
بانک پاسارگاد با همزمانی چند شاخص نگرانکننده روبهرو شده است؛ بر اساس خبر ارائهشده از صورتهای مالی تازه، هزینهها و بدهی به سایر بانکها افزایش یافته و نسبت کفایت سرمایه نیز به حدود حداقل مقرر رسیده است. کنار هم قرارگرفتن این تغییرات، ضرورت پاسخگویی مدیران درباره کیفیت رشد و توان مالی بانک را پررنگ میکند.
به گزارش خبرنگار روزنو،برای بانکی که منابع سپردهگذاران را مدیریت میکند، اعلام سود و گسترش فعالیتها تنها بخشی از کارنامه است. بخش تعیینکننده، توان کنترل هزینهها، تأمین نقدینگی و حفظ سرمایه کافی برای مواجهه با زیانهای احتمالی است؛ مؤلفههایی که باید مبنای ارزیابی عملکرد مدیریت پاسارگاد قرار گیرند.
کفایت سرمایه در مرز حداقل؛ جای برنامه تقویت سرمایه کجاست؟
نزدیکشدن نسبت کفایت سرمایه به کف مقرر، به معنای کاهش فاصله بانک با حداقل الزام نظارتی است. این وضعیت لزوماً نشاندهنده بحران نیست، اما فضای مانور بانک برای پذیرش ریسک و توسعه فعالیتها را محدودتر میکند.
مدیران پاسارگاد باید توضیح دهند چه عواملی این نسبت را تحت فشار قرار داده است؛ رشد داراییهای موزون به ریسک، تغییر در سرمایه نظارتی یا ترکیبی از این عوامل؟ همچنین برنامه تقویت سرمایه باید با مبلغ، روش تأمین و زمانبندی مشخص اعلام شود. سهامداران به برنامهای قابلارزیابی نیاز دارند، نه صرفاً وعده بهبود شاخصها.
رشد هزینهها؛ فشار بر سودآوری از کجا میآید؟
افزایش هزینهها زمانی هشدار جدیتری است که درآمدهای پایدار نتوانند متناسب با آن رشد کنند. بدون بررسی جزئیات صورتهای مالی، نمیتوان منشأ این افزایش را صرفاً به سود سپردهها، هزینههای اداری یا سایر اقلام نسبت داد؛ اما مسئولیت بانک برای تشریح این تغییر روشن است.
پاسارگاد باید مشخص کند کدام هزینهها افزایش یافته، سهم هرکدام چقدر بوده و چه اثری بر سودآوری داشته است. رشد سود اسمی نیز بهتنهایی پاسخ این پرسش نیست؛ باید معلوم شود چه میزان از سود از فعالیت مستمر بانکی حاصل شده و حفظ آن در دورههای بعد تا چه اندازه امکانپذیر است.
بدهی بیشتر به بانکها؛ تأمین مالی با چه هزینهای؟
افزایش بدهی به سایر بانکها نیز نیازمند توضیح دقیق است. این افزایش بهتنهایی اثباتکننده کمبود ساختاری نقدینگی نیست؛ ماهیت بدهی، سررسید، نرخ تأمین مالی و روند آن در چند دوره باید بررسی شود. بااینحال، اگر اتکا به این منابع تداوم پیدا کند و هزینه بالایی داشته باشد، میتواند فشار بیشتری بر سودآوری وارد کند.
مدیریت بانک باید روشن کند این بدهیها برای پاسخ به نیاز موقت ایجاد شدهاند یا به بخشی مستمر از شیوه تأمین منابع تبدیل شدهاند.
همزمانی رشد هزینهها و بدهی بینبانکی با رسیدن کفایت سرمایه به حوالی حداقل مقرر، موضوعی نیست که با تأکید بر بزرگی بانک از کنار آن عبور کرد. مطالبه اصلی از مدیران پاسارگاد، انتشار توضیح مستند و برنامه اصلاحی قابلسنجش است؛ برنامهای که نشان دهد بانک چگونه هزینهها را مهار میکند، وابستگی به منابع بینبانکی را مدیریت میکند و حاشیه اطمینان سرمایه را افزایش میدهد.