به روز شده در: ۰۹ ارديبهشت ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۰
کد خبر: ۷۴۰۳۶۱
تاریخ انتشار: ۰۹:۱۸ - ۱۳ اسفند ۱۴۰۴

جنگ و احوال ناخوش این روز‌های مردم!

روزنو :«بی‌خبری» وضعیت بسیاری از ساکنان تهران است که این روز‌ها زیر موج بمباران زندگی می‌کنند. خبرگزاری‌های داخلی اخبار کلی از جنگ را پوشش می‌دهند؛ اینکه ایران چه نقاطی را در کشور‌های دیگر هدف قرار داده و مقامات آن کشور‌ها چه گفته‌اند. شهروندان، اما از این رویه اطلاع‌رسانی گله‌مندند، نشانه آن را هم در کامنت‌هایی که مردم زیر اخبار خبرگزاری فارس می‌گذارند، می‌شود دید. البته از دیروز دوشنبه صبح دسترسی به این پیام‌ها دشوار و نیازمند ثبت شماره تماس شده است.

جنگ و احوال ناخوش این روز‌های مردم!

«فاطمه» مثل هر روز قهوه‌اش را در ماگش ریخت، به دفتر کارش رفت و شروع به نوشتن کرد. هم‌زمان که کارش را انجام می‌داد، از ترس شروع جنگ دوباره مدام خبر‌ها را چک می‌کرد.

به گزارش روز نو در یک گروه یکی نوشت «زد»، این پیام را چند نفر دیگر هم نوشتند. پنج دقیقه یا شاید ۱۰ دقیقه بعد خبر‌ها آمد. خبرگزاری‌ها گفتنند به ایران و چند نقطه از تهران حمله شده است. ساعتی بعد اینترنت کند شد و بعد دوباره به حالت ملی برگشت. فاطمه شروع کرد به چک کردن اخبار از خبرگزاری‌های داخلی. بااین‌حال، خبررسانی اطلاعات دقیقی درباره وضعیت نمی‌داد. پیام‌های انتهای هر خبر را می‌خواند و می‌دید بقیه هم از این موضوع گله‌مندند. اینکه چرا باید خبر‌ها ابتدا از سوی برخی رسانه‌های خارجی منتشر شوند و با تأخیر توسط رسانه‌های داخلی انتشار یابند. آنها شاکی بودند که اطلاعات به دستشان نمی‌رسد و حتی نمی‌دانند دقیقاً چه اتفاقی افتاده و برنامه مسئولان چیست. کسی با آنها صحبت نمی‌کند؛ اغلب مسئولان در حال ارسال پیام به رهبران سایر کشور‌ها و تشریح برنامه‌هایشان برای دیگران هستند تا اطلاع‌رسانی به مردم.

زهرا

«زهرا» در خانه تلویزیون ندارد. ترجیحش این بود که به‌جای زمان گذاشتن زمان پای تلویزیون، کتاب بخواند و زمان محدودی اخبار را از شبکه‌های اجتماعی دنبال کند. با قطعی اینترنت او وابسته به سایت‌های داخلی است که درباره اهداف احتمالی اسرائیل و آمریکا اطلاع‌رسانی دقیقی نمی‌کنند. خانه او در شرق تهران است. پادگان ولیعصر را که زدند، خانه‌اش لرزید. او حتی نمی‌دانست کجا را زده‌اند. این بی‌اطلاعی کلافه‌اش کرده. تنها پیام‌هایی که این روز‌ها دریافت می‌کند، این است که شهر را ترک کند و یا اگر حرکت مشکوکی دید، گزارش دهد. او به‌سختی و با سال‌ها کار توانسته خانه‌اش را داشته باشد و ترک آن برایش سخت است. نمی‌داند چه کند و کجا برود و اصلاً چرا باید برود؛ بر‌اساس آنچه در خبرگزاری‌ها می‌بیند، ایران در حال زدن مداوم پایگاه‌های آمریکا است و توان پاسخگویی بالایی دارد.

مریم

«مریم» نگران خواهرش در تهران است. او سعی می‌کند از دو مسیر خبر‌ها را دنبال کند؛ شبکه‌های تلویزیونی فارسی‌زبان در ایران و خارج ایران. کمتر سراغ سایت‌های خبری می‌رود، چنین عادتی ندارد. شبکه‌های اجتماعی‌ای که دنبال می‌کرد هم از کار افتاده‌اند. در شبکه‌های تلویزیونی خارجی تصاویر بمباران تهران را می‌بیند و در رسانه‌های داخلی، تصویر بچه‌های میناب و بمباران اسرائیل و… را. آنچه نگرانش می‌کند، بمباران تهران است. مدام با خواهرش در تماس است؛ نمی‌داند آیا محل سکونت او هم محل حمله قرار گرفته یا نه. هیچ‌کدام از خبر‌هایی که می‌بیند به این موضوع اشاره نمی‌کند که کدام مناطق درگیرند و ساکنان کدام محله‌ها آسیب دیده‌اند.

احمد

«احمد» می‌ترسید از خانه بیرون برود. در اتاق نشسته بود که یکباره خانه‌اش لرزید. با دوستش «مهدی» تماس گرفت و گفت آیا پادگان ولیعصر را زده‌اند. مهدی که خانه‌اش آن‌سوتر بود و از پشت‌بام ستون دود را می‌دید، گفت نه. احمد دلش آرام گرفت که یکباره خانه تکان سختی خورد. شیشه‌ها ریخت و خانه به مرز فروپاشی رسید. این بار مهدی که از بالا وضعیت را می‌دید، با احمد تماس گرفت. یکی دو بار اول او جواب نداد. بار سوم با صدایی بریده احمد گفت که جایی پناه گرفته. با سختی خودش را به خانه مهدی رساند؛ رنگ‌پریده و با هراس فراوان. چای و نبات به او دادند و آرامش کردند. احمد ساعتی بعد رفت تا تکه‌پاره‌های خانه‌اش را جمع کند. در پایگاه‌های اطلاع‌رسانی داخلی کسی به او نگفته بود در کدام مناطق احتیاط بیشتری لازم است. خبر کلی بود؛ بهتر است از تهران خارج شوید. حتی بعد از این اتفاق خبری پیدا نکرد که اوضاع او را نشان دهد.

حسین

«حسین» این روز‌ها با همسرش در خانه بود. می‌ترسیدند از خانه خارج شوند. یکباره صدایی آمد، خانه لرزید و شیشه پنجره‌ها موج برداشت. حسین و همسرش از ترس گوشه‌ای خزیدند. صدایش درنمی‌آمد. رسانه‌ها را چک کرد، نه داخلی و نه خارجی خبری نداشتند. نمی‌دانست کجا را هدف گرفته‌اند تا اینکه دوستش که شاهد ماجرا بود، تماس گرفت و گفت جایی در حوالی خانه آنهاست. او این شب‌ها نمی‌تواند بخوابد. هر لحظه با هراس بیدار می‌شود. تلفنش را چک می‌کند. اینترنت جهانی وصل نیست. خبری ندارد که چه شده. تنها صدا‌هایی از دور می‌آید که نمی‌داند از کجاست. رسانه‌های داخلی هم اخبار کلی را اعلام می‌کنند که اغلبشان به تهران یا آنچه در اطراف اوست، مربوط نمی‌شود. دیروز، دوشنبه، بار دیگر خانه لرزید و تابلو از دیوار افتاد. از خانه بیرون دویدند و دیدند شیشه ساختمان روبه‌رویی ریخته. سریع وسایلشان را درون ماشین ریختند و از تهران خارج شدند.

اینکه تهران یا سایر شهر‌ها چه اوضاعی این روز‌ها دارند یا شهروندان چه تجربه‌هایی را از سر می‌گذرانند، این روز‌ها کمتر در رسانه‌ها دیده می‌شود. اخبار عموماً به موارد دیگری مربوط است. گفته‌های دو طرف جنگ و اینکه آینده این درگیری چه خواهد بود. شهروندان، اما در غیاب دسترسی به شبکه‌های اجتماعی، ناچار دست به تلفن شده و تلاش می‌کنند روزانه از حال و اوضاع هم باخبر شوند. بااین‌حال، ازآنجاکه در تهران تردد‌ها به‌شکل حداقلی انجام می‌شود، جمع‌های دوستانه که می‌تواند به کاهش استرس و اضطراب کمک کند، از بین رفته‌اند.

ویژه روز
تصویر روز
خبر های روز