کد خبر: ۷۵۱۱۸۷
تاریخ انتشار: ۱۱:۳۵ - ۱۱ خرداد ۱۴۰۵
چین؛ کلید شکست تعلیق در اتاق‌های وضعیت

واکاوی ظهور «نیروی سوم» برای حل منازعات در خلیج فارس

روزنو :طهمورث گیلانی:مذاکرات بر سر آتش‌بس میان ایران و آمریکا در حالی ادامه دارد که به نظر می‌رسد ایستگاه پایانی تنش‌ها در خاورمیانه چه‌بسا بنا نیست به آسانی محقق شود و می‌توان انتظار داشت که اوضاع هر لحظه بار دیگر از کنترل خارج شود. از قرار معلوم، تفاهم‌نامه آنگونه که در ابتدای هفته گذشته انتظار می‌رفت، سرانجامی سهل‌الوصول ندارد. در میانه خوش‌بینی‌ها برای پایان خصومت‌ها در منطقه، ظاهرا همچنان نباید احتمال فروپاشی تمامی تلاش‌های دیپلماتیک در آخرین لحظه را منتفی دانست، چرا که رویکردهای متناقض کاخ سفید در قبال توقف جنگ می‌تواند بار دیگر همه‌چیز را از ریل دیپلماسی خارج کند. این وضعیت که بسیاری آن را «تعلیق استراتژیک» می‌نامند، نشان‌دهنده عمق شکافی است که حتی با میانجی‌گری‌های بین‌المللی نیز به راحتی پر نمی‌شود.

 

گزارش‌های رسانه‌ای ضدونقیض از احتمال توافق آتش‌بس میان ایران آمریکا خبر می‌دهد. رویترز به نقل از یک مقام ایرانی مدعی شد: «ما در واقع با آمریکا به تفاهم سیاسی رسیده‌ایم، اما کارهای نهایی باقی مانده است.» العربیه نیز به نقل از یک منبع بلندپایه ادعا کرد که پیش‌نویس توافق بین آمریکا و ایران شامل توقف جنگ در لبنان و تعهد ایران به عدم دست‌یابی به سلاح هسته‌ای می‌شود. از سوی دیگر، آکسیوس به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد که ایران تنها در چارچوب توافق نهایی هسته‌ای، دارایی‌های مسدود شده خود را دریافت خواهد کرد. این تضاد در روایت‌ها نشان‌دهنده آن است که طرفین هنوز بر سر توالی اقدامات و ماهیت امتیازات به جمع‌بندی نهایی نرسیده‌اند. در تازه‌ترین اخبار هم نیویورک تایمز به نقل از سه مقام آگاه اعلام کرد: «رئیس‌جمهور آمریکا عناصری از پیش‌نویس توافق را اصلاح کرده و آن را برای بررسی به تهران بازگردانده است. ترامپ نگران بخش‌هایی از توافق احتمالی است که شامل آزادسازی دارایی‌های مسدود شده برای ایرانیان می‌شود.️ ترامپ از مدت زمانی که طول کشیده تا ایران به پیشنهادهای واشنگتن پاسخ دهد، ناامید شده است.» اگرچه دولت آمریکا بر این باور است که به توافق نزدیک شده، اما هنوز برخی مسائل از جمله آزادسازی منابع مالی ایران در حال بحث و بررسی است. روزنامه نیویورک‌پست نیز نوشت که آزادسازی بخشی از دارایی‌های مسدودشده ایران در قطر، یکی از آخرین موارد اختلاف است و این منابع مالی مستقیما در اختیار ایران قرار نخواهد گرفت، بلکه به خرید مواد غذایی و تجهیزات پزشکی اختصاص خواهد یافت.

گره کور هسته‌ای و میانجی‌گری‌های نوظهور

در ادامه گمانه‌زنی‌ها درباره آینده پرونده هسته‌ای ایران، رسانه انگلیسی فایننشال تایمز به نقل از مدیرکل آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گزارش داد قزاقستان آمادگی خود را برای پذیرش و نگهداری بخشی از ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران اعلام کرده است. رافائل گروسی، مدیرکل آژانس، اعلام کرد که قزاقستان به‌طور رسمی آمادگی خود را برای دریافت و نگهداری ذخایر اورانیوم غنی‌شده ایران ابراز کرده است. وی در گفت‌وگویی با روزنامه فایننشال تایمز تاکید کرد که این موضوع در جریان دیدار اخیر وی با قاسم جومارت توکایف، رئیس‌جمهور قزاقستان در آستانه مطرح شده و مقام‌های قزاقی نسبت به ایده نگهداری این مواد در چارچوب نظارت‌های آژانس اعلام آمادگی کرده‌اند. این پیشنهاد می‌تواند به عنوان یک «سوپاپ اطمینان» در توافق احتمالی عمل کند، اما همچنان منوط به پذیرش نهایی تهران و واشنگتن است.

در میانه این تحولات، پیت هگست، وزیر جنگ ایالات متحده آمریکا روز شنبه طی اظهاراتی مدعی شد که ارتش این کشور از توان و ذخایر تسلیحاتی کافی برای ازسرگیری عملیات نظامی علیه ایران برخوردار است. هگست اعلام کرد ایالات متحده در صورت نیاز «کاملا آماده» ازسرگیری جنگ و عملیات نظامی علیه ایران است. وی گفت: «اگر شرایط ایجاب کند، توان بازگشت به عملیات را داریم و از این نظر محدودیتی وجود ندارد.» رئیس پنتاگون همچنین عنوان کرد که رئیس‌جمهور آمریکا توافقی را با ایران امضا نخواهد کرد، مگر اینکه به نفع آمریکا باشد. این لحن تهاجمی در کنار میز مذاکره، نشان‌دهنده استراتژی «فشار حداکثری در حین گفت‌وگو» است که دولت ترامپ دنبال می‌کند.

امنیت انرژی و بحران تنگه هرمز

تنگه استراتژیک هرمز یکی از مفاد مهم هرگونه توافق احتمالی محسوب می‌شود. روزنامه وال‌استریت ژورنال به نقل از برخی مقامات مدعی هماهنگی میان ارتش آمریکا و تعدادی از کشتی‌ها برای عبور از تنگه هرمز شد. این روزنامه افزود که تعدادی از کشتی‌ها پس از خاموش کردن دستگاه ردیابی خود توانستند از تنگه هرمز عبور کنند. همزمان، صندوق بین‌المللی پول و آژانس بین‌المللی انرژی در بیانیه‌ای مشترک اعلام کردند که ذخایر جهانی نفت به دلیل اختلال در انتقال محموله‌ها از تنگه هرمز، با سرعتی بی‌سابقه در حال کاهش است. در این بیانیه آمده است: «چنانچه حرکت ناوگان دریایی در این آبراه کلیدی به روال عادی بازنگردد، کاهش سریع و مداوم ذخایر جهانی نفت، امنیت انرژی، ثبات بازارها و توان تاب‌آوری اقتصاد جهانی را به شدت تهدید خواهد کرد.»

صابر گل عنبری، کارشناس روابط بین‌الملل، در یادداشتی در روزنامه خراسان به ابعاد دیگری از این بحران پرداخته است. او می‌نویسد: «این روزها حرف ‌و حدیث درباره یک توافق موقت و اولیه میان ایران و آمریکا بیش از هر زمانی بوده و متعاقب آن موجی از خوش‌بینی شکل گرفته است. فارغ از محتوای متناقض و پیچیده این سخنان رئیس‌جمهور آمریکا، باید دید در پس آن چه انگیزه و اهدافی نهفته است. هر چند برخی رسانه‌های آمریکایی اعلام کردند که ترامپ تصمیم قطعی خود را نگرفته؛ اما احتمالا تصمیمش را گرفته است ولی ماهیت و چند و چون آن هنوز روشن نیست.» او هشدار می‌دهد که ممکن است یکی از اهداف این فضاسازی‌ها، پایین آوردن قیمت نفت تا سطحی باشد که امکان یک درگیری جدید را فراهم کند، چراکه درگیری در قیمت‌های بالا می‌تواند جهش‌های غیرقابل‌کنترلی ایجاد کند.

تنها راهکار پایدار برای خروج از این بلاتکلیفی، گذار از تقابل‌های ژئوپلیتیک به سمت حکمرانی امنیت شبکه‌ای با ضمانت قدرت‌های بزرگی نظیر چین است. پیوند زدن امنیت ملی به زنجیره ارزش جهانی، هزینه تعرض نظامی را برای تمامی طرفین به شدت افزایش خواهد داد

نظم نوین جهانی و ضرورت تغییر پارادایم

جهان امروز وارد مرحله‌ای از گذار شده که در آن نظم لیبرال به تدریج تضعیف شده و جای خود را به نظمی نو مبتنی‌بر کاربست مستقیم زور از سوی ایالات‌متحده و قدرت‌های طراز اول جهان داده است. عباس آخوندی، وزیر اسبق راه و شهرسازی، در مقاله‌ای با عنوان «از ژئوپلیتیک تا ژئواکونومی» می‌گوید که احتمال موفقیت مذاکرات دوجانبه جاری میان ایران و آمریکا برای دستیابی به صلحی پایدار، بسیار اندک است. از دیدگاه او، تنها راهی که می‌تواند این بن‌بست را بشکند، ورود یک «نیروی سوم» مانند چین است که به عنوان قدرت جهانی، نقش ناظر، تسهیل‌کننده و ضامن را ایفا کند. او تأکید می‌کند که چنین قدرتی تنها زمانی وارد صحنه می‌شود که از اراده جدی طرفین برای پایان جنگ و تغییر رفتار آن‌ها اطمینان حاصل کند.

آخوندی به نقد راهبردهای سنتی تأمین امنیت می‌پردازد و معتقد است «اتکای امنیتی به قدرت‌های بزرگ» رویکردی شکست‌خورده است. او تجربیات اوکراین و سوریه را گواه می‌آورد و خاطرنشان می‌سازد که آمریکا با وجود پیشرفته‌ترین تجهیزات، حتی در تأمین امنیت پایگاه‌های خود در منطقه ناتوان مانده است. راه دوم که او با آن مخالفت می‌کند، اندیشه «حصارکشی پیرامون سرزمین» یا انزواطلبی است. او بر این باور است که در جهان به‌هم‌پیوسته امروز، حصارکشی تنها به فقر، شکنندگی و ناپایداری منجر می‌شود. در جهانی که کانون‌های قدرت و تهدید مدام در حال جابه‌جایی هستند، هرگونه رویکرد ایستا خود به بزرگ‌ترین تهدید علیه ملت تبدیل می‌شود.

بحران کنونی میان تهران و واشنگتن فراتر از یک تضاد دیپلماتیک، محصول فروپاشی نظم قدیم و فقدان یک موازنه جدید در منطقه است. توافق‌های موقت فعلی نه به معنای پایان خصومت، بلکه تنها ابزاری برای مدیریت ریسک و جلوگیری از انفجار بازارهای جهانی انرژی تلقی می‌شوند

حکمرانی امنیت شبکه‌ای؛ راهکاری برای خروج از بلاتکلیفی

هسته مرکزی پیشنهادهای نوین برای حل این درگیری، گذار به «حکمرانی امنیت شبکه‌ای منطقه‌ای» است. آخوندی پنج شرط را برای موفقیت این الگوی جدید مطرح می‌کند که اولین و مهم‌ترین آن، «تقدم ژئواکونومی بر ژئوپلیتیک» است. این به معنای آن است که هدف اصلی امنیت باید تأمین «زنجیره تامین» و «زنجیره ارزش جهانی» باشد. اگر امنیت منطقه به امنیت اقتصاد جهانی گره بخورد، هزینه تعرض به آن برای هر قدرتی بالا خواهد رفت. شرط دوم، تقدم «مدیریت ریسک‌های امنیتی» بر استقرار نظام‌های دفاعی مشترک است. او به جای الگوهایی شبیه ناتو، الگویی را پیشنهاد می‌دهد که بر پایه تبادل اطلاعات و پیشگیری از تهدیدات بنا شده باشد.

در این میان، نقش چین به عنوان قدرتی که اقتصادش به شدت به ثبات منطقه وابسته است، کلیدی تلقی می‌شود. برخلاف تصورات سنتی، خواست آمریکا بیشتر «امنیت عرضه» و افزایش تولید برای حفظ ثبات جهانی است تا مالکیت فیزیکی منابع. بنابراین ایران یک راه دارد و آن هم ارائه یک تصویر جدید از ایران است و باید در مجامع بین‌المللی این استدلال را ترویج کند که «تهدید نظامی علیه ایران، تهدیدی علیه امنیت انرژی و ثبات زنجیره ارزش جهانی است». با توجه به اینکه ۲۰ درصد تجارت نفت جهان از تنگه هرمز می‌گذرد، هرگونه ناامنی در ایران، هزینه‌های بیمه و حمل‌ونقل را در کل جهان افزایش می‌دهد. این پیوند اقتصادی می‌تواند قوی‌ترین بازدارنده در برابر جنگ‌های آینده باشد.

موازنه جدید یا درگیری فرسایشی؟

تحلیلگران بر این باورند که توافق اولیه و موقت محتمل است، اما این توافق نه مولود رسیدن به باوری برای حل تنش، بلکه محصول اولویت‌ها و مدیریت تنش از سوی دو طرف است. صابر گل‌عنبری تأکید می‌کند که «این جنگ فعلا پایان نمی‌یابد و هنوز تا رسیدن به یک موازنه جدید فاصله دارد». از سوی دیگر، عباس آخوندی یک تدبیر دو مرحله‌ای را پیشنهاد می‌دهد: «گام فوری شامل مذاکره مستقیم با آمریکا برای دستیابی به یک پیمان «عدم تعرض» و گام راهبردی شامل حرکت به سوی طرح حکمرانی امنیت جمعی منطقه‌ای با حضور قدرت‌هایی چون چین.»

تنها با تبدیل شدن به یک «بازیگر سازنده و تضمین‌گر» در اقتصاد جهانی است که ایران می‌تواند به صلحی پایدار دست یابد و از تله جنگ‌های فرسایشی رهایی یابد. پایان تنش‌ها در خاورمیانه بنا نیست به آسانی محقق شود و می‌توان انتظار داشت که اوضاع هر لحظه بار دیگر از کنترل خارج شود. با این همه، باید منتظر ماند و دید که آیا طرفین به این درک مشترک رسیده‌اند که هزینه تداوم بلاتکلیفی از هزینه سازش‌های تلخ استراتژیک بیشتر است یا خیر. این معادله پیچیده در روزهای آتی سرنوشت امنیت انرژی و ثبات سیاسی جهان را  رقم خواهد زد.

 

نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید