هرمز و نبرد تازه بر سر شاهراه دادهها
سایه فرنود: در روزهایی که جنگ، خلیج فارس را به یکی از متراکمترین میدانهای نظامی جهان تبدیل کرده، تنگه هرمز دیگر فقط یک گذرگاه نفتی نیست. زیر آبهای همین مسیر باریک، شبکهای از کابلهای فیبر نوری خوابیده که بخش مهمی از اینترنت، تراکنشهای مالی، سرویسهای ابری و اقتصاد دیجیتال جهان را جابهجا میکنند. حالا برای نخستینبار، همزمان با بستن تنگه هرمز پس از حمله اسرائیل و آمریکا به ایران، در داخل ایران نیز ایدهای تازه در حال شکلگیری است؛ اینکه جمهوری اسلامی نهفقط بر سر نفت، بلکه بر سر جریان داده و اینترنت منطقه هم تصمیمگیری کند. در میانه جنگی که از ۹ اسفند ۱۴۰۴ آغاز شد، خبرگزاریهای فارس و تسنیم از «گلوگاه دیجیتال هرمز» نوشتند. آنها از امکان درآمدزایی ایران از کابلهای زیردریایی در منطقه هرمز سخن گفتند، اما همزمان گزارشهای بینالمللی هشدار دادند که حمله یا اختلال در این مسیر میتواند اقتصاد دیجیتال منطقه را فلج کند. به نظر میرسد جنگی که تا چند سال پیش فقط پالایشگاهها و بنادر را تهدید میکرد، حالا به قلب دیتاسنترها، سرویسهای ابری و زیرساخت اینترنت رسیده است.
از گلوگاه نفت تا گلوگاه داده
سالهاست که تنگه هرمز با نفت تعریف میشود؛ گذرگاهی که حدود یکپنجم تجارت نفت جهان از آن عبور میکند. اما آنچه در ماههای اخیر توجه رسانهها و تحلیلگران را جلب کرده، لایهای پنهانتر در کف همین آبراه است؛ کابلهایی که داده را میان آسیا، اروپا و خاورمیانه جابهجا میکنند. خبرگزاری رویترز در گزارشی با عنوان «گلوگاه دیجیتال هرمز» نوشت که چندین کابل حیاتی ازجمله AAE-1، (FALCON (Asia-Africa-Europe1 و Gulf Bridge International از این منطقه عبور میکنند. این گزارش میگوید AAE-1 جنوبشرق آسیا را از طریق مصر به اروپا متصل میکند و در مسیر خود در امارات، عمان، قطر و عربستان سعودی ایستگاههای فرود دارد. همچنین شبکه «FALCON» هند و سریلانکا را به کشورهای خلیج فارس، سودان و مصر متصل میکند. سیستم کابل «Gulf Bridge International» نیز تمام کشورهای خلیج فارس ازجمله ایران را به هم وصل میکند. علاوهبراین شبکههای جدیدی نیز در حال ساخت هستند که ازجمله آنها میتوان به پروژهای تحت رهبری شرکت قطری «Ooredoo» اشاره کرد. کابلهای زیردریایی، کابلهای فیبر نوری یا الکتریکی هستند که در کف دریا نصب میشوند تا داده و برق را منتقل کنند. براساس اعلام اتحادیه بینالمللی مخابرات (ITU)، حدود ۹۹ درصد ترافیک اینترنت جهان از طریق این کابلها جابهجا میشود. این کابلها فقط اینترنت خانگی را جابهجا نمیکنند؛ ستون فقرات اقتصاد دیجیتالاند. از خدمات ابری و هوش مصنوعی گرفته تا تراکنشهای بانکی و تجارت الکترونیک، همه بر بستر همین رشتههای فیبر نوری حرکت میکنند. این زیرساختها همچنین انتقال خدمات مخابراتی و انرژی میان کشورها را برعهده دارند و برای خدمات ابری و ارتباطات آنلاین حیاتی هستند. ماشا کاتکین، تحلیلگر ژئوپلیتیک و انرژی، دراینباره به رویترز گفته است: «آسیبدیدن کابلها میتواند به کندی اینترنت یا قطعی آن، اختلال در تجارت الکترونیک، تأخیر در تراکنشهای مالی و در نهایت پیامدهای اقتصادی گسترده منجر شود». کشورهای حاشیه خلیج فارس، بهویژه امارات متحده عربی و عربستان سعودی، در سالهای اخیر میلیاردها دلار در حوزه هوش مصنوعی و زیرساختهای دیجیتال سرمایهگذاری کردهاند تا وابستگی اقتصاد خود به نفت را کاهش دهند. هر دو کشور شرکتهای ملی هوش مصنوعی ایجاد کردهاند که به مشتریانی در سراسر منطقه خدمات میدهند؛ شرکتهایی که عملکردشان به طور کامل به کابلهای زیردریایی برای انتقال سریع داده وابسته است.
ریسکها چیست؟
اگرچه طول کل کابلهای زیردریایی بین سالهای ۲۰۱۴ تا ۲۰۲۵ به شکل درخورتوجهی افزایش یافته، اما میزان خرابیها طبق گزارش کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها (ICPC) در حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰ حادثه در سال ثابت مانده است. خرابکاریهای دولتی همچنان یک خطر محسوب میشود، اما ۷۰ تا ۸۰ درصد آسیبها ناشی از فعالیتهای انسانی غیرعمدی است؛ بهویژه ماهیگیری و کشیدهشدن لنگر کشتیها، طبق دادههای ICPC و کارشناسان. از دیگر تهدیدها میتوان به جریانهای زیرسطحی، زلزلهها، آتشفشانهای دریایی و توفانهای شدید اشاره کرد؛ موضوعی که آلن مولدین، مدیر تحقیقات شرکت TeleGeography، به آن اشاره کرده است. او به رویترز میگوید صنعت برای کاهش این خطرات از روشهایی مانند دفنکردن کابلها در بستر دریا، زرهپوشکردن آنها و انتخاب مسیرهای امن استفاده میکند.
جنگ با ایران که نزدیک به ۴۰ روز طول کشید و حالا در حالتی از آتشبسی شکننده قرار دارد، باعث اختلال بیسابقهای در زنجیره تأمین انرژی جهانی و زیرساختهای منطقهای شده و حتی به مراکز داده Amazon Web Services در بحرین و امارات آسیب زده است. با این حال، کابلهای زیردریایی تاکنون از آسیب مستقیم در امان ماندهاند. باوجوداین، یک ریسک غیرمستقیم وجود دارد: کشتیهای آسیبدیده ممکن است به طور ناخواسته با کشیدن لنگر خود کابلها را قطع کنند. ماشا کاتکین دراینباره گفته است: «در شرایط عملیات نظامی فعال، خطر آسیب غیرعمدی افزایش مییابد و هرچه این درگیری طولانیتر شود، احتمال وقوع چنین آسیبهایی بیشتر میشود». او به حادثهای مشابه در سال ۲۰۲۴ اشاره میکند؛ زمانی که یک کشتی تجاری که هدف حمله حوثیها قرار گرفته بود، در دریای سرخ سرگردان شد و با لنگر خود چند کابل زیردریایی را قطع کرد. به گفته شرکت TeleGeography، میزان تأثیر هرگونه آسیب به کابلها بر اتصال کشورهای حوزه خلیج فارس، بستگی مستقیم به میزان وابستگی اپراتورهای شبکه به این کابلها و وجود مسیرهای جایگزین دارد.
وقتی اینترنت هم وارد معادله جنگ شد
جنگ ۹ اسفند، خیلی زود از مرزهای نظامی عبور کرد. در روزهای نخست، تمرکز تحلیلها روی حمله به پایگاهها، نفتکشها و مسیرهای انرژی بود؛ اما با گسترش تنشها، یک نگرانی تازه شکل گرفت: اگر هرمز ناامن شود، چه بر سر اینترنت منطقه میآید؟ رویترز در گزارش خود به نقل از تحلیلگران ژئوپلیتیک هشدار داده که آسیب به کابلهای زیردریایی میتواند به کندی یا قطع اینترنت، اختلال در تجارت الکترونیک، تأخیر در تراکنشهای مالی و خسارتهای اقتصادی گسترده منجر شود. این نگرانی فقط نظری نبود. در همان هفتههای نخست جنگ، گزارشهایی از اختلال در زیرساختهای ابری و آسیب به مراکز داده منطقه منتشر شد. براساس گزارشهایی که رسانههای بینالمللی منتشر کردند، حملات پهپادی باعث آسیب به برخی مراکز داده Amazon Web Services در بحرین و امارات شد؛ مراکزی که بخشی از شبکه ابری خاورمیانه را پشتیبانی میکنند. آمازون مجبور شد بخشی از بار پردازشی خود را به مناطق دیگر منتقل کند و به مشتریان هشدار دهد که وضعیت عملیاتی منطقه «پیشبینیناپذیر» است. همزمان درحالیکه زیرساختهای فنی گوگل به طور مستقیم هدف حمله قرار نگرفت، اما فعالیتهای منطقهای این شرکت نیز از گسترش درگیریها بیتأثیر نبود. همزمان با بستهشدن بخشی از حریم هوایی خلیج فارس و لغو گسترده پروازها در روزهای اولیه جنگ، گزارشهایی منتشر شد که نشان میداد تعدادی از کارکنان این شرکت در دوبی گرفتار شدهاند و امکان خروج فوری از منطقه را ندارند. دوبی