مذاکره را هیچ وقت رد نمی کنیم
با توجه به حوادث اخیر در کشور، تحولات امنیتی منطقه و فضای نهجنگ و نهصلح حاکم بر مناسبات کشور با دشمنان، همچنین در شرایطی که مسائل اقتصادی، اجتماعی و امنیتی بهصورت همزمان بر فضای عمومی کشور تأثیرگذار بوده است، گفتوگویی با سردار اسماعیل کوثری، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی، انجام داده است.
در این گفتوگو، کوثری به بررسی ابعاد مختلف تهدیدات دشمن، جنگ ترکیبی علیه جمهوری اسلامی ایران، میزان آمادگی نیروهای مسلح، موضوع مذاکره و بازدارندگی دفاعی، نقش وحدت و انسجام ملی، تجربههای دوران دفاع مقدس، توانمندیهای موشکی و دفاعی کشور و همچنین برخی پرسشها و دغدغههای مطرحشده در افکار عمومی پرداخته است.
گفتگوی تفصیلی با اسماعیل کوثری نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی را در ادامه بخوانید...
فضایی که در حال حاضر در آن قرار داریم؛ فضایی است که نه جنگ است و نه صلح. این وضعیت، متأسفانه بر بسیاری از شئون کشور تأثیر گذاشته است؛ از مسائل اقتصادی گرفته تا موضوعات اجتماعی. در نهایت نیز اتفاقاتی که در چند روز اخیر شاهد آن بودیم، در پی برخی مشکلات اقتصادی رخ داد و منجر به بروز ناآرامیهایی در سطح جامعه شد که انصافاً همه ما از آن متأثر و ناراحت هستیم و بهنوعی این درد را احساس کردهایم. این فضا را شما چگونه تحلیل میکنید و به نظر شما راه برونرفت از این وضعیت چیست؟
رهبر انقلاب چند ماه پیش خطاب به مسئولان و عموم مردم، بهویژه مسئولان، تأکید فرمودند، باید اقداماتی صورت گیرد تا فضای کشور از حالت جنگی خارج شود. دشمن طی ۴۷ سال گذشته همواره در حال طراحی و اجرای توطئههای خود بوده و اکنون نیز تلاش میکند با ایجاد شرایط خاص، بر این سرزمین مسلط شود و در نهایت زمینه تجزیه کشور را فراهم کند. طبیعی است که در چنین فضایی، برخی افراد این احساس را داشته باشند که ممکن است در هر لحظه جنگی رخ دهد، اما کسانی که مسئولیت دارند و از اطلاعات بیشتری برخوردارند، باید آرامش جامعه را حفظ کرده و به مردم اطمینان بدهند.
از سوی دیگر، حوزههای اقتصاد، فرهنگ و تولید باید مسیر طبیعی و وظایف خود را ادامه دهند. در نهایت باید توجه داشت که با دشمنی مواجه هستیم که منطق را نمیپذیرد و تنها منطق زور، چپاول، جنایت و کشتار را دنبال میکند. دشمن همواره به دشمنی خود ادامه میدهد. ما نه دنبال جنگ هستیم، نه جنگ را امری مطلوب میدانیم؛ جنگیدن امر پسندیدهای نیست، اما قرار گرفتن زیر سلطه، بهمراتب بدتر است. جمهوری اسلامی ایران در طول این ۴۷ سال هیچگاه آغازگر جنگ نبوده و هیچ سندی برای خلاف این ادعا وجود ندارد. حتی در جنگ هشتساله نیز این طرف مقابل بود که ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ با ۱۲۰ فروند هواپیما حمله را آغاز کرد و در نهایت نیز خود متحمل خسارت شد.
در شرایط کنونی اگر طرف مقابل عاقلانه رفتار کند، وارد چنین ماجراجوییهایی نخواهد شد، هر چند که رفتارهای تهاجمی و غیرمنطقی آنان مسبوق به سابقه است. برخی تلاش میکنند خود را تصمیمگیرنده سرنوشت ملتها معرفی کنند، در حالی که مردم نباید تابع فضاسازیها و القائات فضای مجازی باشند.
در گذشته نیز اتفاقات متعددی رخ میداد، اما امروز فضای مجازی با طرح ادعاهای مختلف، ذهن مردم را مشغول میکند. در مجموع باید گفت که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران از آمادگی بسیار خوبی برخوردار هستند و این آمادگی حتی نسبت به مقاطع پیش از جنگ دوازدهروزه نیز افزایش یافته است. با این حال، در وهله نخست همواره باید دعا کنیم که جنگی رخ ندهد. دوم اینکه موضوع مذاکره مطرح است، اما مذاکرهای که مطالب یا مصوبات آن تحمیلی نباشد.
شما پیش شرطهایی که آمریکا در موضوع موشکی تعیین میکند را قبول دارید؟
آنها حق تصمیم گیری برای ما را ندارند، ما مذاکره را هیچ وقت رد نمیکنیم و در حال مذاکره بودیم. پنج جلسه مذاکره انجام شد و پیش از آن نیز در اوایل انقلاب، مذاکرات مستقیمی با آمریکا صورت گرفت. در سه - چهار سال نخست پس از انقلاب، درباره ۵۳ نفر که جاسوس بودن آنها بهطور قطعی احراز شده بود، مذاکراتی انجام شد. در آن مقطع، دانشجویان پیرو خط امام (ره) و تیم مشخصی بهصورت مستقیم و رودررو با آمریکاییها مذاکره کردند و در نهایت آن ۵۳ نفر آزاد شدند. اما آیا طرف مقابل به وعدههایی که داده بود، از جمله آزادسازی اموال ایران، عمل کرد؟ پاسخ روشن است که این کار را نکردند. ما همیشه چه مستقیم و چه غیر مستقیم مذاکره کردیم، ما باید خودمان را قدرتمند کنیم. ملت در این ۴۷ سال نشان داد که هرچه قویتر شود، دشمن ناامیدتر خواهد شد و مسیر پیشرفت با اطمینان بیشتری طی میشود.
تابناک: مسئله اصلی، تقویت قدرت است که بخش قابلتوجهی از آن ماهیتی درونزا دارد. بدون تعارف باید گفت پیشرفتهایی که در حوزه دفاعی و سایر عرصهها داشتهایم، واقعاً قابل توجه بوده. با وجود همراهی و همکاری ما با کشورهایی مانند روسیه و پس از آن چین، این کشورها در زمان جنگ کمک مؤثری به ما نکردند یا آنگونه که انتظار میرفت، پای کار نبودند. این سؤال مطرح است که پس از ماجرای جنگ دوازدهروزه، آیا کمکی صورت گرفته یا تلاشی برای تقویت بنیانهای دفاعی انجام شده یا خیر؟
هر کشور و ملتی ابتدا منافع خود را در نظر میگیرد و بعد در روابط بین کشورها، هرگونه همکاری و قرارداد، چه دوجانبه و چندجانبه، مبتنی بر توافقات مشخص جلو میرود. توافقاتی که انجام شد به هول خود دنبال میشود، اما درباره جنگ ما به همکاری نظامی نیاز نداشتهایم. در عین حال، در حوزه دیپلماسی همکاریهایی انجام میشود و در زمینه تجهیزات نیز اقدامات بهصورت تدریجی و در گذر زمان صورت میگیرد. اینگونه نیست که طرفهای مقابل بهطور کلی همکاری را رد کنند؛ بر اساس اطلاعات موجود، چنین همکاریهایی همواره در حال پیگیری است.
روابط دوجانبه ما با روسیه و چین بهطور دقیق تعریف شده و بر اساس همین چارچوبها پیگیری میشود. هر کشور نیز متناسب با امکانات و منافع خود تصمیم میگیرد که چگونه و تا چه اندازه از ظرفیتهایش استفاده کند. این ارتباطات برقرار است، اما اینگونه نیست که ما انتظار داشته باشیم این کشورها بهصورت مستقیم وارد درگیریها شوند.
در مواردی که حضور و اقدام ما علنی و آشکار بوده، این موضوع بهروشنی اعلام شده است. خداوند روح همه شهدا، بهویژه شهید حاج قاسم سلیمانی را شاد کند. در ماجرای مقابله با داعش، این گروههای تروریستی بینالمللی که توسط آمریکا و صهیونیستها شکل گرفته بودند و برای جنایت بهکار گرفته شدند، خودشان نیز اذعان کردند که برای ایجاد و حمایت از آنها هزینههای هنگفتی در جدود هفت تریلیون دلار صرف کردهاند.
در همان مقطع، زمانی که جمهوری اسلامی ایران وارد عمل شد به روسیه رفتیم و از طریق شهید حاج قاسم سلیمانی آقای پوتین توجیه و اقناع شد. به نقل از ایشان، قرار بود دیداری کوتاه در حد ۴۵ دقیقه برگزار شود، به ۲ ساعت و نیم کشیده شد. اما با توجه به اهمیت موضوع، طرف روسی پذیرفت که عدم حضور در این میدان به ضرر منافع خودشان خواهد بود. علی لاریجانی هم حضور داشتند و این تبادل نظر انجام شد. بستگی دارد مثلا در مقطعی مستقیما کمک میکنند و در مقطعی هم به شکل دیپلماسی در بحثها و آرا در صحن بین الملل استفاده میکنند.
امروز نیز این تعاملات و تبادلنظرها میان طرفین ادامه دارد و همانطور که اخیراً نیز شاهد بودیم، این گفتوگوها در سطوح مختلف در حال انجام است. در نهایت، بسته به شرایط، ممکن است کشورها از ظرفیتهای بینالمللی خود، از جمله ابزارهایی مانند حق وتو استفاده کنند و تصمیمگیریها بر اساس منافع و شرایط مقطعی صورت میگیرد. اما اینکه امروز بخواهیم بگوییم نسبت به این موضوع نیاز به ورود مستقیم داریم، قطعا پاسخ خیر است.
ما در حال حاضر گرفتار جنگ چندگانه شدهایم که شامل جنگ اقتصادی، نظامی، فرهنگی، اجتماعی و امنیتی هست. یکی از نکاتی که بسیاری از دلسوزان کشور به آن اشاره میکنند این است که در شش ماه اخیر، نهادهای اطلاعاتی و امنیتی کشور در دو مقطع دچار غافلگیری شدهاند. یکبار در جریان جنگ دوازدهروزه که اگر بخواهیم ارزیابی منصفانهای داشته باشیم، با وجود همه زحمات، تلاشها و شهدایی که تقدیم شد، به نظر میرسد نوعی غافلگیری در آن مقطع وجود داشته است. مورد دوم نیز حوادث اخیر دیماه بود؛ رخدادهایی که رهبر انقلاب از آن با تعبیری شبیه به «شبهکودتا» یاد کردند و این تصور را ایجاد کرد که برآوردها، برآوردهای دقیقی نبوده است. شما بهعنوان نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی، که وظیفه پرسشگری و نظارت در این حوزه را بر عهده دارید، در این مدت چه اقداماتی انجام دادهاید تا با وجود اینکه از این دو مقطع عبور کردهایم و این دو شر پشت سر گذاشته شده، دیگر شاهد تکرار چنین غفلتهایی نباشیم؟
بنده موضوع غافلگیری را قبول ندارم. اگر به اهدافی که پس از شهادت فرماندهان، که سرزمین اشغالی را مورد اصابت قرار دادیم توجه کنیم، روشن میشود که این اقدامات بدون برنامه و هدف نبوده بلکه اهداف مشخصی در داخل سرزمینهای اشغالی شناسایی شده بود. براساس برآوردهای متقابل، این اهداف بهصورت دقیق دستهبندی و ردهبندی شدند و مشخص بود که با چه نوع موشک و با چه شیوهای مورد هدف قرار گیرند. من دست خطهای سردار رشید را دیدم.
اینکه بخواهیم بگوییم صددرصد نسبت به همه اقدامات دشمن اشراف کامل داشتهایم، چنین ادعایی درست نیست. بهعنوان مثال، شیوه ترور فرماندهان و دانشمندان هستهای بهگونهای که منازل آنان هدف قرار گیرد، در برآوردها پیشبینی نشده بود. در مقابل، احتمال حمله به پایگاههای موشکی، مقرهای نظامی و مراکز هستهای در محاسبات وجود داشت. همچنین برخورد با اغتشاشاتی که ممکن بود همزمان رخ دهد، به دلیل ماهیت جنگ ترکیبی مورد توجه قرار گرفته بود.
در همان مقطع، نیروی انتظامی و بسیج بهصورت گسترده و حتی مسلحانه در سطح شهرها مستقر شدند، چراکه در میانه جنگ قرار داشتیم و این برآورد وجود داشت که دشمن بهصورت همزمان با بمباران، اقدام به ایجاد ناآرامی در شهرها کند؛ اقدامی که بعدها در دیماه نیز شاهد آن بودیم. با این حال، در آن مقطع مردم همراهی نکردند و وجود بسیج و نیروی انتظامی توانست این موضوع را خنثی کند.
علاوه بر این، مجموعهای از اقدامات پیشدستانه در حوزه پیشبینی و پیشگیری انجام شد که در پیش بینی بسیاری از تحرکات دشمن مهار و خیلی از افراد دستگیر شدند. با وجود این قضایا موضوع به شکل یکدفعه نبوده و محاسباتی داشت و نیروی انتظامی مقتدرانه پای کار ایستاد تا اوضاع را سامان دهد. در مقطعی بهصورت مسلحانه تغییر پیدا کرد. این مسلحانه بودن نیازمند بررسی دقیق است. در جلسهٔای با حضور وزیر اطلاعات و معاونان ایشان در کمیسیون امنیت ملی مجلس به بررسی علل این پیشامدها پرداختیم تا گزارش دهند چرا این موضوع پیش آمده است. البته طبیعی است که امکان بیان همه جزئیات وجود ندارد، چراکه برخی مطالب و دلایل دارای ملاحظات خاص است. در عین حال، نمیتوان این مسائل را بهطور کامل به غفلت نسبت داد. بنده نه غفلت در جنگ ۱۲ روزه را قبول دارم نه اتفاقات اخیر را.
سال ۱۳۵۹ من ۲۵ سال داشتم، بنیصدر که همزمان رئیسجمهور و فرمانده کل قوا بود، پس از تنفیذ حکمش گفت نیروهای مسلح (کمیته و سپاه) نمیگذارند کارم را انجام بدهم و بارها پیش امام رفت که امام حکم فرماندهی کل قوا را به او بدهد و امام با درخواستش موافقت کردو در همان مقطع، بنده به دلیل آسیبدیدگی دست، در دفتر کل سپاه حضور داشتم که مسئولیت آن بر عهده آقای مرتضی رضایی بود. نامههایی با امضای فرمانده کل سپاه برای بنیصدر ارسال میکردیم مبنی بر اینکه عراق در حال آرایش جنگی است؛ این موضوع پنج تا شش روز پیش از آغاز جنگ اعلام شده بود. با این حال، در نهایت جنگ آغاز شد، در حالی که گفته میشد غافلگیر شدیم بنده مخالفم، چون این موضوع مربوط به کوتاهی بعضی مسئولان بود. پس از آن مقطع خود را ساماندهی کردیم و شرایط را مدیریت کردیم.
پس از فرار بنیصدر به همراه رجوی، که سردمدار منافقین بود، عملیاتها آغاز شد و ارتش عراق از صحنه خارج شد. در شرایط کنونی نیز اگر فرض کنیم در جنگ ۱۲ روزه بهطور کامل غافلگیر شده باشیم، باید دید چه اقداماتی انجام شده است. آنچه مشاهده شد، تدبیر بسیار دقیق رهبر انقلاب بهعنوان فرمانده کل قوا بود که فورا فرماندهها را جایگزین کرد و در عرض کمتر از ۱۲ ساعت بیش از ۱۰۰ فروند پهباد فرستاده شد و کمتر از ۲۰ ساعت موشکها پرتاب شد. اهداف از سطوح عالی ابلاغ و در حوزه هوافضا اعلام شد که در مرحله اول و مرحله دوم چه اقداماتی باید انجام شود. وقتی آنها حمله را آغاز کردند ما هم باید پاسخ میدادیم، اما به دلیل شهادت برخی فرماندهان، چند ساعتی تأخیر ایجاد شد.
فرمانها از پیش صادر شده بود؟
با مجوز و دستور مشخص انجام گرفت. در حال حاضر نیز هر منطقه بر اساس همان فرمان کلی اقدام میکنند.
فضای نظامی کشور ما بسیار شاخص و بارز است و همواره درباره آن بحث میشود. اگر آمریکاییها تجهیزات خود را به مرزهای نزدیک ایران منتقل کنند، آیا این نشانه تهدید است یا اگر نیروهای خود را از منطقه دور کنند، به معنای قصد حمله خواهد بود؟
نیروهای پیاده و رزمی آمریکا از حضور در منطقه وحشت دارند، در حالی که ایران چه در افغانستان و چه در عراق، نیروهای حشدالشعبی ضربات سنگینی به نیروهای آنان وارد کرده است. اگر آمریکا تجهیزات خود را به مرزهای نزدیک منتقل کند، موشکهای کشورمان به راحتی قادر به هدفگیری آن تجهیزات و نیروهای آمریکایی خواهند بود و اگر قصد داشته باشد آنها را از منطقه دور کند، باز هم این توانمندی در اختیار ماست؛ بنابراین تصمیمگیرنده اصلی در این زمینه جمهوری اسلامی ایران است و طرف مقابل نمیتواند با اطمینان به موفقیت اقدام کند. اگر آنها به این جمعبندی رسیده بودند که قادر به موفقیت هستند، قطعاً تاکنون اقدامات خود را آغاز کرده یا همان جنگ دوازدهروزه را ادامه میدادند. توانمندیهای کشور ما درونی است و طرف مقابل از عمق آن خبر ندارد. ما بخشی از این توانمندیها را به نمایش میگذاریم، اما آنها از پشتوانه واقعی کشور خبر ندارند. سال ۱۳۶۲ شهید حاج حسن تهرانی مقدم در عملیات خیبر ۲۳ سال داشت.
گفت من موشک میسازم، حاج حسن بچه چهارراه سرچشمه تهران بود؛ و با پیگیری مستمر و هدایت خود و خطدهی حضرت آقا، این مسیر دنبال کرد. لازم به ذکر است که این موضوع حدود ۲۰ روز پیش از شهادت ایشان مطرح شد. ما با کمیسیون امنیت ملی به هوافضا رفتیم گفت تمام آنچه امروز در اختیار داریم، ناشی از وسعت دید و آیندهنگری حضرت آقاست. به عنوان مثال، زمانی که شوروی فروپاشید و برخی کشورها تجزیه شدند، به ما موشکها را با قیمت خیلی ارزان پیشنهاد کردند.
قیمتها بسیار پایین بود، اما رهبری توصیه کرد که به جای خرید صرف، این تجهیزات وارد و در داخل کشور تولید شود. نامه مربوط به خرید مستقیم امضا نشد و بر ساخت داخلی تأکید شد. اینکه جمهوری اسلامی ایران توانسته در حوزههای موشکی، پهپادی وهستهای پیشرفت کند، اما در حوزه خودرو نتوانسته به این دلیل است که منافع تولید در نظر گرفته شد و این ناشی از اطاعتپذیری، برنامهریزی و استفاده بهینه از ظرفیتهای داخلی است. طبیعتا تکنولوژی موشک پیچیدهتر از خودرو است و در اقتصاد هم میتوانیم این را پیش ببریم و این تفکر جهادی است که کار را پیش میبرد.
در نظرسنجیای که تابناک برگزار کرده، بخش قابل توجهی از مردم معتقد بودند که کشور باید به سمت تقویت این توانمندیها حرکت کند، هرچند که همه میدانیم فضای تصمیمگیری کشور به چه نحوی است که اگر روزی جمهوری اسلامی ایران به بمب اتم دست یابد، دیگر هیچ کشوری جرات نخواهد کرد به این شیوه با کشور رفتار کند. تحلیل شما چیست؟
آمریکاییها دو بمب اتم بر هیروشیما و ناکازاکی انداختند که حدود دویست و بیست هزار نفر قتل عام شدند و تبعات و آثار آن همچنان باقی است. این اقدام جنایت بشری محسوب میشود و نه اینکه بگوییم ما به چنین سلاحی دسترسی نداریم؛ توانایی آن وجود دارد و در کوتاهترین زمان میتوان به آن دست یافت، اما در حال حاضر تصمیم بر این است که وارد این مسیر نشویم. این بدان معنا نیست که کشور توانایی لازم را ندارد؛ به راحتی میتوان به چنین توانایی دست یافت، اما اولویت کشور حفظ اتحاد و وحدت ملی است. این بالاترین سلاح جمهوری اسلامی ایران است. اولین اصل قدرت، برخورداری از اقتصادی قوی است؛ اگر اقتصاد قوی باشد، بسیاری از مسائل دیگر نیز حل میشود
اگر به سال ۱۳۵۷ بازگردیم، امام (ره) چه امکاناتی داشتند؟ آن زمان کشور بهطور کامل وابسته به آمریکا بود و بین ۵۰ تا ۷۰ هزار مستشار آمریکایی در ایران حضور داشتند. آیا آنها خدمتی به کشور ارائه میکردند؟ برای روشن شدن موضوع، خاطرهای از یکی از برادران ارتشی نقل میکنم؛ شاید نخواهند نامشان ذکر شود، اما ایشان تا سمت جانشینی شهید صیاد شیرازی پیش رفتند. ایشان میگفتند که پس از پایان تحصیلات در دانشگاه افسری، همراه یکی دیگر از افسران به گروه ۳۳ اصفهان اعزام شدیم. زمانی که قصد داشتیم یکی از توپهای توپخانه را خاکگیری و تمیزکاری و به عبارتی گریس کاری کنیم، مستشار درجهدار آمریکایی با برخوردی توهینآمیز گفت که این کار به شما مربوط نیست و بیهوده تلاش میکنید که بخواهند افسران ایرانی را تحقیر کنند تا به آنها تلقین شود که حتی نمیتوانند یک گریس کاری انجام دهند. این نشان میدهد که توانمندی در جوانان ایرانی وجود دارد. در حالی که دشمنان تلاش داشتند نخبگان و مغزهای کشور را با پول جذب و منتقل کنند. دنیا تصور نمیکرد جمهوری اسلامی ایران بتواند بیش از چند روز در جنگ دوام بیاورد.
برای مثال پیش از انقلاب ما ۱۳ سد داشتیم. یکی از این سدها سد لار بود که فرانسویها ساختند و به گونهای طراحی کرده بودند که حتی آب دزدی دارد و آب انگار فرار میکند. در آن مقطع حتی دو تا کارشناس نداشتیم که سد را از آنها تحویل بگیرند و با وجود مشکلات سد، پولشان را ندهد و کارشان را تایید نکنند. الان باید چندین هزارمیلیارد هزینه کنیم تا سد را کامل کنیم. اما امروز ما توانستیم چندین سد از جمله سدکرخه را بسازیم و حتی خارج از کشور پروژههایی داشتیم. این توانمندیها ازانقلاب، امام و حضرت اقا آمده است. امروز، جمهوری اسلامی ایران توانسته در داخل کشور دهها سد بسازد و حتی در خارج از کشور نیز پروژههای عمرانی و فنی اجرا کند. این نشان میدهد که ما توانمندیم و میتوانیم به اهداف خود دست یابیم. حتی پزشکان ما قبل از انقلاب در همین تهران یا هندی بودند یا پاکستانی یا بنگلادشی، اما بسیاری از پزشکان ما طی جنگ تربیت شدند و پس از پایان جنگ، این ظرفیتها گسترش یافت؛ و از این کشور رفتند و حتی اگر از این مملکت بروند قطعا جایی دیگر ترویج میدهند.
چند سال زمان خواهد برد تا شخصیتی همچون سردار رشید دوباره متولد شود و توانمندیهای خود را نشان دهد؟
سردار رشید، فرماندهی بود که پیشینه فعالیت او به دوران پیش از انقلاب بازمیگشت و در آن زمان با نارساییها و جنایات گسترده مواجه بود. اگر لازم باشد، میتوان مصادیق متعددی ذکر کرد. ایشان در زمانی که ما در ستاد کل یا جنگ در خدمتشان بودیم، میگفتند که هرگز تصور نمیکردند انقلاب به پیروزی برسد و تصور میکردم من را ساواک به شهادت برساند. در یادداشتی که هشت روز پیش از شهادت خود نوشته بودند، اشاره کرده بودند که فکر نمیکردند به ۷۰ سالگی برسند و آرزوی شهادت را در دل داشتند. شهید سردارن رشید، حاجی زاده، باقری و سلامی، شهید همت و... جوانانی بودند که اراده ایشان ناشی از ایمان به امام و مسیر انقلاب بود.
این موضوع نشان میدهد که جوانان امروز نباید وقت خود را هدر دهند. به عنوان نمونه، فرزند شاه در سال ۱۳۴۱ متولد شد و حالا میدانیم وضعیت واقعی آنها چگونه بوده است. پدر او ۳۴ میلیارد دلار از کشور خارج کرده است و این اقدامها بیش از ۴۷ سال پیش انجام شد. اینکه اینها بخواهند به این مملکت خدمت کنند دروغ محض است. متاسفانه بعضی جوانان فریب حرفهای اینها را میخورند. در مقابل، امام خمینی (ره) تا آخرین روز عمر خود که ۱۱ سال برای مملکت خدمت کردند مستاجر آقای جمارانی بود. مقام معظم رهبری شاید مستاجر نباشد، اما او هم این چنین زندگی میکند. ساده زیستی آنها را باید ببینیم. اگر رهبران انقلاب اهل زندگی کاخنشینی بودند از دشمن هراس داشتند و تداوم انقلاب ممکن نبود. سادهزیستی و خدمتگزاری رهبران، نکتهای است که باید درک شود و بر آن تأکید گردد.