به روز شده در: ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۵۱
کد خبر: ۷۶۴۱۶۳
تاریخ انتشار: ۰۸:۱۰ - ۱۰ شهريور ۱۴۰۵

درخواست ورود ارشاد به ماجرای نوید محمدزاده

روزنو :بیانیه روابط‌عمومی نمایش «آرش»، وقتی به علل کنار گذاشته‌شدن نوید محمدزاده می‌پردازد، روی عبارتی عجیب و درعین‌حال آشنا دست می‌گذارد؛ «مطالبه برخی مخاطبان برای عدم حضور او به دلیل حواشی پیش‌آمده».

روزنامه فرهیختگان نوشت: بیانیه روابط‌عمومی نمایش «آرش»، وقتی به علل کنار گذاشته‌شدن نوید محمدزاده می‌پردازد، روی عبارتی عجیب و درعین‌حال آشنا دست می‌گذارد؛ «مطالبه برخی مخاطبان برای عدم حضور او به دلیل حواشی پیش‌آمده».

اما دقیقاً منظور از این «مخاطبان» چیست و سازندگان اثر، کدامین جامعه را ملاک تصمیم‌گیری چکشی خود قرار داده‌اند؟ اگر منظور از جامعه، همان بدنه اصلی مردم، اهالی واقعی تئاتر و مخاطبان شناسنامه‌دار فرهنگ است که چنین مطالبه‌ شتاب‌زده‌ای هرگز در میان آن‌ها دیده نشد؛ اما اگر متر و معیار سازندگان، «جامعه سایبری در اینستاگرام و شبکه‌های اجتماعی» است، ماجرا وارد فاز تازه‌ای از تناقض و ساده‌انگاری می‌شود.

6467145

تسلیم‌شدن در برابر فشار، کامنت‌های سازمان‌یافته و هجمه‌های اکانت‌های مستعار در فضای مجازی، به معنای واگذاری صندلی تصمیم‌گیری به الگوریتم‌ها و سایبری‌هاست. اتکا به جوسازی‌های مجازی برای حذف یک نفر، نه‌تنها نشان‌دهنده نبود استقلال حرفه‌ای در مدیریت یک پروژه فرهنگی است؛ بلکه سردرگمی شدید بانیان اثر در تشخیص «مخاطب واقعی» از «موج‌های هدایت‌شده» را برملا می‌کند. اگر قرار باشد هر اظهارنظر انسانی یا سیاسی یک بازیگر، با خط‌دهی اکانت‌های سایبری به حذف او بینجامد، دیگر سنگ روی سنگ امنیت شغلی در عرصه هنر باقی نخواهد ماند.

سناریوسازی

یکی دیگر از گزاره‌های به‌شدت سنجش‌ناپذیر و ناموزونی که در حواشی این برکناری مطرح شده، ادعای ناگهانی «مشکلات شخصی بازیگر» است. مطرح کردن چنین بهانه‌ای، آن هم در شرایطی که گروه‌های تئاتری به‌خوبی از پیچیدگی‌ها و تمرین‌های نفس‌گیر پیش از اجرا آگاهند، ابهامات این ماجرا را دوچندان می‌کند. چطور ممکن است سریالی از تمرین‌های فشرده، هماهنگی‌های فنی، تحلیل متن و بازسازی صحنه‌ها ماه‌ها بدون کوچک‌ترین مشکلی پیش برود؛ اما درست در چندقدمی آغاز و رونمایی از اثر، ناگهان پرده از «مشکلات شخصی» بازیگر برداشته شود؟ 

این زمان‌بندی دقیقاً همان حلقه مفقوده‌ای است که تناقض‌های این روایت را عیان می‌سازد. در مناسبات حرفه‌ای تئاتر، اگر بازیگری با مشکلات روحی، جسمی یا شخصی دست‌وپنجه نرم کند، اثرات آن در همان هفته‌های نخست تمرین خود را نشان می‌دهد و تیم تولید برای جلوگیری از ضرر و زیان، خیلی زودتر دست به جایگزینی می‌زند؛ اما خروج ناگهانی بازیگر اصلی در زمان کمتر از چند روز به شروع اجرا - آن هم درست دو هفته پس از یک موضع‌گیری سیاسی شفاف - با هیچ منطق حرفه‌ای و آموزش‌دیده‌ای در دنیای نمایش همخوانی ندارد. 

طرح «مشکلات شخصی» در کنار عبارات تندی مانند «اخراج» و «مطالبه مخاطبان»، بیش از آنکه یک واقعیت دراماتیک یا انسانی باشد، شبیه به یک سناریوسازی شتاب‌زده برای پوشاندن علت اصلی حذف است. سازندگان پروژه از یک سو تلاش می‌کنند با پیش‌کشیدن «مشکلات شخصی» مسئولیت حقوقی و اخلاقی این تصمیم را از دوش خود بردارند و ازسوی‌دیگر با گره‌زدن آن به «حواشی»، صورت‌مسئله را مبهم نگه دارند تا مبادا مجبور به پاسخگویی شفاف درباره ارتباط این حذف با پست اینستاگرامی بازیگر شوند. این نوع بهانه‌جویی‌های لحظه آخری، توهین به شعور مخاطبی است که به‌خوبی پازل زمان‌بندی اتفاقات را کنار هم می‌چیند. وقتی تمرین‌های چندماهه در عرض چند روز و به بهانه‌هایی چنین سست از فروپاشی یک همکاری خبر می‌دهند، نشان می‌دهد که فشارها و تصمیم‌گیری‌ها نه از درون پلاتوی تمرین؛ بلکه از اتاق‌های فکری بیرونی دیکته شده‌اند؛ تصمیماتی که در آن‌ها نه هنر حرمت دارد، نه تمرین‌های چندهفته‌ای بازیگر، و نه صداقت با مخاطبی که قرار است بلیت این نمایش را خریداری کند.

وزارت فرهنگ سکوت نکند

نگاهی عمیق‌تر به ماجرای کنار گذاشته شدن چکشی نوید محمدزاده از نمایش «آرش»، پرده از یک واقعیت تلخ و نگران‌کننده برمی‌دارد؛ شباهت حیرت‌انگیز رفتار برخی از جریان‌های خاص و محافل هنری داخل کشور با رویکرد دیکتاتوری رسانه‌های اپوزیسیون در خارج از مرزها. همان‌طور که ماشین تخریب شبکه‌های معاند، هنرمندی چون محسن نامجو را به جرم عبور از خطوط قرمز نانوشته‌شان ترور شخصیت و بایکوت می‌کند، در داخل نیز شاهد بازتولید دقیقاً همین مکانیسم حذفی هستیم.

وقتی یک ستاره سینما و تئاتر به‌محض انتشار پستی در دفاع از مردم فلسطین، با برچسب‌های مبهمی چون «حواشی» مواجه شده و با ادبیاتی تهاجمی از یک پروژه اخراج می‌شود، یعنی با یک نسخه داخلی از همان بایکوت‌های خارج‌نشینان روبه‌رو هستیم. این رفتار نشان می‌دهد که ادعای آزادی‌بیان در میان برخی بانیان پروژه‌های هنری، تنها تا زمانی اعتبار دارد که هنرمند در پازل فکری آن‌ها بازی کند. به‌محض اینکه فردی بخواهد صدای مستقلی داشته باشد و روی آرمان‌های انسانی دست بگذارد، تیغ سانسور و حذف بی‌رحمانه بر گردن موقعیت شغلی او فرود می‌آید. کار این محافل حذفی در داخل، هیچ دست‌کمی از کار رسانه‌های آن‌طرفی ندارد؛ هر دو با ابزار تهدید معیشت و جایگاه هنری، به دنبال ساکت کردن صداهای ناهمسو و ایجاد رعب در جامعه هنری هستند. 

اما در این معادله‌ نابرابر، نقطه تاریک‌تر ماجرا، جای خالی و سکوت نهادهای متولی، به‌ویژه وزارت فرهنگ است. وظیفه ذاتی وزارت فرهنگ، صرفاً ممیزی، صدور مجوز یا نظارت بر محتوا نیست؛ بلکه حمایت قاطع و عملی از هنرمندان در برابر چنین باج‌گیری‌ها و بایکوت‌های شبکه‌ای، از مهم‌ترین رسالت‌های این نهاد محسوب می‌شود. وقتی بازیگری به دلیل یک اظهارنظر انسانی و همسو با آرمان‌های شرافتمندانه (دفاع از فلسطین) این‌گونه تاوان می‌دهد و امنیت شغلی و اعتبارش به بازی گرفته می‌شود، وزارت فرهنگ باید به‌عنوان سپر دفاعی هنرمند به‌سرعت وارد میدان شود. چرا باید شرایط به‌گونه‌ای رقم بخورد که یک هنرمند پس از چنین اظهارنظری، خود را در برابر محافل فشار بی‌دفاع ببیند؟ 

سکوت و انفعال دستگاه‌های فرهنگی در چنین بزنگاه‌هایی، به معنای تنها گذاشتن هنرمند در وسط میدان مین است. اگر وزارت فرهنگ امروز بااقتدار پشت نوید محمدزاده و هنرمندانی نظیر او نایستد و از بانیان این اخراج‌های شبهه‌دار توضیح و شفافیت نخواهد، عملاً به این محافل ایزوله چراغ‌سبز نشان داده تا قوانین نانوشته و تنبیهی خود را بر فضای هنر دیکته کنند. دفاع از حقوق این بازیگر در ماجرای اخیر، صرفاً دفاع از یک شخص نیست، بلکه صیانت از استقلال فکری جامعه هنری و تضمین این مسئله است که دفاع از مظلوم، در داخل مرزهای کشور، تاوان و هزینه شغلی به همراه نخواهد داشت. 

محاسبه اشتباه

هنگامی که نوید محمدزاده آن موضع‌گیری صریح را در حمایت از مردم فلسطین منتشر کرد، بلافاصله موجی از قضاوت‌های بدبینانه و تحلیل‌های تقلیل‌گرایانه در برخی محافل و فضای مجازی شکل گرفت. عده‌ای با نگاهی کاملاً منفعت‌طلبانه مدعی شدند این اقدام، نه یک کنش انسانی و دغدغه‌مندانه، بلکه تاکتیکی محاسبه‌شده برای «خریدن اعتبار»، «گرفتن مجوز» و «تضمین بقا در مارکت بازیگری» بوده است. آن‌ها با پمپاژ این تحلیل بدبینانه، تلاش کردند تا این‌گونه القا کنند که بازیگران تنها زمانی روی موضوعات این‌چنینی دست می‌گذارند که پای یک معامله‌ پنهان برای گرفتن نقش‌ها و تضمین درآمد در میان باشد. اما گذشت زمان - آن هم تنها به فاصله دو هفته - خط بطلانی بر تمام این گمانه‌زنی‌های سطحی کشید. حالا با کنارگذاشتن او از نمایش «آرش»، ورق واقعیت کاملاً برگشته است. اتفاقات اخیر به‌وضوح نشان داد نه‌تنها هیچ فرش قرمزی برای این اظهارنظر پهن نشده؛ بلکه این موضع‌گیری انسانی دقیقاً به قیمت ازدست‌رفتن موقعیت شغلی و حذف او از صحنه‌ای تمام شده که ماه‌ها برای آن زمان و انرژی صرف کرده بود. 

ماجرای محمدزاده ثابت کرد دفاع از فلسطین در فضای به‌شدت قطبی‌شده و تحت نفوذ برخی محافل خاص هنری، نه‌تنها رانتی برای بازی کردن و دیده شدن به همراه نمی‌آورد، بلکه می‌تواند چنان هزینه‌ سنگینی بتراشد که بازیگر در کسری از ثانیه و با بهانه‌های نخ‌نمایی چون «حواشی» و «مشکلات شخصی»، از صحنه طرد شود. در واقع، او نه برای «بازی کردن»، بلکه با علم به «هزینه دادن» دست به این موضع‌گیری زد. 

پربحث ترین روز
تصویر روز
خبر های روز
پرطرفدار