
اعداد روی کاغذ، برای بیمه «ما» خوشایندند؛ اما وقتی پشت این اعداد را ورق میزنیم، تصویر به همان اندازه آرام و بیحاشیه نیست.
به گزارش خبرنگار روزنو، آخرین صورتهای مالی میاندورهای حسابرسینشده شرکت، مربوط به سهماهه منتهی به ۳۱ خرداد ۱۴۰۵، از ۴,۳۴۸,۷۸۱ میلیون ریال سود خالص و ۲۹۰ ریال سود به ازای هر سهم حکایت دارد. سود هر سهم نیز نسبت به دوره مشابه سال قبل ۴۳ درصد افزایش داشته است.
اما سؤال مهم اینجاست:
آیا هر رشدی الزاماً نشانه عملکرد مطلوب است؟
یا باید دید این رشد از کجا آمده و مهمتر از آن، چه میزان ریسک پشت آن پنهان شده است؟
وقتی ۸۶ درصد فروش در یک رشته متمرکز میشود
یکی از جدیترین نقاط قابل تأمل در عملکرد «بیمه ما»، ترکیب فروش شرکت است.
براساس اطلاعات عملکرد فروردین ۱۴۰۵، بیش از ۸۶ درصد فروش ماهانه شرکت از محل بیمههای زندگی بوده و فروش این رشته از ۵۲ هزار میلیارد ریال عبور کرده است.
این عدد دیگر صرفاً یک رشد فروش نیست؛ یک هشدار درباره تمرکز پرتفوی است.
بیمه زندگی قطعاً یکی از رشتههای مهم و سودآور صنعت بیمه است و موفقیت در آن امتیاز محسوب میشود. اما وقتی وزن یک رشته در فروش یک شرکت به چنین سطحی میرسد، این سؤال کاملاً جدی مطرح میشود:
آیا بیمه «ما» در حال تبدیل شدن به یک شرکت بیمه متکی به یک موتور فروش واحد است؟ و اگر پاسخ مثبت باشد، برنامه مدیریت برای کاهش ریسک این تمرکز چیست؟
جدول عملکرد؛ اعداد چه میگویند؟
|
شاخص |
رقم |
|
سود خالص ۳ماهه ۱۴۰۵ |
۴,۳۴۸,۷۸۱ میلیون ریال |
|
سود هر سهم |
۲۹۰ ریال |
|
رشد سود هر سهم |
۴۳ درصد |
|
سرمایه ثبتشده |
۱۵,۰۰۰,۰۰۰ میلیون ریال |
|
سهم بیمههای زندگی از فروش فروردین |
بیش از ۸۶ درصد |
|
فروش بیمههای زندگی در فروردین |
بیش از ۵۲ هزار میلیارد ریال |
مشکل کجاست؟
مشکل این نیست که بیمه «ما» بیمه زندگی میفروشد.
مشکل، اگر این روند ادامهدار باشد، میزان وابستگی شرکت به همین یک رشته است.
شرکتی که بخش عمده رشد فروش خود را از یک رشته به دست میآورد، باید به سهامداران توضیح دهد که برای سایر رشتهها چه برنامهای دارد.
آیا سایر رشتهها در حال رشد هستند؟
آیا سهم آنها در پرتفوی در حال کاهش است؟
آیا مدیریت عملاً تصمیم گرفته است منابع، شبکه فروش و ظرفیت شرکت را بیش از گذشته روی بیمههای زندگی متمرکز کند؟
و مهمتر:
اگر فردا شرایط بازار بیمه زندگی تغییر کند، موتور رشد «ما» چه خواهد بود؟
سود ۴.۳ همتی؛ اما با چه کیفیتی؟
عدد ۴.۳ همتی سود خالص قطعاً قابل توجه است؛ اما سهامدار حرفهای همچون بانک ملت نباید فقط به رقم سود نگاه کند.
باید پرسید این سود دقیقاً از چه ترکیبی ساخته شده است؟
چه میزان از سود ناشی از عملیات بیمهگری است؟
چه میزان از سرمایهگذاریها حاصل شده؟
و چه میزان از رشد سود قابلیت تکرار در دورههای بعدی را دارد؟
این پرسشها زمانی مهمتر میشوند که شرکت همزمان با افزایش سود، در حال تجربه تمرکز سنگین فروش روی یک رشته باشد.
سود بالا، اگر با افزایش ریسک همراه شود، لزوماً به معنای عملکرد کمریسک و پایدار نیست.
بانک ملت؛ سهامدار عمده کجای ماجراست؟
اینجا پای بانک ملت جدیتر از همیشه وسط میآید.
بانک ملت بهعنوان سهامدار عمده «بیمه ما» باید پاسخ دهد که از ترکیب پرتفوی و استراتژی فعلی شرکت رضایت دارد یا خیر؟
اگر افزایش شدید سهم بیمههای زندگی بخشی از استراتژی مصوب شرکت است، چرا درباره ریسک تمرکز، برنامه مدیریت و افق این سیاست توضیح شفافتری به سهامداران داده نمیشود؟
و اگر چنین تمرکزی مورد تأیید سهامدار عمده نیست، سؤال مهمتر این است:
پس چه کسی باید جلوی افزایش این تمرکز را بگیرد؟
سهامدار عمده نمیتواند در زمان رشد سود، موفقیت را به نام خود ثبت کند و در زمان افزایش ریسک، مسئولیت را صرفاً متوجه مدیریت شرکت بداند.
عملکرد ابراهیم کاردگر زیر ذرهبین
در نهایت، عملکرد مدیریت بیمه «ما» نیز باید با یک معیار ساده سنجیده شود:
آیا مدیریت فقط توانسته فروش را بالا ببرد یا توانسته کیفیت و تنوع این فروش را هم حفظ کند؟
اگر بخش بزرگی از رشد فروش به یک رشته خاص وابسته باشد، ارزیابی عملکرد ابراهیم کاردگر نمیتواند فقط بر اساس رشد سود و درآمد انجام شود.
مدیریت باید درباره ترکیب پرتفوی، ریسک تمرکز، کیفیت سود و برنامه توسعه سایر رشتهها پاسخگو باشد.
بیمه مرکزی؛ فقط تماشاگر رشد اعداد است؟
سؤال دیگر متوجه بیمه مرکزی است.
آیا افزایش سهم بیمههای زندگی در پرتفوی «ما» صرفاً یک موفقیت فروش تلقی میشود یا ریسک ناشی از تمرکز نیز همزمان پایش میشود؟
صنعت بیمه با صنعت فروش کالا تفاوت دارد؛ فروش امروز میتواند به تعهدات چندین سال آینده تبدیل شود.
بنابراین رشد فروش بدون توجه به کیفیت تعهدات، ذخایر، سرمایهگذاری و توانگری، تصویر کاملی از عملکرد یک شرکت بیمه ارائه نمیکند.
پنج سؤال که «بیمه ما» و سهامدار عمده (بانک ملت) باید پاسخ دهند
۱. چرا سهم بیمههای زندگی در فروش شرکت تا این اندازه افزایش یافته است؟
۲. برنامه مدیریت برای جلوگیری از وابستگی بیش از حد پرتفوی به یک رشته چیست؟
۳. سهم و روند رشد سایر رشتههای بیمهای در مقایسه با بیمههای زندگی چگونه است؟
۴. بانک ملت بهعنوان سهامدار عمده چه ارزیابیای از ریسک تمرکز پرتفوی «ما» دارد؟
۵. آیا بیمه مرکزی روند افزایش تمرکز فروش بیمه «ما» در بیمههای زندگی را بهعنوان یک ریسک نظارتی پایش کرده است؟
زنگ خطر یا استراتژی موفق؟
بیمه «ما» فعلاً با اعداد مثبتی مانند ۴.۳۴۸ همت سود خالص و EPS معادل ۲۹۰ ریال وارد سال ۱۴۰۵ شده است.
اما کنار این اعداد مثبت، یک علامت سؤال بزرگ قرار دارد:
آیا «ما» در حال رشد است یا در حال وابستهتر شدن به بیمههای زندگی؟
اگر رشد فروش از مسیر توسعه متوازن تمام رشتهها اتفاق بیفتد، میتوان از یک عملکرد موفق سخن گفت.
اما اگر بخش فزایندهای از رشد شرکت به یک رشته خاص وابسته شود، آنوقت دیگر موضوع فقط «رشد فروش» نیست؛ موضوع ریسک تمرکز است.
و اینجاست که باید از بانک ملت و بیمه مرکزی پرسید:
آیا افزایش سود «بیمه ما» را میبینید، اما ریسکی را که ممکن است پشت این رشد شکل گرفته باشد نمیبینید؟
رشد سود قابل تقدیر است؛ اما اگر قیمت آن افزایش تمرکز و ریسک باشد، سهامدار حق دارد بداند این رشد تا کجا قابل تکرار است.