
جنگی که آمریکا و اسرائیل در ۹ اسفند ۱۴۰۴ علیه ایران آغاز کردند، رسماً پایان نیافته است. توافق ۷ تیر فقط تبادل حملات را متوقف کرد؛ محاصرهی دریایی آمریکا برقرار ماند و مذاکرات هستهای به نتیجه نرسید. اکنون دو انتخابات در پیش است، یکی در اسرائیل در ۵ آبان و دیگری انتخابات میاندورهای آمریکا در ۱۲ آبان، و باید دید آتشبس تا آن روزها و پس از آن چه سرنوشتی پیدا میکند.
به گزارش روز نو هفتهی گذشته تنش در دریا بالا گرفت. بنا بر گزارشها دستکم ده کشتی از یکشنبه ۱۹ مهر در تنگهی هرمز و اطراف آن هدف قرار گرفتهاند، بیشترین شمار در یک بازهی مشابه از آغاز جنگ، و دو کشتی کانتینری غرق شدهاند. فرماندهی ارتش ایران گفته تنگه تا زمان رعایت «حقوق» ایران بسته میماند. آمریکا میگوید کشتیرانی ادامه دارد.
از واشنگتن در همین مدت دو پیام متفاوت شنیده شد. ترامپ در ۱۶ مهر گفت تا پیش از انتخابات میاندورهای به ایران حمله نمیکند و محاصره با قوت ادامه مییابد. پنج روز بعد، در یک تجمع انتخاباتی، گفت بهزودی دربارهی ایران تصمیم میگیرد. کانال ۱۲ اسرائیل هم گزارش داده که نتانیاهو هفتهی گذشته از او خواسته جنگ را پیش از انتخابات ۵ آبان از سر بگیرد. گادی آیزنکوت، رئیس سابق ستاد ارتش اسرائیل، میگوید از هیچ تحول حیاتی که حملهی فوری را توجیه کند خبر ندارد.
نتانیاهو خودش هم وارد ماجرا شده است. دفتر او گزارش کانال ۱۲ را تکذیب کرد و خود او در ۲۲ مهر در رادیو ارتش گفت زمان برای حملهی پیشدستانه مناسب نیست و حتی اگر ایران موشک شلیک کند، مقصر را او خواهند دانست. این جملهها در شرایطی گفته شده که منتقدانش او را به دنبال درگیری نظامی پیش از رأیگیری میدانند، و هزینهی سیاسی هر اقدام بعدی را بالا میبرد: اگر پیش از ۵ آبان حملهای از سوی اسرائیل رخ دهد، همین اظهارات بهسادگی علیه او به کار گرفته میشود. با این حال این تعهد الزامآور نیست و فقط بازهی پیش از انتخابات را در بر میگیرد. او دربارهی حمله پس از انتخابات سخنی نگفته و تکرار کرده که اگر ایران یا متحدانش حمله کنند، پاسخ قاطع خواهد داد. پس میتوان این اظهارات را قیدی سیاسی دانست که هزینهی عقبنشینی را بالا میبرد، هرچند راه را کاملاً نمیبندد.
سیانان در ۲۳ مهر نوشت آمریکا استفاده از «مادر بمبها» علیه ایران را بررسی میکند. بررسی یک گزینه هنوز تصمیم نیست، و گزارشهایی از این دست گاهی بخشی از فشار پشت میز مذاکره است. در خود مذاکرات هم نشانهای از نزدیک شدن دیده نمیشود. جیدی ونس در ۱۴ مهر از پذیرش کاهش «معنادار» ظرفیت غنیسازی سخن گفت و چند روز بعد اسلامی، از مقامهای ایران، تأکید کرد که تهران بههیچوجه غنیسازی را کنار نمیگذارد. واشنگتن ایران را به کشدادن گفتوگوها متهم میکند و تهران آمریکا را مقصر میداند، چون آتشبس و خروج اسرائیل از لبنان را تضمین نکرده است.
جبههها هم فقط به خلیج فارس محدود نماندهاند. به گزارش سیبیاس، حمله به فرودگاه ریاض در ۱۸ مهر ۱۳ کشته و بیش از ۳۰۰ زخمی بر جا گذاشت، از جمله یک شهروند آمریکایی. درگیری حوثیها با عربستان بالا گرفته و اسرائیل نیز در برابر حملهی احتمالی حوثیها در آمادهباش است. اگر این جبههها گستردهتر شوند، هزینهی سیاسی جنگ برای دولت ترامپ بالا میرود، بهویژه که نظرسنجیها نشان میدهد اکثریت آمریکاییها آغاز جنگ را تصمیمی نادرست میدانند.
جملهای از خود ترامپ هم در این میان جالب است. او در یک تجمع گفته شاید آمریکا در ترور رهبران ایران زیادهروی کرده باشد، چون حالا نمیداند با چه کسی طرف است. اگر این اظهار جدی باشد، دستکم نشان میدهد طرف آمریکایی مخاطب روشنی در تهران نمیبیند. توافق با طرفی که هویتش مبهم است دشوارتر میشود.
سه مسیر را میتوان تصور کرد. نخست، آتشبس تا ۱۲ آبان به همین شکل نیمهجان بماند؛ قول علنی ترامپ و نگرانی او از رأیدهندگان این را محتملتر میکند. دوم، فشار اسرائیل یا یک حادثهی دریایی بزرگ، مثلاً غرق شدن کشتیای با تلفات سنگین، پیش از آن تاریخ همهچیز را به هم بزند؛ این سناریو بعید نیست، هرچند اکنون شواهد روشنی برایش وجود ندارد. سوم، گفتوگوها پس از انتخابات جان تازه بگیرند، که با موضع فعلی دو طرف دربارهی غنیسازی خوشبینانه به نظر میرسد.
شاید دقیقتر این باشد که آتشبس اکنون به دو تقویم انتخاباتی و یک تنگهی پرحادثه تکیه دارد. پس از ۱۲ آبان، تصمیم دربارهی ایران دیگر به حساب رأی گره نمیخورد و به برآورد هزینه و فایده برمیگردد. هنوز روشن نیست آن برآورد به کدام سو خواهد رفت، اما اگر محاصره و درگیری دریایی تا آن روز بیتغییر بماند، فشار برای تصمیمگیری بیشتر خواهد شد.