یک نکته درباره موضع برخی نسبت به عربستان و امارات
برترینها: این متن درباره بخشی از جامعه ایرانی است، فقط بخشی که گاهی بیهوده عصبانی است. اگر حکمت ایرانی را در همان بیت جاودانه خلاصه کنیم که میگوید: «آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است؛ با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» آنوقت بعضی رفتارهای این روزهای ما، بیش از هرچیز غمانگیز و عجیب به نظر میرسد.
در ماههای اخیر، موجی از خشم نوبرانه در بخشی از افکار عمومی ایران شکل گرفته؛ خشمی که گاهی از مرز نقد سیاسی عبور میکند و به نفرتی کور نسبت به مردم و حتی پیشرفت کشورهای عربی منطقه میرسد. کافیست تصویری از دوبی، ریاض یا دوحه منتشر شود تا زیر آن، سیلی از فحش، تمسخر و انکار دیده شود؛ انگار دیدن پیشرفت همسایهها زخمی قدیمی را در بخشی از جامعه بیدار میکند.
واقعیت اما این است که سیاست، میدان منافع است نه احساسات. دولتها ممکن است با هم اختلاف داشته باشند، رقابت کنند، حتی در بزنگاههایی مقابل هم بایستند، اما مردم عادی چرا باید بار این دشمنیها را روی دوش احساسات و هویت خود حمل کنند؟ اگر امارات یا عربستان در سالهای گذشته بخشی از خاک و امکاناتشان را در اختیار آمریکا گذاشتند، ایران هم نشان داد که در حوزه نظامی قدرتی تعیینکننده و بیرقیب در منطقه است. پاسخهای سخت و قاطع ایران در بحرانهای اخیر، برای همه منطقه این پیام را داشت که تهران را نمیتوان نادیده گرفت.
اما آیا قدرت نظامی یک کشور، به معنای انکار موفقیتهای اقتصادی دیگران است؟
آیا چون ما در ساخت موشک و توان دفاعی پیشتازیم، باید چشممان را روی آسمانخراشهای دوبی، پروژههای عظیم ریاض، پیشرفت تکنولوژی در قطر یا سرمایهگذاریهای فرهنگی عربستان ببندیم؟
این دقیقاً همان نقطهایست که احساسات جای عقل را گرفتهاند.
فحش، جای توسعه را پر نمیکند
بخشی از طبقه متوسط ایران، در سالهای اخیر زیر فشار سنگین اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی و فرسایش امید، دچار نوعی خشم فروخورده شده است. این خشم، گاهی خودش را نه علیه ریشه مشکلات، بلکه در قالب تحقیر دیگران نشان میدهد. وقتی درباره فستیوالهای هنری یا پروژههای گردشگری دوبی صحبت میشود، برخی بهجای پرسیدن اینکه «چرا ما نداریم؟» ترجیح میدهند اصل ماجرا را انکار کنند.
اما انکار، واقعیت را تغییر نمیدهد.
دوبی در دو دهه گذشته به یکی از قطبهای اقتصادی و گردشگری جهان تبدیل شده. ریاض امروز با سرعتی حیرتآور در حال تبدیل شدن به مرکز سرمایهگذاری و سرگرمی خاورمیانه است. قطر توانست با جام جهانی، تصویری تازه از خودش به جهان نشان دهد. اینها تبلیغات نیست؛ واقعیتهایی هستند که جهان میبیند.
پذیرفتن پیشرفت دیگران، تحقیر ایران نیست. همانطور که اقتدار نظامی ایران غیرقابل انکار است، توسعه اقتصادی و شهری کشورهای عربی هم قابل انکار نیست. اتفاقاً ملتهای بزرگ، از موفقیت دیگران عصبانی نمیشوند؛ یاد میگیرند، رقابت میکنند و بهتر میشوند.
مشکل از جایی آغاز میشود که ما تصور کنیم فحش دادن، جای برنامهریزی را میگیرد. لعن و نفرین، جای توسعه را پر نمیکند. تحقیر همسایهها، فرودگاه بهتر، صنعت گردشگری قویتر یا اقتصاد شکوفاتر برای ما نمیسازد.
ایران، کشوری کوچک و بیریشه نیست؛ تمدنیست هزارساله با مردمی باهوش، منابع عظیم و ظرفیتهایی شگفتانگیز. کشوری که توانسته در سختترین شرایط، قدرت نظامی و نفوذ منطقهای خودش را حفظ کند، حتماً میتواند در اقتصاد، توریسم، هنر، تکنولوژی و رفاه اجتماعی هم به جایگاهی بزرگ برسد. اما رسیدن به این نقطه، از مسیر نفرت نمیگذرد.
ما اگر میخواهیم ایرانی قدرتمندتر داشته باشیم، باید یاد بگیریم موفقیت دیگران را ببینیم، نه اینکه از دیدنش خشمگین شویم. جهان امروز، میدان مسابقه تمدنهاست، نه میدان فحاشی ملتها.
شاید وقت آن رسیده دوباره همان شعر قدیمی را به خاطر بیاوریم؛ همان نسخهای که قرنها فرهنگ ایرانی بر آن ایستاده بود: «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا.»