کد خبر: ۷۴۸۵۶۸
تاریخ انتشار: ۰۹:۵۳ - ۲۲ ارديبهشت ۱۴۰۵

چرا پایان جنگ ایران و آمریکا گره خورده است و دلیل عدم پاسخ عربستان به حملات ایران چه بود؟

روزنو :چون نقطه تعادل میان دو طرف رخ نداده، ترامپ در پی آزمون سناریوهای مختلفی است و تا زمانی که از ناکامی و عدم تحقق سایر سناریوها اطمینان نیابد آنها را رها نخواهد کرد.

مرکز مطالعات راهبردی خلیج فارس، دانشکده حقوق و علوم سیاسی و انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه شیراز به مناسبت روز ملی خلیج فارس در دهم اردیبهشت ماه نشست تخصصی رفتارشناسی کشورهای خلیج فارس در قبال تحولات جاری را با حضور دکتر مهدی علیخانی (عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی) و دکتر مجید محمدشریفی (عضو هیئت علمی دانشگاه خوارزمی) به میزبانی دکتر مرتضی اسمعیلی (عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی دانشگاه شیراز) برگزار کردند.

 

 

در این نشست، مهدی علیخانی، رئیس گروه عربستان انجمن علمی غرب آسیا در خصوص اینکه «چرا پایان جنگ رمضان گره خورده است؟» گفت:

مساله این است که ایران دو قدرت بزرگ اتمی بین‌المللی و منطقه‌ای را در تحقق اهداف اعلامی‌شان (از تغییر رژیم و نقشه تا باز کردن تنگه هرمز) ناکام گذاشته است. اینکه ابرقدرت نظامی دنیا نتواند در این جنگ دستاورد داشته باشد و هر دستاوردی هم که ترامپ از هفته دوم اعلام کرده حتی در خود آمریکا پذیرفته نشده، باعث می‌شود او در پی این باشد تا هر سناریوی محتمل دیگری را هم امتحان کند.

 

برخی سناریوها چون ورود تجزیه‌طلبان، خارج کردن اورانیوم، اشغال جزایر و ساحل، گشودن تنگه هرمز و زدن زیرساخت، هم قبلا آزمون شد اما تا الان نتیجه نداده است. 

 

تلقی من این است که باوجود اینکه ترامپ نتوانست در جنگ نابودی برنامه هسته‌ای، موشکی و... را محقق کند، فکر می‌کند می‌تواند به آنها دست یابد. به‌این‌دلیل، *در مذاکره هم در عمل به‌جای بازی با حاصل جمع مثبت، بازی با حاصل جمع صفر را دنبال کرده.

 

همانطور که آمریکا این تلقی را دارد که می‌تواند این اهداف ناکام را محقق کند، ایران هم تلقی برتری ناشی از شرایط جنگ و شاید داده هایی را دارد که می‌تواند مقاومت کند تا نتایج مدنظر خود را در مذاکرات بگیرد.

 

چون نقطه تعادل میان دو طرف رخ نداده، ترامپ در پی آزمون سناریوهای مختلفی است و تا زمانی که از ناکامی و عدم تحقق سایر سناریوها اطمینان نیابد آنها را رها نخواهد کرد.

 

او همچنین در توضیح رویکرد اعلامی و عملی عربستان در جنگ رمضان و اینکه چرا سعودی به حملات ایران پاسخ نداد؟ افزود:

سیاست اعلامی سعودی، مخالفت با جنگ، تاکید بر دیپلماسی، بیطرفی و عدم تنش بود. اما در عمل آنچه اتفاق افتاد، استفاده اسرائیل از فضا و استفاده آمریکا از پایگاه‌های مستقر در سعودی شد. در نتیجه، واکنش ایران، هدف قرار دادن پایگاه‌های آمریکا در عربستان شد. درعین‌حال، عربستان با تاکید بر «حق دفاع از خود» گفت در جنگ حضور ندارد. از نظر من، آمریکا و اسرائیل تلاش داشتند نقش پنهانی عربستان را علنی‌تر و اگر توانستند عربستان را طرف جنگ کنند.

 

در این‌باره چند نشانه بود: اولی، روشن کردن سیستم‌های راداری جنگنده‌های اسرائیلی به هنگام استفاده از فضای سعودی. اگرچه گفته شد این ناشی از فراموشی خلبانان بوده، اما از نظر من، این کار عامدانه بود تا پاسخ شدیدتر ایران، عربستان را وارد جنگ کند.

 

دوم، ترامپ بارها از اعراب و خصوصا عربستان تشکر کرد که در جنگ سنگ تمام گذاشتند. اگر هر رئیس جمهوری جز ترامپ بود (نه اینکه وارد جنگ می شد، اما اگر شده بود) قاعدتا نباید نقش پنهانی متحدان منطقه‌ای‌اش در جنگ را وقتی آنها تمایل نداشتند، افشا می‌کرد.

 

سوم، حمله به زیرساخت‌های انرژی و صنعتی ایران با علم به پاسخ ایران به رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی برای توسعه طرف‌های جنگ بود.

 

و چهارم، روایت‌های رسانه‌های آمریکا و اسرائیل فارغ از صحت و سقم، مبنی بر نقش برجسته بن‌سلمان در کنار نتانیاهو در تشویق به جنگ و تمام کردن کار ایران. 

 

البته، عربستان این گزارش‌ها و نقش پنهانی یا حمایت از جنگ را تکذیب می‌کرد اما به مرور موضع بیطرفی اعلامی به موضع انتقادی به ایران تحول پیدا کرد.

 

اینکه چرا عربستان به حملات ایران پاسخ نداد یا وارد جنگ نشد، چند دلیل دارد:
تشدید بحران منجر به پاسخ ایران فراتر از پایگاه‌ها و مراکز حضور آمریکایی‌ها در سعودی می‌شد. چالش به صنعت نفت سعودی اتفاق می‌افتاد. شرایط اقتصادی وخیم‌تر و در نهایت، بر باد رفتن اهداف چشم انداز، خروج سرمایه گذاران و پایان رویاهای اقتصادی بن‌سلمان می‌انجامید.

 

در نتیجه رویکرد سعودی در جنگ سه محور پیدا کرد: عدم ورود مستقیم و علنی به جنگ، آغاز همکاری‌های جدید امنیتی و درعین‌حال، حفظ کانال‌های ارتباطی با تهران برغم انتقاد به ایران.

 

این استاد دانشگاه با اشاره به «عربستان و پارادوکس جنگ رمضان» از «عینیت پیدا کردن ترس تاریخی از حملات ایران» گفت و درخصوص «پیامدهای جنگ برای سعودی و چشم‌انداز آینده این کشور» تاکید کرد:

سناریوی منطقه‌ای مطلوب سعودی، وضعیتی است که نه ایران بر منطقه مسلط باشد نه اسرائیل. نه تحقق اسرائیل بزرگ و نه موقعیت برتر محور مقاومت مانند وضعیت قبل از هفتم اکتبر. 

 

عربستان به لحاظ سنتی خواهان تضعیف ایران و محور مقاومت است اما شرط مهم این بوده که هزینه بالایی را پرداخت نکند. بنابراین قابل پیش‌بینی است عربستان همکاری‌های پنهانی را همچنان ادامه بدهد. اما اگر هزینه‌ای باشد، رفتارش را تعدیل می‌کند.

 

جنگ باعث چالش انرژی برای عربستان (انسداد تنگه هرمز) شده، در نتیجه، سرعت سعودی در جایگزینی مسیرهای انرژی بیشتر خواهد شد.

 

در ارتباط با نظم آتی: 
در این جنگ سعودی با یک پارادوکس مواجه شد: ایجاد تعادل میان ایران و آمریکا؛ هم عدم درگیری مستقیم با ایران - هم همراهی با آمریکا در اقدام و فشار علیه ایران براساس انتظارات ترامپ.

تمام تلاش دهه‌های اخیر عربستان از جمله گرایش به چین و روسیه، شروط برای عادی‌سازی، کسب تضمین امنیتی آمریکا بود تا قلمرواش مورد حمله قرار نگیرد و با بی‌ثباتی در سرزمین و شبه‌جزیره مواجه نشود. اما عملا ترامپ عامل بی‌ثباتی در منطقه شد و کاری کرد تا اعراب و به‌خصوص عربستان وارد یک بازی و درگیری پرریسک شدند.
جنگ رمضان عینیت پیدا کردن ترس تاریخی سعودی از حملات ایران بود. 

 

اما نظم جدید: نظمی که در آن اگرچه احتمالا چین (با تجربه میانجیگری) و روسیه نقش گذشته را ادامه خواهند داد، اما مانند گذشته آمریکا متغیر اصلی و تعیین کننده خواهد بود. اما نکته و تحول اصلی، بازیگران جدیدی به مشارکت در نظم منطقه اضافه می شوند: 
مشارکت مصر پس از خروج از نقش سنتی قبلی، پاکستان با جستجوی ایفای نقش جدیدتر از جمله با هدف کسب کمک‌های سعودی، و حتی ترکیه که *شاید زمینه این نظم، قبل از جنگ ایران، از منظر مقابله با اسرائیل بزرگ هم در حال پدیدار شدن بود. بعلاوه همکاری‌های امنیتی و پدافندی با دیگران بازیگرانی از اروپا تا اوکراین.

 

علیخانی در پاسخ به سوالی درخصوص رقابت عربستان و امارات و جنگ رمضان هم افزود:

اگر پای ایران انقلابی در میان نبود، اعراب منطقه خلیج فارس در ستیز و مناقشه دائمی و آشکارتر بودند. حتی در دوره نظم دوستونی قبل از انقلاب، یک رقابت ژئوپلیتیکی میان ایران و سعودی وجود داشت.  عربستان، قطر، امارات، بحرین و حتی عمان چالش های قومی، مرزی، ایدئولوژیک و حتی معطوف به نظم در شبه جزیره داشتند.

 

بن زاید در زمان ولایتعهدی، واسطه ارتباط بن سلمان با کوشنر و سپس ترامپ بود. برای اولین بار ترامپ، یک رئیس جمهور آمریکا با نایب ولیعهد سعودی دیدار می کرد. اما بسرعت آنها وارد اختلاف معطوف به منافع خاص خود در منطقه شدند.

 

اولین نشانه ها در یمن بود و اعلام خروج زودهنگام امارات از جنگ؛ اما در عمل بازگشت و اقدام علیه جریان های همسو با سعودی در یمن، رقابت در شمال آفریقا، رقابت‌های پس از جنگ 12 روزه تا جنگ رمضان و ... .

 

در این جنگ اگر بیانیه های حمایتی عربستان از اعراب منطقه در جنگ را بخشی اعلامی و بخشی را واقعی بدانیم، احتمالا در بحث پاسخ های گسترده تر و شدیدتر ایران به امارات، سعودی رضایت و لبخندی پنهانی داشته است. هرچه چالش میان ایران و عربستان بیشتر مدیریت شود، چالش میان عربستان و امارات بیشتر و آشکارتر خواهد شد و یکی از جنبه های آن بحث اخیر پاکستان و اوپک است.

 

نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید