مرحله تازه ردوبدل آتش در خلیج فارس
موسی موحد: ۳۲ روز از آتشبس میان ایران و آمریکا سپری شده، اما فضای منطقه همچنان در تعلیقی شکننده میان جنگ و صلح تنفس میکند؛ گویی آتش زیر خاکستر، هر لحظه آماده زبانهکشیدن است. در حالی که تا اواخر هفته گذشته مجموعهای از سیگنالهای دیپلماتیک، نگاهها را به سوی احتمال تفاهمی تازه میان تهران و واشینگتن با بازیگری چینیها معطوف کرده بود، ناگهان تحولات میدانی و تنشهای تازه، بار دیگر سایه درگیری را بر فراز خلیج فارس تقویت کرد. اکنون معادلات نه در نقطه ثبات، بلکه در وضعیتی سیال و ناپایدار قرار دارد؛ وضعیتی که در آن هر پیام سیاسی، هر تحرک نظامی و هر خطای محاسباتی میتواند توازن شکننده موجود را بر هم بزند.
آنچه از اواخر هفته گذشته و با بازگشت تدریجی تنشها در منطقه خود را آشکار کرده، این واقعیت است که مسیر مذاکرات، هرچند همچنان باز و فعال است، اما با موانع جدی و بازیگرانی مواجه شده که اساسا منافع خود را در تداوم بحران و جلوگیری از رسیدن به توافق تعریف میکنند. در شرایطی که نشانههایی از امکان دستیابی به تفاهم میان تهران و واشینگتن پدیدار شده بود و حتی برخی تحرکات دیپلماتیک نوید عبور از مرحله جنگ را میداد، ناگهان سلسلهای از تحرکات میدانی و سیاسی، فضای منطقه را دوباره به سمت التهاب سوق داد.
در همین باره، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «هر زمان که یک راهحل دیپلماتیک روی میز قرار میگیرد، ایالات متحده به یک ماجراجویی نظامی بیخردانه رو میآورد. آیا این صرفا یک تاکتیک کور برای اعمال فشار است؟ یا فریبکاریِ یک خرابکار است که بار دیگر میخواهد رئیسجمهور آمریکا را به باتلاقی تازه بکشاند؟ علت هرچه باشد، نتیجه همیشه یکی است؛ ایرانیان هرگز در برابر فشار سر خم نمیکنند، ولی این دیپلماسی است که همواره قربانی میشود».
در راستای تذکر عراقچی، تحریکات امارات برای سوقدادن دوباره آمریکا به گزینه نظامی علیه ایران، همزمان با حملات مجدد اسرائیل به جنوب لبنان و نیز افزایش تحرکات برخی جریانهای داخلی، همگی حامل این پیاماند که هنوز ارادههای قدرتمندی برای برهمزدن معادلات دیپلماتیک فعال هستند. از همین رو، اگرچه مذاکرات همچنان ادامه دارد و احتمالا باید در انتظار پاسخ تهران به بستههای پیشنهادی و اصلاحیههای اخیر بود، اما نمیتوان نادیده گرفت که تحولات ۴۸ ساعت گذشته این ظرفیت را دارد که کل روند را تحتالشعاع قرار داده و منطقه را بار دیگر به نقطه صفر تنش و تقابل بازگرداند.
روی لبه آتش؛ خلیج فارس میان آتشبس شکننده و بازگشت سایه جنگ
از شامگاه پنجشنبه، همزمان با انتشار خبرهایی از شنیدهشدن انفجار در قشم، بندرعباس، سیریک و میناب، موجی از گزارشهای ضدونقیض درباره تبادل آتش میان ایران و آمریکا در خلیج فارس منتشر شد؛ گزارشهایی که در کنار مواضع تند دونالد ترامپ، هشدارهای تهران، فعالشدن پدافند هوایی در غرب تهران و کشیدهشدن دامنه تنش به امارات متحده عربی، منطقه را وارد مرحلهای تازه از بیثباتی کرده است. ماجرا از جایی آغاز شد که فاکسنیوز به نقل از یک مقام آمریکایی مدعی شد ایالات متحده حملاتی را علیه بندر قشم و بندرعباس انجام داده، اما این اقدام به معنای «ازسرگیری جنگ» نیست. دقایقی بعد خبرگزاریهای ایرانی از شنیدهشدن صدای انفجار در قشم و بندرعباس خبر دادند. صداوسیما اعلام کرد اسکله مسافربری بهمن در جزیره قشم هدف حمله قرار گرفته و ساختمان اداری آن آسیب دیده است. فارس نیز نوشت بخشهایی تجاری از اسکله بهمن در جریان تبادل آتش آسیب دیدهاند. برخی منابع منطقهای حتی پا را فراتر گذاشتند و از «حمله مشترک آمریکا و امارات» به جزایر قشم و لارک سخن گفتند؛ ادعایی که هنوز بهصورت رسمی تأیید نشده است.
در همان ساعات اولیه بامداد جمعه، گزارشهایی از انفجارهای پیاپی در سیریک، میناب و حوالی بندرعباس منتشر شد. مهر از شنیدهشدن صدای چند انفجار در پهنه آبی سیریک خبر داد و برخی منابع محلی نیز اعلام کردند صداها احتمالا ناشی از درگیریهای دریایی در اطراف تنگه هرمز بوده است. تسنیم در روایت دیگری نوشت بخشی از صداها مربوط به اخطارهای نیروی دریایی سپاه به کشتیهایی بوده که قصد عبور غیرمجاز از تنگه را داشتند. اما مهمترین تحول، به ادعای تبادل مستقیم آتش میان نیروهای ایرانی و ناوشکنهای آمریکایی بازمیگشت. سنتکام اعلام کرد ناوشکنهای «تراکستن»، «رافائل پرالتا» و «میسون» هنگام عبور از گذرگاه بینالمللی دریایی هدف موشکها و پهپادهای ایرانی قرار گرفتند و آمریکا نیز در پاسخ، سکوهای پرتاب موشک، پهپاد و مراکز فرماندهی ایران را هدف قرار داده است. سیبیاس پا را فراتر گذاشت و مدعی شد ناوشکنهای آمریکایی «زیر حمله شدید و پایدار ایران» قرار گرفتهاند و قایقهای تندروی سپاه آنقدر به آنها نزدیک شدند که ناوها مجبور به استفاده از توپهای دریایی، سامانههای دفاع نزدیک و هلیکوپترهای آپاچی شدند.
در سوی مقابل، روایت رسمی ایران تصویری کاملا متفاوت ارائه کرد. قرارگاه خاتمالانبیا اعلام کرد آمریکا با نقض آتشبس، دو نفتکش ایرانی را در حوالی جاسک و فجیره هدف قرار داده و همزمان برخی مناطق غیرنظامی در بندر خمیر، سیریک و قشم را مورد تعرض قرار داده است. این قرارگاه تأکید کرد نیروهای ایرانی بلافاصله شناورهای آمریکایی را در شرق تنگه هرمز و جنوب چابهار هدف قرار داده و «خسارات قابل توجهی» وارد کردهاند. نیروی دریایی سپاه نیز اعلام کرد سه ناوشکن آمریکایی پس از عملیات سنگین موشکی و پهپادی «به سرعت از محدوده تنگه هرمز فرار کردند». در همین حال، یک مقام آگاه نظامی به صداوسیما گفت که تعرض آمریکا به یک نفتکش ایرانی باعث شد یگانهای متجاوز در محدوده هرمز زیر آتش موشکی ایران قرار بگیرند. تانکرترکرز نیز خبر داد سه نفتکش خالی ایران موفق شدهاند از محاصره دریایی آمریکا عبور کرده و خود را به آبهای ایران برسانند.
از تهران تا ابوظبی؛ منطقه دست به ماشه
همزمان با درگیریهای دریایی، فضای امنیتی در داخل ایران نیز متشنج شد. ایرنا، جماران و خبرگزاری دانشجو از فعالیت ممتد پدافند هوایی در غرب تهران خبر دادند. حوالی نیمهشب، ساکنان غرب پایتخت از شنیدهشدن دو صدای مهیب و سپس شلیکهای ممتد پدافندی خبر دادند؛ گفتنی است که فعالیت پدافند تنها محدود به تهران نبود. تسنیم از درگیری پدافند بندرعباس با دو پهپاد خبر داد و برخی منابع غیررسمی مدعی شدند این پهپادها منهدم شدهاند. صداوسیما نیز تأکید کرد صدای انفجار در بندرعباس ناشی از عملکرد پدافند بوده و در این حملات هیچ شهروندی کشته یا مجروح نشده است. در سوی دیگر خلیج فارس، امارات متحده عربی نیز برای نخستین بار بهطور رسمی اعلام کرد هدف حملات موشکی و پهپادی قرار گرفته است. وزارت دفاع امارات مدعی شد سامانههای دفاعی این کشور دو موشک بالستیک و سه پهپاد را رهگیری کردهاند و در نتیجه این حملات سه نفر زخمی شدهاند. پیشتر نیز منابع خبری از شنیدهشدن صدای انفجار در ابوظبی خبر داده بودند. وزارت دفاع امارات در بیانیهای اعلام کرد صداهای شنیدهشده در شهرهای مختلف ناشی از رهگیری موشکها و پهپادها بوده است.
در همین فضا، گمانهزنیها درباره نقش کشورهای عربی در تنشها افزایش یافت. والاستریت ژورنال مدعی شد که عربستان و کویت محدودیتهای استفاده آمریکا از پایگاهها و حریم هوایی خود را لغو کردهاند؛ خبری که با واکنش غیرمستقیم ریاض مواجه شد. یک منبع سعودی به العربیه و الحدث گفت که عربستان اجازه استفاده از حریم هوایی خود برای عملیات تهاجمی علیه ایران را نداده و همچنان به دنبال کاهش تنش است. این منبع تأکید کرد برخی طرفها تلاش میکنند تصویری گمراهکننده از موضع ریاض ارائه دهند. در کنار این تحولات، سفر عبدالفتاح السیسی، رئیسجمهور مصر، به امارات نیز توجه ناظران را جلب کرد؛ سفری که در سایه اختلافات پنهان قاهره و ابوظبی و همزمان با افزایش تنشها انجام شد. از سوی دیگر، جنگ روانی و رسانهای نیز به موازات تحولات میدانی شدت گرفت. اسرائیل تلاش کرد خود را از حملات اخیر دور نگه دارد. یک مقام اسرائیلی به آی۲۴ و العربیه اطلاع داد که تلآویو هیچ نقشی در انفجارهای ایران نداشته است. با این حال، برخی منابع منطقهای مدعی شدند جنگندههای امارات در حمله به اسکله قشم مشارکت داشتهاند.
دیپلماسی زیر آتش؛ ترامپ، پاکستان، روسیه و بازی پیچیده هرمز
در میانه این تبادل آتش، مسیر دیپلماسی همچنان باز مانده، اما بیش از هر زمان دیگری شکننده و پرابهام است. دونالد ترامپ در چند موضعگیری همزمان کوشید از یک سو چهرهای مقتدر و تهاجمی نشان دهد و از سوی دیگر تأکید کند که هنوز خواهان توافق است. او مدعی شد سه ناوشکن آمریکایی «زیر آتش» از تنگه هرمز عبور کردهاند و هشدار داد که اگر ایران توافق را امضا نکند «در آینده بسیار شدیدتر از قبل از پا درخواهد آمد». ترامپ همچنین گفت «خشم حماسی» آمریکا تنها در صورتی پایان مییابد که تهران آنچه را قبلا بر سرش توافق شده است، بپذیرد.
با این حال، رئیسجمهور آمریکا در تماس با ایبیسی تأکید کرد حملات اخیر صرفا «یک ضربه محدود» بوده و «آتشبس همچنان برقرار است». او حتی در جمع خبرنگاران گفت: «ایران امروز با ما بازی کرد، اما مذاکرات ادامه دارد و توافق ممکن است هر روزی حاصل شود یا هرگز به دست نیاید». در سوی دیگر نیز اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه کشورمان، اعلام کرد تهران همچنان در حال بررسی پیامهای آمریکا از طریق میانجیگری پاکستان است و هنوز پاسخ نهایی ارائه نشده است. العربیه به نقل از منابع پاکستانی گزارش داد ایران ممکن است پاسخ خود به بسته پیشنهادی آمریکا را از طریق اسلامآباد منتقل کند. همزمان، عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران و اسحاق دار، همتای پاکستانیاش تلفنی گفتوگو کردند و قطر نیز از رایزنی وزیر خارجه این کشور با نخستوزیر پاکستان درباره کاهش تنشها خبر داد. پاکستان اکنون به یکی از مهمترین میانجیهای بحران تبدیل شده است. الجزیره گزارش داد احتمال دارد عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، بهزودی به تهران و واشینگتن سفر کند. وزارت خارجه پاکستان نیز ضمن تأکید بر محرمانهبودن مذاکرات، اعلام کرد نسبت به دستیابی به راهحل خوشبین است.
در سطح بینالمللی، روسیه و چین آشکارا در برابر طرح آمریکا درباره تنگه هرمز ایستادهاند. نمایندگی روسیه در سازمان ملل اعلام کرد مسکو همراه با چین مانع تصویب پیشنویس آمریکا و بحرین درباره هرمز شده است. روسیه تأکید کرد هرگونه آزادی کشتیرانی در خلیج فارس فقط زمانی ممکن خواهد بود که جنگ پایان یابد و مسیر دیپلماتیک حفظ شود. الجزیره نیز گزارش داد ارجاع به فصل هفتم منشور ملل متحد از نسخه اصلاحشده قطعنامه آمریکا و کشورهای عربی حذف شده است؛ اقدامی که نشاندهنده عقبنشینی نسبی واشینگتن از رویکرد تنشزا ارزیابی میشود.
همزمان، رویترز خبر داد تهران و واشینگتن از ایده «توافق جامع» فاصله گرفتهاند و اکنون به دنبال توافقی مرحلهای هستند؛ توافقی که محور اصلی آن فعلا تنگه هرمز است، نه پرونده هستهای. الجزیره نیز به نقل از منابعی نوشت ایران طرحی سهمرحلهای ارائه کرده که در گام نخست صرفا بر بازگشایی هرمز متمرکز است. در داخل ایران نیز همزمان با ادامه مذاکرات، شکافهای سیاسی دوباره فعال شده است. محمود نبویان، از چهرههای نزدیک به سعید جلیلی، بار دیگر به تیم مذاکرهکننده حمله کرد و حضور «اصحاب برجام» در مذاکرات را عامل بیاعتمادی دانست.
در همین حال، ابعاد اقتصادی جنگ نیز بیش از گذشته آشکار شده است. سیانان گزارش داد حدود هزارو ۶۰۰ کشتی همچنان پشت تنگه هرمز متوقف ماندهاند و شرکتهای بیمه حاضر به پوشش ریسک عبور کشتیها نیستند. ایران نیز مجموعهای از قوانین جدید برای عبور کشتیها از تنگه وضع کرده و از همه شناورها خواسته اطلاعات دقیق خود را پیش از عبور ارائه کنند. از سوی دیگر، نیویورکتایمز فاش کرد آمریکا فروش بیش از ۱۷ میلیارد دلار موشک رهگیر پاتریوت به امارات، بحرین و کویت را تصویب کرده؛ تصمیمی که در بحبوحه نگرانی پنتاگون از کاهش ذخایر موشکی آمریکا اتخاذ شده است. طبق این گزارش، جنگ اخیر علیه ایران هزاران موشک رهگیر مصرف کرده و ارتش آمریکا مجبور شده بخشی از ذخایر خود در آسیا و اروپا را به خاورمیانه منتقل کند.
ترقهبازی و انبار پر از باروت منطقه
کمافیالسابق اکنون منطقه در وضعیتی ایستاده که نه میتوان آن را جنگ تمامعیار نامید و نه صلح پایدار و این شرایط در طول آتشبس حکفرما بوده است. البته طی یکی، دو روز گذشته تنگه هرمز به میدان اصلی زورآزمایی تبدیل شده استو هر اتفاقی میتواند تمام رشتههای دیپلماسی را پنبه کند؛ چون آنچه در این ساعات بیش از هر چیز خودنمایی میکند، شکنندگی موازنهای است که میان آتش و مذاکره شکل گرفته؛ موازنهای که هر لحظه ممکن است فروبپاشد. بهواقع اکنون منطقه در وضعیتی گرفتار آمده که میتوان آن را «تعلیق ممتد» یا «دور باطل تعلیق» نامید. در چنین شرایطی، «تعلیق» خود به بازتولید «تعلیق» میانجامد و هر روز بر حجم ابهام، بیاعتمادی و التهاب میافزاید.
شاید آنچه در پنجشنبه و جمعه گذشته در خلیج فارس، تنگه هرمز، قشم، بندرعباس و حتی آسمان ابوظبی و تهران رخ داد، از نگاه برخی صرفا در حد یک درگیری محدود یا «ترقهبازی» سیاسی-نظامی تلقی شود و نه شکستهشدن رسمی آتشبس، اما واقعیت آن است که همین جرقههای پراکنده در فضایی انباشته از سوءظن و رقابت که کل منطقه را به انبار باروت تبدیل کرده است، میتواند آغازگر آتشی مهارنشدنی باشد. از همین رو، شکستن این چرخه معلق و فرساینده ضرورتی فوری است؛ ضرورتی که فقط از مسیر شکلگیری ارادهای واقعی، شفاف و پایدار برای مذاکره و رسیدن به توافقی قابل اتکا ممکن خواهد شد.
احمد بخشایشاردستانی: آمریکا در ظاهر از آتشبس میگوید، اما در عمل به دنبال فرسایش ایران است
در تحلیل شرایط فعلی، احمد بخشایشاردستانی در گفتوگویی با «شرق»، ضمن اشاره به حملات اخیر آمریکا و نقش امارات در تحولات میدانی، معتقد است: «واشینگتن در ظاهر از آتشبس سخن میگوید، اما عملا به دنبال تضعیف تدریجی ایران است. به معنای دقیقتر، آمریکا دقیقا این سیاست را دنبال میکند؛ لذا در ظاهر میگوید آتشبس برقرار است، اما در عمل دست به تجاوزهای محدود میزند». نماینده مجلس دوازدهم ادامه داد: «دلیل اصلی این رفتار، مسئله تنگه هرمز است. آمریکا میداند تنگه هرمز کلید طلایی ایران در هرگونه موازنه و تصفیهحساب آینده است، بنابراین تلاش میکند این اهرم را از دست ایران خارج کند. به همین دلیل مدام ایران را تست میکنند؛ چه از طریق عبور ناوشکنها و چه از طریق حملات محدود و این به موازات پیشبرد مذاکرات است».
این مدرس دانشگاه با اشاره به تبادل آتش اخیر در خلیج فارس افزود: «وقتی ناوشکنهای آمریکایی وارد منطقه شدند، ایران واکنش نشان داد و شلیک اخطار انجام شد. بعد هم دیدیم فجیره و برخی نقاط امارات هدف قرار گرفت. من از قبل هم احساس میکردم چنین اتفاقی رخ خواهد داد؛ چون امارات در این ماجرا بیطرف نبوده است». اردستانی با ادبیاتی تندتر نسبت به ابوظبی گفت: «در خاورمیانه، آمریکا دو پایگاه مهم دارد؛ یک پایگاه نظامی که اسرائیل است و یک پایگاه اقتصادی که امارات محسوب میشود. امارات هم در این مدت رفتار خوبی با ایران نداشت».
عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس همچنین به مواضع اخیر امارات اشاره و خاطرنشان کرد: «خروج امارات از اوپک و تقویت روزافزون روابط در همه سطوح و ابعاد با اسرائیل، نشان میدهد امارات صرفا یک بازیگر اقتصادی نیست و در پروژه فشار علیه ایران نقش فعالی ایفا میکند». استاد روابط بینالملل در ادامه مدعی شد: «به نظر من بخشی از حملات اخیر به سواحل جنوبی ایران، با مشارکت امارات انجام شد؛ هرچند آمریکا مسئولیت را بر عهده گرفت تا نام کشورهای عربی منطقه وارد درگیری مستقیم نشود؛ چون آمریکاییها میدانند ایران شاید نتواند در خاک آمریکا پاسخ دهد، اما در منطقه میتواند موازنه ایجاد کند». اردستانی با اشاره به واکنش ایران در برابر حملات اخیر تأکید کرد: «ایران باید هرگونه تعرض را چند برابر پاسخ دهد. اگر پاسخ ندهیم، آنها به سراغ انبارهای موشکی و پهپادی ما میروند. بنابراین پیش از آنکه توان بازدارندگی ایران را هدف بگیرند، باید این ظرفیتها به کار گرفته شوند».
این بهارستاننشین در بخش دیگری از این گفتوگو، درباره سخنان اخیر عباس عراقچی مبنی بر اینکه هر بار مذاکرات به نقطه امید میرسد اتفاقی رخ میدهد که روند را تخریب میکند، باور دارد: «این تحلیل تا حد زیادی درست است. البته بازیخرابکن فقط اسرائیل نیست؛ در داخل آمریکا نیز جریانهای تندرو وجود دارند. اسرائیل مخالف توافق است، برخی کشورهای منطقه مثل امارات هم مخالف هستند و حتی در داخل ایران هم طیفهایی هستند که معتقدند چون ایران در میدان توانسته مقاومت کند، باید این مسیر ادامه پیدا کند و امتیازات بیشتری در میدان گرفت». او افزود: «البته بخشی از صحبتهای آقای عراقچی هم به ذات دستگاه دیپلماسی برمیگردد. وزارت خارجه وظیفه دارد درباره مذاکره و دیپلماسی صحبت کند. اگر وزیر خارجه از مذاکره حرف نزند، اساسا فلسفه وجودی وزارت خارجه زیر سؤال میرود. اما طبیعی است که این مذاکرات باید در چارچوب حفظ عزت و منافع ایران باشد».
این استاد دانشگاه با انتقاد از نگاه آمریکا به مذاکرات یادآور شد: «مشکل اصلی آمریکا فقط با ایران نیست؛ اساسا آمریکا دچار نوعی غرور ساختاری است. تصور میکند هیچ کشوری در حد و اندازهای نیست که بخواهد با واشینگتن چانهزنی برابر انجام دهد. حتی درباره برجام هم نگاهشان این بود که متن را خودشان نوشتند و ایران فقط امضا کرد. امروز هم ترامپ و جریان حاکم در آمریکا هنوز همین نگاه را دارند؛ میگویند ایران باید صرفا تسلیم شود». اردستانی در پایان تأکید کرد: «به هر حال پایان این مسیر، مذاکره و توافق است. هیچ جنگی تا ابد ادامه پیدا نمیکند. اما مسئله این است که ایران باید دستاوردهای میدان را در میز مذاکره تثبیت کند. مشکل آمریکاییها این است که هنوز حاضر نیستند بپذیرند ایران کشوری است که باید با آن مذاکره برابر انجام شود. تصورشان این است که هرچه میگویند باید امضا شود. تا زمانی که این ذهنیت تغییر نکند، مسیر توافق همواره با تنش و بحران همراه خواهد بود».