به روز شده در: ۰۲ آبان ۱۴۰۵ - ۱۱:۳۰
کد خبر: ۷۷۲۲۴۶
تاریخ انتشار: ۱۰:۳۲ - ۰۲ آبان ۱۴۰۵

دکترین دست مرده چیست؟

روزنو :ارتباط سامانه دست مرده با ایران که اخیرا از سوی برخی تحلیلگران از جمله مهدی خراتیان مطرح شده، آن است که ایران نیز در صورت قطع ارتباط فرماندهان با مرکز یا ترور چند لایه از سطوح فرماندهی، قدرت دفاعی خود را همچنان داشته باشد. به بیان دیگر باید دکترین دست مرده را درباره ایران فراتر از تحلیل فنی آن سامانه در نظر گرفت. به این معنی که باید به الگویی از تفویض پیشین اختیار پاسخ تلافی‌جویانه به لایه‌های پایین‌تر فرماندهی اشاره کنیم؛ الگویی که ایران برای تضمین بقای بازدارندگی خود در برابر حملات گسترده آمریکا و اسرائیل و ترور فرماندهان ارشد می‌تواند به کار بگیرد.

دکترین دست مرده چیست؟

فضای میان ایران، آمریکا و اسرائیل هر روز پرتنش‌تر می‌شود و بسیاری از تحلیلگران باور دارند که اولا ممکن است بار دیگر آمریکا و اسرائیل علیه ایران وارد جنگ شوند و ثانیا شاید جنگ احتمالی آینده بسیار شدیدتر از دوره‌های قبلی باشد؛ چه آنکه بار‌ها احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای علیه ایران مطرح شده است و اخیرا نیز ترامپ گفت در حمله به کوه کلنگ می‌خواهد از سلاح «مادر همه بمب‌ها» استفاده کند؛ بمبی که گرچه هسته‌ای نیست، اما دامنه تخریبش در سطح بسیار زیاد است.

به گزارش روز نو از این سو نیز ایران گفته است که در جنگ آینده از موشک‌هایی رونمایی می‌کنیم که آمریکا تصورش را نیز نمی‌تواند بکند و گفته‌اند ما نیز از «پدر موشک‌ها» استفاده خواهیم کرد.

در این میان، اما یک نظریه تازه مطرح شده است؛ آنکه ایران می‌خواهد از دکترین «دست مرده» استفاده کند؛ سازوکاری که اشاره به قدرت بازدارندگی ایران دارد؛ به این معنی که حتی در شرایط از کار افتادن ساختار فرماندهی، توان پاسخ‌دهی نظامی ایران از کار نمی‌افتد و اگر اسرائیل و آمریکا فرماندهان دیگری از ایران را ترور کنند، پاسخ نظامی ادامه خواهد داشت. این موضوع البته به حمله احتمالی هسته‌ای نیز مربوط می‌شود؛ به این معنی که اگر هر نوع حمله هسته‌ای رخ دهد، ایران ممکن است بخواهد از سلاح‌هایی در اندازه تخریب‌گری سلاح هسته‌ای استفاده کند.

البته این سازوکار به شکلی دیگر در جریان جنگ ۱۲ روزه و به ویژه جنگ ۴۰ روزه به کار گرفته شد. به این شکل که اختیار حملات نظامی به فرماندهان محلی واگذار شده بود و در شرایطی که امکان کسب دستور از مرکز مهیا نبود، مقامات محلی خود دستور حمله را صادر می‌کردند. این سازوکار باعث شد اولا سیاست اسرائیل و آمریکا مبنی بر از کار انداختن قدرت دفاعی ایران به وسیله ترور فرماندهان نظامی با شکست مواجه شود و ثانیا قدرت ارزیابی را از ارتش آمریکا و اسرائیل بگیرد و آنها در میانه جنگ نتوانستند پیش‌بینی دقیقی از شکل، موقعیت و ابعاد حملات ایران داشته باشند. حالا هم طرح دکترین «دست مرده» به چنان سازوکاری اشاره دارد که ایران حتی در شرایط قطع ارتباط فرماندهان با مرکز یا ترور چند رده دیگر از فرماندهان، قدرت دفاعی خود را همچنان حفظ کند.

خاستگاه تاریخی؛ پریمیتر در میان جنگ سرد

دکترین دست مرده، اما برای نخستین‌بار در اتحاد جماهیر شوروی با نام «پریمیتر» مطرح شد؛ سامانه‌ای خودکار یا نیمه‌خودکار که در صورت نابودی کامل رهبری سیاسی و فرماندهی نظامی در یک حمله هسته‌ای، توانایی پاسخ تلافی‌جویانه ویرانگر را تضمین کند. این سامانه که بر این مبنا استوار بود که حتی «قطع سر» رهبری شوروی نباید مانع شلیک خودکار زرادخانه هسته‌ای شود. ریشه‌های دکترین دست مرده به اوایل دهه ۱۹۸۰ و اوج تنش‌های جنگ سرد بازمی‌گردد؛ زمانی که شوروی نگران آن بود که دقت فزاینده موشک‌های بالستیک زیردریایی‌پایه آمریکا، امکان یک حمله نخست برای خلع‌سلاح شوروی یا قطع سر را فراهم کند؛ حمله‌ای که مراکز فرماندهی و رهبری شوروی را پیش از صدور فرمان شلیک نابود کند.

شوروی برای مقابله با چنین سناریویی سامانه‌ای را با نام «پریمیتر» طرحی کرد که در غرب به نام «دست مرده» شهرت یافت. منطق بنیادین این سامانه بر اصل «نابودی متقابل تضمین‌شده» استوار بود؛ به این معنی که اگر دشمن بداند که حتی نابودی کامل رهبری شوروی نیز به پاسخ هسته‌ای خودکار منجر می‌شود، انگیزه‌ای برای حمله نخست نخواهد داشت. این سامانه همچنین به کاهش خطر تصمیم‌گیری عجولانه بر اساس هشدار‌های کاذب کمک می‌کرد؛ به نحوی که رهبری جنگ می‌توانست سامانه را فعال کند و با اطمینان از پاسخ تضمین‌شده، منتظر تأیید وقوع حمله بماند.

سازوکار فنی دست مرده

پریمیتر یا همان دست مرده صرفا یک سامانه دفاع موشکی نیست، بلکه یک «ماشه خودکار آخرالزمانی» است؛ به این نحو که در حالت عادی غیرفعال است و تنها در شرایط بحرانی و با فرمان عالی‌ترین مقام ستاد کل نیرو‌های مسلح فعال می‌شود. پس از فعال‌سازی، شبکه‌ای از حسگر‌ها شامل حسگر‌های لرزه‌ای، نوری، تشعشعی و فشارسنجی، وقوع انفجار‌های هسته‌ای را پایش می‌کنند و در صورت شناسایی حمله، سامانه یک راکت فرماندهی پرتاب می‌کند که به جای کلاهک، به فرستنده رادیویی مجهز است و دستور پرتاب را به سیلو‌های موشکی و زیردریایی‌ها منتقل می‌کند.

روایت‌ها درباره میزان خودکار بودن نهایی فرایند متفاوت است. برخی منابع جدیدتر نشان می‌دهند که حتی پس از فعال‌سازی، مرحله نهایی پرتاب ممکن است نیازمند تأیید انسانی در یک پناهگاه محافظت‌شده باشد تا خطر شلیک اشتباه کاهش یابد. با این حال، تصویر عمومی از «دست مرده» همان تصویری است که مدودف در سال ۲۰۲۵ با اشاره به آن، ترامپ را خشمگین کرد. او گفته بود: «سامانه‌ای که پس از مرگ همه انسان‌های تصمیم‌گیر، همچنان می‌تواند جهان را به پایان برساند». البته این سامانه صرفا در اختیار روسیه نیست و آمریکا نیز سامانه‌ای مشابه دارد.

ارتباط دکترین دست مرده با ایران

ارتباط سامانه دست مرده با ایران که اخیرا از سوی برخی تحلیلگران از جمله مهدی خراتیان مطرح شده، آن است که ایران نیز در صورت قطع ارتباط فرماندهان با مرکز یا ترور چند لایه از سطوح فرماندهی، قدرت دفاعی خود را همچنان داشته باشد. به بیان دیگر باید دکترین دست مرده را درباره ایران فراتر از تحلیل فنی آن سامانه در نظر گرفت. به این معنی که باید به الگویی از تفویض پیشین اختیار پاسخ تلافی‌جویانه به لایه‌های پایین‌تر فرماندهی اشاره کنیم؛ الگویی که ایران برای تضمین بقای بازدارندگی خود در برابر حملات گسترده آمریکا و اسرائیل و ترور فرماندهان ارشد می‌تواند به کار بگیرد.

البته این تئوری درصورتی که ایران سلاح هسته‌ای داشته باشد، قدری متفاوت می‌شود و در صورت هر نوع حمله هسته‌ای از سوی آمریکا، ایران نیز از سلاح هسته‌ای استفاده خواهد کرد؛ هرچند که دسترسی به مرکز برای اخذ دستور حمله هسته‌ای وجود نداشته باشد. برخی نیز می‌گویند حتی اگر ایران سلاح هسته‌ای نداشته باشد، ساخت آن در مدت‌زمان بسیار کوتاه ممکن است. به هر صورت نمی‌توان به دقت گفت که ایران سلاح هسته‌ای دارد یا می‌تواند در کوتاه‌مدت آن را بسازد، اما حتی اگر مسئله سلاح هسته‌ای را نادیده بگیریم، همان‌طور که گفته شد، سازوکار دست مرده در ارتباط با ایران به معنی ادامه حملات بدون دسترسی به مرکز برای کسب دستور و ادامه پاسخ‌دهی به حملات آمریکا و اسرائیل است.

البته ایران در جنگ ۴۰ روزه به نوعی این سازوکار را در اختیار داشت و آن طور که گفته می‌شود واحد‌های نظامی استانی در شرایطی که فرماندهان ارشد نظامی ترور شده بودند یا آنکه دسترسی به دیگر فرماندهان ممکن نبود، به طور مستقل عمل می‌کردند. نکته دیگر آن است که ایران به عنوان کشوری بدون سلاح هسته‌ای، نمی‌تواند بازدارندگی هسته‌ای کلاسیک ایجاد کند. دست مرده در گفتمان راهبردی ایران به استعاره‌ای برای بازدارندگی از طریق تضمین پاسخ غیرقابل اجتناب تبدیل شده است؛ حتی اگر آن پاسخ هسته‌ای نباشد و شامل موشک‌های متعارف و نیرو‌های نیابتی باشد.

هدف، تحمیل هزینه غیرقابل قبول به مهاجم در هر سناریویی است. اشاره به دکترین دست مرده در ادبیات سیاسی و نظامی یک هدف دیگر هم دارد؛ آنکه به جامعه این اطمینان داده شود که ترور احتمالی فرماندهان نیز نمی‌تواند باعث پیروزی آمریکا و جلوگیری از ادامه حملات ایران شود. از سوی دیگر این پیام به آمریکا و اسرائیل هم ارسال می‌شود که در صورت حمله مجدد ایران در هر شرایطی توانایی دفاع از خود را دارد که این منظر همان هدف کلاسیک دکترین دست مرده یعنی بازدارندگی را در پی دارد. با این وصف نباید «دست مرده در ارتباط با ایران را با پریمیتر روسی یکی دانست.

پریمیتر یک سامانه فنی با حسگر‌ها و راکت فرماندهی است که برای شلیک سلاح هسته‌ای طراحی شده؛ در حالی که آنچه در ایران توصیف می‌شود، بیشتر یک ساختار سازمانی و دکترینی برای تداوم فرماندهی و پاسخ تلافی‌جویانه با سلاح‌های متعارف و نامتقارن است. با این حال، منطق بازدارندگی در هر دو یکسان است؛ تضمین پاسخ‌دهی نظامی حتی در صورت نبود فرماندهان ارشد و عدم دسترسی به ستاد مرکزی جنگ.

احتمال استفاده از سلاح هسته‌ای از سوی ایران

احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، درباره دکترین «دست مرده» و ارتباط آن با ایران به «هفت صبح» گفت: «دکترین دست مرده مختص سلاح هسته‌ای است. به این معنا که اگر رهبران اصلی روسیه هدف حمله قرار بگیرند، این سازوکار به‌گونه‌ای طراحی شده است که برای صیانت از رهبران این کشور، موشک‌های هسته‌ای به‌صورت مستقیم و بدون نیاز به صدور فرمان جدید، به سمت کشور متجاوز شلیک شوند. در ارتباط با ایران، موضوع به این شکل نیست. گاهی ممکن است زنجیره فرماندهی از هم گسسته شود. برای مثال، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها فرماندهان ما را هدف قرار می‌دهند؛ در چنین شرایطی، فرمانده جدید باید دستور دهد که کدام مواضع آمریکا و اسرائیل هدف حمله قرار بگیرند و حملات باید به سمت چه نقاطی هدایت شوند.

در شرایطی که فرماندهان اصلی ترور شوند، از قبل این اختیار به فرماندهان استانی داده می‌شود که برای مثال، روزانه ۱۵ یا ۲۰ موشک را به سمت نقاط مشخص‌شده شلیک کنند. البته ممکن است در عمل، تعداد موشک‌های شلیک‌شده بیشتر یا کمتر از این میزان باشد. این احتمال نیز وجود دارد که اگر ایران هدف حمله هسته‌ای قرار بگیرد و حمله هسته‌ای به کوه کلنگ انجام شود، ایران هم از سلاح هسته‌ای استفاده کند. نشانه‌هایی هم بر تأیید این فرضیه وجود دارد از جمله آنکه آقای رضایی در پاسخ به عاصم منیر، که گفته بود اورانیوم غنی‌شده را تحویل دهید، گفت که از آن اورانیوم چیزی نمانده است که بخواهیم بدهیم؛ اگر هم چیزی باقی مانده باشد، آن را نمی‌دهیم.

رهبر شهید نیز گفته بودند که به همان میزانی که به ما حمله شود، پاسخ خواهیم داد. مفهوم این سخن آن است که اگر آنها از بمب هسته‌ای تاکتیکی استفاده کنند، ایران نیز به همان میزان پاسخ خواهد داد؛ به این معنا که ما هم از سلاح هسته‌ای استفاده خواهیم کرد. از سوی دیگر، زمانی که روسیه یا پاکستان درباره انتقال اورانیوم غنی‌شده صحبت می‌کردند، ایران با این موضوع مخالفت کرد و پاسخ منفی داد. این موضع نشان می‌دهد که ایران سلاح هسته‌ای در اختیار دارد. همچنین، برخی نیز می‌گویند که ایران بمب هسته‌ای را از کره شمالی خریداری کرده است».

حرکت ایران به سمت دکترین هسته‌ای

او همچنین مطرح کرد: «اگر آمریکا از بمب هسته‌ای استفاده کند، ایران نمی‌تواند خاک آمریکا را هدف قرار دهد، زیرا به خاک این کشور دسترسی نداریم. بنابراین، اگر قرار باشد به هدفی حمله کنیم، باید اسرائیل را هدف قرار دهیم. مسئله دیگر این است که اگر آنها بدانند ایران بمب هسته‌ای در اختیار دارد، قدرت بازدارندگی ما افزایش خواهد یافت. آمریکا برای حمله به ایران آماده شده است، اما هنوز حمله نمی‌کند؛ زیرا درباره اینکه آیا در صورت حمله می‌تواند به نتیجه مطلوب خود برسد یا خیر، تردید دارد. ایران دامنه جنگ را گسترش می‌دهد و همین مسئله باعث شده است که آمریکایی‌ها درباره نتیجه جنگ و احتمال دستیابی به اهدافشان دچار تردید شوند.

احتمالا آمریکایی‌ها از موشک‌های زمین‌به‌زمین استفاده می‌کنند. برای مقابله با این تهدید، باید از یک سو توان پدافندی خود را تقویت کنیم و از سوی دیگر، کویت را اشغال کنیم؛ زیرا این احتمال وجود دارد که آنها حملات خود را از خاک کویت انجام دهند. اگر آنها بدانند که ایران بمب هسته‌ای در اختیار دارد و سازوکار دست مرده را به کار بیندازد، قدرت بازدارندگی ما افزایش خواهد یافت. واقعیت این است که دکترین نظامی ما به سمت یک دکترین هسته‌ای تغییر کرده است و اگر این موضوع به‌صورت علنی اعلام شود، قدرت بازدارندگی ما بیش از پیش افزایش خواهد یافت».

تشکیل پدافند هسته‌ای

حسین کنعانی‌مقدم، تحلیلگر سیاسی و نظامی، نیز درباره این موضوع به «هفت صبح» گفت: «چند بار نمایندگان مجلس از من دعوت کردند تا درباره مسئله جنگ با آنها گفت‌و‌گو کنیم. من به آنها گفتم که باید تأسیس پدافند هسته‌ای را در دستور کار قرار دهیم. به نمایندگان گفتم که اگر حمله هسته‌ای رخ دهد، باید سامانه هسته‌ای ما کارآمد باشد و نمی‌توان حمله هسته‌ای دشمن را بی‌پاسخ گذاشت. سلاح هسته‌ای در دنیا یک عامل بازدارنده است و هیچ کشوری از آن استفاده نمی‌کند، مگر در شرایطی که بخواهد تهدیدی را دفع کند. در برابر تهدید‌هایی که وجود دارد، قاعدتا باید پاسخ نامتقارن بدهیم. اگر آمریکا بخواهد با استفاده از بمب مادر به کوه کلنگ حمله کند، ما باید پایگاه‌های هسته‌ای اسرائیل را هدف قرار دهیم. چنین اقدامی می‌تواند بازدارندگی ایجاد کند. ترامپ هزینه و فایده اقدامات خود را محاسبه می‌کند، مگر اینکه بخواهد دست به اقدامی انتحاری بزند».

تعیین جانشینان فرماندهان تا پنج لایه

او ادامه داد: «ما باید شرایط را به‌گونه‌ای طراحی کنیم که بتوانیم در برابر آمریکا عملیات پیش‌دستانه انجام دهیم. در جنگ ۴۰روزه و جنگ ۱۲روزه، فرماندهان ما تمام پیش‌بینی‌های لازم را انجام داده بودند و امروز هم همان سیاست در دستور کار است؛ به نحوی که حتی اگر ارتباط با مرکز فرماندهی نیز قطع شود، جانشینان فرماندهان تا پنج لایه مشخص شده‌اند و این جانشینی‌ها به تأیید مراجع ذی‌صلاح هم رسیده است. این همان بحث آتش‌به‌اختیار است. من در جلسه‌ای با حضور آقای طائب، فرمانده بسیج، شرکت داشتم. او گفت که اگر در کشور ناآرامی نیز رخ دهد، نیرو‌ها به‌صورت آتش‌به‌اختیار عمل خواهند کرد. در جلسات کمیسیون‌های تخصصی مجلس هم طرح پدافند هسته‌ای را با جزئیات مطرح کردم و به‌طور کامل توضیح دادم و قرار شد بر اساس این توضیحات، طرح پدافند هسته‌ای را پیش ببرند».

سامانه IC۴

این تحلیلگر نظامی و سیاسی درباره چگونگی فعالیت سامانه هوشمند ایران برای پاسخ به حملات آمریکا و اسرائیل نیز مطرح کرد: ««سامانه فرماندهی و کنترل با عنوان اختصاری IC۴ پاسخ هوشمند به تهدید‌های هسته‌ای است و با استفاده از هوش مصنوعی کار می‌کند. تمام سناریو‌ها در این سامانه پیش‌بینی شده‌اند و به این شکل نیست که فرمانده صرفا دستش را روی دکمه بگذارد و فرمان شلیک صادر کند. سامانه‌های روسیه و آمریکا نیز بر اساس سناریو‌های مختلف طراحی شده‌اند. این سامانه در حوزه نیرو‌های نظامی ما نیز فعال است. نیرو‌های زمینی، هوایی، هوانیروز و بسیج فعال هستند و فرماندهی و صدور فرمان نیز در همین چارچوب انجام می‌شود. از این نظر، دغدغه‌ای وجود ندارد، اما باید ببینیم تهدید‌های آمریکا و اسرائیل در ادامه مسیر به چه اندازه است تا بر اساس آن تهدید‌ها اقدام مقتضی رخ دهد».

پاسخی بدون آتش‌بس

کنعانی‌مقدم همچنین در تحلیل اینکه آیا جنگی دوباره رخ می‌دهد یا خیر، بیان کرد: «ترامپ به دنبال نبرد نهایی است تا حمله‌ای انجام دهد، خود را پیروز جنگ معرفی کند و از جنگ خارج شود، اما کار به همین‌جا ختم نمی‌شود و اگر آمریکا حمله کند پاسخ ما بدون آتش‌بس خواهد بود. دیگر شرایط به این شکل نخواهد بود که آنها حمله کنند، ما پس از آن آتش‌بس را بپذیریم و سپس جنگ دوباره آغاز شود. این الگو دیگر کنار گذاشته شده است و شورای عالی امنیت ملی به این چرخه پایان داده است. در عین حال باید هشیار باشیم که در این میان اسرائیل هم دنبال دور تازه‌ای از ترور مقامات ماست».

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار