کد خبر: ۷۳۵۰۲۱
تاریخ انتشار: ۰۹:۲۳ - ۰۵ بهمن ۱۴۰۴

کالابرگ‌ها نیاز‌های مصرف کنندگان را رفع می‌کند؟

روزنو :بسته حمایتی دولت تنها بخشی از نیاز واقعی خانواده‌ها را پوشش می‌دهد و بیشتر فشار اقتصادی بر مردم باقی مانده است

در یک سال گذشته، موج خروشان تورم، سبد خرید کالا‌های اساسی شهروندان را به شدت تحت تاثیر خود قرار داده است. از برنج، مرغ و روغن تا تخم‌مرغ گرفته تا ماست و پنیر، افزایش بی‌سابقه قیمت کالا‌های اساسی، الگوی مصرف و معیشت میلیون‌ها خانوار ایرانی را دگرگون کرده است.

به گزارش روز نو این گزارش با بررسی میدانی تغییرات قیمتی در طول یکسال گذشته و تحلیل سیاست‌های حمایتی دولت، تلاش می‌کند تا به این سوال پاسخ دهد که آیا اقدامات حمایتی دولت توانسته تعادل و قدرت خرید را به سبد معیشت خانوار‌ها بازگرداند یا آن را تعدیل کند؟

گنجایش سبد زندگی و صدای شهروندان

در این میان، اما مسلما بهترین داوران، خود شهروندانی هستند که هر روز افزایش نرخ کالا‌ها و نتیجه تصمیم‌های دولتمردان را در سفره‌های خود به عینه می‌بینند و با گوشت و پوست خود لمس می‌کنند. جمال صالحی، پدر دو فرزند و کارمند یکی از همین شهروندان است که در این باره به «هفت‌صبح» می‌گوید: «درست است که بسته حمایتی می‌گیریم، اما انگار مسئولان در محاسبه نیاز‌های ما یک اشتباه بزرگ ریاضی داشته و دارند.

مثلا دولت برای خانواده چهارنفره ما، فقط ۴ کیلوبرنج در نظر گرفته که حداکثر برای دو هفته کفاف می‌دهد و ما در خانه، ماهیانه حداقل ۱۰ کیلو برنج مصرف می‌کنیم. یعنی باید آن ۶کیلوگرم باقیمانده را با قیمت آزاد بخرم. فقط برای این یک قلم، ماهانه بیش از ۲ تا ۳ میلیون تومان اضافه‌تر از بسته دولت هزینه می‌کنم. همین تفاوت برای روغن، مرغ، تخم مرغ، پنیر و بقیه اقلام هم وجود دارد. وقتی همه را با هم حساب می‌کنی، می‌بینید که بسته دولتی کمتر از ۲۰ تا ۳۰ درصد نیاز واقعی ماهانه ما را پوشش دهد و ۷۰- ۸۰ درصد باقیمانده را باید با قیمت‌های چندبرابری از بازار آزاد تهیه کنیم. آیا دولت واقعا فکر می‌کند یک خانواده با همین ۱۱ قلم اجناس سر می‌کند؟»

ناچاریم وعده‌های غذایی را کم کنیم!

سوسن قاسمی، معلم و مادر دو فرزند از طرح کالا برگ به عنوان «نوک کوه یخ» یاد می‌کند و به «هفت‌صبح» می‌گوید: «بسته حمایتی دولت در نگاه اول شاید خوب به نظر برسد، اما وقتی وارد زندگی روزمره می‌شوید می‌بینید که فقط نوک کوه یخ است. بله، برنج و روغن مهم هستند، اما معنای «کالای اساسی» فقط در آشپزخانه تعریف نمی‌شود.

بچه‌ها که با برنج و ماکارونی، لباس و کفش نمی‌پوشند! هزینه شوینده‌ها، مایع لباسشویی و دستشویی که هر ماه چند برابر می‌شود، از هزینه پنیر ماهانه ما بیشتر است. دارو‌های معمول و ویزیت دکتر که برای هر خانواده‌ای لازم است، خودش یک بودجه کامل را می‌خورد. ما داریم از سبد ضروریات زندگی، هر روز، چیزی را بیرون می‌گذاریم؛ گاهی میوه را حذف می‌کنیم، گاهی یک وعده گوشت را و..، این روز‌ها حتی در فکر این هستیم که تعداد وعده‌های غذایی را دو وعده کنیم. سبد کالای اساسی واقعی، سبدی است که بتوانی یک زندگی معمولی را در آن بگنجانی، نه فقط تلاش کنی زنده بمانی.»

دولت یک بسته داده، اما هزار بسته ...

محمد قبادی، کارگر ساختمانی و سرپرست خانوار، اما از همان منظر نگاه ساده یک کارگر موضوع را تحلیل کرده و به «هفت‌صبح» می‌گوید: «من از آن بسته ۱۱ قلم کالا استقبال می‌کنم، اما یک سوال دارم، آقایان! یک ماه چند روز است؟ این بسته شاید برای یک هفته هم کافی نباشد. بعد از آن چه باید کرد؟ مشکل اصلی، «کف سبد» است که سوراخ شده.

هرچقدر هم که مراقب باشید پول مثل آب از بین انگشتانمان سر می‌خورد و می‌ریزد بیرون. قیمت یک جفت کفش مدرسه برای پسرم، معادل حقوق سه روز من شده است! شامپو، خمیر دندان و صابون که قبلا جزو حساب‌هایمان نبود، حالا تبدیل به یک دغدغه شده است. ما کارگر‌ها فقط مشکل سیر شدن شکم مان را نداریم بلکه باید بتوانیم لباس مناسب کار بخریم که زود پاره نشود، هزینه رفت‌وآمد بدهیم تا به محل کار برسیم و هنگام بیماری بتوانیم به دکتر مراجعه کنیم. اینها برای ما اساسی‌تر از خیلی چیزهاست. دولت یک بسته داده، اما هزار بسته از جیب ما حذف کرده است!»

تحلیل تغییرات قیمتی برخی کالا‌های اساسی

برای بررسی وضعیت موجود لازم نیست که حتما اقتصاددان باشید. کافی است سری به مغازه‌ها و فروشگاه‌ها بزنید و قیمت‌ها را با قبل مقایسه کنید. آنوقت است که می‌توانید قضاوت کنید که آیا رقم یک میلیونی کالا‌برگ می‌تواند دردی از درد‌های شهروندان را دوا کند یا خیر؟! بررسی قیمت‌ها از ابتدای سال تاکنون (نیمه دوم سال) نشان‌دهنده افزایشی چشمگیر و نگران‌کننده در هزینه‌های اصلی خانوار‌های ایرانی است.

اعداد به‌وضوح گویای این فشار اقتصادی هستند، به فرض قیمت برنج ایرانی نوع معمولی با افزایش ۱۷۰ درصدی، از کیلویی حدود ۲۰۰ هزار تومان به ۳۷۰ هزار‌تومان رسیده است، یا قیمت مرغ با افزایش ۲۵۰ درصدی از حدود کیلویی ۹۰ هزار تومان به کیلویی ۲۱۰ تا ۲۵۰ هزار تومان افزایش یافته است. همچنین قیمت گوشت گوسفندی با افزایش بیش از ۱۵۰ درصدی از کیلویی تقریبا ۸۰۰ تا ۹۰۰ هزار تومان به حدود یک‌میلیون و ۲۰۰ تا یک میلیون و ۵۰۰ هزار تومان صعود کرده است. در همین رابطه قیمت تخم‌مرغ (شانه ۳۰تایی) از حدود ۱۱۰ تا ۱۵۰ هزار تومان به قیمت متوسط ۴۰۰ تا ۴۵۰ هزار تومان رسیده که افزایش حدود ۳۰۰ تا ۳۷۰ درصدی را نشان می‌دهد.

همچنین ماکارونی (۷۰۰ گرمی) نیز با افزایش تقریبی ۱۴۰ درصدی از ۳۳ هزار‌تومان به ۴۷ هزار تومان رسیده است. در این بازار افزایش تقریبی حبوبات هم به نحو چشمگیری دیده می‌شود به طوریکه مثلا قیمت لوبیا قرمز (۹۰۰ گرمی) بسته‌بندی از حدود ۲۲۲ هزار تومان به حدود ۴۵۰ هزار و یا قیمت نخود و لپه بسته بندی (۹۰۰ گرمی) از حدود ۲۲۳ هزار تومان به ترتیب به ۲۶۰ و ۳۲۰ هزار تومان رسیده است! و بالاخره قیمت قند و شکر به عنوان یکی دیگر از اقلام کالا برگ نیز از قیمت تقریبی ۵۰ هزار تومان به ازای هر کیلو قند به حدود ۱۰۰ هزار – معادل افزایش ۱۸۰ درصد – و از قیمت متوسط ۴۵ هزار تومان به قیمت متوسط ۶۵ هزار تومان به ازای هر کیلوگرم شکر – یعنی معادل افزایش بیش از ۱۴۰ درصد – رسیده است.

در این میان افزایش قیمت روغن مایع نیز از حدود ۱۰۰ تومان به ۲۳۰ هزار تومان نیز رشدی حدود ۲۳۰ درصد را تجربه کرده است! البته این افزایش‌ها تنها محدود به کالا‌های پروتئینی نیست. محصولات لبنی مانند ماست کم‌چرب (۹۰۰ گرمی) نیز از قیمت ۵۹ هزار تومان به ۸۰ هزار تومان، شیر کم‌چرب (۸۰۰ گرمی) از ۲۷ هزار تومان به حدود ۵۰ هزار تومان و پنیر سفید ۴۰۰ گرمی ارزان ایرانی نیز از حدود ۵۰ هزار تومان به ۱۱۰ هزار تومان افزایش قیمت داشته‌اند. ارقامی که نشان می‌دهد متوسط افزایش قیمت در این سبد منتخب، بسیار بالاتر از نرخ تورم رسمی بوده و فشار مستقیمی بر بودجه خانوار وارد کرده است.

این ارقام وقتی معنا دارتر می‌شود که آنها را در مجموع حساب کنید. بر این اساس، اگر نرخ مصرفی متوسط برنج را ۳۵۰ هزار، نرخ متوسط گوشت را یک میلیون و ۲۰۰ هزار (یا ۶۰۰ هزار تومان برای نیم کیلو در ماه)، قیمت متوسط تخم مرغ را ۲۰۰ هزار (یک کیلو به ازای هر نفر در ماه)، قیمت متوسط روغن را ۲۳۰ هزار، نرخ پنیر را حدود ۱۱۰ هزار، نرخ حبوبات به طور متوسط را حدود ۲۵۰ هزار، نرخ شیر را ۵۰ هزار و مرغ (یک و نیم کیلو در ماه) را حدود ۴۰۰ هزار تومان و ماکارونی را حدود ۵۰ هزار تومان و قند و شکر را در مجموع حدود ۱۵۰ هزار تومان در ماه در نظر بگیریم، به رقمی معادل ۲ میلیون و ۴۰۰ هزار تومان خواهیم رسید.

 به زبان ساده، دولت در حالی مدعی است که با کالا برگ یک میلیونی درصدد رنگین کردن سفره‌های مردم است که خانواده‌ها برای تامین همین کالاها، «حداقل» باید ۵/۲ برابر این مبلغ را در ماه بپردازند! ضمن آنکه نباید از یاد برد که این ارقام تقریبا «کف» قیمت‌ها و در برخی موارد متوسط آنها محسوب می‌شود و برای خرید برند‌های مرغوب باید هزینه‌هایی به مراتب بالاتر پرداخته شود!

تاثیر مستقیم قیمت کالا بر الگوی مصرف و رفاه خانوار

افزایش سرسام‌آور قیمت‌ها باعث شده تا بسیاری از خانوار‌ها مجبور شوند به جای کالا‌های مرغوب از کالا‌هایی خوراکی که کیفیت آنها چندان بالا نیست استفاده کنند یا کمیت و تنوع سبد مصرفی خود را کاهش دهند کمااینکه گزارش‌های میدانی ما نیز حاکی از حذف یا کاهش قابل توجه مصرف کالا‌های گران‌قیمت مانند گوشت قرمز و مرغ در وعده‌های روزانه و جایگزینی آنها با منابع پروتئینی ارزان‌تر و یا حذف کامل آن از سفره غذایی است. موقعیتی که علاوه بر‌سلامت غذایی، بر‌سلامت روان و اجتماعی خانوار‌ها نیز تاثیر منفی گذاشته است. از سویی کاهش قدرت خرید به معنای تخصیص سهم بیشتری از درآمد به غذا و در نتیجه، کاهش شدید هزینه‌های ضروری دیگر مانند بهداشت، درمان، آموزش و فرهنگ و تفریح و مسافرت است که قطعا عواقب جسمی و روانی بسیاری را بر دوش کشور خواهد گذاشت.

برچسب ها: معیشت
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید