به روز شده در: ۱۶ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۰
کد خبر: ۷۵۱۸۸۲
تاریخ انتشار: ۲۰:۵۰ - ۱۶ خرداد ۱۴۰۵

تعظیم باشکوه اینستاگرام فارسی مقابل اقدام یک قنادی مهجور

روزنو :در روزهایی که بسیاری از برندها و صفحات تجاری برای بازگشت به روال عادی با تردید مواجه هستند، این قنادی ترجیح داده به جای نادیده گرفتن فضای عمومی جامعه، آن را به رسمیت بشناسد و نخست از مخاطبان خود اجازه بگیرد. همین رویکرد سبب شده کاربران، این پیام را نه به عنوان یک ترفند بازاریابی، بلکه به عنوان نشانه‌ای از درک شرایط اجتماعی تلقی کنند.

برترین‌ها: پس از بازگشایی دست و پا شکسته اینترنت، برخی کسب و کارها در اینستاگرام مجددا شروع به فعالیت کردند و البته نفس عمل "بازگشت" و "استارت زدن" در چنین شرایطی خود یک ریسک پرماجرا به حساب می‌آید. در این میان اکانت یک قنادی، برای بازگشت خود یک تمهیدِ به شدت پربیننده و البته محترمانه را در پیش گرفته و از مردم ایران به خصوص خانواده‌های داغدار حوادث چندماه و جنگ چهل روزه  کسب اجازه کرده؛ اقدامی که در خوانش کاربران شبکه‌های اجتماعی قابل ستایش قلمداد شده و البته با واکنش‌های یکدستی همراه است.

44

آنچه این اقدام را از بسیاری از کمپین‌های مرسوم فضای مجازی متمایز می‌کند، فاصله گرفتن از ادبیات تبلیغاتی و نزدیک شدن به نوعی همدلی اجتماعی است. در روزهایی که بسیاری از برندها و صفحات تجاری برای بازگشت به روال عادی با تردید مواجه هستند، این قنادی ترجیح داده به جای نادیده گرفتن فضای عمومی جامعه، آن را به رسمیت بشناسد و نخست از مخاطبان خود اجازه بگیرد. همین رویکرد سبب شده کاربران، این پیام را نه به عنوان یک ترفند بازاریابی، بلکه به عنوان نشانه‌ای از درک شرایط اجتماعی تلقی کنند. هرچند در فضای شبکه‌های اجتماعی هیچ اقدامی از نقد و مخالفت مصون نیست، اما مرور واکنش‌ها نشان می‌دهد بخش قابل توجهی از کاربران، این شیوه بازگشت را محترمانه، سنجیده و متناسب با حال و هوای این روزها ارزیابی کرده‌اند.

Untitled

در ادامه بخشی از کامنت‌ها را به نیابت از هزاران هزار نظر منتشر شده درباره این پست مرور می‌کنیم:

سهیل نوشت: حیف از این مردم، حیف از این مملکت، حیف از این فرهنگ و تاریخ و موسیقی و غذا و هرآنچه که ایرانی‌ست. 

داریوش نماینده یک حس جمعی‌ست:  من همین الان با کامنت‌هاى این پست  یک دریا اشک ریختم...

ندا نیز نوشت: بغض کردم… چقدر دلشون و مهرشون بزرگه. یه سوال به ذهنم هم رسید، اگر یک هنرمند یا یک بازیگر چنین استوری‌ای می‌گذاشت و اجازه می‌گرفت، به نظرتون کامنت‌ها چی بود؟

علی هم به مانند داریوش: این پست چی بود من دیدم؟ چقدر شکستم!چقدر حالم خراب شد. این چه زندگی بود که ما دچارش شدیم؟

تمجیدِ خاطره، یکی از مادران فرزندان مدرسه میناب: چقدر انسان، چقدر شریف. از دیروز که وصل شدم به اینستا تنها پستی که حس مثبت بهم داد خیلی از قضاوت‌ها و عدم تحمل همدیگه توی اینستا قلبمو به درد آورد بعنوان مادری که تنها بچه‌م رو توی مدرسه‌ی میناب از دست دادم امیدوارم کسب و کارتون پر رونق باشه.

مهدی هم اینگونه نوشت: چقدر زیبا و دلنشین. چقدر با اصالت، چقدر طبیعی، چقدر شبیه قبل که از خانواده ها اجازه میگرفتن برای جشن و لباس مشکی در آوردن. برای منی که عمو از دست دادم، با افتخار. بله،بفرمایید و شروع کنید بزرگوار.

رضا هم احساساتی شده: خود پست منو احساساتی کرد اما با خوندن کامنت خانواده‌های داغدار بغضم ترکید. 

سارا نیز نوشت: درود بر شما که با احترام به خانواده‌های داغدیدگان، از آنان کسب اجازه کردید. ما برای بسیاری از این عزیزان حتی آشنایی شخصی نداشتیم، اما شب و روز برایشان اشک ریختیم؛ چون دردشان را درد خودمان می‌دانستیم و میدانیم. مردم بارها نشان داده‌اند که در کنار خانواده‌های داغدار می‌ایستند و حرمت آنان را پاس می‌دارند. اینکه خود خانواده‌ها از این اقدام استقبال کرده‌اند، بهترین گواه ارزش و درستی این کار است.

کاربری به نام نادر: کسی جلوی زندگی کردن کسی رو نگرفته ولی درستش اینه که کسانی که در social media فعالیت دارند برای کسب درآمد، با احترام و محبت از قربانیان این حوادث یاد کنند و درست همانند این اکانت رفتار کنند! 

و این کامنت که از سوی یک مادر داغدیده منتشر شده: عزیز جان، تو برای از سرگیری زندگی و کسب‌وکارت نیازی به اجازه ما نداری. همین که درد مردم و خانواده‌های داغدار را دیده‌ای و حرمتشان را نگه داشته‌ای، برای ما ارزشمند است. نمی‌خواهیم هیچ جوانی به خاطر رنجی که بر ما گذشته، از ساختن زندگی خودش بازبماند. با دلِ آرام به کارت ادامه بده. 

ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز