کد خبر: ۷۴۵۰۳۲
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۱ - ۲۶ فروردين ۱۴۰۵

تنش در تنگه هرمز و سایه تهدید بر باب‌المندب!

روزنو :مناسبات میان تهران و واشنگتن در میانة آتش‌بس به نقطه‌ای رسیده است که بسیاری از ناظران بین‌المللی آن را «تعلیق فعال» یا «جنگ سرد دیپلماتیک» می‌نامند. دور اول مذاکرات که از روز شنبه ۲۲ فروردین تا شامگاه یکشنبه ۲۳ فروردین در پایتخت پاکستان برگزار شد، به زعم بسیاری از تحلیلگران، طولانی‌ترین و متمرکزترین تلاش دو کشور برای خروج از بن‌بست در سال‌های اخیر بوده است.

مناسبات میان تهران و واشنگتن در میانة آتش‌بس به نقطه‌ای رسیده است که بسیاری از ناظران بین‌المللی آن را «تعلیق فعال» یا «جنگ سرد دیپلماتیک» می‌نامند. دور اول مذاکرات که از روز شنبه ۲۲ فروردین تا شامگاه یکشنبه ۲۳ فروردین در پایتخت پاکستان برگزار شد، به زعم بسیاری از تحلیلگران، طولانی‌ترین و متمرکزترین تلاش دو کشور برای خروج از بن‌بست در سال‌های اخیر بوده است.

به گزارش روز نو هیأت‌های عالی‌رتبه دو طرف با کوله‌باری از پیش‌شرط‌ها و مطالبات حداکثری پشت میز نشستند، اما پس از ۲۱ ساعت گفت‌وگوی فشرده، خروجی رسمی این نشست چیزی جز «تداوم ابهام» نبود. با این حال، برخلاف روایت‌های اولیه که از شکست مذاکرات سخن می‌گفتند، سیگنال‌های ارسالی از سوی اتاق‌های فکر دیپلماتیک نشان می‌دهد که چرخ‌های ماشین دیپلماسی، نه تنها متوقف نشده، بلکه با سرعتی مضاعف در لایه‌های زیرین در حال حرکت است.

به‌رغم پایان بی‌نتیجه ماراتن ۲۱ ساعته اسلام‌آباد و اعلام محاصره دریایی از سوی ترامپ، شواهد نشان می‌دهد که «دیپلماسی در وقت اضافه» همچنان فعال است. اصرار مقامات وزارت خارجه ایران بر باز بودن همیشگی در‌های گفت‌و‌گو و ادعای واشنگتن مبنی بر تمایل تهران به معامله، شاهدی بر این مدعاست

در داخل ایران، واکنش‌ها به این ماراتن دیپلماتیک آمیزه‌ای از ایستادگی بر اصول و واقع‌گرایی سیاسی است. اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، با تایید طولانی بودن این دوره از مذاکرات، بر این نکته تاکید کرد که دیپلماسی ابزاری همیشگی برای صیانت از حقوق ملی است و نباید انتظار داشت گره‌های چنددهه‌ای در یک نشست ۲۴ ساعته گشوده شود. او فضای حاکم بر اتاق مذاکرات را متاثر از تجاوزات نظامی اخیر و بدگمانی‌های ناشی از آن توصیف کرد، اما در عین حال راه را برای تداوم گفت‌و‌گو‌ها باز گذاشت. این در حالی است که در جبهه مقابل، جی‌دی ونس با رویکردی تهاجمی‌تر، مدعی شده است که هیأت ایرانی فاقد اختیار نهایی برای امضای توافق بوده و به همین دلیل هیأت آمریکایی میز را ترک کرده است. این تضاد در روایت‌ها، خود نشان‌دهنده عمق شکافی است که میانجی‌گران منطقه‌ای اکنون با تمام توان سعی در پر کردن آن دارند تا دور دوم مذاکرات را کلید بزنند.

تنش اخیر در تنگه هرمز و سایه تهدید بر باب‌المندب، به کاتالیزوری برای تسریع روند سیاسی تبدیل شده است. فشار سنگین بازیگران منطقه‌ای نظیر عربستان سعودی و مخالفت صریح متحدان ناتو با محاصره دریایی ایران، وضعیتی پدید آورده که در آن تهدید به انسداد شریان‌های انرژی، بیش از آنکه مانع گفت‌و‌گو باشد، طرفین را برای جلوگیری از یک انفجار بزرگ اقتصادی، به سوی انعطاف در میز مذاکرات اسلام‌آباد یا آنکارا سوق می‌دهد

سیگنال‌های ازسرگیری. چرا مذاکرات متوقف نخواهد شد؟

به‌رغم لحن تند رسانه‌ای، شواهد متعددی نشان می‌دهد که هر دو پایتخت، میز مذاکره را امن‌تر از میدان نبرد می‌بینند. منابع آگاه دیپلماتیک در اسلام‌آباد تایید می‌کنند که تبادل مستمر پیام‌ها میان جمهوری اسلامی ایران و ایالات متحده پیرامون تحولات جاری، حتی پس از خروج رسمی هیأت‌ها، در سطوح امنیتی و فنی ادامه یافته است. عزم پاکستان برای ادامه تلاش‌های میانجی‌گرایانه، نه یک انتخاب، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای ثبات منطقه ارزیابی می‌شود. خواجه آصف، وزیر دفاع پاکستان، با خوش‌بینی قابل‌توجهی اعلام کرده است که انتظار می‌رود دور جدید مذاکرات «به‌زودی» آغاز شود. این خوش‌بینی تنها به کلام محدود نمی‌شود؛ گزارش‌های اختصاصی حاکی از آن است که اسلام‌آباد در حال رایزنی‌های فشرده با واشنگتن و تهران برای تعیین زمان دقیق دور دوم است و برخی منابع حتی از احتمال برگزاری این دیدار در همین آخر هفته خبر می‌دهند.

در واشنگتن نیز، دونالد ترامپ با وجود اعلام محاصره دریایی، سیگنال‌های متناقضی صادر می‌کند. او در آخرین اظهارات خود در کاخ سفید مدعی شد که مقامات ایرانی با واشنگتن تماس گرفته‌اند و «می‌خواهند به توافق برسند». این پارادوکس رفتاری ترامپ یعنی «اعمال فشار حداکثری همزمان با ابراز تمایل به توافق» استراتژی شناخته‌شده‌ای است که هدف آن شکستن اراده طرف مقابل پیش از نشستن دوباره پشت میز است. تحلیلگرانی، چون دیوید ایگناتیوس معتقدند که ترامپ هیچ اشتیاقی به درگیری نظامی ندارد و هدف او تنها قرار دادن ایران در یک فشار اقتصادی شدید برای گرفتن امتیازی بزرگ در یک «توافق جامع» است. از این منظر، محاصره دریایی نه یک پایان، بلکه یک کاتالیزور برای تسریع در روند بازگشت به مذاکرات تحت شرایط جدید است.

میانجی‌گری چندجانبه. از اسلام‌آباد تا آنکارا، قاهره و ژنو

پاکستان در این میان تنها بازیگر فعال نیست. جغرافیای مذاکرات در حال گسترش است و زمزمه‌هایی مبنی بر برگزاری دور بعدی در آنکارا یا ژنو به گوش می‌رسد. سفر رسمی شهباز شریف به عربستان و ترکیه در روز‌های آتی، به عنوان تلاشی برای ایجاد یک اجماع منطقه‌ای برای مهار تندروی‌های دولت ترامپ و تشویق ایران به انعطاف بیشتر ارزیابی می‌شود. وزیر خارجه ترکیه، با نگاهی واقع‌بینانه معتقد است که اراده برای رسیدن به یک آتش‌بس پایدار در هر دو سو وجود دارد. هاکان فیدان، حتی از احتمال تمدید آتش‌بس فعلی به مدت ۴۵ تا ۶۰ روز سخن گفته است تا فضای کافی برای «مذاکرات فنی در سطح پایین» فراهم شود.

با وجود تمامی تیرگی‌ها در افق روابط، نشانه‌هایی از تمایل به سازش در هر دو سو دیده می‌شود. حضور فعال میانجی‌گران، تداوم تبادل پیام‌های غیررسمی و فشار سنگین بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، همگی حکایت از آن دارند که دور دوم مذاکرات نه تنها محتمل، بلکه اجتناب‌ناپذیر است

همزمان دولت سوئیس نیز آمادگی خود را برای میانجی‌گری میان تهران و واشنگتن اعلام کرد و وزارت امور خارجه سوئیس در بیانیه‌ای رسمی در واکنش به این اوضاع خاطر نشان کرد که برن از نزدیک تحولات را زیر نظر دارد.

در این میان، نقش مصر نیز پررنگ‌تر شده است. بدر عبدالعاطی، وزیر خارجه مصر، قرار است به‌زودی به واشنگتن سفر کند تا حامل پیام‌هایی برای کاهش فاصله میان دو طرف باشد. میانجی‌گران به خوبی می‌دانند که نزدیک شدن به پایان مهلت آتش‌بس در ۲۱ آوریل، می‌تواند هر دو طرف را تحت فشار قرار دهد تا پیش از وقوع یک درگیری ناخواسته، به میز مذاکره بازگردند. گزارش‌های فایننشال تایمز نیز حاکی از آن است که بخش قابل‌توجهی از زمان مذاکرات قبلی صرف رفع سوءتفاهم‌های ناشی از انتظارات متفاوت شده بود و اکنون با شفاف‌تر شدن مواضع، احتمال دستیابی به یک پیش‌نویس مشترک در دور دوم بیش از پیش تقویت شده است.

تنگه هرمز و باب‌المندب. اهرم‌های فشار در خدمت دیپلماسی

یکی از پیچیده‌ترین متغیر‌هایی که بر احتمال ازسرگیری مذاکرات سنگینی می‌کند، وضعیت استراتژیک تنگه هرمز است. اقدام ترامپ در اعلام محاصره دریایی ایران، اگرچه با هدف گرفتن امتیاز در میز مذاکره صورت گرفته؛ عملاً به تیغی دو لبه تبدیل شده است. در داخل ایران، این اقدام به عنوان یک «جنگ اختیاری» تعبیر می‌شود که امنیت انرژی جهانی را هدف قرار داده است. با این حال، گزارش بی بی‌سی نشان می‌دهد که تردد کشتی‌های مرتبط با ایران کماکان ادامه دارد، که این خود نشان‌دهنده نفوذناپذیر نبودن محاصره و تمایل ایران به حفظ اهرم‌های فشار خود است.

واکنش‌های منطقه‌ای به این تنش دریایی، فشار مضاعفی را بر آمریکا وارد کرده تا به مسیر دیپلماسی بازگردد. عربستان سعودی به طور خاص نگران است که بن‌بست در مذاکرات اسلام‌آباد، منجر به واکنش متقابل ایران در تنگه باب‌المندب توسط حوثی‌ها شود. مقامات سعودی به خوبی می‌دانند که اگر «دروازه اشک‌ها» بسته شود، حتی مسیر‌های جایگزین انتقال نفت آنها نیز امنیت نخواهند داشت. این نگرانی‌های امنیتی باعث شده تا ریاض و دیگر پایتخت‌های خلیج فارس، واشنگتن را برای لغو محاصره و بازگشت به مذاکرات تحت فشار بگذارند. در واقع، تهدید به انسداد آبراه‌ها، به جای آنکه مذاکرات را ناممکن کند، به دلیلی برای ضرورتِ فوریِ ازسرگیری گفت‌و‌گو‌ها تبدیل شده است.

گره‌های فنی و واکنش‌های داخلی در ایران

در قلب مذاکرات، پرونده هسته‌ای ایران همچنان به عنوان سخت‌ترین گره خودنمایی می‌کند. گزارش‌های درز کرده حاکی از آن است که واشنگتن خواستار توقف ۲۰ ساله غنی‌سازی شده، در حالی که تهران بر حفظ دستاورد‌های بومی خود تاکید دارد. با این حال، ماندن هیأت ایرانی در پاکستان پس از خروج ونس برای تدوین پیش‌نویس پاسخ، نشان‌دهنده این است که تهران به دنبال یافتن فرمولی برای عبور از این بن‌بست است. در داخل ایران، فضای رسانه‌ای شاهد یک پلورالیسم تحلیلی است؛ از یک سو جریان‌های اصولگرا بر حفظ «دستاورد هسته‌ای» تاکید دارند و از سوی دیگر، تحلیلگرانی، چون احمد زیدآبادی بر ضرورت «بلوغ سیاسی» برای عبور از این مرحله بحرانی و تحریک نکردن ترامپ پای می‌فشارند.

این دوگانه «مقاومت-دیپلماسی» در لایه‌های تصمیم‌گیری ایران به گونه‌ای مدیریت می‌شود که همزمان با ایستادگی در برابر مطالبات حداکثری آمریکا، کانال‌های گفت‌و‌گو باز بماند. پاسخ مثبت ایران به پیشنهاد دور دوم مذاکرات که توسط مقامات پاکستانی اعلام شد، نشان‌دهنده این است که تهران دیپلماسی را تنها راه موثر برای رفع محاصره و صیانت از حقوق خود می‌داند. واقعیت این است که علی‌رغم بدگمانی‌های عمیق، هر دو طرف در حال حرکت به سمتی هستند که در آن «حفظ دستاوردها» برای ایران و «تضمین‌های امنیتی» برای آمریکا در یک نقطه مشترک به هم برسند.

با وجود تمامی تیرگی‌ها در افق روابط، نشانه‌هایی از تمایل به سازش در هر دو سو دیده می‌شود. حضور فعال میانجی‌گران، تداوم تبادل پیام‌های غیررسمی و فشار سنگین بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، همگی حکایت از آن دارند که دور دوم مذاکرات نه تنها محتمل، بلکه اجتناب‌ناپذیر است. برای ترامپ، یک توافق بزرگ با ایران می‌تواند برگ برنده او در سیاست خارجی باشد و برای ایران، پایان دادن به محاصره دریایی و تثبیت حقوق هسته‌ای اولویت نخست محسوب می‌شود.

روز‌های آینده و پیش از انقضای آتش‌بس، برای تعیین سرنوشت این بحران، حیاتی خواهد بود. اگرچه اختلافات بر سر غنی‌سازی و حاکمیت بر تنگه هرمز عمیق است، اما نیاز متقابل به ثبات، ممکن است در نهایت طرفین را به سوی یک «توافق گام‌به‌گام» سوق دهد. آنچه مسلم است، دریچه‌های گفت‌و‌گو هنوز بسته نشده‌اند و احتمالاً به‌زودی جهان شاهد نشستن دوباره دیپلمات‌ها پشت میز مذاکره خواهد بود؛ نشستی که این بار شاید با درس گرفتن از اشتباهات دور اول، به نتایج ملموس‌تری ختم شود. دیپلماسی در وقت اضافه، همچنان شانس پیروزی دارد.

برچسب ها: آتش بس
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید