لیلاز: ما تنگه را نبستیم، بلکه تحت کنترل نظامی درآوردیم
سعید لیلاز، فعال سیاسی و تحلیلگر اقتصادی در گفتوگویی اظهار کرد:با توجه به سوابقی که من از امپریالیسم آمریکا از جنگ جهانی دوم به بعد سراغ دارم، هرگونه شرارتی از طرف ایالات متحده آمریکا علیه جمهوری اسلامی را ما باید جدی بگیریم و هرگونه تحلیلی را باید محتمل فرض کنیم.
بهگزارش روز نو گرچه خودِ این افزایش مهلتهایی که آقای ترامپ دائماً میگوید، نشاندهنده ضعف آمریکا است؛ چنانکه حمله به تأسیسات صنعتی تولید فولاد در امروز - ۷ فروردین - هم همین را نشان میداد. همینطور هم حملاتی که اخیراً به واحدهای مسکونی شروع شده؛ اینها همه نشان میدهد که جمهوری اسلامی جنگ را برده است. اگر نبرده بود، ما هرگز با چنین تهدیدها یا با چنین حرکتهایی مواجه نمیشدیم.
بنا بر روایت درادامه مشروح این گفتوگو را میخوانید:
*آمریکا ممکن است اهدافی را بزند که یکی از آنها حمله به تأسیسات نیروگاهی ایران است؛ ولی تصور نمیکنم که همه ۱۰۰ هزار مگاوات برقی که ما ظرفیت نصب شده در ایران داریم، قابلیت این حمله را داشته باشد؛ اما ممکن است آمریکا حمله کند. این موضوع از نظر سیاسی، تغییری در صحنه میدانی جنگ ایجاد خواهد کرد و از طریق واکنش جمهوری اسلامی، در بازارهای مالی جهان و در بورسهای بینالمللی اثر منفی خواهد گذاشت. یعنی در اثر چنین حملهای، صرفنظر از ابعادش هر چقدر که باشد، فکر میکنم قوای مسلح ایران در سطح منطقه واکنش نشان خواهند داد. این واکنش، هم به تضعیف امکان صادرات انرژی توسط کشورهای خلیج فارس کمک میکند و هم اینکه آینده انرژی در دنیا را از طریق تیرهتر شدن وضعیت مادی و نظامی موجود، مبهمتر میکند. این ابهام حتماً منجر به سقوط بازارها خواهد شد.
*هیچ شرارتی را از امپریالیسم آمریکا بعید نمیدانم. بهویژه با توجه به اینکه ما فرضی که داریم این است، اگر در برابر آمریکا فقط تاب بیاوریم و مقاومت کنیم، آمریکا دست از این شرارت برمیدارد. تصویری که من از اوضاع میدانی دارم این است که جمهوری اسلامی جنگ را در صحنه میدانی برده است و همه دنیا همینطور فکر میکنند. جالب اینجاست که ما جنگ را در صحنه سیاسی، تبلیغاتی و روابط عمومی هم بردهایم؛ یعنی ایالات متحده آمریکا الان بعد از یک ماه، بازنده جنگ است در حالی که این ببر کاغذی در ابتدا تصور میشد با دو ناو هواپیمابر که تقریباً معادل ۲۰ درصد ظرفیت کل نظامی آمریکا است، وارد این جنگ شده است.
*من احتمال اینکه بخواهند بین ۵ تا ۲۰ درصد از ظرفیت تولید برق نیروگاهی ایران را هدف قرار بدهند، به هیچ وجه نادیده نمیگیرم؛ به دلیل اینکه از نظر فنی هم به دلیل پراکندگی ظرفیت تولید برق ایران، مقدور نیست. ما دهمین اقتصاد تولیدکننده برق جهان هستیم. یکی از بدبختیهای ما در ایران این است که نخبگانمان، اقتصاددانانمان و سلبریتیهایمان آنقدر حس خودتحقیری دارند که باورمان نمیشود ظرفیت تولید برقی که داریم از ژاپن، ترکیه و بریتانیا بیشتر است و ممکن است بین ۳۵۰ تا ۴۰۰ میلیارد کیلووات ساعت بتوانیم در سال برق تولید کنیم. باتوجه به چنین حجمی نمیتواند همه را نابود کند، اما ممکن است بخواهند ۱۰ تا ۲۰ درصد را از بین ببرند که در آن صورت، من یقین دارم واکنش نیروهای مسلح ایران هم به قوای مسلح آمریکا وارد خواهد شد و هم به ظرفیتهای تولید انرژی و زیرساختی که در منطقه و در متحدان عملی آمریکا وجود دارد. حتماً یک واکنش تند و متقابلی خواهد بود و جریان کار را خیلی پیچیدهتر خواهد کرد؛ برخلاف آن چیزی که آمریکاییها ممکن است تصور کنند که قادر خواهند بود ما را به پای میز مذاکره بکشانند.
*نکته دومی که بسیار مهم بود و مافوق انتظار من، اینکه ما تنگه را نبستیم، بلکه تحت کنترل نظامی درآوردیم. بستن کامل تنگه برای اینکه هیچکس نتواند از آن استفاده کند کار خیلی سختی نیست، اما کاری که انجام میشود بسیار، بسیار هوشمندانه و مدبرانه است؛ یعنی تنگه تحت نظارت و کنترل است. همانطور که دولت ایران هم اعلام کرده، ما با کشورهای غیرمتخاصم کاری نداریم؛ ولی دولت عربستان، دولت امارات عربی متحده و دولت بحرین نمیتوانند انتظار داشته باشند که تمام ظرفیت پشتیبانی فنی نظامیشان و سرزمینشان را در اختیار دشمن ایران قرار بدهند تا به ایران حمله شود و بعد تردد آزاد برای فروش نفت داشته باشند.
*من حتی بعید نمیدانم که اگر شرارتهای آمریکا عمیقتر بشود یا به فازهای جدیدی منتقل شود، حتی تنگه بابالمندب هم بسته بشود. همچنین معتقدم، خروج ایران از NPT یک گزینه کاملاً روی میز است و مقامات جمهوری اسلامی ایران و دشمنان این کشور باید کاملاً در نظر داشته باشند که این امکان برای ایران وجود دارد که اگر تهدید موجودیتی علیه اش صورت بگیرد ما باید بتوانیم از NPT خارج بشویم، این امکان از نظر فنی کاملاً وجود دارد.
*در حال حاضر چیزی در حدود ۱۰ تا ۱۵ میلیون بشکه صادرات از تنگه هرمز کاهش پیدا کرده است. اگر فرض کنیم ۱۰ میلیون بشکه کاهش داشته باشیم، باید بدانیم ذخایر استراتژیک و بازرگانی نفتی که الان در دنیا هستند، چیزی بین دو و نیم تا سه میلیارد بشکه است. بنابراین، خیلی از این کاهش تولید میتواند توسط کشورهای دیگر در طول زمان جبران بشود.
*اگر وضعیت طولانی بشود، قیمت نفت حتماً به ۱۵۰ دلار میرسد، ولی بعدش پایین خواهد آمد؛ چون دنیا منتظر باز شدن تنگه نخواهد ماند. یادتان باشد بعد از جنگ ۱۹۷۳ (که اعراب شیرهای نفت را بستند)، سازمان بینالمللی انرژی (IEA) تشکیل شد تا به تولید انرژی دنیا تنوع ببخشد. اگر قیمت نفت زیادی بالا بماند، سرعت تنوعبخشی به انرژی بیشتر میشود. نکته دوم این است که، چون بزرگترین صادرکننده نفت جهان الان خودِ ایالات متحده است، ممکن است آمریکاییها بیشترین سود را از این ماجرا ببرند. همچنین کشورهایی مثل روسیه یا ونزوئلا که بالاترین ذخایر را دارند. بنابراین، ما در میانمدت نمیتوانیم فقط روی اثرات بسته شدن تنگه حساب کنیم. جمهوری اسلامی هم بنای باجگیری ندارد. ما تنگه هرمز را در واکنش به ظلمی که از طرف آمریکا و کشورهای منطقه به ما میشود کنترل میکنیم؛ این یک استراتژی تهاجمی از طرف ایران نبود. ایران هرگز نمیخواسته امنیت این آبراه را تحت فشار قرار بدهد، ولی وقتی کشورهایی که از آن استفاده میکنند رسماً دشمن ما هستند و در رأسشان امارات، عربستان و آمریکا قرار دارند، طبیعی است که جمهوری اسلامی از هر ابزاری برای صیانت از خودش دفاع کند. اگر شرایط به حالت عادی برگردد، یقین دارم دوباره شاهد آرامش خواهیم بود.