ترامپ در برابر پیشنهاد اخیر تهران چه خواهد کرد؟
کورش احمدی در روزنامه شرق نوشت: ترامپ ساعاتی بعد از دریافت آخرین پیشنهاد ایران با انتشار پیامی آن را «کاملا غیرقابلقبول» خوانده است.
با توجه به اینکه قاعدتا مقامات ما از قبل میتوانستهاند پیشبینی کنند که پیشنهادی با چنین محتوایی نمیتوانسته مورد قبول ترامپ قرار گیرد، شاید این پیشنهاد را با هدف چانهزنی ارائه کرده باشند؛ اما مسئله این است که آیا ترامپ نیز چنین فکر میکند و آماده ورود به یک روند چانهزنی هست یا خیر.
اکنون چانهزنی از طریق تبادل اصلاحیههایی در یک متن ممکن است به آخر خط رسیده باشد و ادامه کار از این طریق دیگر ممکن نباشد. باید دید که آیا طرفین قراری برای ملاقات مستقیم یا مذاکره غیرمستقیم خواهند گذاشت یا خیر. بعد از ملاقاتی که بین قالیباف و جیدی ونس در اسلامآباد انجام شد و در نوع خود منحصربهفرد بود، شواهدی حاکی از اینکه ملاقات دیگری با آن ویژگیها در آینده نزدیک ممکن باشد، وجود ندارد.
بدون شک، این روش مذاکراتی مکتوب بعد از نشست اسلامآباد حتی در مقایسه با مذاکرات غیرمستقیم تا قبل از جنگ 40 روزه یک عقبگرد است. دلیل اصلی ظاهرا این است که وقتی طرفین حداقل در این مرحله اطمینانی نسبت به امکان گشایش ندارند، دلیلی هم نمیبینند، خود را به زحمت بیندازند. هدف تاکنون این بود که طرفین از این طریق بتوانند در قالب یک طرح یا نقشه راه یا یادداشتتفاهم نحوه انجام مذاکرات را مشخص کنند و درباره لجستیک و دستور کار به توافق برسند؛ یعنی تاکنون در واقع مذاکره درباره نحوه مذاکره انجام میشد. اکنون که نتیجهای از این طریق حاصل نشده، فعلا چارهای نیست جز اینکه از ادامه بنبست صحبت کنیم و ببینیم عوارض و عواقب این بنبست در شرایط کنونی برای کشور چه میتواند باشد.
این بنبست در شرایطی است که به نظر میرسد تمرکز ترامپ تنها بر برنامه غنیسازی در ایران و محموله اورانیوم 60 درصدی است و توجهی به برنامههای موشکی و منطقهای ایران ندارد. این موضوعات برای اسرائیل مهم است، ولی باید توجه داشت که اسرائیل بدون مجوز آمریکا قادر به اقدام نظامی علیه ایران نخواهد بود.
سؤال مهم اکنون این است که در شرایطی که مواضع دو طرف بسیار از هم دور است، ترامپ چه سیاستی را در پیش خواهد گرفت. بعید به نظر میرسد که انجام یک جنگ تمامعیار دیگر در اولویت ترامپ باشد. محتمل است که او بر اعمال فشار اقتصادی و محاصره دریایی و احیانا تلاش برای بازکردن تنگه هرمز متمرکز شود و به موازات آن نوعی از برخوردهای نظامی با شدت کم نیز در دستور کار او و اسرائیل قرار بگیرد. ممکن است آنها در این فکر باشند که از این پس گهگاه دست به اقدامات نظامی کوچکی مثل برخوردهای اوایل هفته و آزمودن واکنش ایران در داخل تنگه هرمز و در سواحل ایران برای گرم نگهداشتن جبهه نیز بزنند.
ترامپ اکنون بدون شک با بزرگترین بحران دوران ریاستجمهوریاش مواجه است. او به نحوی عمل کرده که راه پس و پیش را به روی خود بسته است. هرگونه عقبنشینی او به معنی شکستی خواهد بود که دوره ریاستجمهوری و میراث سیاسیاش را نابود خواهد کرد. در چنین شرایط خطیری او ممکن است از هر طریق دیگری جز یک جنگ تمامعیار که یک بار آزموده شده و حاصلی نداشته، بکوشد تا مانع رسیدن جامعه ایران به حداقلی از قرار و ثبات شود و وضعیت اقتصادی-اجتماعی همچنان در حالت تعلیق باقی بماند.