علت کنار گذاشتن اسرائیل از مذاکرات ایران و آمریکا
در حالی که اسرائیل بیرون از میز تصمیمگیری باقی مانده، سناریوی جدیدی برای پایان جنگ مطرح شده است: وضع موجود همراه با آرامشی که بدون توافق و بدون جنگ پاس داده میشود - تا دور بعدی. منابعی در خاورمیانه معتقدند در شرایط بحرانی که اسرائیل در آن گرفتار شده، این گزینه محتملترین است و حتی اگر ترامپ تصمیم به حمله بگیرد، فقط یک نمایش یکباره، پرسروصدا و وحشتآفرین خواهد بود.
رونن برگمن، روزنامه نگار مشهور اسرائیلی در روزنامه عبری یدیعوت آحارونوت نوشت: «تصمیم در دست آمریکاییهاست، ما نمیدانیم واقعاً چه میگذرد. بعضی وقتها حتی مطمئن نیستیم با کدام طرف صحبت میکنیم و طرف مقابل کیست.» یک مقام ارشد امنیتی وضعیت کنونی اسرائیل در مذاکرات بین آمریکا و ایران را اینگونه توصیف میکند. «در لبنان به خاطر آمریکاییها با میانهروی پیش میرویم، ولی در بخش ایران – واقعاً نمیدانیم قضیه به کجا میرود، میدانی، با ایرانیها.»
در ادامه این مطلب آمده است: در اورشلیم اطلاعات کمی درباره مذاکرات با ایران و توافقات حاصلشده در آنها وجود دارد – و معمولاً این اطلاعات یک یا دو روز دوام میآورند تا اینکه یکی از طرفها دوباره موضعش را سخت میکند. همین اطلاعات اندک باعث شده بسیاری از مقامات ارشد اسرائیلی به گزینه سومی برای پایان دادن به دور کنونی جنگ با ایران فکر کنند؛ گزینهای متفاوت از دو سناریویی که تاکنون پیشبینی میشد – یعنی بازگشت به جنگ یا توافق آمریکا و ایران.
هرف طرف پیروزی خود را اعلام میکند، سکوت با سکوت پاسخ داده میشود
اکنون مقامات ارشد اسرائیلی معتقدند وضعیت سومی نیز ممکن است: نوعی وضع موجود، هر طرف پیروزی خود را اعلام میکند، آرامشی که در خلیج فارس با سکوت پاسخ داده میشود. نه توافقی، نه جنگی. در این سناریو، آمریکا به اعمال فشار به یک شکل یا شکل دیگر بر جمهوری اسلامی ادامه خواهد داد، و ایران نیز از اورانیوم، موشکهای بالستیک و کمکهایش به نیابتیهای خود در خاورمیانه دست برنخواهد داشت – اوضاع کمابیش به نقطه صفر بازمیگردد، تا دور بعدی.
بسیاری در اسرائیل معتقدند باید از گزینه سوم حمایت کرد، که به نظرشان شر کمتر است. اگرچه این گزینه هیچ دستاورد ملموس و آشکاری از جنگ را به جز خسارت واردشده به ایران دربر ندارد، ولی به آمریکا و اسرائیل – یا حداقل به اسرائیل، اگر آمریکا دیگر علاقهای نداشته باشد – این امکان را میدهد که گزینه عملیات نظامی در ایران را همچنان حفظ کنند.
از سوی دیگر، برخی منابع با این احتمال مخالفند و ادعا میکنند که این دقیقاً همان چیزی است که اسرائیل بعد از هفتم اکتبر سوگند خورد دیگر تکرار نشود: اینکه به زنجیره بیپایان «دورهای بدون توقف» بازنگردیم.
شکستی که منجر به حذف اسرائیل از مذاکرات شد
اسرائیل و آمریکا به جنگ رفتند تا دولت ایران را سرنگون کنند. رهبران این دولت ها، همراه با بخشی از ارتش، امنیت ملی و جامعه اطلاعاتی هر دو طرف، سعی میکنند چیز دیگری بگویند، اما حقیقت بالاخره آشکار شده است و در اسناد و ارائههایی نوشته شده که عملیاتهای «غرش هری» و «خشم حماسی» را در ۲۸ فوریه آغاز کردند.
حتی اگر این اسناد – به همراه شهادت مقامات ارشدی که جلسه اتاق وضعیت کاخ سفید بین بنیامین نتانیاهو و دونالد ترامپ را روایت میکنند، جایی که رئیس موساد طی یک تماس ویدئویی رمزگذاریشده طرح سرنگونی حکومت ایران را ارائه کرد – وجود نداشتند، وقایع جنگ به تنها یک نتیجه اشاره دارند.
یک مقام ارشد اطلاعاتی اسرائیل ادعا میکند: «هیچ کس رهبر یک دولت مستقر را نمیکشد مگر اینکه قصد سرنگونی آن دولت را داشته باشد». او توضیح میدهد: «هیچ کس به نیروهای بسیج حمله نمیکند فقط به این خیال که شاید در آینده مردم ایران تصمیم به قیام بگیرند. این مثل این است که ایرانیها فرمانده یک کلانتری را بکشند و بگویند دارند شرایط را برای تصرف دفتر نخستوزیری در اورشلیم فراهم میکنند».
از لحظهای که مشخص شد حکومت ایران در آستانه سقوط نیست، و وقتی هر طرف دیگری را مقصر این اتفاق دانست، ایالات متحده اسرائیل را از مذاکرات کنار گذاشت. نه تنها اسرائیل را در بحثهای مربوط به اینکه جنگ کی و تحت چه شرایطی پایان مییابد مشارکت نداد، نه تنها به ادعاها یا درخواستهای اسرائیل درباره مذاکرات در بیشتر مسائل گوش نکرد – بلکه آمریکا اصلاً اسرائیل را از تحولات مطلع نکرد.
باید فرض کرد که اگر طرح سرنگونی حکومت موفق میشد (و کسانی در اسرائیل ادعا میکنند هنوز شانسی برای موفقیت وجود دارد)، رویکرد واشنگتن نسبت به اسرائیل کاملاً متفاوت میبود و اورشلیم به شریکی کامل و مطلوب پشت میز تصمیمگیری تبدیل میشد.
اما چنین نیست و اسرائیل از میز دور نگه داشته شده است. بهویژه سخنرانی رئیس ستاد مشترک ارتش آمریکا در پایان درگیریها تند بود، جایی که او از هر فرمانده یگان، واحد و شاخه انبارداری برای مشارکتشان تشکر کرد و فهرست ویژهای از تشکر را برای «شرکای ما» یعنی کشورهای حاشیه خلیج فارس خواند و آنها را یکی یکی نام برد، اما نام هیچ مقام اسرائیلی را ذکر نکرد.
نزدیک شدن به یک چارچوب توافقی – و سقوط آن
بر اساس اطلاعاتی که اسرائیل از شرکای دیپلماتیک، رسانههای آزاد و اطلاعات اندکی که از آمریکا به دست میآید جمعآوری کرده، یکی از دو موضوعی که نخستوزیر آنها را حیاتی تعریف کرده – یعنی برنامه موشکی ایران – اصلاً روی میز مذاکره نیست. ایرانیها اعلام کردهاند که این موضوع برایشان خط قرمز است و روشن ساختهاند که قصد ندارند از چیزی دست بکشند که حداقل فعلاً، وقتی که (هنوز) سلاح هستهای ندارند، تنها قابلیت پاسخدهی آنها در برابر برتری هوایی مطلق اسرائیل و آمریکاست.
در سناریویی که اکنون در اسرائیل بررسی میشود، ایران قرار است از شر اورانیوم غنیشدهای که در اختیار دارد – بیشتر آن ۶۰٪ و مقداری ۲۰٪ – که برای ساخت حدود ۱۲.۵ بمب هستهای کافی است، خلاص شود. ایران این کار را یا با رقیق کردن مواد تا غلظت بسیار پایین انجام میدهد، یا با انتقال آن تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی به کشور دیگر. علاوه بر این، ایران قرار است متعهد شود برای مدتی طولانی غنیسازی را متوقف کند، با فاصلهای که بین ۵ سالی که ایران پذیرفته و ۲۰ سالی که آمریکا خواستار آن است باقی میماند. میانجیها در پاکستان پیشنهاد کردهاند که حد وسط را بپذیرند. در مقابل، ایران قرار است از لغو کامل تمام تحریمها و مزایای اقتصادی دیگر برخوردار شود.
اما بر اساس درک کنونی در اورشلیم، این سناریو پیش نمیرود، بلکه سناریوی توافق محدود که از طریق پاکستان از ایران به آمریکا منتقل شده، شتاب گرفته و محتملترین گزینه به نظر میرسد. هرچند شانس موفقیت آن در ۲۴ ساعت گذشته کاهش یافته، اما همچنان یک احتمال باقی است – بهویژه در مذاکرات متغیر و انعطافپذیر بین طرفین.
در این سناریو، یک توافق نسبی وجود دارد که شامل پایان جنگ و بازگشایی تنگه میشود. این توافق با اعلامیهای از سوی ایران همراه خواهد بود مبنی بر تعهد به عدم توسعه سلاح هستهای و لغو تحریمهای آمریکا، و تنها پس از اعلام پایان جنگ، مذاکرات برای بحث درباره مسائل باقیمانده هستهای آغاز میشود.
اینها نکات اصلی پیشنهادی بود که از ایران از طریق پاکستان به آمریکا منتقل شد و به نظر میرسید واقعاً اجرایی شود، اما در ۲۴ ساعت گذشته در این مورد نیز عقبنشینی رخ داده است.
به دلیل بحران در مذاکرات، اسرائیل و آمریکا مقدمات قابل توجهی برای بازگشت به جنگ فراهم میکنند. در دو هفته اخیر، بسیاری از اسرائیلیهایی که به آسمان نگاه کردند، قطار هوایی عظیمی از نفتکشهای سوخترسان آمریکایی را در مسیر فرودگاه بنگوریون دیدند. آمادگیهای رزمی و حالت آمادهباش در روز استقلال در اوج بود، زمانی که به نظر میرسید ترامپ هر لحظه دستور حمله را صادر کند، اما تنش کمی کاهش یافت وقتی او دوباره مهلت ایران را تمدید کرد.
مقام ارشد: «در وضعیت فعلی، بین حملهای که هیچ چیز را تغییر نمیدهد و توافقی تحقیرآمیز و وحشتناک با ایران، احتمالاً بهتر است گزینه سوم را انتخاب کنیم – نوعی فریز، تا دفعه بعد.»
ارزیابی در اسرائیل این است که با توجه به بحران قابل توجهی که هر دو دولت با ذخایر موشکهای رهگیر خود تجربه میکنند، حتی اگر ترامپ دستور حمله را بدهد، حمله چشمگیری که او میگوید «تمدن ایران را نابود خواهد کرد» انجام نخواهد شد. آنچه بر اساس ارزیابیها اتفاق خواهد افتاد، یک نمایش یکباره، پر سر و صدا و وحشتآفرین دیگر است، با هدف تلاش برای رسیدن به توافقی بهتر از آنچه اکنون قادر به پذیرش آن است. در چنین شرایطی، طبق گفته مقامات ارشد اسرائیلی – که این موضع را به همتایان خود در فرماندهی مرکزی آمریکا نیز منتقل کردهاند – بهتر است اصلاً حمله نکنیم. به نظر آنها، اگر قصد ندارید با تمام قوا بروید، بهتر است اصلاً اقدامی نکنید.
به هر حال، دو چارچوب توافق در اسرائیل وحشت ایجاد کرده است. بر اساس ارزیابی مقامات ارشد، توافق با ایران که به طور کامل به غنیسازی هستهای، زیرساختها و سامانههای موشکی نپردازد، بیشتر از راهحل، خطرآفرین خواهد بود. از دیدگاه آنها، لغو تحریمها به ایران اجازه میدهد اقتصاد را تثبیت کند، پیروزی اعلام کند، قدرت خود را بازگرداند و شاخههای نیابتی منطقه، در درجه اول حزبالله را احیا کند. آنها این اقدام را به عنوان اقدامی میبینند که میتواند ایران و محور نیروهای تابع آن را از نجات دهد.
منابع معتقدند در چنین شرایطی، اسرائیل این مناقشه را در وضعیتی بدتر از وضعیتی که در آن شروع کرده پایان خواهد داد. زیرا توافق به بالهای حکومت ایران جان تازهای میبخشد، ستون فقرات مالی برایش فراهم میکند و مصونیت دیپلماتیک در برابر حمله به آن اعطا میکند؛ و در برابر این وضعیت، به قول آن مقام ارشد، «میان حملهای که فقط به خاطر نمادگرایی و بازیهای سیاسی داخلی ترامپ انجام میشود و هیچ چیز را تغییر نمیدهد، و توافقی تحقیرآمیز و وحشتناک با ایران، احتمالاً ارزش دارد که گزینه سوم را انتخاب کنیم – نوعی فریز، تا دفعه بعد.»