تجهیزات نظامی منطقه را باور کنیم یا ادعای العربیه را؟
برترینها: در ساعات اخیر، مجموعهای از اخبار، شایعات، تحلیلها و گزارشهای متناقض درباره روابط ایران و آمریکا، وضعیت منطقه، نقش اسرائیل، تحرکات دیپلماتیک پاکستان و حتی مواضع چین منتشر شده که فضای سیاسی و رسانهای را به شدت مبهم و غیرقابل پیشبینی کرده است. آنچه اکنون مشاهده میشود، ترکیبی از امید به توافق، تهدید به درگیری نظامی، اختلافات داخلی در آمریکا، فشارهای منطقهای و افزایش تحرکات امنیتی است؛ وضعیتی که باعث شده بسیاری نتوانند آینده روابط تهران و واشنگتن را حتی در کوتاهمدت پیشبینی کنند.
پاکستان تا پای جان در خدمت توافق
بر اساس گزارشی که شبکه العربیه منتشر کرده، گفته میشود پیشنهادی برای توافق میان ایران و آمریکا با میانجیگری و تلاشهای فشرده پاکستان در حال تدوین است. طبق این گزارش، چارچوب اولیهای مطرح شده که میتواند خواستههای دو طرف را تا حدی به هم نزدیک کند. مهمترین بخش این پیشنهاد، توافقی موقت برای توقف تنشها به مدت سی روز عنوان شده است؛ به این معنا که در طول این بازه زمانی، هرگونه اقدام نظامی یا تنش مستقیم متوقف شود و دو طرف فرصت پیدا کنند مذاکرات جدیتری را برای رسیدن به توافق نهایی انجام دهند. هنوز مشخص نیست این طرح تا چه اندازه واقعی یا قابل اجراست، اما انتشار آن نشان میدهد که همچنان کانالهای دیپلماتیک فعال هستند و برخی بازیگران منطقهای تلاش میکنند مانع ورود اوضاع به فاز نظامی شوند.
همزمان، دونالد ترامپ نیز در سخنانی اعلام کرد که همچنان به دنبال رسیدن به توافق است، اما هشدار داد اگر توافق حاصل نشود، آمریکا ناچار خواهد بود «به شکل دیگری» رفتار کند. همین جمله کوتاه باعث شد بسیاری آن را نشانهای از باز بودن همزمان دو مسیر دیپلماسی و اقدام سخت تلقی کنند. در واقع، فضای سیاسی واشنگتن اکنون به شکلی است که مشخص نیست در نهایت کدام جریان دست بالا را خواهد داشت.
آیا روبیو و اسرائیل آرام میگیرند؟
در برخی گزارشهای رسانهای که البته منابع دقیقی برای آنها ذکر نشده، ادعا شده میان چهرههای اصلی سیاست خارجی و امنیتی آمریکا اختلافاتی وجود دارد. گفته میشود جریانی نزدیک به ویتکاف معتقد است باید به هر شکل ممکن توافقی با ایران امضا شود تا منطقه وارد بحران بزرگتر نشود. در مقابل، گروهی دیگر شامل چهرههایی مانند روبیو و برخی جریانهای تندرو امنیتی، بر فشار حداکثری و حتی گزینه نظامی تأکید دارند. اگر این گزارشها صحت داشته باشد، نشان میدهد در درون ساختار قدرت آمریکا هنوز اجماع مشخصی درباره نحوه مواجهه با ایران وجود ندارد.
از سوی دیگر، اخباری درباره تماس تلفنی ترامپ و نتانیاهو نیز منتشر شد. رسانههای ایرانی مدعی شدند این گفتوگو با تنش همراه بوده و نتانیاهو همچنان بر اقدام نظامی علیه ایران تأکید دارد، در حالی که ترامپ فعلاً ترجیح میدهد مسیر مذاکره حفظ شود. البته صحت کامل این روایتها هنوز تأیید نشده، اما در هر صورت اختلاف رویکرد میان واشنگتن و تلآویو موضوع تازهای نیست. اسرائیل طی ماههای اخیر بارها هشدار داده که با ادامه برنامه هستهای ایران، زمان برای اقدام محدود شده است.
در مرکز تمام این تنشها، مسئله غنیسازی اورانیوم قرار دارد. گزارشها نشان میدهد ایران حاضر نیست از حق غنیسازی خود عقبنشینی کند، در حالی که آمریکا همچنان تأکید دارد تهران باید غنیسازی را به طور کامل متوقف کند و ذخایر اورانیوم غنیشده، از جمله صدها گرم مواد با غنای بالا، از کشور خارج شود. همین اختلاف بنیادین باعث شده بسیاری معتقد باشند رسیدن به توافق نهایی بسیار دشوارتر از آن چیزی است که در ظاهر به نظر میرسد.
در کنار این مسائل، برخی رسانههای داخلی ایران ادعا کردهاند که چین نیز به تدریج در حال فاصله گرفتن از مواضع حمایتی پیشین خود نسبت به تهران است. اگر چنین تغییری واقعاً در حال رخ دادن باشد، میتواند برای ایران از نظر ژئوپلیتیکی بسیار مهم و حتی نگرانکننده باشد، زیرا پکن یکی از مهمترین قدرتهایی بوده که در سالهای اخیر تا حدی در برابر فشارهای غرب کنار ایران قرار داشت. هرچند هنوز شواهد قطعی درباره این تغییر موضع وجود ندارد، اما مطرح شدن چنین تحلیلهایی خود نشاندهنده نگرانی گسترده درباره وضعیت بینالمللی ایران است.
در سطح نظامی نیز فضای منطقه آرام به نظر نمیرسد. تصاویر و گزارشهایی منتشر شده که نشان میدهد تحرکات نظامی اسرائیل افزایش یافته و همزمان فضای رسانهای پر از گمانهزنی درباره احتمال درگیری مستقیم است. همین دوگانگی عجیب به وجود آمده؛ از یک طرف صحبت از توافق و آتشبس موقت میشود و از طرف دیگر، نشانههایی از آمادگی برای سناریوهای نظامی دیده میشود. همین مسئله باعث شده فضای افکار عمومی بیش از هر زمان دیگری سردرگم و نگران باشد.
در داخل ایران نیز وضعیت پیچیدهتر شده است. بسیاری معتقدند فضای داخلی به شدت سردرگم شده و در عین حال، هیچ تصویر روشنی از برنامه و راهبرد نهایی وجود ندارد. مردم نمیدانند آیا کشور به سمت توافق میرود یا وارد مرحلهای خطرناکتر خواهد شد. همین ابهام گسترده، اضطراب اجتماعی را افزایش داده است.
کوبا، جامجهانی و این همه ماجرا
در کنار همه این تحولات، برخی تحلیلگران به رخدادهای دیگر جهان نیز اشاره میکنند؛ از جمله فشارهای آمریکا بر کوبا و حتی مطرح شدن بحث برخورد با برخی رهبران جریان حاکم در آن کشور. برخی این تحولات را بخشی از سناریوی بزرگتری میدانند که هدف آن بازطراحی موازنههای جهانی و منطقهای است، هرچند هنوز مشخص نیست این تحلیلها تا چه اندازه واقعی یا صرفاً ناشی از فضای پرابهام کنونی هستند.
نکته عجیبتر این است که همه این تحولات در حالی رخ میدهد که تنها چند هفته تا آغاز جام جهانی باقی مانده و بسیاری انتظار داشتند فضای جهان به سمت آرامش نسبی حرکت کند. اما اکنون رسانهها هر روز تصویری مبهمتر و پیچیدهتر از آینده ارائه میدهند؛ آیندهای که در آن نه جنگ قطعی است، نه توافق، و نه حتی میتوان با اطمینان گفت بازیگران اصلی دقیقاً چه تصمیمی گرفتهاند.