به روز شده در: ۱۴ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۲۰
کد خبر: ۷۶۴۶۹۱
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۲ - ۱۴ شهريور ۱۴۰۵

تنگه هرمز باعث جدایی تهران و پکن می‌شود؟

روزنو :داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی در گفتگو با خبرآنلاین تاکید کرد: برآورد ساختار چین بر این است علی‌رغم افزایش حیرت‌انگیز توان چین در اقتصاد بین‌الملل، توان بازآرایی توازن مشابه دوران جنگ سرد و جایگزین شدن به جای شوروی در مقابل آمریکا را ندارد زیرا هنوز ساختار نظم بین‌الملل در سه وجه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جایگزین آنچه غرب در این چند سده اخیر در جهان مستقر کرده و مورد پذیرش قرار گرفته ندارد.

تنگه هرمز باعث جدایی تهران و پکن می‌شود؟ / غرایاق زندی: انسداد هرمز باعث نزدیکی آمریکا و چین است / چین تمایل ندارد آمریکا در برابر ایران موفق شود

تحولات ماه‌های اخیر بار دیگر تفاوت نگاه ایران و چین به نظم بین‌الملل و مواجهه با آمریکا را آشکار کرده است. هرچند تهران و پکن در مخالفت با یکجانبه‌گرایی واشنگتن اشتراک دارند، اما چین برخلاف ایران، همچنان به دنبال برهم زدن کامل نظم بین‌المللی موجود نیست و تلاش می‌کند در همان ساختار، جایگاه خود را تقویت کند.

تنگه هرمز نیز به یکی از نقاط مهم اختلاف رویکرد دو کشور تبدیل شده است. چین نمی‌خواهد ایران در برابر فشار آمریکا شکست بخورد، اما در عین حال با هر اقدامی که تجارت و جریان انرژی بین‌المللی را تهدید کند، مخالف است.

رفتار پکن در موضوع تحریم‌ها و حمایت از ایران نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است؛ چین از تضعیف کامل ایران استقبال نمی‌کند، اما حاضر نیست هزینه یک رویارویی مستقیم و گسترده با آمریکا را نیز بپردازد.

در همین راستا، خبرگزاری خبرآنلاین، برای بررسی دقیق تر این موضوع به گفتگو با داود غرایاق زندی، استاد علوم سیاسی دانشگاه شهید بهشتی پرداخته است.

در ادامه مشروح گفتگوی خبرآنلاین با داود غرایاق زندی را می‌خوانید؛

باور پکن این نیست که آمریکا در حال فروپاشی است / ایران قرار نیست نیروی نیابتی چین در مبارزه با آمریکا باشد

*** در روزهای اخیر جنجال‌های زیادی در مورد روابط تهران و پکن مطرح شده ‌است. صحبت‌های یک شخصیت سیاسی در مورد شرط‌های پکن برای استمرار رابطه با ایران، با تکذیب مقام‌های رسمی مواجه شد. به نظر شما وضعیت روابط ایران و چین ۶ ماه پس از تجاوز نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران و انسداد تنگه هرمز در چه شرایطی قرار دارد؟

بر خلاف گروهی در ایران، چین قائل نیست که در حال حاضر نظم بین‌الملل به سمت دوقطبی شدن یا فروپاشی آمریکا و جابجایی قدرت از غرب به سوی آسیا و شرق در حال حرکت استبه نظرم این موضوع به رویکرد از یک منظر مشابه و از منظر دیگر متفاوت دو کشور باز می‌گردد. رویکرد مشابه دو کشور ایران و چین این است که رفتار یکجانبه‌گرایی آمریکا پس از فروپاشی شوروی باید در نظام بین‌الملل تغییر کند.

این موضوع در شرایط افزایش رقابت بین دو کشور چین و آمریکا بیشتر مورد توجه قرار می‌گیرد. اما به رغم این تشابه، میان رویکرد ایران و چین تفاوت‌هایی وجود دارد. برای مثال بر خلاف گروهی در ایران، چین قائل نیست که در حال حاضر نظم بین‌الملل به سمت دوقطبی شدن یا فروپاشی آمریکا و جابجایی قدرت از غرب به سوی آسیا و شرق در حال حرکت است.

برآورد ساختار چین بر این است علی‌رغم افزایش حیرت‌انگیز توان چین در اقتصاد بین‌الملل، توان بازآرایی توازن مشابه دوران جنگ سرد و جایگزین شدن به جای شوروی در مقابل آمریکا را ندارد زیرا هنوز ساختار نظم بین‌الملل در سه وجه اقتصادی، فرهنگی و سیاسی جایگزین آنچه غرب در این چند سده اخیر در جهان مستقر کرده و مورد پذیرش قرار گرفته ندارد.

چین اگر قرار بود که در نظام اقتصادی سوسیالیستی ادامه دهد، ممکن بود به سرنوشت شوروی گرفتار می‌شد. اما چین در ساختار لیبرالی اقتصاد بین‌الملل برآمده است؛ لذا چین این ساختار اقتصادی را کارآمد و قابل قبول می‌داند و با مشارکت در آن به توان فوق‌العاده‌ای دست یافته است.

اما در عین حال سعی دارد برای کاهش فشار آمریکا و ایجاد چندجانبه‌گرایی نه قطب جدید در نظام بین‌الملل ائتلاف‌ها و سازمان‌های بین‌المللی نظیر شانگهای و بریکس را ایجاد کند.

گذار از نظم غربی را غیرممکن می‌داند و اگر در این مرحله دچار خطای محاسباتی شود ممکن است تمام راهی را که برای پیشرفت طی کرده، از دست دهددر مقابلایران خواستار دنیایی بدون آمریکای قدرتمند، امپریالیستی و استکباری است و آن را بزرگترین تهدید برای خود می‌داند و هرگونه ارتباط با این کشور را نوعی گذار از سازه معنایی جمهوری اسلامی می‌داند.

در حالی که چین به دنبال مشارکت در نظم بین‌الملل برای مقابله با یکجانبه‌گرایی آمریکا است و در حال حاضر ایجاد نظم بین‌الملل جدید و گذار از نظم غربی را غیرممکن می‌داند و اگر در این مرحله دچار خطای محاسباتی شود ممکن است تمام راهی را که برای پیشرفت طی کرده، از دست دهد.

لذا تا جایی که در این نظام اقتصادی بین‌الملل بتوان کار کرد و چندجانبه‌گرایی ترویج کرد، موافق است و در عین حال توان این مسیر را باید خود کشورها متحمل شوند و چین قرار نیست حامی قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای برای ایجاد یک نظم بین‌الملل باشد.

پس اگر ایران تمایل دارد چین وارد درگیری مقدر و محتوم و موعود با آمریکا شود تا نظم بین‌الملل تغییر کند، اینجا همان نقطه‌ای است که دو کشور را به شدت از هم دور می‌کند. تنگه هرمز یکی از این نقاط مهم است.

اگر ایران دیگر امکان صادرات انرژی غیر از آنچه پیش از این روی دریا را داشته، نداشته باشد، خبر خوبی برای ایران در شرایط محاصره اقتصادی نیست و در عین حال ایران نیز قرار نیست به عنوان «نیروی نیابتی» چین در مبارزه با آمریکا در خط مقدم باشد. پس به نظر می‌رسد استفاده بیش از اندازه از حربه تنگه هرمز برای چین قابل قبول نباشد.

تنگه هرمز باعث جدایی تهران و پکن می‌شود؟ / غرایاق زندی: انسداد هرمز باعث نزدیکی آمریکا و چین است / چین تمایل ندارد آمریکا در برابر ایران موفق شود

چین تمایل ندارد آمریکا در برابر ایران موفق شود/ بستن تنگه هرمز نقطه احتمالی نزدیکی آمریکا و چین است

*** بسیاری از تحلیل‌گران معتقدند که رمز موفقیت آمریکا در فشار اقتصادی به ایران، قانع کردن چین به پیوستن به سیاست فشار اقتصادی است. فکر می‌کنید که آیا چینی‌ها به رغم مخالفت علنی با سیاست جنگ اقتصادی، ممکن است که پنهانی وارد همکاری با آمریکا در این زمینه شوند؟

ایران تمایل دارد که پیام خود را در مقابل هجمه آمریکا به جهان منتقل کند، با رویکرد کلی سازمان همکاری شانگهای و چین متفاوت استبر اساس آنچه پیش از این در پرسش نخست شما گفتم، این موضوع درست است که چین تمایل ندارد که آمریکا در مقابل ایران موفق شود زیرا این به نفع یکجانبه‌گرایی آمریکا است و فروپاشی سد ایران و روسیه باعث می‌شود که آمریکا وارد حیاط خلوت چین در دریای چین شود و موضوع تایوان را به ضرر چین دنبال کند.

تفاوت دیدگاه ایران و چین در اینجاست که ایران از تنگه هرمز به عنوان بازوی بازدارندگی در مقابل حمله آمریکا استفاده می‌کند و به تعبیر مارکو روبیو تنگه هرمز «سلاح هسته‌ای اقتصادی» ایران است. اما چین موافق این دیدگاه نیست زیرا بسته شدن آبراه‌های بین‌المللی نظیر تنگه هرمز، تنگه باب‌المندب و تنگه مالاکا باعث به خطر انداختن تجارت و انرژی بین‌الملل خواهد شد که چین در آن سهیم است.

چین به دنبال این است که ایران نه در مقابل آمریکا کم آورد و نه تجارت و انرژی بین‌الملل را تهدید کند. نقطه‌ای است که ممکن است آمریکا و چین را به هم نزدیک کند که هر دو به این نتیجه برسند دیگر بستن تنگه هرمز غیر قابل قبول است.

وقتی چینی‌ها نتوانند بحرانی را حل کنند، از آن عبور می‌کنند/ چین مثل آمریکا قائل به جراحی نیست

*** سیاست کلی چین نسبت به جنگ جاری در منطقه چیست و آیا فکر می‌کنید که چین راهکاری برای پایان دادن به بحران جاری داشته ‌باشد؟

استاد چینی می‌گفت ما مثل آمریکایی‌ها قایل به جراحی در منطقه نیستیم و بیشتر تمایل داریم از طب سوزنی برای رفع درد استفاده کنیمرویکرد چین با توجه به چارچوبی که در بالا اشاره شد، قدری متفاوت با آمریکا است. به یاد دارم از یک استاد چینی در دیدار از دانشگاه شهید بهشتی پرسیدیم که آیا چین برای حفظ منافع اقتصادی و انرژی خود در منطقه، وارد عمل خواهد شد؟

پاسخ وی بسیار آموزنده بود و گفت که ما مثل آمریکایی‌ها قایل به جراحی در منطقه نیستیم و بیشتر تمایل داریم از طب سوزنی برای رفع درد استفاده کنیم. او همچنین اشاره کرد که یک ضرب المثل چینی وجود دارد زمانی که ما نتوانیم بحرانی را حل کنیم آن را پشت سر می‌گذاریم. این دقیقاً رویکرد چین به بحران است که ساختار مفهومی دستگاه دیپلماسی ما با آن بیگانه است.

ایران می‌خواست پیام خود را در برابر هجمه آمریکا به جهان منتقل کند

*** آیا برگزار نشدن دیداری رسمی میان روسای جمهور ایران و چین در حاشیه نشست هفته جاری سازمان همکاری شانگهای در بیشکک قرقیزستان، نشانه‌ای در مورد وضعیت روابط ایران و چین داشت یا یک اتفاق معمول و عادی بود؟

به نظرم با توجه به شرایطی که در حال حاضر ایران در حال یک جنگ ترکیبی نظامی، اقتصادی و تبلیغاتی وسیع است و ایران تمایل داشت که پیام خود را در مقابل هجمه آمریکا به جهان منتقل کند، با رویکرد کلی این سازمان و چین متفاوت است.

لذا این دیدار سرپایی به نظرم بیانگر همین موضوع است و امری غیرعادی بوده است و نشانه خوبی در شرایط کنونی برای ایران نیست و به همین دلیل در زمانی که شی جین پینگ در منطقه است و قرار است به مصر سفر رسمی داشته باشد، حملات هوایی ایران و آمریکا ایجاد می‌شود تا آمریکا وضعیت منطقه را برای چین روشن کند.

چین نمی‌خواهد تاب‌آوری اقتصادی ایران کاهش پیدا کند/ رفتار چین در حمایت از ایران قابل پیش‌بینی است

*** مخالفت چین با بیانیه پایانی وزرای دارایی گروه ۲۰ در آمریکا که در آن به دریانوردی آزاد در تنگه هرمز اشاره شده‌بود و رفتار چین در شورای امنیت سازمان ملل متحد در حمایت از ایران در مقابل مکانیسم ماشه را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

هر دو این رفتار با رویکرد چین قابل پیش‌بینی است. آزادی دریانوری تنها حوزه‌ای است که چین حاضر است برای پیاده کردن ابر پروژه کمربند جاده از نیروی نظامی استفاده کند. پیش از این چند مانور دریایی مشترک بین ایران، چین و روسیه در خلیج‌فارس و دریای عمان برگزار شد که در همین راستا قابل تحلیل است.

همچنین سازوکار تحریم خلاف ساختار اقتصاد آزاد و درهای باز بین‌المللی است که خود آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بر اساس ساختار برتون وودز در اقتصاد بین‌الملل ایجاد کرده است. این تحریم‌ها روابط اقتصادی ایران و چین را به شدت تحت فشار قرار می‌دهد و تاب‌آوری اقتصادی ایران را کاهش می‌دهد؛ چیزی که چین موافق نیست سد ایران در قبال غرب دچار اختلال گردد.

 
پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار