موازنه رقیب بر هم خورد
روزنو :عبدالله ناصری
مردم ایران به مدت 12 سال، سه دوره مجلس متفاوت را تجربه کردند. خروجیها و دستاوردهای این سه مجلس، مردم را مجاب کرد تا با شرکت در انتخابات، پیامی را به تصمیمگیران حوزه پارلمانی ابلاغ کنند. به خصوص، مجلس نهم که از لحاظ کیفی در سطح بسیار پایینی قرار داشت. این مجلس دو سال از عمر خود را در مواجهه با دولتی گذراند که بر آن، گفتمان اصلاحطلبی حاکم بود و موفق شده بود پیچیدهترین مسائل ملی و بینالمللی را که منجر به حصول برجام شد ، حل کند. مخالفت با این دستاورد بسیار مهم دولت، مردم ایران را بیش از پیش ترغیب کرد تا آرایش بهارستان را تغییر دهند. پیام مردم ایران حاکی از آن بود که مردم ایران متقاضی اخذ چه نوع رویکردی برای عرصههای تصمیمگیری هستند.
پیشبینی من نسبت به آینده مجلس دهم بر این اساس است که دو فراکسیون اصلی در آن شکل خواهد گرفت که متشکل است از فراکسیون اصلاحطلبان و اصولگرایان و تفاوتش هم با سه مجلس گذشته یعنی مجلس هفتم و هشتم و نهم در این است که جریان تند جایگاهی برای عرض اندام نخواهد داشت. بدین صورت که یک اقلیت بسیار اندکی از آنها تشکیل خواهد شد که دیگر صدایش شنیده نخواهد شد. از همین روی، مجلس بهتر خواهد توانست از رسالت قانونی خود بهره برد و نقشش را بهتر ایفا کند. یعنی این مجلس علاوه بر اینکه بر عملکرد دولت نظارت خواهد داشت با سیاستهای کلان دولت همسو خواهد بود. این سیاستها در راستای منافع ملی هستند و با قوانین نظام هماهنگی دارند. یکی از رسالتهایی که باید به نمایندگان مجلس دهم تکلیف کرد، این است که یک بازنگری جدی در راستای اصلاح قوانین داشته باشند. چه قوانینی که در این سه مجلس اخیر ایجاد شد به وسیله غیرمتخصصانِ حوزه قانونگذاری که با بهرهبرداری از رانت عدم حضور جناح رقیب وارد عرصه قانونگذاری شدند.چه قوانینی که از ابتدای تاریخ انقلاب وضع شدند و لازم است پس از روی دادن تحولات در عرصههای مختلف فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و بینالمللی، متحمل بازنگری شوند و با شرایط عصر حاضر و خواستها و مطالبات نسل جدید جامعه منطبق گردند.
از ترکیب مجلس دهم اینگونه برمیآید که یک فضای همسویی و همنگری با دولت دکتر روحانی ایجاد خواهد شد و تغییرات اساسی در بخشهای مهم کابینه ایشان صورت خواهد گرفت و اگر دکتر روحانی بتواند با این مجلسِ همسو به وعدههایش جامه عمل بپوشاند، دولتی هشت ساله خواهد شد.
ذکر این موضوع خالی از لطف نیست که رئیسجمهوری پس از اجرایی شدن برجام یا همان توافق هستهای، از اجرایی کردن برجام 2 یا برجام داخلی سخن گفت. برای بررسی تسهیل در اجرایی شدن برجام 2 به واسطه مجلس دهم در یک نگاه واقعبینانه باید گفت که اگر برجام 1 به معنای آن بود که ایران به عرصه بینالمللی پس از قریب به یک دهه تحریم و انزوا ورود کرد و دنیا تعامل خودش را با ایران جدیتر گرفت برجام داخلی هم باید خروجیاش این باشد که دو جریانی که در بیرون و درون حاکمیت هستند یکدیگر را به رسمیت بشناسند و این امر لازمهاش این است که فضای برخورداری مشترک را در عرصههای مختلف برای هم فراهم کنند. من فکر میکنم به زبان آوردنِ پیاده کردن برجام در عرصه داخلی پیام بسیار خوبی را به همراه داشت، اما نمیتوان اینگونه گفت که برجام 2 شکل بگیرد ولی ما هنوز شاهد روندی باشیم که یک جناح سیاسی فارغ از ایراد هرگونه دفاعی از صحنه رقابت به بیرون رانده شود. یکی از دلایلی که این انتخابات اخیر در صحنههای بینالمللی هم مهم برشمرده شد این بود که اصلاحطلبان توانستند در یک رقابت نابرابر به پیروزی دست یابند و برخلاف بخشی از جریان مقابل که متمایل به این بود که اصلاح طلبان کرکرهها را پایین بکشند و دست به تحریم انتخابات بزنند، در انتخابات حضور یافتند و با حضورشان توانستند موازنه پیشبینی شده رقیب را برهم زنند و دوباره همان کاری که در سال 92 انجام شد، در گام دوم انجام دهند. بنابراین لازمه اجرایی شدن برجام 2 آن است که اتفاقاتی در همه عرصههای کشور صورت بگیرد نه فقط در نهاد قانونگذاری.