کد خبر: ۷۴۴۷۸۷
تاریخ انتشار: ۱۰:۲۲ - ۲۴ فروردين ۱۴۰۵

فیلترشکن به کالایی لوکس تبدیل شد!

روزنو :۴۵ روز از قطعی فراگیر اینترنت گذشته؛ قطعی‌ای که حالا دیگر نه یک «وضعیت اضطراری» بلکه به‌طرزی نگران‌کننده در حال تبدیل شدن به «وضعیت عادی» است. همزمان با فروکش‌کردن جنگ دوازده‌روزه و عبور از موج اعتراضات دی‌ماه، انتظار می‌رفت دسترسی به اینترنت بین‌المللی به حالت عادی بازگردد؛ اما با حمله آمریکا و اسرائیل به ایران، آنچه رخ داده، استمرار محدودیتی است که نه‌تنها زندگی روزمره، بلکه اقتصاد، اطلاع‌رسانی و حتی اعتماد عمومی را نشانه گرفته است. در این میان، یک پرسش ساده، اما کلیدی بی‌پاسخ مانده: این قطع طولانی‌مدت اینترنت دقیقا چه دستاوردی برای حاکمیت و چه سودی برای کشور داشته است؟

قتی بحران به روال تبدیل می‌شود

قطعی اینترنت در ایران دیگر پدیده‌ای تازه نیست. از آبان ۹۸ تا اعتراضات سال‌های اخیر، هر بار اینترنت به‌عنوان نخستین ابزار کنترل بحران خاموش شده است. اما آنچه در هفته‌های اخیر رخ داده، از یک جهت متفاوت است: طولانی شدن بی‌سابقه این قطعی و مهم‌تر، عادی شدن آن.

به گزارش روز نو حتی یک روز قطعی مستمر یا نیمه‌مستمر اینترنت، در هر نقطه‌ای از جهان یک بحران ملی تلقی می‌شود، اما در ایران، حداقل در سال جاری ایرانی‌ها روز‌های زیادی را در خاموشی دیجیتال گذرانده‌اند. وضعیتی که به‌تدریج در حال تبدیل شدن به بخشی از زندگی روزمره است؛ مردم یاد گرفته‌اند با اینترنتی محدود، کند، گزینشی و حالا دیگر کاملا قطع‌شده زندگی کنند. این همان نقطه‌ای است که کارشناسان از آن به‌عنوان «عادی‌سازی محدودیت» یاد می‌کنند؛ وضعیتی که در آن، سطح انتظارات جامعه پایین می‌آید و مطالبه‌گری تضعیف می‌شود.

با این حال، نشانه‌ها حاکی از آن است که این بار، صبر عمومی به مرز فرسایش رسیده. موج اعتراض‌ها در شبکه‌های اجتماعی (حتی با وجود محدودیت‌ها) و افزایش نارضایتی در میان کسب‌وکار‌ها نشان می‌دهد که این عادی‌سازی، دست‌کم به‌طور کامل موفق نبوده است.

اینترنت، یک حق یا یک امتیاز؟

در ادبیات رسمی، اینترنت هنوز به‌عنوان یک «خدمت» تعریف می‌شود، نه یک «حق». این در حالی است که در سطح جهانی، دسترسی به اینترنت به‌عنوان یکی از حقوق پایه شهروندی شناخته می‌شود؛ حقی که به آموزش، اشتغال، سلامت و مشارکت اجتماعی گره خورده است.

در یادداشتی که در آکادمی دیتوم منتشر شده، صریحا تاکید شده که «اتصال اینترنت نه‌تنها یک حق شهروندی، که امری حیاتی برای زنده ماندن بسیاری از کسب‌وکارهاست». این گزاره، در شرایط فعلی ایران، بیش از هر زمان دیگری ملموس است.

قطع اینترنت، فقط به معنای بسته شدن شبکه‌های اجتماعی یا سخت شدن دسترسی به اطلاعات نیست؛ این تصمیم، عملا میلیون‌ها نفر را از محل کارشان جدا کرده است. از فریلنسر‌ها و برنامه‌نویسان گرفته تا فروشندگان آنلاین، تولیدکنندگان محتوا و حتی کسب وکار‌های سنتی که به پیام‌رسان‌ها وابسته شده‌اند، همه در معرض زیان مستقیم قرار گرفته‌اند.

ضربه‌ای که دیده نمی‌شود

برآورد دقیق خسارت اقتصادی ناشی از قطعی اینترنت دشوار است، اما گزارش‌های داخلی و بین‌المللی نشان می‌دهد که این خسارت قابل توجه است. در تجربه‌های قبلی، هر روز قطعی اینترنت میلیارد‌ها تومان به اقتصاد ایران آسیب زده است. حالا با بیش از ۴۰ روز محدودیت، می‌توان حدس زد که ابعاد این زیان تا چه حد گسترده است.

مسئله فقط از دست رفتن درآمد نیست؛ بسیاری از کسب‌وکار‌های نوپا عملا نابود شده‌اند. استارتاپ‌هایی که با سرمایه محدود و در شرایط سخت شکل گرفته بودند، حالا با کاهش شدید مشتری، اختلال در پرداخت‌ها و قطع ارتباط با بازار‌های خارجی مواجه‌اند.

کارشناسان امنیت سایبری بار‌ها هشدار داده‌اند که محدود کردن دسترسی به اینترنت آزاد، می‌تواند به‌طور معکوس، امنیت را کاهش دهد. استفاده گسترده از ابزار‌های دور زدن فیلترینگ، کاربران را در معرض بدافزار‌ها و حملات سایبری قرار می‌دهد. همچنین، تمرکز ترافیک روی زیرساخت‌های داخلی، می‌تواند آسیب‌پذیری‌ها را افزایش دهد

در این میان، شکاف نابرابری هم عمیق‌تر شده است. گروهی محدود، با دسترسی به «اینترنت سفید» یا مسیر‌های خاص، همچنان به اینترنت بین‌المللی متصل هستند، در حالی که اکثریت مردم از این امکان محروم‌اند. این تبعیض، نه‌تنها اقتصادی بلکه اجتماعی و حتی سیاسی است.

امنیت یا توهم امنیت؟

دلیل رسمی برای محدودیت اینترنت، معمولا «مسائل امنیتی» عنوان می‌شود؛ از مقابله با «شبکه‌های معاند» گرفته تا جلوگیری از «نفوذ و جاسوسی». اما پرسش اینجاست: آیا این سیاست واقعا به هدف خود رسیده است؟

اگر هدف، جلوگیری از ارتباط با خارج از کشور باشد، شواهد نشان می‌دهد که این ارتباط همچنان برقرار است. بازداشت‌های گسترده به اتهام جاسوسی، خود نشانه‌ای است از اینکه مسیر‌های ارتباطی، حتی در شرایط قطعی اینترنت، همچنان وجود دارد.

از سوی دیگر، کارشناسان امنیت سایبری بار‌ها هشدار داده‌اند که محدود کردن دسترسی به اینترنت آزاد، می‌تواند به‌طور معکوس، امنیت را کاهش دهد. استفاده گسترده از ابزار‌های دور زدن فیلترینگ، کاربران را در معرض بدافزار‌ها و حملات سایبری قرار می‌دهد. همچنین، تمرکز ترافیک روی زیرساخت‌های داخلی، می‌تواند آسیب‌پذیری‌ها را افزایش دهد.

حتی برخی تحلیلگران پا را فراتر گذاشته و معتقدند که فیلترینگ و محدودسازی اینترنت، به‌طور غیرمستقیم به نفع بازیگران خارجی عمل می‌کند؛ چرا که باعث تضعیف زیرساخت‌های بومی و افزایش وابستگی به ابزار‌های ناامن می‌شود.

پیام‌رسان‌هایی که جای شبکه جهانی را نمی‌گیرد

در غیاب اینترنت آزاد، تلاش شده تا پیام‌رسان‌ها و پلتفرم‌های داخلی جایگزین شوند. اما تجربه نشان داده که این جایگزینی نه از نظر فنی موفق بوده و نه از نظر اعتماد عمومی.

نمونه‌ای مانند «بله» که به‌عنوان یکی از پیام‌رسان‌های داخلی معرفی می‌شود، از سوی بسیاری از کاربران به‌عنوان یک فضای یک‌صدایی و محدود توصیف می‌شود؛ فضایی که نه امکان دسترسی آزاد به اطلاعات را فراهم می‌کند و نه بستری برای تعامل واقعی است.

در چنین شرایطی، مقایسه این پلتفرم‌ها با رسانه‌های سنتی مانند تلویزیون، چندان دور از ذهن نیست؛ رسانه‌هایی که سال‌هاست با بحران اعتماد مواجه‌اند و حالا نسخه دیجیتال‌شان هم نتوانسته این بحران را حل کند.

روایت رسمی و شکاف اعتماد

در روز‌های اخیر، خبر‌هایی درباره احتمال «رفع محدودیت برخی سرویس‌های اینترنتی» منتشر شده است. بر اساس این گزارش‌ها، قرار است دسترسی به اینترنت بین‌المللی به‌صورت تدریجی افزایش یابد. اما این خبر‌ها با تردید گسترده مواجه شده‌اند.

دلیل این بی‌اعتمادی روشن است: تناقض میان وعده‌ها و واقعیت‌ها. در حالی که برخی رسانه‌ها از احتمال بهبود وضعیت خبر می‌دهند، مقامات رسمی همچنان از نامشخص بودن زمان رفع محدودیت‌ها سخن می‌گویند.

این شکاف، به فرسایش بیشتر اعتماد عمومی منجر شده است. وقتی مردم احساس کنند که اطلاعات شفاف و دقیقی دریافت نمی‌کنند، حتی خبر‌های مثبت هم باورپذیر نخواهد بود.

جامعه‌ای که خسته شده است

شاید مهم‌ترین پیامد قطعی طولانی اینترنت، نه اقتصادی باشد و نه امنیتی، بلکه روانی است. جامعه‌ای که در معرض بحران‌های پی‌درپی قرار دارد؛ از جنگ و اعتراضات تا تورم و حالا قطعی اینترنت به‌تدریج دچار فرسودگی می‌شود.

این فرسودگی، خود را در بی‌حوصلگی، خشم پنهان و کاهش امید نشان می‌دهد. برای نسلی که بخش بزرگی از زندگی‌اش در فضای آنلاین شکل گرفته، قطع اینترنت چیزی بیش از یک اختلال فنی است؛ این، نوعی قطع ارتباط با جهان است.

در نهایت، باید به همان پرسش ابتدایی بازگشت: این سیاست چه سودی داشته است؟ اگر هدف، افزایش امنیت بوده، شواهد قطعی در تأیید آن وجود ندارد. اگر هدف، کنترل اطلاعات بوده، این کنترل به قیمت از دست رفتن اعتماد عمومی تمام شده است. اگر هدف، تقویت پلتفرم‌های داخلی بوده، این پلتفرم‌ها هنوز نتوانسته‌اند جایگزین قابل قبولی ارائه دهند.

در مقابل، زیان‌ها کاملا ملموس‌اند: اقتصاد آسیب دیده، کسب‌وکار‌ها نابود شده‌اند، شکاف نابرابری عمیق‌تر شده و اعتماد عمومی کاهش یافته است.

اخبار تایید نشده از کاهش محدودیت‌ها

در این میان، روز گذشته اخباری تایید نشده درباره احتمال کاهش محدودیت‌ها منتشر شد؛ خبری که به‌گزارش کانال تلگرامی سیتنا، از تصمیم نهاد‌های ذی‌ربط برای «رفع محدودیت از برخی سرویس‌های اینترنتی بین‌المللی در ساعات آینده» حکایت داشت و وعده می‌داد سطح دسترسی کاربران به اینترنت جهانی به‌صورت تدریجی افزایش یابد. با این حال، تردید‌ها نسبت به این‌گونه خبرسازی‌ها کم نیست و برخی آن را تلاشی برای فروکش‌کردن موج اعتراضات به قطعی طولانی اینترنت می‌دانند؛ تجربه‌های قبلی هم نشان داده فاصله میان اعلام خبر و تحقق آن، اغلب قابل توجه است. در چنین شرایطی، حتی اگر این گشایش‌ها به‌صورت محدود و مقطعی هم رخ دهد، نباید به‌عنوان پایان ماجرا تلقی شود؛ مطالبه دسترسی آزاد و پایدار به اینترنت، مطالبه‌ای است که تا تحقق کامل رفع فیلترینگ و بازگشت به شرایط عادی، همچنان باید زنده بماند.

حتی یک روز قطعی مستمر یا نیمه‌مستمر اینترنت، در هر نقطه‌ای از جهان یک بحران ملی تلقی می‌شود، اما در ایران، حداقل در سال جاری ایرانی‌ها روز‌های زیادی را در خاموشی دیجیتال گذرانده‌اند. وضعیتی که به‌تدریج در حال عادی‌سازی و تبدیل شدن به بخشی از زندگی روزمره است

فیلترشکن به کالای لوکس تبدیل می‌شود

در سایه تداوم محدودیت‌ها، یک بازار زیرزمینی، اما پررونق شکل گرفته؛ بازار فروش فیلترشکن آن هم نه از نوع همیشگی که از نوعی که باید فیلتر‌های مقاوم این روز‌های جنگ‌زده را با آن شکست. بازاری که دیگر نه یک راه‌حل موقت، بلکه به بخشی از هزینه‌های ثابت زندگی بسیاری از کاربران تبدیل شده است. از دانشجو و روزنامه‌نگار تا فروشنده آنلاین و برنامه‌نویس، همه برای انجام ساده‌ترین کار‌های روزمره ناچارند هزینه‌ای مضاعف بپردازند؛ هزینه‌ای که نه شفاف است، نه قابل نظارت و نه حتی تضمینی برای کیفیت و امنیت آن وجود دارد.

در این میان، آنچه نگران‌کننده‌تر است، روند عادی‌سازی این وضعیت است. جامعه‌ای که به پرداخت هزینه‌های میلیونی برای دسترسی به اینترنت عادت کند، عملا از یکی از ابتدایی‌ترین حقوق خود عقب‌نشینی کرده است. این عادت، به‌مرور مطالبه‌گری را تضعیف می‌کند و دسترسی آزاد به اطلاعات را از یک «حق» به یک «امتیاز پولی» تقلیل می‌دهد.

روایت‌های کاربران در شبکه‌های اجتماعی، تصویری عریان از این وضعیت ارائه می‌دهد. یکی از کاربران در ایکس با اشاره به هزینه‌های سنگین دسترسی به اینترنت نوشته است: «با پولی که سال ۸۰ می‌شد ۲ تا پراید صفر خرید، ۱۰ گیگ وی‌پی‌ان خریدم که بتوانم اینجا بنویسم با پولی که سال ۸۰ می‌شد ۲ تا پراید صفر خرید، ۱۰ گیگ وی‌پی‌ان خریدم!» این جمله، اصلا اغراق‌آمیز نیست بلکه بازتاب‌دهنده یک واقعیت تلخ است؛ دسترسی به اینترنت آزاد، برای بسیاری از مردم به کالایی گران و حتی دست‌نیافتنی تبدیل شده است.

«بله» که به‌عنوان یکی از پیام‌رسان‌های داخلی معرفی می‌شود، از سوی بسیاری از کاربران به‌عنوان یک فضای یک‌صدایی و محدود توصیف می‌شود؛ فضایی که نه امکان دسترسی آزاد به اطلاعات را فراهم می‌کند و نه بستری برای تعامل واقعی است

فراتر از هزینه مالی، مسئله امنیت نیز مطرح است. استفاده گسترده از فیلترشکن‌های ناشناس، کاربران را در معرض خطرات جدی قرار می‌دهد؛ از سرقت داده‌های شخصی گرفته تا نفوذ بدافزارها. به بیان دیگر، سیاستی که با هدف افزایش امنیت اعمال شده، در عمل می‌تواند امنیت کاربران را به‌شدت کاهش دهد.

در چنین شرایطی، شاید مهم‌ترین هشدار این باشد: نباید به این وضعیت عادت کرد. عادی شدن خرید فیلترشکن‌های گران‌قیمت، به معنای پذیرش یک واقعیت ناعادلانه است؛ واقعیتی که در آن، دسترسی به جهان آزاد اطلاعات، نه یک حق همگانی بلکه امتیازی برای کسانی است که توان پرداخت دارند.

در واقع مهم‌ترین خطر، همان عادی شدن این وضعیت است. اگر جامعه به نبود اینترنت آزاد عادت کند، بازگشت به شرایط عادی دشوارتر خواهد شد.

به همین دلیل، تأکید بر این مسئله یعنی نوشتن، گفتن و مطالبه کردن خود به یک ضرورت تبدیل شده است. اینترنت، دیگر یک ابزار لوکس نیست؛ بخشی از زندگی است و قطع آن، چیزی نیست که بتوان به‌سادگی از کنارش گذشت.

برچسب ها: قطعی اینترنت
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید