یکی شایعه عمدی بودن اختلال بانکی را تکذیب کند
برترینها: در کمتر از ده روز، برای دومین بار شبکه بانکی کشور با اختلالی گسترده روبهرو شد؛ اختلالی که این بار تنها یک مشکل فنی یا چند ساعت کندی خدمات نبود، بلکه بخش بزرگی از زندگی روزمره مردم را تحت تأثیر قرار داد. بانکهای ملی، صادرات، تجارت و ملت از جمله بانکهایی بودند که مشتریانشان در طول روز با اختلال در خدمات مواجه شدند؛ از کارتخوانهای فروشگاهی گرفته تا انتقال وجه، پرداختهای اینترنتی و اپلیکیشنهای بانکی.

در کشوری که بخش عمده مبادلات روزمره آن بر بستر پرداخت الکترونیک انجام میشود، از کار افتادن شبکه بانکی عملاً به معنای توقف بخشی از اقتصاد روزمره است. بسیاری از شهروندان دیگر پول نقد قابل توجهی همراه ندارند و حتی اگر بخواهند نیز جابهجایی مبالغ نقدی در شرایط تورمی امروز نه ساده است و نه منطقی. به همین دلیل، اختلال در سامانههای بانکی تنها یک نقص فنی نیست؛ بلکه مستقیماً بر توان مردم برای خرید، پرداخت و انجام امور عادی زندگی اثر میگذارد.
پیامدهای این اختلال خیلی زود از فروشگاهها و مراکز خرید فراتر رفت. در حالی که هزاران نفر در نقاط مختلف کشور برای سوختگیری به جایگاهها مراجعه میکردند، سخنگوی صنف جایگاههای سوخت اعلام کرد که احتمال موفقیت پرداخت الکترونیکی بهای سوخت پایین است و از مردم خواست تا اطلاع ثانوی با پول نقد به جایگاهها مراجعه کنند. توصیهای که خود بهخوبی نشان میداد اختلال بانکی تا چه اندازه به زیرساختهای حیاتی کشور سرایت کرده است.
اما آنچه در شبکههای اجتماعی منتشر شد، تصویر ملموستری از ابعاد ماجرا ارائه میداد. یکی از کاربران نوشته بود پدرش ابتدا به یک جایگاه سوخت مراجعه کرده اما به دلیل قطعی برق موفق به سوختگیری نشده است. سپس به جایگاه دیگری رفته و پس از حدود بیست دقیقه انتظار در صف، با اختلال بانکی مواجه شده است. نه کارت بانکی کار میکرده، نه کارتبهکارت پذیرفته میشده و چون پول نقد همراه نداشته، در نهایت بدون بنزین به خانه بازگشته است. روایتی که احتمالاً در آن روز برای بسیاری از شهروندان با شکلها و شدتهای مختلف تکرار شده است.
در چنین شرایطی، آنچه بیش از خود اختلال جلب توجه میکند، سرعت گسترش شایعات و روایتهای غیررسمی است. پس از نخستین اختلال گسترده، برخی گمانهزنیها به سمت احتمال حملات سایبری رفت. عدهای نیز در شبکههای اجتماعی مدعی شدند که تغییرات زیرساختی و انتقال بخشی از خدمات بانکی به شبکههای داخلی ممکن است سطح آسیبپذیری سیستمها را افزایش داده باشد. در سوی دیگر، روایتهای بدبینانهتری نیز شکل گرفت؛ روایتهایی که مدعی بودند اختلالها ممکن است با هدف محدود کردن دسترسی مردم به منابع مالی و کاهش امکان تبدیل ریال به طلا، ارز یا سایر داراییها رخ داده باشد.
شاید مهمترین پرسش امروز نه این باشد که علت دقیق این اختلال چه بوده است، بلکه این باشد که چرا شبکهای که ستون فقرات مبادلات مالی کشور محسوب میشود، در فاصلهای کوتاه دو بار دچار چنین اختلال گستردهای شده است. اگر مشکل فنی بوده، چرا تکرار شده است؟ اگر حمله سایبری بوده، چه اقداماتی برای جلوگیری از تکرار آن انجام شده است؟ و اگر زیرساختهای موجود توان پاسخگویی به نیازهای امروز را ندارند، چه برنامهای برای افزایش تابآوری آنها وجود دارد؟