به روز شده در: ۰۲ آبان ۱۴۰۵ - ۰۹:۴۶
کد خبر: ۷۷۲۱۸۹
تاریخ انتشار: ۰۸:۴۶ - ۰۲ آبان ۱۴۰۵

آماده‌سازی‌های نظامی آمریکا و لفاظی‌های ترامپ

روزنو :به موازات امید‌های کم‌سوی دیپلماتیک، در روی دیگر سکه دونالد ترامپ در اظهارات متعدد اعلام کرده که با ایرانی‌ها مذاکره نمی‌کند و بیشتر مردم معتقدند پس از انتخابات میان‌دوره‌ای در ایران دست به کاری خواهند زد. او مدعی شده توانایی غنی‌سازی ایران طی دو عملیات چکش نیمه‌شب و خشم حماسی نابود شده و محاصره تنگه هرمز همچنان حفظ می‌شود. ترامپ همچنین گفته ایران تمام تلاش خود را می‌کند تا پیش از انتخابات قیمت نفت را بالا ببرد و تهران هرگز نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد.

آماده‌سازی‌های نظامی آمریکا و لفاظی‌های ترامپ

تحرکات دیپلماتیک اخیر سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، و ژنرال عاصم منیر، فرمانده ارشد نظامی پاکستان، ظاهرا نتوانسته است افق روشنی پیش‌روی تلاش‌ها برای حفظ کانال‌های ارتباطی میان تهران و واشینگتن ترسیم کند.

از یک سو، دونالد ترامپ از نبود مذاکرات میان دو طرف سخن گفته و از سوی دیگر، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، توقف گفت‌و‌گو‌ها با آمریکا را اعلام کرده است.

به گزارش روز نو مجموعه این مواضع، دست‌کم در ظاهر، از تنگ‌ترشدن میدان مانور دیپلماسی و دشوارترشدن دستیابی به تفاهمی پایدار حکایت دارد. در شرایطی که، بنا بر تقویم سیاسی مورد اشاره، تنها ۷۲ ساعت تا انتخابات پارلمانی اسرائیل و ۱۰ روز تا انتخابات کنگره آمریکا باقی مانده است، تحولات منطقه بیش از پیش تحت تأثیر محاسبات امنیتی، ملاحظات انتخاباتی و آرایش نظامی قدرت‌ها قرار گرفته است. با این همه، حتی در چنین فضای پرتنشی، نمی‌توان از پایان قطعی دیپلماسی سخن گفت؛ زیرا در مناسبات پیچیده بین‌المللی، گاه آخرین مجاری ارتباطی همان فرصت‌های محدودی هستند که می‌توانند مانع لغزش بحران به سوی رویارویی مستقیم شوند.

 گزارش‌ها درباره ابتکار‌های میانجیگرانه قطر و پاکستان، از جمله پیشنهاد‌هایی برای آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده ایران و فراهم‌کردن زمینه بازدید‌های محرمانه بازرسان، نشان می‌دهد که همچنان تلاش‌هایی برای یافتن راه‌حل‌های میانه در جریان است. در مقابل، پافشاری تهران بر شروط پیشین و تأکید واشینگتن بر دریافت امتیاز‌های فوری در پرونده هسته‌ای، فاصله میان خواسته‌های دو طرف را آشکار می‌سازد. مسئله صرفا اختلاف بر سر جزئیات یک توافق نیست؛ بلکه شکاف عمیق‌تر بر سر ترتیب اقدامات، تضمین‌های متقابل و میزان اعتمادپذیری تعهدات آینده است.

 در چنین فضایی، اظهارات امانوئل مکرون درباره نزدیک‌بودن پاسخ تهران و اعلام آمادگی ولادیمیر پوتین برای ایفای نقش میانجی، بر اهمیت تحرکات دیپلماتیک می‌افزاید؛ هرچند هیچ‌یک از این مواضع، به‌تنهایی، تضمینی برای احیای مذاکرات یا جلوگیری از تشدید تنش‌ها به شمار نمی‌رود. آنچه بیش از هر عامل دیگری بر چشم‌انداز بحران سایه افکنده، فرسایش اعتماد متقابل و هم‌زمانی تلاش‌های سیاسی با آمادگی‌های نظامی است؛ وضعیتی که در آن، مسیر مذاکره و گزینه تقابل می‌توانند به‌صورت موازی پیش بروند و حتی بر یکدیگر اثر منفی بگذارند. خطر اصلی در چنین شرایطی، نه فقط تصمیم آگاهانه برای آغاز جنگ، بلکه احتمال خطای محاسباتی، برداشت نادرست از پیام‌های طرف مقابل یا واکنشی شتاب‌زده به یک تحول میدانی است.

 در محیطی که کانال‌های ارتباطی محدود و سطح بی‌اعتمادی بالا باشد، یک حادثه کنترل‌نشده می‌تواند دامنه بحران را از روابط تهران و واشینگتن فراتر ببرد و کشور‌های حاشیه خلیج فارس، بازار‌های جهانی انرژی و تجارت را نیز در معرض پیامد‌های گسترده قرار دهد. از همین رو، ارزیابی وضعیت کنونی مستلزم بررسی هم‌زمان چند متغیر کلیدی است؛ تحولات سیاسی و انتخاباتی اسرائیل، تصمیم‌های امنیتی و نظامی ایالات متحده، مواضع رسمی تهران، ظرفیت واقعی میانجیگران منطقه‌ای و میزان آمادگی طرف‌ها برای پذیرش ترتیباتی که بتواند نگرانی‌های متقابل را، دست‌کم در کوتاه‌مدت، مهار کند. البته نزدیکی یک انتخابات یا افزایش تحرکات نظامی، به‌خودی‌خود، وقوع جنگ را قطعی نمی‌کند؛ همان‌گونه که تداوم رایزنی‌های دیپلماتیک نیز لزوما به معنای نزدیک‌بودن توافق نیست.

 در نهایت، منطقه در برابر معادله‌ای دشوار قرار گرفته است؛ دیپلماسی‌ای که با محدودیت‌های جدی روبه‌روست، اما هنوز می‌تواند از تشدید بحران جلوگیری کند و تقابل نظامی‌ای که حتی بدون تصمیم قطعی برای آغاز جنگ، بر محاسبات سیاسی و امنیتی طرف‌ها سایه انداخته است. در چنین لحظه‌ای، پرهیز از خوش‌بینی بی‌پشتوانه به همان اندازه ضروری است که دوری از پیش‌بینی‌های قطعی و هراس‌افکنانه. آنچه سرنوشت تحولات را رقم خواهد زد، نه صرفا لحن تند بیانیه‌ها یا نمایش قدرت نظامی، بلکه تصمیم‌های عملی طرف‌ها، اعتبار تضمین‌های متقابل و توانایی آنان در حفظ حداقلی از ارتباط برای جلوگیری از عبور بحران از نقطه کنترل خواهد بود.

نقش میانجیگران و آخرین تلاش‌های دیپلماتیک

با وجود بن‌بست آشکار بین ایران و آمریکا، تلاش‌های میانجیگرانه همچنان ادامه دارد. عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در سفر به تهران با مقامات ارشد از جمله مسعود پزشکیان و محسن رضایی دیدار کرد. منابع دیپلماتیک به العربیه گفته‌اند هدف این مذاکرات گشودن مسیر جدیدی بوده و پاکستان بر انعطاف بیشتر ایران در پرونده هسته‌ای تأکید کرده است. هم‌زمان موضوع حوثی‌ها و امنیت عربستان نیز مطرح شده و منیر گوشزد کرده اسلام‌آباد بر سر امنیت ملی خود مصالحه نخواهد کرد. طبق اخبار واصله گویا هیئت قطری نیز سفری به تهران داشت و در عین حال مکرون، رئیس‌جمهور فرانسه، در دوحه اعلام کرد که تهران طی چند ساعت یا چند روز آینده به پیشنهاد‌های میانجیگرانه پاسخ خواهد داد.

پیشنهاد میانه شامل پرداخت سود شش میلیارد دلار دارایی‌های مسدودشده در قطر و بازدید محرمانه بازرسان آژانس بوده که با واکنش مثبت اولیه مواجه شده، اما جزئیات نهایی مشخص نیست. روس‌ها هم کماکان کانال دیپلماتیک خود را فعال نگه داشته‌اند؛ همچنانی که سرگی لاوروف، وزیر خارجه روسیه پس از سفر به تهران به تحرکات میانجیگرایانه خود ادامه داده و در عین حال پس از دیدار پوتین با استیو ویتکاف در سن‌پترزبورگ اعلام شد که روسیه آماده میانجیگری است و پوتین تأکید کرده امکانات دیپلماسی تمام نشده و دستیابی به توافق با تهران ممکن و ضروری است. الجزیره گزارش داده این تحرکات راه را برای نقش گسترده‌تر مسکو باز می‌کند هرچند جزئیات پیشنهاد‌ها علنی نشده است.

 با وجود این تریتا پارسی، معاون اندیشکده کوئینسی، وضعیت کنونی را یادآور روز‌های پیش از ۲۸ فوریه دانسته و معتقد است ترامپ از قبل تصمیم خود را برای جنگ مجدد گرفته و دیپلماسی جاری صرفا نمایشی است. ولی نصر، مشاور سابق اوباما نیز هشدار داده تمام نشانه‌ها حاکی از بازگشت آمریکا به جنگ است و دور بعدی ممکن است آغاز فروپاشی گسترده‌تری در منطقه باشد. این تلاش‌های میانجیگرانه در حالی صورت می‌گیرد که اعتماد متقابل به شدت کاهش یافته و هر پیشنهاد جدید با شرط‌های سخت‌گیرانه‌تری روبه‌رو می‌شود.

 با این حال ادامه کانال‌های غیرمستقیم نشان می‌دهد هیچ‌یک از طرف‌ها هنوز مسیر نظامی را به‌عنوان گزینه نهایی نپذیرفته‌اند. الاخبار لبنان نیز مدعی شده منیر حامل آخرین هشدار کاخ سفید بوده که خواستار امتیاز‌های هسته‌ای پیش از هر گام دیگر است و در غیر این صورت ایران با خطر حمله گسترده مواجه خواهد شد. گفته می‌شود این حمله تأسیسات کوه کلنگ را هدف قرار خواهد داد، اما مقامات ایرانی هرگونه امتیاز هسته‌ای پیش از توقف جنگ را رد کرده‌اند و تأکید دارند سرنوشت جنگ باید پیش از هر توافق هسته‌ای مشخص شود. این بن‌بست عمیق‌ترین مانع پیش‌روی میانجیگران است.

آماده‌سازی‌های نظامی آمریکا و لفاظی‌های ترامپ

به موازات امید‌های کم‌سوی دیپلماتیک، در روی دیگر سکه دونالد ترامپ در اظهارات متعدد اعلام کرده که با ایرانی‌ها مذاکره نمی‌کند و بیشتر مردم معتقدند پس از انتخابات میان‌دوره‌ای در ایران دست به کاری خواهند زد. او مدعی شده توانایی غنی‌سازی ایران طی دو عملیات چکش نیمه‌شب و خشم حماسی نابود شده و محاصره تنگه هرمز همچنان حفظ می‌شود. ترامپ همچنین گفته ایران تمام تلاش خود را می‌کند تا پیش از انتخابات قیمت نفت را بالا ببرد و تهران هرگز نمی‌تواند سلاح هسته‌ای داشته باشد.

 در همین حال پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا پس از دیدار با مقامات اسرائیلی تأکید کرده که واشینگتن درباره جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای مصمم است و خسارات سنگینی به توانمندی‌های نظامی تهران وارد شده، اما اگر ترامپ بخواهد فراتر برود آماده‌اند. گزارش‌های متعدد از جمله وال‌استریت‌ژورنال، نیویورک‌تایمز و سی‌ان‌ان حاکی از تدوین طرح‌هایی برای ازسرگیری حملات مشترک پس از انتخابات میان‌دوره‌ای است. این حملات احتمالا کوتاه، اما شدید خواهند بود و اهدافی، چون تأسیسات هسته‌ای زیرساخت‌های انرژی و زرادخانه موشکی و پهپادی را دربر می‌گیرند.

از سوی دیگر خبر‌ها حکایت از آن دارد که ارتش آمریکا در حال جابه‌جایی نیرو‌ها در پایگاه‌های منطقه‌ای مشابه اقدامات پیش از جنگ فوریه است و سومین گروه رزمی ناو هواپیمابر به همراه یگان تفنگداران دریایی به منطقه اعزام شده‌اند. وزارت خارجه آمریکا دستور تخلیه کارکنان غیرضروری و خانواده‌های آنان از عربستان سعودی و برخی کشور‌های حاشیه خلیج فارس را صادر کرده است که نشان‌دهنده افزایش نگرانی‌های امنیتی است. آنا کلی، سخنگوی کاخ سفید، بار‌ها تأکید کرده که پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای هیچ حمله‌ای انجام نخواهد شد. البته مشاوران ترامپ طرح‌هایی آماده کرده‌اند که به‌محض صدور فرمان قابل اجراست.

در این بین جیک سالیوان، مشاور سابق امنیت ملی آمریکا هم جنگ مجدد با ایران را اشتباه بزرگی دانسته که اختلاف منافع تل‌آویو و واشینگتن را آشکار کرده، زیرا نتانیاهو از بسته‌ماندن تنگه هرمز نگران نیست، در حالی که برای آمریکا اهمیت دارد. کریس مورفی، سناتور دموکرات نیز ترامپ را متهم کرده که جنگی را بدون برنامه عملی برای حفاظت از نیرو‌های آمریکایی آغاز کرده است. این تحرکات نظامی در کنار لفاظی‌های ترامپ مبنی بر اینکه خیلی زود کار ایران را تمام خواهند کرد و بسیاری از میهن‌پرستان جنگ را دوست دارند فضای پیش از انتخابات آمریکا را نیز تحت تأثیر قرار داده است.

 افزایش قیمت سوخت در ایالت‌هایی مانند آیووا نارضایتی بخشی از پایگاه جمهوری‌خواه را برانگیخته و برخی نامزد‌ها خواستار پایان سریع جنگ شده‌اند. با وجود این ترامپ در سخنرانی‌های انتخاباتی وعده پایان قاطع را تکرار می‌کند و هم‌زمان گزینه‌هایی، چون استفاده از مادر همه بمب‌ها را در بررسی نگه داشته است. این دوگانگی میان آمادگی نظامی و محدودیت‌های انتخاباتی نشان می‌دهد تصمیم نهایی هنوز گرفته نشده، اما زیرساخت‌های لازم برای اقدام سریع پس از سوم نوامبر (انتخابات کنگره) فراهم شده است. گزارش‌ها حاکی است که ناو هواپیمابر یواس‌اس تئودور روزولت و ۱۳ یگان اعزامی تفنگداران دریایی در مسیر خاورمیانه هستند و حدود ۱۰ هزار ملوان و تفنگدار را به منطقه می‌آورند.

این افزایش حضور نظامی توان عملیات شبانه‌روزی را گسترش داده، اما ذخایر موشک‌های رهگیر که در اوج درگیری‌ها کاهش یافته بود همچنان نگرانی‌آفرین است. مقامات آمریکایی احتمال ازسرگیری درگیری‌ها را عملیاتی کوتاه، اما شدید توصیف کرده‌اند و برخی از برنامه‌ریزان اطمینان دارند که یک کارزار فشرده سه‌روزه می‌تواند خسارت اقتصادی کافی وارد کند. با این حال تجربه نشان داده چنین پیش‌بینی‌هایی اغلب نادرست از آب درآمده و ایران توانسته در برابر فشار‌ها مقاومت کند.

مواضع رسمی تهران و هشدار‌های راهبردی

در میانه معادلات مربوط به جنگ تحمیلی دوباره، مقامات کشورمان در پاسخ به تحولات اخیر بر ادامه مسیر دیپلماسی مشروط و هم‌زمان آمادگی دفاعی تأکید کرده‌اند. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، در مصاحبه با شبکه عراقی اعلام کرده مذاکرات از طریق پاکستان و قطر همچنان ادامه دارد و طرح هفت‌روزه ارائه شده که براساس آن در روز ششم تنگه هرمز باز می‌شود، اما آمریکایی‌ها خواستار افزودن بند‌هایی شده‌اند.

 عراقچی در یادداشتی هم برای فایننشال‌تایمز نوشته که ایران هیچ اعتمادی به صداقت واشینگتن ندارد، زیرا در گذشته در میانه مذاکرات مورد حمله قرار گرفته و تنها در صورت مشاهده نشانه‌های قوی از تمایل صادقانه آمریکا آماده فرصت دیگری به دیپلماسی است. عراقچی تأکید کرده ایران همواره اهرم فشار در تنگه هرمز را حفظ خواهد کرد و این آبراه غیرقابل جایگزینی است. محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس و رئیس تیم مذاکره‌کنندگان نیز در پیامی هشدار داده که جنگ با ایران حداقل ۱۰ پیامد تلخ برای آمریکا از جمله سقوط بازار سهام، افزایش بدهی، تورم و تلفات سربازان به همراه خواهد داشت و ماتریکس ساختگی را باید در هم شکست.

محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی در گفت‌و‌گو با دراپ‌سایت اعلام کرده هدف ایران، دوام‌آوردن تا سال ۲۰۲۹ نیست، بلکه پایان جنگ با شرایطی است که احتمال درگیری دیگر را کاهش دهد. او گفته اگر دیپلماسی بتواند این درک را ایجاد کند که اقدام علیه ایران هزینه دارد، دیپلماسی ترجیح داده می‌شود، اما در صورت جنگ، دامنه اهداف گسترش می‌یابد و کابل‌ها، مراکز داده و تأسیسات هوش مصنوعی نیز می‌توانند هدف قرار گیرند. رضایی تأکید کرده مواد هسته‌ای غنی‌شده در داخل ایران باقی می‌مانند و حتی یک ذره خارج نخواهد شد و شروط هفت‌گانه ایران باید پیش از هر گامی اجرا شود.

سپاه پاسداران نیز هشدار داده اگر آمریکا به اسکورت کشتی‌ها در تنگه ادامه دهد، پایگاه‌های آمریکایی هدف قرار خواهند گرفت. گزارش وال‌استریت ژورنال حاکی است ایران از طریق میانجی‌ها هشدار داده پاسخ به حمله جدید به فرودگاه‌ها، خطوط لوله و اهداف غیرنظامی کشور‌های خلیج فارس را نیز در بر خواهد گرفت و تولید موشک‌های بالستیک در مقیاس محدود از سر گرفته شده است. این مواضع نشان‌دهنده خط قرمز روشن تهران در برابر هرگونه امتیاز هسته‌ای پیش از توقف جنگ و محاصره است و هم‌زمان آمادگی برای پاسخ گسترده‌تر را اعلام می‌کند.

رضایی همچنین گفته طی دو یا سه ماه گذشته هر شب به‌طور میانگین پنج کشتی متعلق به قاچاقچیان هدف قرار گرفته و قاچاق در بخش جنوبی تنگه با هزینه سنگین ادامه دارد. او تأکید کرده ترامپ در دام طولانی‌کردن جنگی افتاده که قرار بود کوتاه‌ترین جنگ باشد و جنگ فرسایشی به نفع ایران تمام خواهد شد. این ارزیابی بر پایه تجربه ماه‌های گذشته استوار است که نشان داده ایران حتی پس از خسارات سنگین، توان تولید و استقرار مستمر را حفظ کرده است.

بی‌بی میان دو سناریو

در فاصله سه روز مانده به انتخابات پارلمانی اسرائیل، داده‌ها، نظرسنجی‌ها و گزارش‌های منتشرشده دو سناریوی اصلی را پیش‌روی بنیامین نتانیاهو قرار می‌دهند. سناریوی نخست، احتمال تلاش برای تغییر معادلات امنیتی پیش از رأی‌گیری با هدف فرار از شکست انتخاباتی است و سناریوی دوم، احتمال به تعویق انداختن رویارویی تا پس از انتخابات و استفاده از پیامد‌های احتمالی آن برای هموارکردن مسیر تشکیل دولت. در هر دو سناریو، جنگ با ایران نه‌فقط به عنوان یک مسئله امنیتی، بلکه در پیوند با رقابت‌های سیاسی داخلی اسرائیل مطرح می‌شود؛ هرچند نمی‌توان از داده‌های موجود به‌تنهایی نتیجه گرفت که تصمیم برای جنگ الزاما با انگیزه انتخاباتی اتخاذ خواهد شد.

 بر اساس سناریوی نخست، نتانیاهو ممکن است برای فرار از شکست احتمالی در انتخابات و پیامد‌های سیاسی پس از آن، از‌جمله تشدید فشار‌ها درباره پرونده‌های قضائی و احتمال تضعیف جایگاه سیاسی‌اش، به دنبال ایجاد یک بحران نظامی پیش از رأی‌گیری باشد. این تحلیل بر فشار‌های داخلی حزب لیکود و نگرانی از ازدست‌رفتن کرسی‌های پارلمان استوار است. روزنامه معاریو گزارش داده است داده‌های داخلی از شکستی فاجعه‌بار حکایت دارند و لیکود ممکن است پنج کرسی را از دست بدهد؛ به‌ویژه آنکه تلاش‌ها برای متقاعدکردن احزاب کوچک راست‌گرا به کناره‌گیری از رقابت ناکام مانده است.

در چنین فضایی، نتانیاهو حملات گسترده‌ای را در میدان رقابت سیاسی و رسانه‌ها آغاز کرده تا پایگاه رأی‌دهندگان خود را به تحرک وادارد و میزان مشارکت را افزایش دهد. هم‌زمان، اظهارات مقامات امنیتی و مخالفان نشان می‌دهد نگرانی از سیاسی‌شدن تصمیم‌های نظامی افزایش یافته است. یائیر گولان، رهبر حزب دموکرات‌ها، تأکید کرده نتانیاهو هیچ مشروعیتی برای کشاندن اسرائیل به رویارویی نظامی با ایران در قالب انگیزه‌های شخصی در آستانه انتخابات ندارد.

 او همچنین از رئیس ستاد کل و فرماندهان خواسته است سدی نفوذناپذیر در برابر چنین تلاش‌هایی ایجاد کنند. شبکه ۱۵ عبری نیز به نقل از مقامات ارشد ارتش اعلام کرده هیچ دلیلی برای حمله به ایران پیش از انتخابات وجود ندارد، مگر آنکه نشانه‌هایی از حمله‌ای قریب‌الوقوع مشاهده شود. به گفته این منابع، پرواز‌های نیروی هوایی صرفا در چارچوب عادی‌سازی شرایط انجام می‌شوند.

با این حال، در تحلیل انگیزه‌های سیاسی نتانیاهو باید یک نکته مهم را در نظر گرفت؛ شکست احتمالی او در انتخابات لزوما به معنای مرگ سیاسی، محاکمه حتمی یا زندانی‌شدنش نیست. تجربه دولت ائتلافی نفتالی بنت و یائیر لاپید نشان می‌دهد حتی زمانی که قدرت در اختیار مخالفان و رقبای نتانیاهو قرار داشت، امکان پیشبرد اقدامات سیاسی و قضائی علیه او الزاما به اقدام عملی منجر نشد. بنابراین، نمی‌توان نتیجه گرفت نتانیاهو برای جلوگیری از محاکمه یا زندان، ناگزیر است پیش از انتخابات جنگی به راه بیندازد. احتمال شکست انتخاباتی و نگرانی از پیامد‌های آن می‌تواند یکی از متغیر‌های محاسبات او باشد، اما تبدیل این احتمال به انگیزه قطعی برای آغاز جنگ، به شواهد بیشتری نیاز دارد.

سناریوی دوم بر این فرض استوار است که نتانیاهو نیازی به آغاز جنگ پیش از انتخابات ندارد و ممکن است رویارویی نظامی با ایران را به پس از رأی‌گیری موکول کند. حتی اگر لیکود در رقابت انتخاباتی رتبه نخست را به دست نیاورد، نظرسنجی‌ها همچنان از امکان تشکیل کابینه به رهبری نتانیاهو حکایت دارند؛ هرچند تحقق این احتمال به ترکیب نهایی پارلمان و مذاکرات ائتلافی وابسته است. نظرسنجی شبکه کان‌نیوز نشان می‌دهد نه ائتلاف نتانیاهو و نه احزاب مخالف، به اکثریت ۶۱ کرسی لازم برای تشکیل دولت دست نمی‌یابند.

با این حال، بلوک حامی نتانیاهو ۵۳ کرسی و چهار حزب اصلی مخالف در مجموع ۵۰ کرسی به دست می‌آورند. به این ترتیب، نتانیاهو برای رسیدن به اکثریت فقط به هشت کرسی دیگر نیاز خواهد داشت؛ این در حالی است که ۱۳ کرسی به احزاب عرب و چهار کرسی به فهرست مشترک نیرو‌های ذخیره و حزب اقتصادی اختصاص یافته است. نظرسنجی روزنامه اسرائیل‌هیوم نیز حزب یشار به رهبری گادی آیزنکوت را با ۲۳ کرسی در رتبه نخست و لیکود را با ۲۱ کرسی در جایگاه دوم قرار داده است. آیزنکوت ادعا‌های نتانیاهو درباره نابودی برنامه هسته‌ای ایران را «دروغ محض» خوانده است. یائیر لاپید نیز تأکید کرده هیچ دلیلی برای حمله وجود ندارد و تلاش نتانیاهو برای ملتهب‌کردن اوضاع کمکی به او نخواهد کرد.

این ارقام نشان می‌دهد هر دو طرف برای دستیابی به اکثریت به حمایت احزاب دیگر نیاز دارند؛ مسئله‌ای که مذاکرات پس از انتخابات پنجم آبان را پیچیده خواهد کرد. با وجود این، همین پیچیدگی می‌تواند در محاسبات نتانیاهو اهمیت پیدا کند؛ او ممکن است نخواهد سرنوشت سیاسی خود را به مذاکرات ائتلافی و مجموعه‌ای از اماواگر‌ها پس از انتخابات واگذار کند.

 از این منظر، احتمال اقدام نظامی پیش از رأی‌گیری همچنان قابل بررسی است؛ اما این تنها مسیر پیش‌روی او نیست. در مقابل، نمی‌توان احتمال دیگری را نادیده گرفت که نتانیاهو ممکن است آغاز جنگ با ایران را به پس از انتخابات موکول کند، به این امید که یک رویارویی نظامی و پیامد‌های سیاسی و امنیتی آن، معادلات پارلمان را تغییر دهد و تشکیل کابینه به رهبری او را تسهیل کند. در چنین سناریویی، جنگ نه وسیله‌ای برای جلوگیری از شکست در صندوق رأی، بلکه عاملی احتمالی برای بازآرایی فضای سیاسی پس از انتخابات و هموارترشدن مسیر نخست‌وزیری تازه او خواهد بود. با این حال، تحقق چنین محاسبه‌ای تضمین‌شده نیست؛ زیرا جنگ می‌تواند به همان اندازه که فضای سیاسی را به سود کابینه تغییر می‌دهد، هزینه‌های امنیتی، اقتصادی و سیاسی تازه‌ای نیز ایجاد کند.

در این میان، گزارش رسانه‌هایی همچون فایننشال‌تایمز درباره آمادگی ارتش اسرائیل برای اجرای عملیاتی گسترده در اوایل ماه جاری منتشر شده است؛ عملیاتی که بنا بر این گزارش‌ها، دهم اکتبر و پس از مخالفت دونالد ترامپ با حمله پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا کنار گذاشته شد. با این حال، فشار نتانیاهو برای ازسرگیری حملات همچنان ادامه دارد.

 نتانیاهو در گفت‌و‌گو با رسانه‌ها ادعا کرده است پیش از جنگ به ترامپ گفته بود اگر آمریکا با بمب‌افکن‌های بی ۲ تأسیسات فردو را هدف قرار ندهد، اسرائیل خود این کار را انجام خواهد داد. او همچنین تأکید کرده موجودیت اسرائیل موضوع مذاکره نیست. این اظهارات، در کنار لغو مرخصی نیرو‌های نظامی تا زمان انتخابات، از سطح بالای آماده‌باش حکایت دارند؛ هرچند آماده‌باش نظامی به‌تنهایی به معنای قطعی‌بودن تصمیم برای حمله نیست. منابع نظامی تأکید دارند تصمیم نهایی برای حمله مشترک در اختیار ترامپ است و حتی حمله یک‌جانبه اسرائیل نیز به موافقت آمریکا نیاز دارد. از این‌رو، محاسبات نتانیاهو فقط به نتایج انتخابات کنست محدود نمی‌شود و موضع واشینگتن نیز در تعیین زمان‌بندی هرگونه اقدام نظامی نقشی اساسی دارد.

در همین حال، وزیر جنگ اسرائیل هر حمله احتمالی را به نام اپوزیسیون ثبت کرده است. لاپید در واکنش، این بیانیه را هدیه‌ای به دشمنان دانسته و کابینه نتانیاهو را متهم کرده از ترس شکست، امنیت را به سیرک تبدیل کرده است. این تقابل نشان می‌دهد فضای انتخاباتی اسرائیل بیش از پیش قطبی و تصمیم‌های امنیتی نیز به بخشی از نزاع سیاسی داخلی تبدیل شده‌اند. در نهایت، انتخابات کنست می‌تواند هم بر سرنوشت سیاسی نتانیاهو و هم بر زمان‌بندی احتمالی هرگونه اقدام نظامی تأثیر بگذارد.

 در سناریوی نخست، نگرانی از نتیجه انتخابات ممکن است محاسبات مربوط به اقدام پیش از رأی‌گیری را تقویت کند؛ در سناریوی دوم، نتانیاهو ممکن است پس از انتخابات و در میانه مذاکرات دشوار ائتلافی، جنگ را عاملی برای تغییر معادلات سیاسی بداند. در هر دو حالت، باید میان احتمال‌های تحلیلی و انگیزه‌های اثبات‌شده تمایز گذاشت. آنچه روشن است، تلاقی رقابت انتخاباتی، فشار‌های داخلی و محاسبات امنیتی است؛ تلاقی‌ای که خطر تبدیل‌شدن منازعه سیاسی اسرائیل به محرکی برای تشدید بحران منطقه‌ای را در خود دارد، حتی اگر نتانیاهو پس از انتخابات همچنان در قدرت باقی بماند.

ابعاد منطقه‌ای و پیامد‌های اقتصادی احتمالی

هرگونه ازسرگیری جنگ پیامد‌هایی فراتر از مرز‌های ایران خواهد داشت. گزارش‌ها نشان می‌دهد ایران تولید موشک را از سر گرفته و مقامات آمریکایی نگران کمک احتمالی چین در زمینه تصاویر ماهواره‌ای و ردیابی ناو‌ها هستند. سپاه تهدید کرده دامنه درگیری به پایگاه‌های آمریکایی گسترش می‌یابد. در این‌باره سردار محبی، سخنگوی سپاه، به صراحت هفت کابل فیبر نوری زیر بستر تنگه را به‌عنوان اهداف جدید نام برده است. دنیس سیترونوویچ، تحلیلگر شورای آتلانتیک هم در مطلب تازه خود پنج نکته اساسی را برای جنگ تازه احتمالی برشمرده است؛ ازجمله اینکه ایران تسلیم نخواهد شد، واشینگتن و تل‌آویو نمی‌توانند مدت جنگ را تعیین کنند، هیچ راه‌حل نظامی معجزه‌آسایی وجود ندارد، ایران غافلگیری‌های خاص خود را خواهد داشت و پیامد‌های اقتصادی جهانی شدید خواهد بود.

 او هشدار داده حتی کارزار ویرانگرتر بعید است تهران را به تسلیم وادار کند و ممکن است به جنگ فرسایشی منجر شود. افزایش حضور نظامی آمریکا توان عملیات شبانه‌روزی را گسترش داده، اما ذخایر موشک‌های رهگیر کاهش یافته است. در عین حال نیز قیمت نفت همچنان بالا مانده و صندوق بین‌المللی پول انقباض شدید اقتصاد ایران را پیش‌بینی کرده است، اما مقامات کشور معتقدند رنج اقتصادی با فروپاشی راهبردی یکسان نیست. کشور‌های حاشیه خلیج فارس نیز در حال بازتعریف روابط خود با ایران هستند؛ زیرا ارتش آمریکا حتی قادر به دفاع کامل از پایگاه‌های خود نبوده است. این وضعیت نشان می‌دهد تشدید تنش نه‌تنها امنیت انرژی جهانی را تهدید می‌کند، بلکه می‌تواند ائتلاف‌های منطقه‌ای را دگرگون کند و هزینه‌های سنگینی بر دوش اقتصاد آمریکا و جهان بگذارد.

عراقچی در فایننشال‌تایمز هزینه جنگ را حدود ۲۶۵ میلیارد دلار یا دو هزار دلار برای هر خانوار آمریکایی برآورد کرده که نیمی از آن مربوط به جهش قیمت انرژی است. اگر هزینه‌های آسیب به پایگاه‌ها و تجهیزات نیز افزوده شود، ابعاد فاجعه آشکارتر می‌شود. ایران نیز هشدار داده که در صورت ادامه محاصره و استفاده از زیرساخت‌های انرژی کشور‌های همسایه، این کشور‌ها نباید خود را مصون بدانند. این پیامد‌های زنجیره‌ای می‌تواند بازار‌های جهانی را متلاطم کند و تورم را در سطح بین‌المللی افزایش دهد.

چشم‌انداز پس از انتخابات و ضرورت بازگشت به عقلانیت

با نزدیک‌شدن به دو انتخابات سرنوشت‌ساز، همه نشانه‌ها حاکی از آن است که پنجره دیپلماسی به سرعت در حال بسته‌شدن است. نظرسنجی‌های اسرائیل بن‌بست پارلمانی را پیش‌بینی می‌کنند و در آمریکا نیز جنگ به موضوعی مناقشه‌برانگیز در میان حامیان ترامپ تبدیل شده است. با این حال آمادگی نظامی هر دو طرف و اظهارات تهدیدآمیز فضای تصمیم‌گیری را محدود کرده است.

 تجربه جنگ‌های پیشین نشان داده برتری نظامی لزوما به موفقیت راهبردی منجر نمی‌شود و بدون توافق دیپلماتیک پایدار هر اقدام جدیدی خطر تکرار اشتباهات گذشته را با هزینه‌های سنگین‌تر به همراه دارد. مقامات کشورمان بر اجرای شروط خود به عنوان پیش‌نیاز بازگشایی تنگه تأکید دارند و آمریکایی‌ها خواستار امتیاز هسته‌ای فوری هستند. این تضاد تنها با میانجیگری جدی و پذیرش واقعیت‌های میدانی قابل حل است. در غیر این صورت، منطقه وارد دور جدیدی از ناآرامی خواهد شد که پیامد‌های آن فراتر از کنترل هر یک از طرف‌ها خواهد بود.

بازگشت به عقلانیت و اولویت‌دادن به منافع بلندمدت بر محاسبات کوتاه‌مدت انتخاباتی تنها راه جلوگیری از فاجعه است. دانا استرول، مقام سابق پنتاگون نیز تأکید کرده که کارزار نظامی متعارف همراه با تحریم‌ها نتوانسته حکومت ایران را به میز مذاکره بازگرداند و هیچ توضیح قانع‌کننده‌ای وجود ندارد که چرا جنگ بیشتر می‌تواند معضل راهبردی را حل کند. این ارزیابی‌ها نشان می‌دهد که ادامه مسیر کنونی بیش از آنکه راه‌حل باشد خود بخشی از مشکل است و منطقه را به سوی بی‌ثباتی عمیق‌تر سوق می‌دهد.

محسن پاک‌آیین: ایران در زمین طراحی‌شده از سوی اسرائیل بازی نخواهد کرد

محسن پاک‌آیین در گپ‌و‌گفتش با «شرق» ابتدا اعتقاد دارد که رفتار و مواضع مقام‌های اسرائیلی را باید در چارچوب محاسبات سیاسی و انتخاباتی این رژیم ارزیابی کرد؛ محاسباتی که به باور او، می‌تواند بر افزایش تنش‌ها و تلاش برای جهت‌دهی به فضای داخلی اسرائیل تأثیر بگذارد. سفیر اسبق کشورمان در جمهوری آذربایجان با اشاره به مواضع بنیامین نتانیاهو و مقام‌های امنیتی و دفاعی اسرائیل، احتمال تمایل این رژیم به تشدید تقابل پیش از انتخابات را مطرح می‌کند، اما در عین حال تأکید دارد که آغاز جنگ از سوی اسرائیل می‌تواند پیامد‌های سیاسی نامطلوبی برای آن به همراه داشته باشد. به گفته او، نتانیاهو ممکن است ترجیح دهد ایران آغازگر درگیری معرفی شود تا اسرائیل بتواند اقدامات نظامی خود را در چارچوب دفاع مشروع توجیه کند و از این طریق، فضای انتخاباتی را تحت تأثیر قرار دهد.

او در این زمینه تأکید می‌کند که «ما غافلگیر نخواهیم شد و در زمینی که رژیم صهیونیستی تمایل دارد ما در آن بازی کنیم، بازی نخواهیم کرد». این موضع، از نگاه پاک‌آیین، بیانگر ضرورت هوشیاری در برابر تحرکات احتمالی اسرائیل و پرهیز از اقداماتی است که بتواند بهانه لازم را برای گسترش درگیری فراهم کند.

این دیپلمات پیشین با اشاره به احتمال هم‌زمانی تشدید تنش با ایران و افزایش عملیات نظامی اسرائیل در سرزمین‌های فلسطینی، به‌ویژه کرانه باختری، معتقد است تحولات روز‌های منتهی به انتخابات می‌تواند با اهداف سیاسی و امنیتی نتانیاهو پیوند داشته باشد. او با اشاره به دشواری‌های ائتلاف‌سازی و وضعیت حزب لیکود، بر ضرورت رصد دقیق تحولات و آمادگی در برابر اقدامات احتمالی اسرائیل تأکید می‌کند.

 پاک‌آیین درباره ابعاد و مدت احتمالی جنگ نیز معتقد است نمی‌توان از پیش درباره طول زمان درگیری داوری قطعی کرد؛ با این حال، به گفته او، پاسخ ایران در صورت حمله، شدید خواهد بود و دامنه آن می‌تواند منافع آمریکا و اسرائیل را نیز دربر بگیرد. دیپلمات پیشین و تحلیلگر مسائل بین‌الملل، تصریح می‌کند که «قطعا پاسخ ما شدید خواهد بود؛ یعنی شدیدتر از حمله‌ای که آنها علیه ما انجام دهند». این اظهارات نشان می‌دهد که در ارزیابی او، هرگونه اقدام نظامی علیه ایران با واکنشی متناسب و گسترده مواجه خواهد شد؛ واکنشی که به باور وی، صرفا به محل آغاز حمله محدود نخواهد ماند.

با وجود مواضع تند مقام‌های آمریکایی و اسرائیلی و اظهارات اخیر درباره توقف مذاکرات، پاک‌آیین پایان مسیر دیپلماتیک را قطعی نمی‌داند و تصریح می‌کند که تهران همچنان آمادگی خود را برای ادامه گفت‌وگوها، با حفظ حقوق و شروط مورد نظر ایران، اعلام کرده و از نقش‌آفرینی میانجی‌های منطقه‌ای استقبال می‌کند.

 به گفته سفیر اسبق ایران در ازبکستان، هدف تهران باید توقف جنگ و بازگشت امنیت و آرامش به منطقه باشد؛ با این حال، تحقق این هدف به اراده طرف مقابل برای ورود جدی به مذاکرات وابسته است. پاک‌آیین دراین‌باره می‌گوید «از طرف ایران میز مذاکره باز است و ما از حضور میانجی‌ها استقبال می‌کنیم». او در نهایت، مسئولیت بن‌بست کنونی را متوجه رویکرد آمریکا می‌داند و معتقد است برای احیای دیپلماسی باید این واقعیت را در نظر گرفت که ادامه فشار و تهدید، جایگزین اراده سیاسی برای دستیابی به توافق نخواهد شد. از نگاه این دیپلمات پیشین، حفظ آمادگی دفاعی در کنار باز نگه‌داشتن مسیر مذاکره، دو مؤلفه‌ای هستند که تهران در مواجهه با شرایط حساس کنونی باید به‌طور هم‌زمان دنبال کند.

صباح زنگنه: نباید به نتانیاهو برای بهره‌برداری انتخاباتی از تنش‌ها فرصت داد

در آستانه انتخابات پارلمانی اسرائیل و انتخابات کنگره آمریکا، هم‌زمانی رقابت‌های سیاسی با تشدید تهدید‌های نظامی علیه ایران، بار دیگر این پرسش را پیش کشیده است که آیا تحولات انتخاباتی می‌تواند بر زمان‌بندی و ابعاد احتمالی یک رویارویی نظامی اثر بگذارد؟ صباح زنگنه در گفت‌وگوی خود با «شرق»، ضمن اشاره به هم‌زمانی تحولات انتخاباتی اسرائیل و آمریکا با افزایش تنش‌ها پیرامون ایران و احتمال وقوع جنگ مجدد، معتقد است که نباید پیوند میان رقابت‌های سیاسی و تهدید‌های نظامی را نادیده گرفت؛ با این حال، تهران باید از قرارگرفتن در زمین تبلیغاتی رقبای خود پرهیز کند.

 به گفته تحلیلگر ارشد جهان عرب، دولت آمریکا و دولت اسرائیل می‌کوشند از موضوع تقابل با ایران برای بهبود موقعیت انتخاباتی خود بهره بگیرند؛ رویکردی که می‌تواند به تشدید فضای تهدید و افزایش فشار‌های سیاسی و روانی بر تهران بینجامد. دیپلمات پیشین کشورمان در این زمینه تأکید می‌کند: «بهترین راه این است که با بی‌اعتنایی کامل به نتانیاهو و انتخاباتش، موج‌سازی تبلیغاتی بی‌وجه باشد». از نگاه این حقوق‌دان، هرگونه موضع‌گیری ایران که در فضای انتخاباتی اسرائیل قابلیت بهره‌برداری داشته باشد، ممکن است به تقویت فضای تبلیغاتی بنیامین نتانیاهو کمک کند.

 از همین رو، خویشتن‌داری در عرصه رسانه‌ای و پرهیز از واکنش‌های هیجانی، در کنار حفظ آمادگی‌های دفاعی، می‌تواند بخشی از ملاحظات تهران در مواجهه با شرایط جاری باشد. این تحلیلگر مسائل منطقه، در پاسخ به پرسشی درباره احتمال وقوع جنگ در روز‌ها و هفته‌های پیش‌رو، بر ضرورت آمادگی همه‌جانبه تأکید دارد؛ آمادگی‌ای که به معنای قطعی‌دانستن وقوع درگیری نیست، بلکه از الزامات مدیریت تهدید در حوزه امنیت ملی محسوب می‌شود. زنگنه معتقد است که مسئولان باید همه سناریو‌های ممکن را در محاسبات خود لحاظ کنند و در عین حال، از دامن‌زدن به فضای تبلیغاتی انتخابات آمریکا و اسرائیل بپرهیزند.

کارشناس مسائل غرب آسیا با اشاره به احتمال تفاوت معادلات هرگونه درگیری احتمالی با رویارویی‌های گذشته، ارزیابی می‌کند که تداوم تقابل نظامی می‌تواند هزینه‌های سنگینی برای آمریکا و اسرائیل به‌همراه داشته باشد. او در این چارچوب، تقویت توان دفاعی و توسعه سامانه‌های پدافندی ایران را ضروری می‌داند و بر نقش ظرفیت‌های فناورانه داخلی تأکید می‌کند. به باور او، سرمایه‌گذاری روی توانمندی‌های دفاعی و بهره‌گیری از دستاورد‌های نیرو‌های جوان و متخصص کشور، می‌تواند قدرت بازدارندگی ایران را تقویت کند. با این حال، تحقق چنین هدفی مستلزم ارزیابی دقیق تحولات میدانی و پرهیز از محاسباتی است که هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده‌ای بر کشور و منطقه تحمیل کند.

 زنگنه با اشاره به تشدید ادبیات مقام‌های اسرائیلی و شخص نتانیاهو علیه جمهوری اسلامی و طرح موضوع تغییر نظام، این رویکرد را محدود به تحولات انتخاباتی اخیر نمی‌داند. به گفته او، آنچه در مواضع رسمی و سیاسی اسرائیل درباره ایران مشاهده می‌شود، در امتداد نگرشی دیرپا قرار دارد که به زعم او، از دهه‌های گذشته در بخشی از سیاست این رژیم دنبال شده است.

وی در این باره می‌گوید: «این خطی است که از زمان نخست‌وزیری مناخیم بگین بوده و هست و حالا در یک مقطعی کاهش پیدا کرده، اما هیچ‌وقت منتفی نشده است». زنگنه بر همین اساس، آمادگی ایران در برابر تهدید‌های احتمالی را ضروری می‌داند، اما میان مقابله با سیاست‌های تهدیدآمیز و هدف قراردادن ساکنان سرزمین‌های اشغالی تمایز قائل می‌شود. او با اشاره به حضور یهودیان ایرانی‌تبار، مسلمانان، مسیحیان و دیگر گروه‌های اجتماعی در آن سرزمین‌ها، بر حق حیات آنان تأکید می‌کند و معتقد است مقابله با سیاست‌های جنگ‌طلبانه و اشغالگری باید متوجه تصمیم‌گیران و ساختار‌های مولد بحران باشد، نه مردمی که با وجود تفاوت‌های دینی و اعتقادی، از حق زندگی برخوردارند. از این منظر، مهار تنش‌های منطقه‌ای و جلوگیری از گسترش جنگ، در کنار حفظ آمادگی دفاعی، همچنان از مهم‌ترین ضرورت‌های پیش‌روی ایران و منطقه به شمار می‌رود.

تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار