پنجره نیمهباز صلح
با گذشت چند هفته از برقراری آتشبس شکننده در تقابل نظامی ایران و آمریکا، نشانهها حاکی از آن است که هفته آینده نقطه عطفی سرنوشتساز خواهد بود.
دور جدیدی از مذاکرات غیرمستقیم که برخی منابع از احتمال برگزاری آن در پاکستان خبر میدهند، میتواند یا مسیر را بهسوی پایان قطعی جنگ هموار کند یا شکافهای موجود را به حدی برساند که آتشبس فعلی فروبپاشد و فاز جدیدی از درگیریها آغاز شود. درحالیکه گمانهزنیها از احتمال برگزاری دور جدید مذاکرات ایران و آمریکا حکایت دارد و ایران قرار است آخرین نظر خود را درباره نحوه پایان قطعی جنگ به واشینگتن ارسال کند، آتشبس شکننده موجود در معرض دو سرنوشت متضاد قرار گرفته است؛ تبدیل آتشبس به پایان قطعی جنگ یا فروپاشی در پی تشدید تنشها که بعضا در جنوب ایران و در خلیج فارس در شبهای گذشته شاهد آن بودهایم. از سوی دیگر گزارشهای متعدد نشان میدهد تلاشهای میانجیگرانه قطر و پاکستان در روزهای اخیر شدت گرفته، اما همزمان بازیگران منطقهای و فرامنطقهای با اهداف متضاد در حال چینش صحنه هستند.
میز مذاکره؛ پاکستان و قطر در مرکز، اسرائیل در حاشیه
براساس گزارشهای تأییدشده توسط اکسیوس و کانال ۱۲ رژیم صهیونیستی، قطر در هفتههای اخیر مدیریت یک کانال میانجیگری پنهان بین ایران و آمریکا را بر عهده داشته است. اوج این فعالیتها را میتوان در سفر فوری محمد بن عبدالرحمن آلثانی (نخستوزیر قطر) به واشینگتن و دیدار اختصاصی او با «جیدی ونس»، معاون رئیسجمهور آمریکا، مشاهده کرد. این دیدار که صبح روز جمعه در کاخ سفید برگزار و بلافاصله پس از پایان، با خروج نخستوزیر قطر از آمریکا همراه شد، میتواند نشانهای آشکار از انتقال پیامهای فوری و محرمانه برای بهنتیجهرسیدن مذاکرات فعلی باشد که در مرحله مکاتبه از راه دور هستند.
اگرچه پاکستان به عنوان میانجی رسمی از ابتدای جنگ معرفی شده بود، مقامات آمریکایی بهصراحت اعلام کردهاند: «کاخ سفید قطریها را بهویژه در مذاکره با ایران بسیار مؤثر میداند». این وضعیت نشاندهنده رقابت میانجیها در عین هماهنگی است؛ بهگونهای که قطر با بهرهگیری از روابط متوازن خود با ایران و آمریکا، عملا به بازیگر محوری تبدیل شده است.
ترامپ میان «پیروزی نمایشی» و «پروژه آزادی پلاس»
در این بین دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، در جمع خبرنگاران ضمن تأیید ادامه گفتوگوها برای «اتمام جنگ»، هشدار داده اگر توافق حاصل نشود، به «پروژه آزادی پلاس» در تنگه هرمز بازمیگردند. او مدعی شد پروژه قبلی (آزادی) فقط ۳۶ ساعت پس از آغاز متوقف شد، اما نسخه جدید بههمراه «چیزهای دیگر» اجرا خواهد شد.
در تناقض آشکار با این تهدید، نشریه آتلانتیک به نقل از مشاوران ترامپ فاش کرده که او «متقاعد شده است میتواند هر توافقی با ایران را به عنوان پیروزی خود تبلیغ کند». همچنین مقامات آمریکایی به آتلانتیک گفتهاند ترامپ «از جنگ با ایران خسته شده» و قصد دارد پیش از سفر به پکن، خصومتها را کاهش دهد. با این حال، آنها معتقدند محاصره دریایی ماه گذشته، ایران را «در شرایط فروپاشی» به میز مذاکره کشانده است.
روایت سیا در برابر روایت ترامپ
جان برنان، مدیر سابق آژانس اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) نیز با افشای ارزیابی محرمانه این سازمان مدعی شده: «فشار و حملات بیشتر، تهران را به زانو درنمیآورد. این حملات باعث شده دولت ایران در موضع خود سرسختتر شود و بهدلیل حملات خارجی علیه شهروندان، حمایت بیشتری در داخل کسب کند». برنان افزود: «ترامپ همیشه تلاش میکند اوضاع را به نفع دولتش نمایش دهد، اما ایران همچنان بخش قابل توجهی از توان موشکی و نظامی خود را حفظ کرده است».
این دوگانگی تهدید نظامی در سطح بیان و خستگی از جنگ در سطح راهبردی، نشانهای کلاسیک از دیپلماسی فشار حداکثری با انتظار امتیاز بدون هزینه است؛ بنابراین فشار و حملات بیشتر تهران را به زانو درنخواهد آورد. برعکس، این حملات باعث شده دولت ایران در موضع خود سرسختتر شود و بتواند با بسته نگهداشتن تنگه هرمز شاهد کاهش تابآوری اقتصاد جهانی باشد.
بازدارندگی منطقهای و نقش مهم ریاض
به گزارش الحدث، یک منبع آگاه سعودی اعلام کرده: «پادشاهی عربستان سعودی اجازه استفاده از حریم هوایی خود را برای هیچ عملیات نظامی تهاجمی نخواهد داد». این منبع هشدار داد: «طرفهایی به دلایل نامعلومی بهدنبال تحریف تصویر موضع عربستان هستند». این موضعگیری در حالی صورت میگیرد که هر گونه حمله هوایی به ایران نیازمند عبور از حریم عربستان یا عراق است و عدم همکاری ریاض، گزینه نظامی آمریکا را با مانع جدی مواجه میکند، بهویژه که بسیاری از کشورهای اروپایی هم آسمان خود را به روی پروازهای نظامی آمریکا از میانه جنگ 40روزه بسته بودند.
اسرائیل؛ لابی علیه توافق با تهدید تأسیسات انرژی
اسرائیل در مقام مخالفت با هرگونه کاهش تنش در منطقه، در تکاپو برای ادامه نبرد و ممانعت از حضور توافق احتمالی میان ایران آمریکاست. شبکه ۱۲ اسرائیل گزارش داده تلآویو با وجود نگرانی از نتیجه مذاکرات، با ارسال پیامهای مستقیم به واشینگتن، میکوشد آمریکا را به بازگشت به جنگ علیه ایران ترغیب کند، اما ترامپ خواهان کاهش تنش است.
منابع آگاه به العربیه گفتند بنیامین نتانیاهو به واشینگتن ابلاغ کرده: «هرگونه توافقی که به برچیدن کامل برنامه هستهای منجر نشود، کافی نخواهد بود» و تأکید کرده روند مذاکرات نباید طولانی شود. همچنین به گفته این منابع، تلآویو گزینههای احتمالی برای تشدید تنشها از جمله هدف قراردادن تأسیسات انرژی ایران را با واشینگتن بررسی کرده است. سفیر ایران در ایتالیا با اشاره به «هویت تمدنی چندهزارساله و عمق استراتژیک فرهنگی» تأکید کرده ایران «بازیگری متمایز و مستقل» است که تحت فشار به زانو درنمیآید.
داخل ایران؛ نبرد موافقان و مخالفان مذاکره
در حالی که والاستریت ژورنال گزارش داده «ایران همچنان با انتقال مواد هستهای به آمریکا مخالف است»، سفیر ایران در ایتالیا موضع رسمی تهران را چنین تبیین کرده: «راهبرد نظامی علیه تهران شکست خورد. مسیر دیپلماسی باز است. جمهوری اسلامی ایران با تکیه بر توان دفاعی و انسجام ملی، مسیر دیپلماسی را برای دستیابی به توافقی عادلانه باز نگه داشته است».
به اعتقاد ناظران، داخل ایران دو طیف پرقدرت وجود دارد؛ مخالفانی که تجربه توافقهای پیشین را دلیل بر بیاعتمادی به آمریکا میدانند و موافقانی که بر ضرورت رفع تحریمها و تثبیت آتشبس تأکید دارند.
بنابراین با جمعبندی دادههای موجود، چهار سناریو قابل ترسیم است. اولین سناریو توافق در هفته آینده با میانجیگری قطر و پاکستان و با انگیزه ترامپ برای نمایش پیروزی پیش از سفر به چین است که موانع اصلی در این مسیر اسرائیل است.
دومین سناریو تمدید آتشبس بدون توافق نهایی است که محتملترین گزینه با توجه به فاصله عمیق مواضع، بهویژه درباره برنامه هستهای است تا زمینه برای رسیدن به توافق هموار شود یا حداقل توافقی ابتدایی و محدود محقق و سایه جنگ گسترده از منطقه دور شود.
البته سناریوی فروپاشی مذاکرات و بازگشت به «پروژه آزادی پلاس» هم از دیروز مطرح شده و در صورت اصرار آمریکا بر زیادهخواهی و عدم امتیازدهی برابر دو طرف، ممکن است رخ دهد اما با توجه به عدم همراهی عربستان و خستگی ترامپ از جنگ، این گزینه کمرنگ شده است.
تشدید توسط اسرائیل خارج از چارچوب آمریکا هم سناریو دیگری است که احتمال دارد رخ دهد. اسرائیل میتواند با هدف قراردادن تأسیسات انرژی ایران، جنگ منطقهای تمامعیار را رقم بزند و آمریکا را پای جنگ در ایران نگاه دارد؛ اما با توجه به تبعات چنین تصمیم یکطرفهای، احتمال وقوع آن هم زیاد نیست.
در حالی که ترامپ به دنبال خروجی نمایشی است، ایران بر توافقی عادلانه و همراه با حفظ توان دفاعی خود تأکید دارد. نتانیاهو نیز با لابی گسترده در واشنگتن، به دنبال خرابکاری در هر توافقی غیر از برچیدن کامل برنامه هستهای است و همین امر ممکن است آزمون سختی برای گزینه مذاکرات برای دوری از سایه جنگ پیشروی مذاکرهکنندگان قرار دهد.
بنابراین روزهای آینده آزمونی سرنوشتساز برای دیپلماسی در غرب آسیا خواهد بود. ترامپ به دنبال خروجی نمایشی و کمهزینه است؛ ایران در پی توافقی برای پایان قطعی جنگ است؛ اسرائیل مصمم به خرابکاری در هر توافقی است و عربستان خواهان ثبات و عدم درگیری و چین حامی توافقی که ثبات را به منطقه بازگرداند. بهویژه که پولتیکو در گزارشی به تبعات جنگ آمریکا با ایران پرداخته و شرایط چین را در موقعیت برتر توصیف کرده و نوشته است: «نگرانی اصلی کاهش توان بازدارندگی آمریکا در برابر چین است. با وجود آنکه مقامهای پنتاگون تأکید میکنند انتقال ناو هواپیمابر، کشتیهای جنگی و دو هزارو 500 تفنگدار دریایی به منطقه غرب آسیا تأثیری بر آمادگی آمریکا در اقیانوس آرام نگذاشته، برخی مقامهای دفاعی سابق آمریکا معتقدند واشینگتن در سطح عملیاتی دچار مشکل راهبردی شده است. ایران با استفاده از پهپادهای ارزان و حملات انبوه توانست برخی سامانههای پدافندی گران و پرآوازه آمریکا را تحت فشار قرار دهد. سرعت بالای مصرف موشکهای پیشرفته آمریکا -از تاماهاوک تا رهگیرهای پاتریوت- هزینه زیادی بر پنتاگون تحمیل کرده است. تحلیلگران میگویند چین با توجه به زرادخانه بسیار بزرگتر موشکی خود، میتواند از همین الگو در ابعادی گستردهتر استفاده کند. به گفته مقامهای سابق آمریکایی، چین بهخوبی میداند هر موشکی که آمریکا در جنگ ایران مصرف میکند، دیگر برای بازدارندگی در منطقه هند-اقیانوس آرام در دسترس نخواهد بود. دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، قرار است در روزهای آتی به پکن برود و این سفر بیشتر به این خاطر است که اکنون واشینگتن بهشدت به کمک چین برای خارجشدن از این باتلاقی که در خاورمیانه گرفتارش شده، نیاز دارد؛ باتلاقی که به تهدیدی در نابودی ریاستجمهوری ترامپ و همینطور اعتبار او منجر شده است. در چنین معمای پیچیدهای، نقش میانجیها تعیینکننده خواهد بود.
آنچه مسلم است، هیچیک از طرفین علاقهای به یک جنگ تمامعیار ندارند؛ همین واقعیت نیز ممکن است برای جلوگیری از اشتباه محاسباتی کافی باشد.