
روز گذشته سرانجام انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا برگزار شد و تا اینجای کار به نظر میرسد که دموکراتها توانستهاند اکثریت مجلس نمایندگان را از آنِ خود کنند و آن طور که گفته میشود، مشخص نیست که جمهوریخواهان بتوانند اکثریت کنگره را به دست آورند یا نه؟ به این معنا که ممکن است هر دو مجلس نمایندگان و سنا در اختیار دموکراتها قرار بگیرد. حالا چرا اینکه دموکراتها پیروز قاطع انتخابات کنگره شوند، برای ایران مهم است؟
به گزارش روز نو علت آن است که اگر دموکراتها بتوانند دو مجلس آمریکا را که وظیفه قانونگذاری، تصویب بودجه و نظارت را برعهده دارد، در اختیار بگیرند، روی کاغذ دست ترامپ برای اقدامات جنگطلبانهاش علیه ایران به میزانی بسته میشود؛ برای مثال کنگره میتواند بودجه نظامی مورد انتظار ترامپ را تصویب نکند یا حتی وزرای دولت از جمله هگست را استیضاح کند و حتی در فرضی بعید ممکن است خود ترامپ نیز از سوی کنگره استیضاح شود. اما ماجرا به این سادگیها هم نیست، زیرا رئیسجمهور در آمریکا دارای اختیارات وسیعی است که میتواند مقابل مصوبات کنگره بایستد.
خود ترامپ نیز به تازگی گفت در صورت پیروزی دموکراتها بعد از این به «رئیسجمهور وتو» تبدیل میشود. با این وصف برخی کارشناسان باور دارند که حتی در صورت پیروزی قاطع دموکراتها سایه جنگ از سر ایران برداشته نمیشود. در چنین شرایطی پرسش آن است که ایران فارغ از نتیجه انتخابات کنگره چه باید بکند تا در برابر هر نوع مخاطره احتمالی آمادگی لازم را داشته باشد؟
احتمال ماجراجویی جدید ترامپ تا تشکیل کنگره جدید
سیدرضا میرطاهر، کارشناس مسائل بینالملل، درباره انتخابات کنگره آمریکا و ارتباطش با جنگ ایران، به «هفتصبح» گفت: «با توجه به اینکه انتخابات کنگره آمریکا در ۱۲آبان برگزار میشود، میتوان انتظار داشت که دموکراتها در این انتخابات به پیروزی برسند. احتمال دارد مجلس نمایندگان در اختیار دموکراتها قرار بگیرد و حتی سنا نیز به کنترل این حزب درآید. در صورت تحقق چنین سناریویی، تقابل میان کنگره و کاخ سفید شکل خواهد گرفت و دموکراتها در بسیاری از موارد در برابر خواستههای دونالد ترامپ مقاومت خواهند کرد. این مسئله میتواند مانع جدی بر سر راه رئیسجمهور آمریکا باشد.
نکته مهم، تهدیدهای مداوم ترامپ در ارتباط با جنگ علیه ایران است. با توجه به اینکه تا تشکیل کنگره جدید حدود دو ماه فرصت باقی مانده است، این احتمال وجود دارد که ترامپ در این مدت بخواهد ماجراجویی نظامی جدیدی را آغاز کند. او از پیش زمینههای لازم را برای حمله مجدد به ایران فراهم کرده است تا پیش از آغاز به کار کنگره جدید و شکلگیری مخالفتهای احتمالی دموکراتها، بتواند اهداف نظامی خود را دنبال کند. اگر دامنه جنگ با ایران به سال ۲۰۲۷ کشیده شود، دموکراتها ممکن است اقداماتی را برای مقابله با تصمیمات و اقدامات ترامپ در دستور کار قرار دهند.
در این زمینه، قانون اختیارات جنگی مصوب سال ۱۹۷۳ وجود دارد. براساس این قانون، رئیسجمهور آمریکا در صورت آغاز یک اقدام نظامی باید ظرف ۶۰ روز کنگره را در جریان قرار دهد و برای ادامه عملیات نظامی، مجوز لازم را از این نهاد دریافت کند. بنابراین، اگر جنگ طولانی شود، دموکراتها تلاش خواهند کرد اختیارات نظامی ترامپ را محدود کنند. ترامپ نیز گفته است که در چنین شرایطی به رئیسجمهور وتو تبدیل خواهد شد. این اظهارنظر نشان میدهد که خود او نیز احتمال میدهد کنترل کنگره به دست دموکراتها بیفتد و در نتیجه، برای پیشبرد برنامههایش با محدودیتهای بیشتری مواجه شود».
راهکار ایران؛ بالا بردن حداکثری هزینه برای آمریکا
او در پاسخ به این پرسش که در چنین شرایطی ایران چه باید بکند، مطرح کرد: «در بازه زمانی دوماهه پیش رو احتمال انجام عملیات نظامی آمریکا و وقوع سومین حمله نظامی وجود دارد. در چنین حملهای، رژیم صهیونیستی نیز قطعا در کنار آمریکا قرار خواهد گرفت. این مسئله ما را با سناریویی مواجه میکند که براساس آن، آمریکا برای خروج از بنبستی که در آن گرفتار شده است، تلاش خواهد کرد از حداکثر توان نظامی خود برای نابودی تأسیسات هستهای و در مرحله بعد، زیرساختهای ایران استفاده کند.
واشنگتن امیدوار است که این اقدامات، در کنار فشارهای اقتصادی و تحریمها، در نهایت ایران را به زانو درآورد. در مقابل، ایران باید از حداکثر توانمندیهای خود برای ضربهزدن به اهداف آمریکا، کشورهای حامی این کشور در منطقه و خارج از منطقه و همچنین وارد کردن خسارت به رژیم صهیونیستی استفاده کند. رهبر انقلاب نیز به تازگی در دیدار با فرماندهان ارشد نظامی تأکید کردند که پاسخ ایران باید شدید، مؤثر و فراجغرافیایی باشد. در این سناریو، ایران تلاش خواهد کرد هزینه جنگ را برای آمریکا به اندازهای افزایش دهد که ادامه آن برای واشنگتن غیرقابل تحمل شود. در داخل کشور نیز باید بر پایداری و استقامت تأکید کرد و آمادگی لازم را برای مواجهه با شرایط دشوار جنگی داشت».
محدودیت ترامپ در صورت اکثریت دموکراتها در کنگره
این تحلیلگر مسائل سیاست خارجی همچنین بیان کرد: «سناریوی دیگر این است که در سال ۲۰۲۷ دموکراتها اکثریت کنگره را در اختیار داشته باشند. در این صورت، ترامپ ناچار خواهد بود با احتیاط بیشتری رفتار کند، زیرا هرگونه تصمیم جنگطلبانه او با مخالفت دموکراتها مواجه خواهد شد. ایران نیز باید تا آن زمان، تا حد امکان، ضربات بیشتری به آمریکاییها وارد کند تا فشارهای داخلی در آمریکا برای پایان دادن به عملیات نظامی علیه ایران افزایش یابد. به عبارت دیگر، افزایش هزینههای نظامی و سیاسی تقابل با ایران میتواند زمینه را برای افزایش مخالفتها با ادامه جنگ در داخل آمریکا فراهم کند».
پیشبینی ناپذیری ترامپ
او در پاسخ به پرسشی دیگر مبنی بر آنکه آیا ممکن است ترامپ با توجه به ویژگیهای شخصیتیاش بخواهد بیاعتنا به کنگره به سیاستهای جنگطلبانهاش ادامه دهد، توضیح داد: «ویژگیهای شخصیتی دونالد ترامپ که ریشه در استراتژیها و شیوههای رفتاری او در دوران فعالیتهای اقتصادی و تجاریاش دارد، بر تصمیمات و اقدامات او در حوزه سیاست خارجی تأثیرگذار است. ترامپ خود گفته است که در مواجهه و تقابل با دیگران همواره تلاش میکند خود را پیروز نشان دهد، حتی اگر در واقع شکست خورده باشد.
به اعتقاد او، باید بهگونهای رفتار کرد که طرف مقابل تصور کند آمریکا همواره دست بالا را دارد؛ حتی اگر این کشور در ضعیفترین موقعیت خود قرار گرفته باشد. همچنین، او معتقد است که باید در تصمیمگیریها و اقدامات، تا حد امکان، پیشبینیناپذیر بود. در همین زمینه، به شوخی گفته میشود که گاهی حتی خود ترامپ هم نمیداند اقدام بعدیاش چه خواهد بود! اما فارغ از این شوخی، او در بسیاری از موارد براساس تمایلات شخصی خود رفتار میکند و بیش از آنکه به توصیههای مشاورانش توجه داشته باشد، بر مبنای برداشتها و دانستههای شخصی خود تصمیم میگیرد».
حماقت ترامپ در صورت ورود به جنگ سوم
او ادامه داد: «مشکل ترامپ در قبال ایران این است که خود را طرف پیروز این تقابل میداند و به همین دلیل، هرگونه امتیازدهی به ایران را به معنای شکست شخصی خود تلقی میکند. در حال حاضر، در مذاکرات غیرمستقیم میان ایران و آمریکا با میانجیگری قطر، ایران شروط هفتگانه خود را مطرح کرده است، اما از نگاه ترامپ، این ایران است که باید امتیاز بدهد، برنامه غنیسازی خود را متوقف کند و خواستههای هستهای آمریکا را بپذیرد.
مهمترین خواستههای واشنگتن در این زمینه، خارج کردن اورانیوم غنیشده از ایران و ازسرگیری بازرسیهای هستهای است. در چنین شرایطی، ترامپ که عادت به پذیرش شکست ندارد، بیشتر به سمت انجام اقدامات انفعالی سوق پیدا میکند. اگر آمریکا برای سومین بار بخواهد وارد جنگ با ایران شود، همانطور که آقای البرادعی گفته بود، فقط یک احمق مثل ترامپ میتواند چنین کاری انجام دهد».
شرایط سخت ایران در صورت ادامه فشارها
میرطاهر همچنین درباره وضعیت ایران در صورت ادامه فشارهای غیرنظامی آمریکا مانند محاصره دریایی و تحریمها تشریح کرد: «ترامپ و اسکات بسنت معتقدند که با اعمال فشار اقتصادی، محاصره دریایی و هوایی و در ادامه، احتمالا محاصره زمینی، میتوانند ایران را به زانو درآورند. به اعتقاد من، مبنای تصمیمگیری و اقدامات ترامپ در دو ماه آینده احتمالاً بر همین تصور استوار خواهد بود؛ هرچند این فرضیه نادرست است و تجربه نیز نشان میدهد که چنین طرحی لزوماً به نتیجه مورد نظر آمریکا منجر نخواهد شد. صرفنظر از هرگونه تعارف و شعار، باید تأکید کنیم که شرایط کنونی ایران در ۵۰ سال گذشته بیسابقه است.
از زمان شکلگیری جمهوری اسلامی تاکنون، با چنین وضعیتی مواجه نبودهایم. محاصره دریایی آمریکا باعث شده است صادرات نفت ایران تقریبا به صفر برسد. در کنار آن، محاصره هوایی نیز اعمال شده و احتمال دارد در آینده محاصره زمینی هم شکل بگیرد. مجموعه این شرایط، وضعیت اقتصادی و تجاری کشور را بسیار دشوار کرده است. ما از دسترسی به بخش مهمی از منابع درآمدی نفتی محروم شدهایم و مسیرهای ورود کالا و صادرات محصولات کشور نیز محدود شده است.
ما تلاش کردهایم گذرگاههای شمالی را برای ادامه فعالیتهای تجاری و اقتصادی فعال کنیم؛ اما همانطور که وزیر راه هم در مجلس گفته است، به این سادگی نیست. در واقع، استفاده از مبادی زمینی و مسیرهای تجاری دریای خزر نیز با دشواریهای فراوانی همراه است و این مسیرها به دلیل محدودیتهای موجود و نبود زیرساختهای لازم، عملاً با مشکلات جدی مواجه شدهاند».
ناتوانی آمریکا از ادامه وضع موجود
این کارشناس مسائل بینالملل درخصوص شرایط آمریکا برای ادامه دادن جنگ همهجانبه اقتصادی علیه ایران نیز گفت: «اگر آمریکاییها در ادامه به دنبال تشدید فشار اقتصادی بر ایران باشند، این مسئله میتواند در آینده تأثیرات گستردهای بر کشور بگذارد و شرایط اقتصادی را دشوارتر کند. بااینحال، مشکل ترامپ این است که با وجود محاصره دریایی در تنگه هرمز، تحولات بازارهای جهانی برخلاف آن چیزی پیش رفته است که او انتظار داشت یا درباره آن سخن میگفت. قیمت نفت در بازارهای جهانی از ۱۰۰ دلار فراتر رفته و به گفته نخستوزیر اسپانیا، بیش از ۱۰۰ میلیارد دلار هزینه به اقتصاد جهان تحمیل شده است.
مردم آمریکا نیز با شرایط اقتصادی دشواری مواجه شدهاند و تبعات این وضعیت را تحمل میکنند. مجموع این تحولات نشان میدهد که آمریکا باید در سیاست خود در قبال ایران تجدیدنظر کند؛ اما متأسفانه با فردی مانند ترامپ مواجه هستیم که از تمام ظرفیتها و امکانات گسترده آمریکا برای مقابله با ایران استفاده میکند. این اقدامات، علاوه بر وارد کردن فشار به ایران، خسارتهای زیادی نیز به اقتصاد جهانی و حتی مردم آمریکا تحمیل کرده است. با وجود تمام این مسائل، به دلیل پیروی ترامپ از سیاستهای رژیم صهیونیستی، تقابل با ایران همچنان در دستور کار دولت آمریکا قرار دارد».
تأثیر کنگره تا حد استیضاح ترامپ
مسعود ادریسی، سفیر پیشین ایران در لبنان نیز در ارتباط با سناریوهای محتمل پس از انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا به «هفتصبح» گفت: «درست است که رئیسجمهور آمریکا عالیترین مقام اجرایی این کشور و شخص اول در ساختار سیاسی آن محسوب میشود، اما کنگره و سنا نیز دو رکن اساسی در نظام سیاسی ایالات متحده هستند که میتوانند قدرت رئیسجمهور، از جمله دونالد ترامپ را محدود و او را مهار کنند. هم جمهوریخواهان و هم شخص ترامپ تلاش میکنند دستکم کنترل سنا را در اختیار داشته باشند. جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان حدود ۲۰ کرسی کمتر از دموکراتها دارند و رقابت میان دو حزب در مجلس سنا نیز بسیار نزدیک و فشرده است.
یکی از انتقادهایی که اکنون به ترامپ وارد میشود، این است که عملکرد او ممکن است به از دست رفتن کنترل هر دو مجلس کنگره از سوی جمهوریخواهان منجر شود؛ اتفاقی که اگرچه غیرمعمول است، اما در صورت وقوع میتواند پیامدهای سیاسی مهمی داشته باشد. منتقدان ترامپ معتقدند اقداماتی که او انجام داده و بهویژه جنگی که علیه ایران به راه انداخته است، موقعیت جمهوریخواهان را در میان افکار عمومی آمریکا تضعیف کرده و حتی ممکن است باعث شود این حزب کنترل هر دو مجلس را از دست بدهد. اما از دست رفتن اکثریت جمهوریخواهان در کنگره تأثیر مهمی بر عملکرد ترامپ و سیاستهای دولت او خواهد داشت.
مجلس سنا در فرایند استیضاح مقامات دولت نقش مهمی دارد و حتی میتواند درباره محکومیت رئیسجمهور در جریان رسیدگی به پرونده استیضاح او تصمیمگیری کند. مسئله مهم دیگر، بودجه است که تصویب آن در اختیار کنگره قرار دارد. نمایندگان و سناتورها میتوانند با تصویبنکردن بودجه مورد نیاز برای برخی اقدامات دولت، مانع اجرای برنامههایی شوند که با آنها مخالف هستند.
جمهوریخواهان تمام تلاش خود را به کار گرفتهاند تا دستکم ۵۰ کرسی سنا را در اختیار داشته باشند و با استفاده از رأی تعیینکننده معاون رئیسجمهور، اکثریت را در این مجلس حفظ کنند. از سوی دیگر، ترامپ نیز نمیتواند بهراحتی مصوبات کنگره را وتو کند، زیرا استفاده از این اختیار در شرایطی که با مخالفت گسترده نمایندگان و سناتورها مواجه باشد، میتواند هزینههای سیاسی قابلتوجهی برای او به همراه داشته باشد. تصور من این است که اگر هر دو مجلس کنگره در اختیار دموکراتها قرار بگیرد، آنها قطعاً تلاش خواهند کرد سیاستهای جنگطلبانه ترامپ را مهار کنند».
مخالفت شدید دموکراتها با جنگ علیه ایران
او ادامه داد: «دموکراتها بهشدت با جنگ علیه ایران مخالف هستند. البته مخالفت آنها به معنای حمایت از ایران نیست، بلکه دیدگاهشان این است که جنگ با ایران نتیجهای نخواهد داشت و به احتمال زیاد به درگیری طولانیمدتی تبدیل خواهد شد. از نظر آنها، چنین جنگی خسارات مالی و جانی فراوانی به همراه خواهد داشت و هزینههای سنگینی بر آمریکا تحمیل خواهد کرد. از سوی دیگر، وضعیت اقتصادی مردم آمریکا نیز به دلیل افزایش قیمت بنزین و گازوئیل دشوارتر شده است. بسیاری از مردم آمریکا پسانداز قابلتوجهی ندارند و هزینههای زندگی خود را بر اساس حقوقی که دریافت میکنند، تأمین میکنند.
به همین دلیل، اگر کوچکترین اختلالی در وضعیت درآمدی یا اقتصادی آنها ایجاد شود، بهسرعت با مشکلات جدی و فشارهای معیشتی مواجه خواهند شد؛ بنابراین، دموکراتها اگر کنترل هر دو مجلس را به دست بگیرند، قطعا در برابر سیاستهای ترامپ خواهند ایستاد و با ادامه رویکرد فعلی او مخالفت خواهند کرد؛ چراکه در پی آن هستند سیاستهای مورد نظر خود را در حوزههای مختلف، از جمله سیاست خارجی، دنبال کنند».
«رئیسجمهور وتو» و هزینههای گزاف سیاسی
این دیپلمات پیشین ایران درباره وجه شخصیتی ترامپ و تأثیر آن بر سرنوشت جنگ ایران نیز مطرح کرد: «شخصیت ترامپ و شیوه رفتار سیاسی او نشان میدهد که نمیتوان بهسادگی پیشبینی کرد در مواجهه با شرایط مختلف چه تصمیمی خواهد گرفت و چه اقداماتی انجام خواهد داد. نمیتوان گفت که او همواره در چارچوب عرف و قواعد معمول سیاسی آمریکا رفتار میکند.
درست است که تصمیمگیریهای او بهشدت متغیر و گاه غیرقابل پیشبینی است، اما در نهایت، او همچنان ناچار است برخی ملاحظات حزبی را در نظر بگیرد و نمیتواند هر مصوبهای را که با خواستهها و دیدگاههایش سازگار نیست، بهراحتی وتو کند. بنابراین، باید ملاحظات حزب جمهوریخواه را نیز لحاظ کند تا شرایط این حزب از آنچه اکنون هست، بدتر نشود. در مجموع، در آمریکا ساختارها و سازوکارهای سیاسی و قانونی مشخصی وجود دارد که مانع از آن میشود رئیسجمهور بتواند هر اقدامی را که میخواهد، بدون در نظر گرفتن محدودیتها و ملاحظات موجود انجام دهد».
او در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه با همه این اوصاف کفه جنگ سنگینتر است یا پایان جنگ از طریق مذاکرات، تشریح کرد: «نمیتوان با قطعیت پیشبینی کرد که آیا جنگی رخ خواهد داد یا خیر. همچنین نمیتوان گفت که اگر دموکراتها کنترل سنا و مجلس نمایندگان را به دست بگیرند، حتماً از وقوع جنگ جلوگیری خواهد شد. بااینحال، یکی از عوامل اصلی بازدارنده در برابر حمله احتمالی به ایران، قدرت بازدارندگی ایران است. این عامل را نیز باید در محاسبات مربوط به احتمال وقوع جنگ لحاظ کرد؛ زیرا میتواند تا حدودی بر تصمیمات ترامپ و تیم سیاسی و نظامی او تأثیر بگذارد. اگر ترامپ و مشاورانش به این جمعبندی برسند که ایران توانایی وارد کردن ضربات مهلک به نیروهای آمریکایی و همچنین متحدان این کشور را دارد، این مسئله میتواند محاسبات آنها را تغییر دهد.
منظور این است که ایران میتواند هم به نیروهای آمریکایی و هم به متحدان منطقهای و حتی منافع آمریکا در خارج از منطقه ضربه وارد کند. در چنین شرایطی، احتمال وارد آمدن خسارات جدی به آمریکا و متحدانش میتواند بر تصمیمگیری تیم ترامپ اثرگذار باشد. بااینحال، همچنان نمیتوان با قطعیت گفت که جنگ رخ خواهد داد یا نه. ممکن است ترامپ حملهای محدود و کوتاهمدت انجام دهد و سپس با اعلام پیروزی، مدعی شود که جنگ به پایان رسیده است. از سوی دیگر، این احتمال نیز وجود دارد که مذاکرات پیش رو به نتایج مثبتی برسد و دو طرف به تفاهمی دست پیدا کنند که در نهایت مانع از وقوع جنگ شود.
ایران نیز باید بر ادامه مذاکرات تأکید کند و درعینحال، آمادگی کامل خود را برای دفاع از کشور حفظ کند. ایران بههیچوجه نباید میز مذاکره را ترک کند، بلکه باید همچنان به دنبال دستیابی به توافق باشد؛ حتی اگر این توافق موقت باشد. مشکلات و اختلافات میان ایران و آمریکا بسیار پیچیده و عمیق است و نمیتوان انتظار داشت که همه آنها در کوتاهمدت حلوفصل شوند. بااینحال، حتی اگر دستیابی به توافقی جامع و نهایی در شرایط فعلی امکانپذیر نباشد، میتوان برای پایان دادن به جنگ یا جلوگیری از گسترش درگیریها به توافقی موقت دست یافت».
نقش اسرائیل در مناسبات جنگ ایران
ادریسی در پایان از نقش اسرائیل در مناسبات پیش روی جنگ ایران نیز چنین گفت: «نتانیاهو نیز در آنسو، تمام تلاش خود را به کار گرفته است تا زمینه برای انجام حملهای دیگر به ایران فراهم شود. وضعیت سیاسی نتانیاهو در اسرائیل نیز نامشخص است و ائتلاف او اکثریت لازم را در کنست از دست داده است؛ موضوعی که توانایی او برای تشکیل و حفظ دولت را با چالش مواجه میکند. بااینحال، با توجه به رویکرد و دیدگاههای نتانیاهو، او تلاش میکند ترامپ را متقاعد کند که بار دیگر به ایران حمله کند. البته آمریکا نیز برای حمله به ایران با ملاحظات و محدودیتهای متعددی روبهرو است و اینگونه نیست که نتانیاهو بتواند هر آنچه را که میخواهد، به آمریکاییها بقبولاند یا آنها را به پذیرش تمام خواستههای خود وادار کند».