کد خبر: ۷۴۸۹۴۷
تاریخ انتشار: ۱۲:۲۰ - ۲۶ ارديبهشت ۱۴۰۵

«بیمه‌های طلایی» برای بازنشستگان حلبی هم نیست!

روزنو :این چه استدلالی‌ست؛ از یک طرف به بازنشسته اعلام می‌کنید خدمات بیمه طلایی بدون سقف است و با تبلیغات‌تان چشم رسانه‌ها را کور می‌کنید، از آن طرف می‌گویید شرمنده، تعرفه‌ها ثابت مانده اما قیمت‌ها در دنیای واقعی بالا رفته؟ این بیمه طلایی، واقعاً برای کیست، به نفع چه کسی‌ست؟ برای خودشان طلایی ست، برای آن‌هایی که رفته‌اند، رایزنی کرده‌اند و قرارداد بسته‌اند طلایی‌ست، برای ما بازنشستگان مسی هم نیست، حلبی هم نیست، فقط سرگردان‌مان کرده‌اند.

 جهان سرمایه‌داری، جهان سود و تبلیغات است و وقتی سرمایه‌داری با رانت و تیول همراه شود، جامعه‌ی هدف زیر پای اشتراک منافع سودجویان و خواص رانت‌خوار له می‌شود و این دقیقاً همان اتفاقی‌ست که در حوزه‌ی درمان برای بازنشستگان تامین اجتماعی رخ داده است: بازنشستگان در مسلخ سودهای نجومی کالایی‌سازی درمان و «بیمه‌های تکمیلی» قربانی شده‌اند. برای دریافت هزینه‌های یک فیزیوتراپی ساده، باید ماه‌ها انتظار بکشی تا شایر کمتر از نصف هزینه‌ی پرداختی، روزی روزگاری به کیسه‌ات برگردد.

این اتفاقی‌ست که هر روز و هر هفته برای بازنشستگان رخ می‌دهد؛ کارگری که سی سال تمام در خط تولید یک کارخانه از جان و دل مایه گذاشته و حالا به روزگار پیری و بیماری رسیده، باید طعم تلخِ تحقیر ناداری را در مراجعه به بیمارستان‌ها و کلینیک‌ها به جان بخرد، شرمنده شود و زجر بکشد، از شکم خانواده بزند و پول دارو درمان بدهد؛ سپس، ماه‌ها انتظار بکشد و پیگیری کند تا کمی از هزینه‌های درمان بازگردد. و این روایت ناگوار کارگر بازنشسته‌ای‌ست که علاوه بر پرداخت سی سال حق بیمه، حالا ماهی یک میلیون تومان به ازای هر عضو خانواده، برای بیمه طلایی آتیه‌سازان حافظ می‌پردازد.

«سیدعلی اصغر اخوان نوری» بازنشسته‌ی شرکت تولیدی تیزرو، در تماس با ایلنا، قصه‌ی این انتظار و ناکامی را روایت می‌کند: «سال گذشته طرحی به نام بیمه طلایی بیمه تکمیلی بازنشستگان آغاز شد؛ در صورت ثبت نام در این طرح، ماهی یک میلیون تومان برای هر نفر از حقوق بازنشسته برمی‌دارند و ادعا می‌کنند خدمات طلایی به بازنشستگان عرضه می‌شود؛ در واقع بیمه تکمیلی هم طبقاتی شده، بیمه تکمیلیِ ساده، خدمات آن‌چنانی ندارد اما در قرارداد بیمه طلایی، بخشی از تعهدات در جدولی که به ما نشان دادند، بدون سقف است؛ ما درگیری بیماری‌های ریز و درشتیم و مجبور شدیم برای بیمه طلایی ثبت نام کنیم و از آذر ماه پارسال، هر ماه یک میلیون تومان خودکار از حقوق‌مان کسر شد؛ اما طنز تلخ ماجرا اینجاست که این تعهداتِ بدون سقف، در دنیای واقعی سقف کوتاهی دارد!»

این بازنشسته، تجربه شخصی خود را به اشتراک می‌گذارد، تجربه‌ای که قطعاً شخصی نیست و صدها و هزاران بازنشسته آن را بارها و بارها در نظام درمان کالایی از سر گذرانده‌اند: «دو ماه اول قرارداد (آذر و دی) خدمات ندادند به این بهانه که تازه ثبت نام کرده‌اید؛ من آذرماه پارسال، فیزیوتراپی انجام دادم؛ همان زمان صورت‌حساب‌ها را به بیمه تکمیلی تحویل دادم اما بیمه‌گذار بعد از پنج ماه، در تاریخ ۲۲ اردیبهشت، بخشی از پول آن را به حساب من واریز کرد؛ در تمام این پنج ماه، حق بیمه‌ی یک میلیون تومانی از حقوق من خودکار کسر می‌شد.»

اخوان نوری، با بیمه آتیه‌سازان تماس گرفته و علت این تاخیر پنج ماهه را پرسیده؛ شرکت بیمه‌گر خیلی کوتاه، گناه را متوجه تامین اجتماعی دانسته: «تقصیر ما نیست، سازمان حق بیمه‌ها را به موقع به حساب ما واریز نمی‌کند…!»

این بازنشسته بازهم پیگیری کرده: «به بیمه‌گر گفتم به ما ربطی ندارد که سازمان پول ما را پیش خودش نگه می‌دارد و دیر به حساب بیمه‌گر می‌ریزد؛ آتیه سازان پاسخ بیشتری نداد و گفت با کانون بازنشستگان به عنوان متولی بیمه تکمیلی تماس بگیرید؛ با دفتر کانون عالی بازنشستگان تماس گرفتم؛ خانمی گوشی تلفن را برداشت، خیلی مودبانه حرف‌ها و گله‌های من را شنید و چند بار تکرار کرد «حق با شماست، حق باشماست»؛ فقط همین…».

بازنشسته‌ی بیمار که هزینه‌های درمانش را طلب می‌کند، از شرکت بیمه تکمیلی به تامین اجتماعی و از تامین اجتماعی به کانون بازنشستگان پاسکاری می‌شود آنهم وقتی که هر ماه سر وقت و بدون تاخیر، یک میلیون تومان حق بیمه تکمیلی از حقوق ناچیزش برداشته می‌شود. ولی گیر افتادن در چرخه‌ی نهادهایی که مسئولیت نمی‌پذیرند و هر کدام توپ را به دیگری پاس می‌دهند، همه‌ی ماجرا نیست: آنچه برای اخوان نوری بعد از پنج ماه واریز شده، نصف هزینه‌های فیزیوتراپی هم نبوده!

«من آذرماه، ده جلسه فیزیوتراپی رفتم و ۱۴ میلیون تومان هزینه کردم؛ در حالیکه در جدول تعهدات بیمه طلایی نوشته بود خدمات پاراکلینیکی بدون سقف است، بعد پنج ماه برای من ۳ میلیون و ۶۰۰ هزار تومان ریختند؛ من به آتیه‌سازان حافظ اعتراض کردم؛ گفتند آقا ما طبق تعرفه وزارت بهداشت به شما پول می‌دهیم! گفتند این تعرفه‌ها مال دو سال پیش است و از دو سال قبل، وزارت بهداشت تعرفه‌های بیمه را افزایش نداده…!»

«دارو سالی چند بار گران می‌شود، بعد از جنگ قیمت دارو و درمان، ۳ برابر شده، یعنی حدود ۳۰۰ درصد رشد قیمت داشته اما تعرفه‌های خدماتِ شرکت‌های بیمه‌گر مال دو سال قبل است و تغییری نکرده؛ ما با این رفتارهای یک بام و دو هوا چه کنیم؟!»

اخوان نوری، اینها را که می‌گوید، چند دقیقه‌ای سکوت می‌کند و بعد ادامه می‌دهد: این چه استدلالی‌ست؛ از یک طرف به بازنشسته اعلام می‌کنید خدمات بیمه طلایی بدون سقف است و با تبلیغات‌تان چشم رسانه‌ها را کور می‌کنید، از آن طرف می‌گویید شرمنده، تعرفه‌ها ثابت مانده اما قیمت‌ها در دنیای واقعی بالا رفته؟ این بیمه طلایی، واقعاً برای کیست، به نفع چه کسی‌ست؟ برای خودشان طلایی ست، برای آن‌هایی که رفته‌اند، رایزنی کرده‌اند و قرارداد بسته‌اند طلایی‌ست، برای ما بازنشستگان مسی هم نیست، حلبی هم نیست، فقط سرگردان‌مان کرده‌اند.

بازنشستگان با تنی رنجور و ۶۰.۷۰ سال سن، سرگردان سودجویی مافیای درمان هستند؛ قیمت دارو چند برابر شده؛ تعرفه‌های پزشکی در بخش‌های مختلف درمانی کشور سر به فلک کشیده، اما تعرفه‌های بیمه‌ها قدیمی‌ست و صورت‌حساب‌های بیمه‌شدگان با تعرفه‌های چند سال قبل پرداخت می‌شود؛ این سرگرانیِ بی‌پایان در راهروهای طویل بیماری و بی‌پولی و بی‌پناهی، اگر نشان از رانت و سودجویی ندارد، پس چه معنای دیگری دارد؟!

 

نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید