
وقتی برخی شرکتهای بیمه بیش از حقبیمه دریافتی خسارت میپردازند، اما برخی دیگر نسبت خسارت زیر ۳۰ درصد دارند، این پرسش مطرح میشود که مدیریت ریسک و کیفیت پرتفوی در صنعت بیمه تا چه اندازه متفاوت است؟
به گزارش روزنو، بررسی آمار بیمه مرکزی نسبت خسارت ۲۳ شرکت بیمه در ششماهه نخست سال ۱۴۰۵، تصویری متفاوت و قابلتأمل از عملکرد شرکتهای بیمهای ارائه میدهد؛ تصویری که در یک سوی آن شرکتهایی با نسبت خسارت بالا و فشار احتمالی بر سودآوری قرار دارند و در سوی دیگر، شرکتهایی دیده میشوند که نسبت خسارت بسیار پایینتری را ثبت کردهاند.
این اختلاف چشمگیر، پرسشهایی جدی درباره کیفیت مدیریت ریسک، سیاستهای نرخگذاری، ترکیب پرتفوی و نحوه کنترل خسارت در شرکتهای بیمه ایجاد میکند.
براساس آمار منتشرشده بیمه مرکزی از عملکرد ششماهه صنعت بیمه، بیمه معلم با ثبت نسبت خسارت ۱۰۳.۸ درصدی در صدر جدول قرار گرفته است؛ به این معنا که این شرکت به ازای هر ۱۰۰ تومان حقبیمه دریافتی در دوره مورد بررسی، حدود ۱۰۴ تومان خسارت پرداخت کرده است.
چنین نسبتی میتواند زنگ خطری برای وضعیت فنی و نقدینگی شرکت باشد؛ بهویژه آنکه هزینههای اداری، کارمزد شبکه فروش و سایر هزینههای عملیاتی نیز باید از منابع شرکت تأمین شوند.
البته نسبت خسارت بهتنهایی به معنای زیاندهی قطعی نیست، اما عبور آن از مرز ۱۰۰ درصد، ضرورت بررسی دقیقتر ترکیب پرتفوی و وضعیت ذخایر فنی بیمه معلم را دوچندان میکند.
پس از بیمه معلم، بیمه دانا با نسبت خسارت ۸۸.۵ درصدی در رتبه دوم قرار دارد؛ عددی که با توجه به اندازه و گستردگی فعالیت این شرکت، اهمیت ویژهای پیدا میکند.
بیمه دانا در شرایطی یکی از بالاترین نسبتهای خسارت صنعت را ثبت کرده که بررسی کیفیت پرتفوی، بهویژه در رشته درمان، به یکی از موضوعات مهم ارزیابی عملکرد این شرکت تبدیل شده است.
در همین حال، بیمه زندگی کاریزما با نسبت خسارت ۸۰.۲ درصدی و بیمه زندگی خاورمیانه با ۷۷.۵ درصد، در رتبههای بعدی قرار گرفتهاند. البته به دلیل تفاوت ماهیت بیمههای زندگی با بیمههای عمومی، مقایسه مستقیم این شرکتها بدون بررسی ذخایر و ساختار تعهدات میتواند گمراهکننده باشد.
بیمه «ما» نیز با نسبت خسارت ۷۵.۷ درصدی در جایگاه پنجم ایستاده است؛ موضوعی که ضرورت بررسی همزمان رشد حقبیمه، ترکیب پرتفوی و کیفیت سودآوری آن را مطرح میکند.
شکاف ۷۶ واحد درصدی میان بیمه معلم و سرمد!
مقایسه دو سر طیف صنعت بیمه از اختلاف قابلتوجهی حکایت دارد.
بیمه دی نیز با نسبت خسارت ۲۸.۸ درصدی در جایگاه دوم از انتهای جدول قرار دارد. پس از آن، بیمههای کارآفرین با ۳۶.۱ درصد، حافظ با ۳۶.۳ درصد و میهن با ۴۰.۵ درصد قرار گرفتهاند.
این اختلاف بیش از ۷۶ واحد درصدی میان بالاترین و پایینترین نسبت خسارت، نشان میدهد شرکتهای بیمه از نظر ترکیب تعهدات، زمانبندی پرداخت خسارت و سیاستهای مدیریت ریسک شرایط یکسانی ندارند.
بااینحال، پایین بودن نسبت خسارت نیز لزوماً نشانه عملکرد مطلوب نیست؛ زیرا ممکن است عواملی مانند تفاوت رشتههای بیمهای، زمان تسویه پروندهها و رشد سریع حقبیمه دریافتی بر این شاخص اثر گذاشته باشند.
مقایسه شرکتهای بزرگ؛ چرا عملکردها تا این اندازه متفاوت است؟
در میان شرکتهای شناختهشده صنعت بیمه، تفاوت نسبت خسارت چشمگیر است:
بیمه دانا: ۸۸.۵ درصد
بیمه ما: ۷۵.۷ درصد
بیمه تجارتنو: ۶۳.۷ درصد
بیمه سامان: ۶۳.۱ درصد
بیمه آسیا: ۶۱.۹ درصد
بیمه پارسیان: ۵۸.۳ درصد
بیمه پاسارگاد: ۵۲.۳ درصد
بیمه کوثر: ۴۴.۹ درصد*
بیمه دی: ۲۸.۸ درصد
این ارقام نشان میدهد فاصله نسبت خسارت بیمه دانا و بیمه دی به حدود ۶۰ واحد درصد رسیده است؛ اختلافی که نمیتوان بدون بررسی دقیق ساختار فعالیت دو شرکت درباره آن قضاوت کرد.
پرسش مهم اینجاست که آیا شرکتهای دارای نسبت خسارت بالا، در نرخگذاری و پذیرش ریسک دچار ضعف شدهاند یا تفاوت در نوع قراردادها، ترکیب بیمهگذاران و زمان پرداخت خسارت عامل اصلی این فاصله است؟
رشد فروش به چه قیمتی؟
یکی از مهمترین چالشهای صنعت بیمه، رقابت بر سر افزایش حقبیمه تولیدی و سهم بازار است؛ رقابتی که اگر با نرخگذاری فنی و ارزیابی دقیق ریسک همراه نباشد، میتواند به افزایش تعهدات و فشار بر منابع شرکتها منجر شود.
شرکتی که برای افزایش پرتفوی، قراردادهای بزرگ اما کمبازده منعقد میکند، ممکن است در کوتاهمدت رشد فروش قابلتوجهی نشان دهد، اما در زمان پرداخت خسارت با مشکلات جدی مواجه شود.
از همین رو، مدیران شرکتهای بیمه باید توضیح دهند که رشد پرتفوی آنها تا چه اندازه با سودآوری فنی و توان ایفای تعهدات همراه بوده است.
مدیران بیمهای باید پاسخ دهند؛ فروش بیشتر یا مدیریت بهتر؟
آمار ششماهه نخست سال ۱۴۰۵، بیش از آنکه صرفاً جدول رتبهبندی شرکتهای بیمه باشد، ضرورت پاسخگویی مدیران این صنعت را یادآوری میکند.
برای ارزیابی واقعی عملکرد شرکتها، باید نسبت خسارت در کنار نسبت ترکیبی، هزینههای عملیاتی، ذخایر خسارت معوق، توانگری مالی و سود یا زیان فنی بررسی شود.
پرسش اساسی این است: کدام شرکتهای بیمه صرفاً به دنبال بزرگتر کردن پرتفوی خود هستند و کدامیک توانستهاند میان فروش، پذیرش ریسک و سودآوری تعادل برقرار کنند؟
پاسخ به این پرسش تنها با انتشار شفاف اطلاعات مالی و فنی شرکتها ممکن است؛ اطلاعاتی که میتواند مشخص کند کدام مدیران واقعاً ارزش اقتصادی ایجاد کردهاند و کدام شرکتها برای افزایش سهم بازار، ریسک بیشتری پذیرفتهاند