دو سناریوی پیشرو بین ایران و آمریکا که از دیشب مطرح شده
برترینها: در ظاهر، همهچیز هنوز در قاب «مذاکره» تعریف میشود؛ اما آنچه از شب گذشته میان تهران و واشنگتن جریان پیدا کرده، بیش از آنکه شبیه یک روند دیپلماتیک باشد، به ورود به فاز «فشار متقابل» شباهت دارد. روایت منتشرشده از سوی رسانههای نزدیک به محور مقاومت، بهویژه شبکه المیادین، حاکی از آن است که ایران در پاسخ به پیشنهاد آمریکا، شروطی فراتر از چارچوبهای قبلی مطرح کرده: رفع محاصره اقتصادی، آزادسازی بخشی از منابع ارزی بلوکهشده و کاهش عملی تحریمها. هرچند برخی منابع داخلی ایران هنوز این جزئیات را تأیید نکردهاند، اما نفس انتشار چنین روایتی نشان میدهد تهران میخواهد مذاکرات احتمالی را از سطح «گفتوگو برای کنترل بحران» به سطح «معامله بر سر توازن قدرت» منتقل کند.
همزمان، لحن واشنگتن نیز بهطرز محسوسی تندتر شده است. ترامپ دیشب در سخنانی کمسابقه، جمهوری اسلامی را متهم کرد که طی ۴۷ سال گذشته «دنیا را با وقتکشی فریب داده است». او بار دیگر به اوباما و بایدن تاخت و سیاست آنان را «امتیازدهی به تهران» توصیف کرد. جمله کلیدی ترامپ «ایران دیگر نخواهد خندید» بیش از آنکه یک شعار انتخاباتی باشد، حامل پیامی بازدارنده بود؛ پیامی که با انتشار تصویر مشترک او و نتانیاهو در تروث سوشال و تماس تلفنی شبانه این دو، ابعاد جدیتری پیدا کرد.
در تلآویو نیز نشانهها به سمت آمادگی برای سناریوهای سختتر حرکت میکند. نتانیاهو تأکید کرده که برنامه مشخصی برای خارج کردن حدود ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم غنیشده ایران دارد؛ عبارتی که بسیاری آن را اشارهای غیرمستقیم به گزینه اقدام عملیاتی یا توافقی تحمیلی میدانند. در همین حال، چهرههای تندروی جمهوریخواه مانند لیندسی گراهام و مارک لوین نیز در اظهارات اخیر خود از ضرورت نمایش قدرت نظامی سخن گفتهاند؛ مواضعی که در فضای رسانهای منطقه حتی به گمانهزنی درباره حمله محدود، کنترل جزایر جنوبی ایران یا استقرار نیروی نظامی آمریکا در خلیج فارس دامن زده است.
البته هنوز فاصله زیادی میان جنگ روانی و تصمیم واقعی برای درگیری وجود دارد. اما آنچه این تحولات را حساس میکند، همزمانی سه عامل است: افزایش فشار لفظی آمریکا، نمایش هماهنگی کامل ترامپ و نتانیاهو، و تلاش ایران برای بالا بردن سقف مطالبات اقتصادی. این یعنی دو طرف، پیش از هر توافق احتمالی، در حال آزمودن آستانه تحمل یکدیگرند.
خاورمیانه اکنون وارد مرحلهای شده که در آن، هر توییت، هر تصویر مشترک و هر جمله تهدیدآمیز میتواند بخشی از یک بازی بزرگتر باشد؛ بازیای که هدفش شاید نه جنگ فوری، بلکه تغییر موازنه پیش از نشستن پشت میز مذاکره نهایی است.
سناریوهای احتمالی پیشرو
به نقل از شرق؛ با توجه به وضعیت فعلی، هنوز مشخص نیست که ترامپ مسیر مذاکره را ادامه خواهد داد یا به سمت گزینه نظامی حرکت میکند. با این حال، برخی تحلیلگران از جمله «مایکل مولروی، معاون پیشین وزیر دفاع آمریکا، دو سناریوی اصلی را مطرح کردهاند:
1. سناریوی «آزادی پلاس»
در این سناریو، یک درگیری و فشار دریایی طولانیمدت در منطقه شکل میگیرد؛ بهگونهای که تنگه هرمز عملا در وضعیت بحرانی یا نیمهمسدود قرار میگیرد و همزمان فشار محاصره دریایی بر بنادر ایران افزایش مییابد.
این رویکرد میتواند پیامدهای سنگین اقتصادی و امنیتی برای منطقه و حتی جهان داشته باشد. لیندسی گراهام، سناتور جمهوریخواه نزدیک به ترامپ، نیز این گزینه را «مسیر مناسبتر در شرایط فعلی» توصیف کرده و خواستار تغییر رویکرد در قبال ایران شده است.
بر اساس گزارشها، این طرح نسخه توسعهیافتهای از طرح قبلی «آزادی» است که هدف آن کنترل و مدیریت مسیرهای کشتیرانی در هرمز با استفاده از قدرت نظامی بیشتر عنوان میشود.
2. سناریوی حمله به زیرساختهای ایران
در سناریوی دوم، احتمال هدف قرار دادن زیرساختهای حیاتی ایران از جمله تأسیسات نفتی و گازی مطرح است. به گفته مولروی، چنین اقدامی با هدف افزایش فشار بر تهران برای پذیرش امتیازات بیشتر در مذاکرات صورت میگیرد.
وی مدعی است که دولت ترامپ خود را برای چنین گزینهای آماده کرده و با افزایش نیروهای نظامی در منطقه و ذخیره مهمات، شرایط عملیاتی آن را فراهم کرده است.
در مجموع، وضعیت کنونی نشان میدهد که منطقه در یکی از حساسترین مقاطع تنش در سالهای اخیر قرار گرفته و تصمیمات طرفین میتواند مسیر تحولات آینده را بهطور جدی تغییر دهد.