
پیرحسین کولیوند، رئیس جمعیت هلال احمر کشورمان، در برنامه «ماجرای جنگ ۲» به تشریح برخی تجربیات خود در جریان دو تهاجم اخیر محور صهیونیستی- آمریکایی به کشورمان پرداخت که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید.
*به گزارش روز نو روزانه موارد نقض حقوق بشر را مستند میکردیم که برای صلیب سرخ و سازمان ملل و ۱۹ سازمان
بین المللی فرستادیم و آنها را محکوم کردیم. ما در ژنو این مستندات را دانه به دانه تشریح کردیم؛ وقتی تصاویر تفحص شهدا و تصاویر نجات ۷۲۵۰ نفر غیرنظامی را که زنده از زیر آوار بیرون آوردیم به آنها نشان دادیم، همه مسئولان بین المللی گریه کردند و رئیس صلیب سرخ آمریکا بعد از سخنرانی من در جلسه، از من عذرخواهی کرد و گفت که دولت آمریکا این تصاویر را به آنها نشان نمیدهد.
* در جریان حمله به جلسه شعام، زانوی آقای پزشکیان زخم شده بود و وزیر کشور را نیز فکر میکردم شهید میشود. پهپاد آن جا را مدام میزد و نمیرفت؛ بنابراین رئیس جمهور و وزیر کشور به سرعت سوار ماشین شدند و رفتند.
*آن قدر ضعیف نشدیم که از دیگران کمک بخواهیم. اما ۱۸ کشور به ما کمک کردند، مثلا روسیه ۳۱۳ تن داروی خوب به ما داد. چین، هند، پاکستان، تاجیکستان، آذربایجان و عراق در جنگ به ما کمک کردند. اما من هیچ وقت درخواست کمک به صورت مکتوب نکردم.
*وقتی رئیس صلیب سرخ رژیم صهیونیستی به رئیس کمیته صلیب سرخ گزارش داده بود، التماس میکرد که کمک کنید پناهگاه بسازیم، خون نداریم، امکانات امدادی نداریم، ۱۵۰۰ مجروح در مراکز درمانی داریم.
*محل شهادت شهید رئیسی انگار جمینگ میشد و لوکیشنهایی که دریافت میکردیم غلط بود، هیچ وقت این اتفاق برایم عادی نبود. وقتی به محل حادثه رسیدیم هم موبایلها زنگ میخورد و اینترنت وصل بود. من اعتقاد دارم شهید رئیسی ترور شد و این حادثه را عادی نمیدانم. جایی نبود که هلیکوپتر به آن برخورد کند، اما من خلبان و مهندس پرواز نیستم، به عنوان کسی که حادثه زیاد تجربه کردم، وضعیت عادی نبود.
*بعد از حادثه پیجرها شهید سیدحسن نصرا... میگفت نباید بار لبنان روی دوش ایران باشد. ۲۴ نفر با خودم بردم و بعد از ارزیابی اولیه فهمیدیم ۷۰۰ نفر وضعیت نامناسب دارند و کل هواپیما را تبدیل به بیمارستان هوایی کردیم و به ایران آوردیم و در بیمارستانها توزیع کردیم. بلافاصله با ۴ پرواز دیگر مجروحان دیگر را انتقال دادیم، اما بار اصلی روی ۷۰۰ نفر مجروح اول بود و بقیه نیاز به درمان سرپایی داشتند.
*اگر جنگ تا همین امروز هم تداوم داشت ما توان خدمت رسانی داشتیم. ما در جریان جنگ کم نیاوردیم.
*در حوادث دی ماه با موتور به میان جمعیت رفته بودم و کسانی را دیدم که داس و اسلحههای نو در دست داشتند. یکی مرا شناخت و گفت این کولیوند هلال احمر است و راه را برایم باز کردند. در تمام مسیر تصور میکردم الان است که کسی از پشت مرا بزند. درا یذه انبار ما که برای مواجهه با جنگ پرشده بود را به آتش کشیدند. اینها گرسنه نبودند، چون در این انبارها بستههای غذایی و لوازم دیگر بود، اما انبار را به آتش کشیدند. در حوادث دی ماه یکی از امدادگران داوطلب ما را در گیلان مثله کرده بودند.