همه دنبال کاهش تنش ایران و آمریکا هستند
علی آقامحمدی، رئیس گروه اقتصادی رهبری، با اشاره به اهداف پشت پرده برخی تحولات منطقهای گفت: منفعت برخی جریانها در این است که کشورها کوچک شوند، اندازهها و سایز آنها غیرمقاوم شود و در نهایت یک قدرت بتواند تسلط پیدا کند.
وی ادامه داد: بانک جهانی از همین فضا استفاده کرد و سریع وارد شد و گفت در یک محیط ناامن میخواهم فعالیت کنم. اما آیا باید فعالیت متوقف شود؟ بانک جهانی ارزیابی کرد و چند مؤسسه ایجاد کرد. یکی از اقداماتی که بانک جهانی انجام داد، این بود که کارها را به بخش خصوصی واگذار کرد. استدلال آنها این بود که در جایی که خطر وجود دارد، نمیتوان با بخش دولتی کار کرد.
وی افزود: بعد از آن، بانک جهانی یک شرکت بیمه ایجاد کرد. اکنون بانک جهانی در غزه پروژه دارد، در یمن پروژه دارد و در لبنان هم پروژه دارد. برای همین، بیمه جنگی و بیمه سیاسی طراحی کرد و گفت اگر هر دولتی تغییر کرد، هر جنگی اتفاق افتاد و هر حادثهای رخ داد، بیمه آن با من است. پرسودترین شرکت در میان شرکتهای دهگانهای که بانک جهانی راهاندازی کرد، همین شرکت بیمه بود.
واکنش ایران به حوادث؛ عبور ساده از اتفاقات بزرگ
وی با اشاره به حوادث اخیر ایران تصریح کرد:، اما شما همین الان حوادثی را که در ایران اتفاق افتاد نگاه کنید. ما خیلی ساده از کنار آن رد میشویم. میگوییم ۱۲ روزه تمام شد، در حالی که دو قدرت اتمی به ایران حمله کردند، حمله هم همهجانبه بود.
آقامحمدی افزود: همین جایی که شما نشستهاید، صداوسیما را به آتش کشیدند. جاهای دیگر را هم تلاش کردند بزنند. شخصیتها را هدف قرار دادند، بحث کشتار مطرح بود، ربایش طراحی کرده بودند و هزار اتفاق دیگر که شاید ما هنوز نشنیدهایم. این پروژه با شکست مواجه شد، اما سؤال اینجاست که بعد از این اتفاق، آیا شرکتهای بیمه ایران نشستند و گفتند ما بیمه جنگی پیشنهاد کنیم؟
رئیس گروه اقتصادی رهبری ادامه داد: آیا تولیدکنندگان نشستند و با هم گفتند باید فکری کنیم؟ نمیشود که بگوییم، چون جنگ است، تولید باید بخوابد. قهر کنیم و خانه بنشینیم. کسی که در صحنه زندگی است، اینطور عمل نمیکند. صحنه عوض شده و صحنه جدید است؛ باید بازی کرد. اراده این اتفاق هم اراده ما نیست، یک اراده خارجی تعلق گرفته است.
تمرکز روی نرخ دلار مثل اندازهگیری تب است
آقامحمدی با اشاره به تحلیلهای سطحی اقتصادی گفت: نگاه و چک کردن مدام نرخ دلار چه سودی دارد. نرخ دلار مثل تب میماند. تب را اندازه میگیریم، اما تب فقط نشان میدهد یک ویروس وجود دارد. اصل ماجرا آن ویروس است. اگر ویروس را نشناسیم و هر روز تب را اندازه بگیریم، فقط اضطراب اضافه میشود. بعضیها هر روز مثل فشار خون، نرخ دلار را چک میکنند. این کار فقط نگرانی را زیاد میکند. علت باید تشخیص داده شود و علت باید رفع شود.
ایران به دلیل تحولات اروپا دوباره مهم شد
آقامحمدی ادامه داد: جنگ ادامه دارد، چون روسیه در جایی که اروپا داشت پیشرفت میکرد، یکباره سد ایجاد کرد و جلوی اروپا را گرفت. وقتی این سد ایجاد شد، ایران برای اروپا مهم شد.
وی با طرح یک پرسش گفت: چرا اروپا تا حالا این گروهکها را جمع نمیکرد که راهپیمایی درست کنند، عکسها را بزرگ کنند و عددسازی کنند؟ تا حالا این کار را نمیکردند، اما الان مکرون راه میرود و حرف میزند، رئیسجمهور یا صدراعظم آلمان صحبت میکند و همه فعال شدهاند. چرا؟ چون خبری هست.
آقامحمدی تأکید کرد: آن خبر، ایران به تنهایی نیست؛ ایران در این منطقه قرار دارد و مسئله اصلی به جایگاه منطقهای ایران گره خورده است. اینکه ژاپن به موضوع تایوان میپردازد، یک خبر ساده نیست. همچنین مسلح شدن ژاپن نیز موضوع کوچکی نیست؛ کشوری که بعد از جنگ جهانی دوم عملاً از ورود به جنگ منع شده بود.
وی افزود: من همین یکی دو هفته قبل در سفر چین بودم و با مقامات آنجا ملاقات داشتم. همه آنها از ما میخواستند که درباره تایوان مراقبت کنیم. همچنین نسبت به مسیری که اروپا در حال باز کردن است و همینطور تحرکات ژاپن هشدار میدادند و معتقد بودند این روند خطرناک است.
هشدار چین به آمریکا؛ جنگ نزدیک است؟
آقامحمدی ادامه داد: چند روز پیش بود که وزیر خارجه چین به آمریکا هشدار داد و گفت اگر این مسیر ادامه پیدا کند، جنگ نزدیک است. چین کشوری نیست که ناگهان درباره جنگ صحبت کند، چون این حرف روی اقتصاد و شرایط داخلی آن اثر میگذارد. اما وقتی چنین هشدارهایی داده میشود، یعنی شرایط جدی است.
وی تأکید کرد: این مسائل شانسی نیست که بگوییم کسی گیج شده یا حرفی زده است. پشت پرده دارد و مقدمات ذهنی جنگ را فراهم میکند. در همین چارچوب، وقتی تعرفهها شکل میگیرد یا جنگ تعرفهای رخ میدهد، نشان میدهد برنامهای وجود دارد.
رئیس گروه اقتصادی رهبری با اشاره به جهتگیریهای اقتصادی آمریکا اظهار کرد: آمریکا درباره قیمت نفت حساس است و میخواهد ونزوئلا را در اختیار داشته باشد و شرکتهایش در آنجا مستقر شوند تا بتواند انرژی خود را تأمین کند؛ بنابراین خبرهایی وجود دارد و این خبرها نشانه ناامن شدن محیط است.
آقامحمدی با بیان اینکه ایران تجربه زیستن در شرایط دشوار را دارد گفت: ما در محیط ناامن باید زندگی خوبی داشته باشیم. ما بهتر از دیگران بلدیم در شرایط ناامنی زندگی کنیم، چون سالها در شرایط تنهایی و غربت بودیم و از آن عبور کردیم. آنهایی که تازه بخواهند این شرایط را یاد بگیرند، عقب هستند. اگر ما خودمان را متناسب با این شرایط تنظیم کنیم، وضعیت برای ما متفاوت خواهد بود.
سه میلیون شرکت ثبت شده؛ اما فقط ۳۰۰ هزار شرکت فعال
وی با اشاره به آمار شرکتها در ایران اظهار کرد: ما سه میلیون شرکت ثبتشده در ایران داریم، اما فقط حدود ۳۰۰ هزار شرکت فعال هستند. شما میدانید شرکت ثبتشده چه کارکردی دارد؛ هر وقت احساس کنند چیزی توزیع میشود، کاغذ شرکت را بیرون میآورند و میگویند ما هم هستیم.
آقامحمدی با اشاره به تجربهای در دوران وزارت نفت گفت: یک بار در زمان آقای زنگنه، درباره مسئله گاز و کمبودهایی که پیش میآمد بررسی کردم که مصرف واقعی کجاست. مجوزها را استخراج کردیم و دیدیم ۶۰ درصد آنچه مصرف میکردیم، جوازش دست افرادی بود که فعالیت واقعی نداشتند.
رئیس گروه اقتصادی رهبری ادامه داد: امروز آن دو میلیون و ۷۰۰ هزار شرکت ثبتشده، عملاً هیچکس دربارهشان فکر نمیکند؛ نه نهاد ثبت، نه صنعت، نه دولت. این شرکتها اگر برای فعالیت هستند باید مالیات بدهند، گزارش کار بدهند، نیروی انسانی خود را اعلام کنند و بیمه مشخص کند چند نفر نیرو دارند. اما در عمل، این شرکتها برق و گاز و امکانات گرفتهاند، اما معلوم نیست واقعاً روی زمین وجود دارند یا نه. ممکن است این ظرفیتها در اختیار یک فعالیت واقعی قرار نگرفته باشد.
ارزش شرکتهای فعال ایران؛ حدود ۱۶۰۰ میلیارد دلار
آقامحمدی با اشاره به برآورد ارزش شرکتهای فعال کشور گفت: همان ۳۰۰ هزار شرکت فعال، بر اساس یک روش محاسبه و بر پایه نرخهای چند سال پیش، ارزشی حدود ۱۶۰۰ میلیارد دلار دارند.
وی افزود: از این ۱۶۰۰ میلیارد دلار، حدود ۱۰۰۰ میلیارد دلار در اختیار دولت است. این بخش عمدتا در قالب ۸ شرکت بزرگ است؛ چهار شرکت در حوزه نفت و چهار شرکت در حوزه نیرو. حدود ۷۰۰ میلیارد دلار آن مربوط به نفت و حدود ۳۰۰ میلیارد دلار مربوط به نیرو است.
رئیس گروه اقتصادی رهبری ادامه داد: ۷۰۰ میلیارد دلار سرمایه خوابیده در نفت و ۳۰۰ میلیارد دلار سرمایه خوابیده در نیرو وجود دارد؛ بنابراین الان بهترین فرصت سرمایهگذاری این است که گروهی درباره انرژی جمع شوند و طرحی طراحی کنند تا این کار از دست دولت خارج شود و بخش خصوصی با تعهدات لازم آن را انجام دهد. این کار با درخواست ساده و شعار پیش نمیرود. این یک طرح جدی میخواهد.
آقامحمدی با اشاره به سهم بخش خصوصی گفت: کل بخش خصوصی به معنای «خصوصیِ خالص»، حدود ۳۳۰ میلیارد دلار از این ۱۶۰۰ میلیارد دلار را در اختیار دارد.
وی افزود: در مقابل، آن ۱۰۰۰ میلیارد دلار در اختیار دولت، کارکرد اقتصادی درستی ندارد، اما تأمینکننده زیرساختهای کشور است؛ برق تولید میکند و انتقال میدهد، بنزین تأمین و توزیع میکند، گاز را منتقل میکند و کارهای زیرساختی انجام میدهد.
رئیس گروه اقتصادی رهبری گفت: اگر بخواهیم آن ۳۳۰ میلیارد دلار بخش خصوصی را متعادل کنیم و مثلاً هدف بگذاریم به ۶۰۰ میلیارد دلار برسد، باید مشخص کنیم چه میزان از آن باید از حوزه انرژی تأمین شود و کدام حوزههای انرژی باید در اختیار بخش خصوصی قرار گیرد.
وی افزود: این کار تکتک و جزیرهای انجام نمیشود که هر کسی یک کاغذ بگیرد و بگوید من هستم. خانهها و تشکلها در شکل فعلی چنین کارکردی ندارند. فدراسیونها و کنفدراسیونها هستند که میتوانند این کار را پیش ببرند.
ناامنی محدود به یک نقطه نیست؛ همه در معرض تهدیدند
آقامحمدی ادامه داد: این ناامنی هم به این معنا نیست که فقط یک نقطه شلوغ میشود. نمونهاش همین اتفاقاتی است که اخیراً در اسرائیل رخ داد؛ همه گفتند فاجعه شده، حمله به پلیس و خیابانها اتفاق افتاده است. اما مسئله این است که این شرایط محدود به یک کشور یا خیابان نیست؛ در همه جا امکان وقوع بحران وجود دارد.
وی افزود: بنابراین نقطهای وجود ندارد که کسی بگوید ما فقط در تهدید نیستیم؛ همه در تهدید قرار گرفتهاند و یک محیط ناامن وسیع در حال شکلگیری است. صنعت باید این محیط را بشناسد و مشخص کند در این شرایط کجا قرار میگیرد، از آن منتفع میشود یا متضرر، و بر همان اساس تصمیم بگیرد.
آقامحمدی با اشاره به ظرفیتهای صنعتی کشور اظهار کرد: ما حدود ۲۰ سند داریم و ۶ هزار محصول در کشور تولید میشود که اینها کلیدهای ما هستند. همچنین تعدادی شرکت تعیینکننده وجود دارند که تعدادشان به ۵ هزار هم نمیرسد و فهرست آنها مشخص است.
وی تأکید کرد: این مجموعهها وظیفه دارند کنار هم بنشینند و برای آینده و سناریوهای مختلف برنامهریزی کنند. نباید منتظر ماند که حادثه رخ ندهد؛ حادثه رخ میدهد، در هر شکل و در هر نقطه دنیا. مهم این است که هر اتفاقی افتاد، متناسب با نقشه آینده خود حرکت کنیم.
چرا همه دنبال کاهش تنش ایران و آمریکا هستند؟
رئیس گروه اقتصادی رهبری با اشاره به پیامدهای منطقهای بحرانها گفت: الان همه دنبال آشتی ایران و آمریکا هستند، چون همه میدانند اگر بحران تشدید شود، قطر، امارات، ترکیه و حتی پاکستان هم تحت تأثیر قرار میگیرند؛ بنابراین همه احساس میکنند اگر یک جا بهم بریزد، همه جا اثر میگذارد.
وی افزود: نمونه دیگر را در آذربایجان دیدید؛ چند روز پیش اعلام شد کودتا کشف شده است. حالا ممکن است درباره صحت و سقم آن اختلاف نظر باشد، اما اصل موضوع این است که میل به تغییر در آنجا شدت گرفته، چون وقتی در یک نقطه تحولات شروع شود، در نقاط دیگر هم اثر میگذارد.
آقامحمدی ادامه داد: نباید تصور کنیم شعارهایی که در رسانهها مطرح میشود، برای ما خیرخواهانه است. بعضیها سالها گفتند میخواهند آزادی بدهند یا ساختارهای گذشته را برگردانند، در حالی که معنای واقعی آن این است که میخواهند کشور را به عقب برگردانند.
وی گفت: میگویند شما شاه لازم دارید؛ فردی که در روز آخر رفت و همه چیز را گفت و رفت. حالا هم میخواهند کشور را نه به دوره محمدرضا، بلکه به یک فرد کمتجربه برگردانند که حتی اطرافیانش هم توان اداره ندارد.