این چهره اکبر عبدی، برای منِ دهه شصتی شکل بغض است
برترینها_ ایمان عبدلی: تصویری که در روزهای اخیر از اکبر عبدی در بیمارستان منتشر شد؛ تصویری از چهرهای سالخورده، خسته و فرسوده که گفته میشود پس از سکته قلبی حال عمومیاش اندکی بهتر شده، برای بسیاری از مخاطبان سینمای ایران یادآور گذر بیرحم زمان بود. دیدن این چهره، بهویژه برای نسلی که با فیلمها و نقشهای او خاطره دارد، آسان نیست؛ بازیگری که روزگاری یکی از مهمترین دلایل خندیدن مردم در سالهای دشوار پس از جنگ بود.
شما همیشه محبوبی، همیشه
اکبر عبدی در سالهای ابتدایی دهه هفتاد، نه فقط یک بازیگر محبوب، بلکه نماد دورهای خاص از جامعه ایران بود؛ دورانی که پس از پایان جنگ و آغاز دوره موسوم به سازندگی، مردم بهتدریج به زندگی عادی و تفریحات شهری بازمیگشتند. دهه شصت، بهواسطه جنگ و شرایط خاص اجتماعی، دههای غیرعادی و متوقفشده بود؛ نسلی که سالها زیر فشار اخبار جنگ و محدودیتهای اقتصادی و اجتماعی زندگی کرده بود، حالا دوباره میخواست بخندد، سینما برود و زندگی معمولی را تجربه کند؛ چیزی شبیه آنچه پیشتر در دهه پنجاه وجود داشت.
یادت هست آن سالهای دهه هفتاد را؟
در چنین فضایی، چهرههایی مانند اکبر عبدی و علیرضا خمسه به ستارههای بیبدیل سینمای کمدی تبدیل شدند؛ نمادهای سالهای ۱۳۶۸ تا میانه دهه هفتاد، پیش از آنکه فضای موسوم به سینمای جوانپسند و دخترپسندِ دوران اصلاحات شکل بگیرد. آن سالها، کمدی پرفروشترین ژانر سینمای ایران بود و در مرکز این جریان، اکبر عبدی قرار داشت؛ بازیگری که توانایی عجیبی در جان بخشیدن به هر نقش داشت، گویی شخصیتها ذاتاً برای او نوشته شده بودند.
البته عبدی تنها به کمدی محدود نمیشد. یکی از مهمترین نقشهای غیرکمدی او در فیلم مادر ساخته علی حاتمی رقم خورد؛ نقشی متفاوت و ماندگار که بعدها به الگویی در بازیگری بدل شد. با این حال، حافظه جمعی مخاطبان بیش از هر چیز با کمدیهای او پیوند خورده است؛ از اجارهنشینها گرفته تا مرد آفتابی، دزد و پلیس و آثار محبوب سینمای کودک مانند دزد عروسکها. در همه این آثار، عبدی حضوری داشت که بهسادگی فراموش نمیشد.
حتی مجموعههای تلویزیونی(محله بهداشت) آن دوران نیز در تثبیت جایگاه او نقش مهمی داشتند؛ همکاری با چهرههایی چون حمید جبلی و آتیلا پسیانی باعث شد عبدی بیش از پیش در ذهن مخاطبان ماندگار شود. او بازیگری بود که میتوانست در هر قالبی بدرخشد؛ از طنز اغراقشده تا نقشهای جدی و پیچیده.
با این حال، گذر زمان چهره دیگری از اکبر عبدی ساخت. از اواخر دهه هشتاد و بهویژه پس از حضور در اخراجیها، بار دیگر نشان داد که همچنان میتواند در میان انبوه بازیگران کمدی بدرخشد. بسیاری معتقد بودند او در آن فیلمها چند پله بالاتر از دیگر بازیگران ایستاده و هنوز «دود از کنده بلند میشود». اما در ادامه، حضورش در موج کمدیهای سطحی و اصطلاحاً «شانهتخممرغی» اوایل دهه نود، تصویری متفاوت از این بازیگر ساخت؛ فیلمهایی که اغلب فیلمنامههایی معمولی داشتند و بیشتر از اعتبار نام عبدی برای فروش استفاده میکردند.
در سالهای اخیر نیز مخاطبان بیشتر او را در رئالیتیشوها، برنامههایی چون جوکر و تاکشوها دیدهاند؛ حضوری که بیش از هر چیز یادآور فاصله زیاد او با دوران اوجش بود.
نبینمت اینجوری آقا...
اکنون، انتشار خبر بیماری و سکته قلبی او، بار دیگر نام اکبر عبدی را به صدر توجهها آورده است. چهرهای که بهواسطه سالها بیماری، تورمی غیرعادی پیدا کرده و دیگر شباهت چندانی به آن کمدین سرحال و پرانرژی دهه هفتاد ندارد. اما فارغ از همه فراز و نشیبهای کارنامه هنری و حتی حواشی شخصیتیاش، واقعیت این است که اکبر عبدی همچنان یکی از محبوبترین چهرههای تاریخ سینمای ایران است؛ بازیگری که بخشی از خاطرات چند نسل با لبخندها و نقشآفرینیهای او گره خورده و دیدن تصویر امروز او، برای بسیاری تلخ و سنگین است.