دلایل تغییرات سوگواری در مراسم جانباختگان حوادث اخیر چیست؟
علی میرزامحمدی، جامعهشناس، در یادداشتی در روزنامه اعتماد نوشت: سوگواری برای جانباختگان و قربانیان حوادث تلخ، واکنشی عمیقا انسانی و اجتماعی است که همزمان کارکردی روانی و جمعی دارد.
به گزارش روز نو انسانها از خلال سوگواری میکوشند بار فقدان عزیزان خود را سبکتر کنند و احساس تنهایی در مصیبت را کاهش دهند. در جامعه ایران، سوگواری همواره در بستر آیینها، مناسک مذهبی و فرهنگهای محلی معنا یافته و علاوه بر تسکین فردی، نقش مهمی در بازتولید همبستگی اجتماعی ایفا کرده است. با این حال، گسترش شبکههای اجتماعی، این تجربه دیرپا را وارد مرحلهای تازه کرده و شکل نوینی از سوگ جمعی، یعنی سوگواری مجازی را پدید آورده است که پیامدهای فرهنگی و اجتماعی قابل تاملی به همراه دارد.
در گذشته، سوگواری عمدتا در محدوده خانواده، محله یا اجتماع محلی رخ میداد و در چارچوب روابط چهره به چهره و نظم نمادین نسبتا تثبیتشدهای قرار داشت. اما سوگواری مجازی به واسطه ویژگی فرازمانی و فرامکانی رسانههای دیجیتال، مرزهای جغرافیایی و فرهنگی را درنوردیده است. یک حادثه تلخ میتواند در زمانی کوتاه به مسالهای ملی یا فراملی تبدیل شود و احساس اندوه مشترکی را در میان ایرانیان در نقاط مختلف کشور و خارج از مرزها برانگیزد. این وضعیت، از یکسو ظرفیت مهمی برای تقویت همبستگی و هویت ملی فراهم میکند و از سوی دیگر، الگوی تازهای از تجربه جمعی سوگ را شکل میدهد که الزاما پایدار و عمیق نیست
سوگواری مجازی در مقایسه با سوگواری چهره به چهره، از تنوع و خلاقیت بیشتری برخوردار است. کاربران با استفاده از تصاویر گرافیکی، پوسترهای هنری، شعر، دلنوشته، موسیقی و ویدیو، روایتهای متکثری از سوگ میآفرینند که برخی از آنها به سرعت فراگیر میشوند. آثار هنری دیجیتال هنرمندان ایرانی به یکی از خمیرمایههای اصلی سوگواری مجازی تبدیل شده است. با این حال، این خلاقیت رسانهای، سوگواری را به پدیدهای وابسته به منطق دیده شدن و بازنشر بدل میکند؛ منطقی که اغلب به افول سریع سوگ میانجامد. برخلاف سوگواری سنتی که فرآیندی زمانمند بود، سوگواری مجازی معمولا پس از موج اولیه شوک، با فروکشکردن هیجانات، به سرعت کاهش مییابد.
یکی از مهمترین دگرگونیها، گسست نسبی سوگواری مجازی از روابط کنترلی قدرت است. در گذشته، سوگواری تا حد زیادی در چارچوبهای رسمی و عرفی هدایت میشد و امکان نقد در آن محدود بود. اما فضای مجازی بستری فراهم کرده که در آن، سوگ میتواند به «سوگواری انتقادی» بدل شود. این سوگواری نهتنها به فقدان میپردازد، بلکه ساختارهای تولیدکننده رنج را نیز به پرسش میکشد. این ویژگی امکان بیان خشمهای فروخورده و مطالبات اجتماعی را فراهم میکند، اما همزمان میتواند شکاف میان مردم و حاکمیت را برجستهتر سازد.
در این میان، خمیرمایه فرهنگی سوگواری نیز دستخوش تغییر شده است. اگرچه سوگواری انتقادی در ایران سابقهای طولانی و پیوندی عمیق با مذهب دارد، اما در فضای مجازی به تدریج شاهد فاصلهگیری از عناصر صرفا مذهبی و گرایش به عناصر انسانی، ملی و مدنی هستیم. این دگرگونی گاه به وارونگی نمادین میانجامد؛ جایی که طنز تلخ، کنایه اعتراضی یا استفاده خلاقانه از نشانهها جایگزین نمادهای متعارف اندوه میشود و سوگ را به کنشی اعتراضی بدل میکند. در دو سال اخیر، هوش مصنوعی نیز به عنوان عاملی نوظهور، نقشی موثر در سوگواری مجازی یافته است.
الگوریتمها تعیین میکنند کدام روایتهای سوگ برجسته شوند و کدام به حاشیه بروند. ابزارهای هوش مصنوعی تولید پوسترهای سوگواری، بازسازی تصاویر جانباختگان و نگارش متنهای تسلیت را آسان کردهاند. این روند مشارکت در سوگواری را افزایش میدهد، اما همزمان با خطر استانداردسازی احساسات و کالایی شدن سوگ میتواند از تیزی و ظرفیت انتقادی سوگواری بکاهد. در مجموع، سوگواری مجازی در ایران پدیدهای دووجهی است. از یک سو، با اشتراکگذاری عواطف میتواند به همبستگی ملی کمک کند و از سوی دیگر، بستری برای بروز خشمهای اجتماعی و انتقاد از قدرتمندان فراهم میآورد. فهم انتقادی دگرگونی سوگواری در ایران، شرطی ضروری برای درک تحولات اجتماعی و پیامدهای هشدارآمیز آن است. این فهم نشان میدهد که نادیده گرفتن اندوه عمومی میتواند به انباشت نارضایتی بینجامد. در نتیجه، اقداماتی، چون ابراز همدردی رسمی و بازتاب احساسات عمومی در فضاهای شهری و رسانههای ملی میتواند از شدت این نارضایتی بکاهد