در سالهای اخیر به یکی از مهمترین مراکز فعالیت شرکتهای فناوری در خاورمیانه تبدیل شده و بسیاری از شرکتهای بزرگ، دفاتر منطقهای خود را در این شهر مستقر کردهاند. همین موضوع باعث شده که هرگونه بحران امنیتی در خلیج فارس بهسرعت فعالیت این شرکتها را تحت تأثیر قرار دهد. گوگل در واکنش به شرایط جنگی اعلام کرده تمرکز اصلی خود را بر امنیت کارکنان گذاشته و برنامههایی برای انتقال برخی فعالیتها به دفاتر دیگر در اروپا و آسیا در نظر گرفته است. NVIDIA یکی از مهمترین بازیگران هوش مصنوعی و تولیدکننده تراشههای پیشرفته نیز برنامههای اضطراری برای تخلیه کارکنان خود از دوبی و انتقال فعالیتها به اروپا و آسیا را فعال کرد. برای نخستین بار، جنگ در خلیج فارس نهفقط بازار انرژی، بلکه زنجیره عملیات شرکتهای فناوری را نیز مختل میکرد.
خلیج فارس؛ هاب جدیدی که ناگهان ناامن شد
در یک دهه گذشته، کشورهای عربی خلیج فارس میلیاردها دلار هزینه کردند تا منطقه را به هاب جدید دیتاسنترها و هوش مصنوعی تبدیل کنند. امارات، عربستان و بحرین با جذب سرمایهگذاریهای شرکتهایی مانند Microsoft، Oracle، Amazon و Google تلاش کردند اقتصاد خود را از نفت به سمت فناوری سوق دهند. در پنج سال اخیر، کشورهای خلیج فارس عملا به یکی از بزرگترین مقاصد سرمایهگذاری فناوری آمریکا و اروپا تبدیل شدهاند؛ بهخصوص در حوزههای دیتاسنتر و cloud، هوش مصنوعی، کابلهای زیردریایی، شهرهای هوشمند، زیرساخت دیجیتال و نیمههادیها حجم سرمایهگذاریها آنقدر بزرگ شده که رسانههای غربی از خلیج فارس بهعنوان «هاب بعدی AI جهان» یاد میکنند. همین سفر سال گذشته دونالد ترامپ به منطقه منجر به وعدههای سرمایهگذاری ۲.۲ تریلیون دلاری شد که بر پایه مزیتهای خلیج فارس ازجمله همراستایی سیاسی با واشینگتن، سرمایههای عظیم دولتی و زیرساختهای پیشرفته بنا شده بود. شرکتهایی مانند penAI، G42، Oracle، Nvidia و SoftBank پروژه «Stargate UAE» را در ابوظبی معرفی کردند؛ یک پردیس پنجگیگاواتی هوش مصنوعی که قرار بود بزرگترین پروژه خارج از آمریکا باشد. آمازون نیز پنج میلیارد دلار برای ایجاد یک مرکز هوش مصنوعی در ریاض با همکاری شرکت سعودی Humain متعهد شد. کشورهای خلیج فارس تعهدات خود را اجرا کردند، اما تصمیم واشینگتن برای حمله به ایران این سرمایهگذاریها را در معرض خطر قرار داد. جنگ ناگهان یک سؤال بنیادین را پیش کشید: آیا منطقهای که در آستانه درگیری دائمی قرار دارد، میتواند خانه مطمئنی برای زیرساخت دیجیتال جهان باشد؟
گزارش Rest of World از وضعیتی بیسابقه سخن میگوید؛ برای نخستین بار، هر دو گلوگاه اصلی انتقال داده در منطقه -تنگه هرمز و دریای سرخ- همزمان در معرض تهدید قرار گرفتهاند. حدود ۱۷ کابل زیردریایی از دریای سرخ عبور میکند و چندین کابل مهم دیگر از هرمز میگذرد. اگر همزمان چند کابل آسیب ببیند و کشتیهای تعمیراتی نتوانند وارد منطقه شوند، اختلال میتواند ماهها ادامه پیدا کند. همین مسئله باعث شده تحلیلگران از تغییر احتمالی «جغرافیای تکنولوژی» در منطقه حرف بزنند؛ تغییری که ممکن است سرمایهگذاریهای جدید را به سمت مسیرهای امنتر سوق دهد. سام زابین، پژوهشگر مرکز مطالعات استراتژیک و بینالمللی (CSIS)، در گفتوگو با
Rest of World اشاره کرده که زیرساخت داده خلیج فارس هرگز در چنین شرایطی آزموده نشده است. به گفته او، نفت طی دههها در معرض درگیری بوده و بهطور عمیق در برنامهریزیهای نظامی ادغام شده است، اما مراکز داده تا همین اواخر بیشتر بهعنوان داراییهای تجاری دیده میشدند تا موضوعی مرتبط با امنیت ملی.
درآمدزایی از کابلهای هرمز
در میانه تنشهای فزاینده در تنگه هرمز، حالا بخشی از رسانهها از ایدهای حرف میزنند که فراتر از نفت و کشتیرانی، اینترنت جهانی را هم وارد معادلات ژئوپلیتیک کرده است؛ درآمدزایی از کابلهای زیردریایی اینترنتی عبوری از خلیج فارس.
خبرگزاری تسنیم در گزارشی تحلیلی پیشنهاد داده ایران برای عبور کابلهای بینالمللی اینترنت از تنگه هرمز حقالامتیاز و عوارض تعیین کند؛ کابلهایی که بخش مهمی از ترافیک داده، خدمات ابری و تراکنشهای مالی منطقه را جابهجا میکنند. در این گزارش استدلال شده که به دلیل عرض محدود تنگه هرمز، این آبراه در محدوده همپوشانی آبهای سرزمینی ایران و عمان قرار دارد و بر همین اساس، جمهوری اسلامی میتواند بر این زیرساختها اعمال حاکمیت کند. تسنیم برای اجرای این ایده، مدلی سهمرحلهای پیشنهاد داده است؛ از دریافت هزینه مجوز و عوارض از شرکتهای بهرهبردار گرفته تا الزام غولهای فناوری مانند Meta، Amazon و Microsoft به فعالیت تحت قوانین ایران. نویسندگان این گزارش حتی مدعی شدهاند در صورت پذیرش این چارچوب، «دیگر نیازی به فیلترینگ نخواهد بود». در بخش دیگری از این طرح نیز پیشنهاد شده خدمات تعمیر و نگهداری کابلهای زیردریایی فقط از طریق شرکتهای ایرانی با مالکیت عمدتا داخلی انجام شود.
در این گزارش، کابلهایی مانند FALCON، GBI و TGN-Gulf بهعنوان ستونفقرات اقتصاد دیجیتال منطقه معرفی شدهاند؛ زیرساختهایی که حالا همزمان با جنگ و بحران هرمز، بیش از هر زمان دیگری وارد معادلات امنیتی و سیاسی شدهاند. آنچه این گزارش را مهمتر میکند، صرفا جزئیات اجرائی آن نیست، بلکه تغییری است که در نگاه بخشی از جریانهای سیاسی ایران به اینترنت جهانی دیده میشود. سالها اینترنت در ایران عمدتا از زاویه فیلترینگ، کنترل پلتفرمها و مدیریت محتوا دیده میشد، اما حالا همزمان با جنگ و بحران هرمز، بخشی از این نگاه به سمت «ژئوپلیتیک زیرساخت» حرکت کرده است؛ جایی که کابلهای زیردریایی، دیتاسنترها و مسیرهای انتقال داده، درست مانند خطوط انتقال نفت، به ابزار قدرت تبدیل میشوند.
در چنین فضایی، ایده تسنیم را میتوان فراتر از یک پیشنهاد اقتصادی دید؛ تلاشی برای تبدیل موقعیت جغرافیایی ایران به اهرمی در نظم دیجیتال منطقه. نظمی که حالا دیگر فقط بر سر نفت شکل نمیگیرد، بلکه بر سر داده، کابل و مسیرهای انتقال اینترنت هم در حال بازتعریف است.
