرداری تهران در حال رفع مشکلات شهری است و باید به کارش ادامه دهد، اما گویا برخی از عملکرد خوب شهرداری تهران عصبانی هستند. کسانی که سودای استیضاح آقای زاکانی را در سر دارند در این پنج سال نتوانستند کاری کنند، چه رسد به حالا که شهردار تهران در اوج محبوبیت قرار دارد».
او ادامه داد: «اکنون کشور در جنگ وجودی است و وضعیت تقابل نظامی میان ایران با دشمنان ایران تشدید شده است. در این شرایط مردم نیازمند آرامشاند و عجیب است برخی که نماینده مردماند، به جای آرامشبخشی به ملت، به طرح مسائلی میپردازند که زمینه ناامیدی را ایجاد میکند. این رویکرد از شهروندان عادی هم انتظار نمیرود، چه برسد به نماینده مردم در شورای شهر. نماینده باید درد مردم را درک کند و درصدد رفع آن درد باشد. چه منطقی پشت استیضاح شهردار وجود دارد؟
اصلا چه سودی در چنین استیضاحی هست؟ تردیدی نیست که همین خبر اقدام به استیضاح برخی نمایندگان مورد سوءاستفاده رسانههای معاند از جمله اینترنشنال میشود و آنها در ضدیت با نظام چنین خبری را وایرال میکنند». همچنین سروری درباره اینکه از نظر فنی آیا احتمال استیضاح وجود دارد یا خیر، چنین اعلام نظر کرد: «خیر، امکان چنین امری وجود ندارد. برای استیضاح باید دوسوم نمایندگان رأی به استیضاح بدهند که اصلا چنین حالتی در شرایط فعلی قابل تصور نیست. امروز حتی اکثر نمایندگانی که در گذشته منتقد آقای زاکانی بودند، عملکرد او و مجموعه شهرداری تهران در دوران جنگ را تحسین میکنند؛ بنابراین کسانی که هنوز بر استیضاح اصرار میکنند در اقلیت کامل به سر میبرند».
استیضاح نامطلوب؛ چه در قبال زاکانی، چه در قبال عراقچی
با این وصف و بر اساس آنچه نایبرئیس شورای شهر تهران به «هفت صبح» گفت در مقام عمل استیضاح زاکانی میسر نیست. حال پرسش آن است چرا وقتی در زمین واقعیت زاکانی استیضاح نمیشود، برخی سعی در طرح این موضوع و رسانهای کردنش دارند. حتما تا پیش از جنگ میشد گفت که نقدهایی به عملکرد زاکانی وجود دارد و البته بحثهای درونی شورا را نیز حق نمایندگان در نظر گرفت، اما بعد از جنگ وضعیت متفاوت شد و از یک سو عملکرد شهرداری قابل دفاع نمود و از سوی دیگر بر اساس شرایط کشور و البته هشدارهای رهبری به ضرورت حفظ انسجام و پرهیز از اختلافات غیرموجه و حتی موجه ایجاب میکند که همه امور کشور در مطمئنترین حالت خود ادامه یابد تا از رهگذر اختلافات داخلی کشور دچار آسیب نشود.
این استدلال درباره عباس عراقچی، وزیر امور خارجه نیز صادق است و بیتردید آنهایی که در مجلس عزم استیضاح او را کردهاند، در معرض این نقد قرار دارند که چرا در میانه جنگ فضا را بر دستگاه دیپلماسی کشور سخت میکنند و به فرض آنکه عراقچی استیضاح شود، آیا اداره بخش دیپلماسی کشور، دچار آسیب نمیشود؟ البته که همه اینها همانطور که مطرح شد، در حالی است که احتمال استیضاح زاکانی بسیار پایین است و به نظر میرسد مانند دفعات پیش که استیضاح او رأی نیاورد، باز هم استیضاحش به ثمر نمیرسد، اما به همین میزان که خبر طرح استیضاح او در کشور مطرح میشود نیز، زمینه ناآرامی افکار عمومی را فراهم میکند.