کابلهایی که از ایران عبور نمیکنند
یکی از تناقضهای مهم ماجرا اینجاست که ایران، برخلاف تصور رایج، بازیگر اصلی شبکه کابلهای خلیج فارس نیست. در گفتوگوی «شرق» با یکی از مدیران حوزه زیرساخت اینترنت، او توضیح میدهد که سهم ایران از ترافیک عبوری این مسیرها کمتر از ۱۰ درصد است و بخش عمده اینترنت کشور از مسیرهای شمالی و اروپا تأمین میشود.
به گفته او، تعداد کابلهایی که مستقیما در جنوب ایران میگذرند محدود است و تحریمها باعث شده بسیاری از پروژههای جدید مسیرهای دیگری را انتخاب کنند؛ عمدتا عمان، عربستان و امارات. همین مسئله باعث شده کشورهای جنوبی خلیج فارس تنوع مسیر بیشتری نسبت به ایران داشته باشند.
او همچنین تأکید میکند که اگرچه قطع کابلها ممکن است اختلال منطقهای ایجاد کند، اما اینترنت جهانی به یک مسیر وابسته نیست. ترافیک میتواند از مسیرهای دیگر منتقل شود؛ هرچند با هزینه و تأخیر بیشتر.
این همان شکافی است که میان روایت سیاسی و واقعیت فنی وجود دارد. ایران از نظر جغرافیایی میتواند بخشی از مسیر ترانزیت داده باشد، اما هنوز به هاب اصلی منطقه تبدیل نشده است. در سالهای گذشته شرکت ارتباطات زیرساخت تلاشهای بسیاری کرده تا ایران را به یک هاب منطقهای انتقال داده یا به عبارتی به «جاده ابریشم اینترنت» در دنیا تبدیل کند؛ تلاشهایی که هر بار به دنبال تحریمهای بیشتر و حالا جنگ به تعویق میافتد. ۱۵ بهمن ۱۴۰۳، بهزاد اکبری، مدیرعامل شرکت ارتباطات زیرساخت، در رویداد ایران کریدور که در دوبی برگزار شد، خبر از آمادگی ایران برای مشارکت در ساخت فیبرهای دریایی در جنوب و شمال کشور و همچنین استفاده از جغرافیای ویژه ایران برای ایجاد زیرساختهای پردازشی و ذخیره سازی که برای عصر شبکههای نسل ۵ بسیار حیاتی است، داد. بیش از یک سال از این وعده گذشته و مشخص نیست اعلام آمادگی ایران آیا در نهایت به انجام پروژهای برای تبدیلشدن ایران به هاب انتقال داده در منطقه تبدیل شده یا خیر؟
جنگ نقشه اینترنت را تغییر میدهد؟
جنگ خلیج فارس با وجود آتشبس هنوز تمام نشده، اما اثرش بر نگاه جهان به زیرساخت دیجیتال آغاز شده است. همانطور که حمله به پالایشگاههای نفتی زمانی مفهوم امنیت انرژی را تغییر داد، اکنون تهدید کابلهای زیردریایی و دیتاسنترها نیز در حال تغییردادن مفهوم امنیت اینترنت است. شاید مهمترین چیزی که این جنگ آشکار کرد، ریختن تصویری بود که سالها از اینترنت ساخته شده بود؛ تصویری از یک جهان ابری، نامرئی و مستقل از جغرافیا.
واقعیت اما چیز دیگری است. اینترنت روی زمین ساخته شده؛ در کابلهایی که از کف دریا عبور میکنند، در ساختمانهای عظیم دیتاسنتر و در مسیرهای دریایی که میتوانند مینگذاری شوند یا زیر حمله پهپادی قرار بگیرند.
اگر این بحران طولانی شود، شرکتهای فناوری احتمالا مسیرهای تازهای برای کابلها تعریف خواهند کرد، دیتاسنترها را از مناطق پرریسک دور میکنند و مفهوم «تابآوری دیجیتال» به یکی از اولویتهای اصلی دولتها تبدیل خواهد شد.
در این میان، هرمز دیگر فقط یک تنگه نفتی نیست؛ اینجا نقطهای است که ژئوپلیتیک، اینترنت و اقتصاد دیجیتال برای نخستین بار به شکلی عریان به هم رسیدهاند؛ جایی که یک مین دریایی یا یک کشتی سرگردان و لنگرش میتواند نهفقط بازار انرژی، بلکه بخشی از اینترنت جهان را مختل کند.
و شاید مهمترین تغییر همین باشد: اینکه جهان فهمیده اینترنت، برخلاف تصور، هنوز هم به جغرافیا وابسته است.