مطالبات فروخورده جامعه آتش زیر خاکستر است و در صورت بیتوجهی دوباره زبانه میکشند!
در روزهایی که افکار عمومی ایرانیان، هنوز زخم خورده رخدادهای اخیر است و هنوز جامعه در بهت و حیرت قرار دارد، واکاوی آنچه بر سر جامعه ایرانی آمده و ارزیابی ریشههای بحران یک ضرورت غیرقابل انکار است. مسعود پزشکیان یکی از چهرههایی است که تلاش میکند با ابزارهایی که در اختیار دولت است ابتدا ارزیابی دقیقی از چرایی بروز اعتراضات صورت بگیرد و پس از آن راهکارهای عاجل برای پاسخگویی به مطالبات مردم تدارک دیده شود. به همین دلیل است که در خفا و آشکار تاکید میکند، نباید تصور شود که با فروکش کردن ظاهری اعتراضات، بحران پایان یافته است.
پزشکیان از یک طرف از دانشگاههای اصلی کشور خواسته که ریشهیابی بحران اخیر را پیگیری کنند و از سوی دیگر خطاب به اعضای شورای انقلاب فرهنگی تذکار میدهد که در شرایط فعلی موضوعی مهمتر از واکاوی بحران اخیر و چیستی مطالبات مردم وجود ندارد. «اعتماد» به همین بهانه سراغ محمدعلی ابطحی و حسن کنعانیمقدم، دو چهره اصلاحطلب و اصولگرا رفته تا درباره بحران اخیر، آتش زیر خاکستر مطالبات مردم و راههای برونرفت از مشکلات بحث و تبادل نظر کند.
ابطحی با تاکید بر این واقعیت که امروز ابهامی درخصوص مطالبات مردم و راههای برونرفت از مشکلات وجود ندارد، میگوید: «تنها نکته اراده تغییر، اصلاح و تحول است که باید در نظام تصمیمسازی و سیاستگذاری کشورمان ایجاد شود.»
کنعانیمقدم هم معتقد است در جامعهای که فقر در آن جولان میدهد نمیتوان از مردم توقع مکارم اخلاقی و توجه به امور فرهنگی را داشت. او از دولت میخواهد که مطالبات فروخورده مردم در حوزههای گوناگون را شناسایی کرده و از طرق مختلف ازجمله دیپلماسی زمینههای بهبود وضعیت معیشتی و ارتباطی را فراهم سازند. هر دو تحلیلگر ادامه انسداد ارتباطی ایجاد شده را به صلاح کشور و جامعه ندانسته و از نظام تصمیمسازیهای کشور میخواهند به این انسداد ارتباطی پایان بدهند.
محمدعلی ابطحی: صدا و سیما نباید به پایگاه افراطیها بدل شود
محمدعلی ابطحی، فعال سیاسی اصلاحطلب و عضو مجمع روحانیون مبارز در گفتوگو با «اعتماد» درخصوص رخدادهای اعتراضی اخیر و اظهارات رییسجمهور درخصوص واکاوی ریشههای بحران اخیر توسط نهاد علم و شوراهای بالادستی مانند شورای عالی انقلاب فرهنگی میگوید: «در ایران معمولا پس از وقوع هر بحران اعتراضی، جوی مبنی بر ضرورت واکاوی مشکل شکل میگیرد، راهکارهایی مطرح میشود، کمیتههای بررسی تشکیل میشوند، نظرات کارشناسان حوزههای مختلف اخذ میشود، اما پس از مدتی آرامش مقطعی هیچ کدام از این وعدههای اصلاحی عملیاتی نمیشود تا دوباره بحران بعدی از راه برسد. معتقدم در شرایط فعلی کمبود نظر و راه حل در کشور وجود ندارد، بلکه کمبود اجرای اصلاحات و باور به این راهحلها است که باید میان مسوولان تصمیمساز و سیاستگذار شکل بگیرد.»
ابطحی در پاسخ به این پرسش که اگر سیستم بخواهد به سمت اصلاحات حرکت کند، کدام اولویتها از نظر شما در راس مطالبات مردم و کارشناسان قرار دارد، میگوید: «در وهله نخست باید باوری در صاحبنظران و کارشناسان ایجاد شود که حاکمیت به دنبال پذیرش نظرات و راهحلهاست و قرار نیست برخی لجبازیهای گذشته تداوم یابد. مشکل ما یک دنده بودن و تصلب در آرا و نظریاتی است که ارائه میشود. باید به دیدگاههای متنوع و بعضا متضاد نیز توجه شود.
معتقدم برای بیرون آمدن از این فضا ابزارهایی مورد نیاز است. یکی از مهمترین ابزارها برای ایجاد باور تغییر در جامعه مساله تغییر در صدا و سیما و نوع نگاه حاکم بر آن است. صدا و سیما نباید پایگاه افراطیها و تندروها باشد و افراد و جریانات مختلف هر کدام باید بتوانند تصویری از نظرات خود را در رسانهای که نام ملی را بر خود دارد، بیابند.» او یادآور میشود: «مساله بعدی باز کردن گلوگاههای ارتباطاتی در جامعه است. در بستن اینترنت و مسیرهای ارتباطی اخیر، اتفاقی که رخ داد این بود که تنها صدای افراطیهای داخلی و خارجی در جامعه بازتاب پیدا کرد.
از یک طرف رسانههای ماهوارهای بلندگوی تندروهای بیرون از کشور بودند، در داخل هم صدا و سیما از اغلب موارد بلندگوی افراطیهای داخل کشور بود. در این میان نظرات افراد معقول و میانهرو که میتوانستند جامعه را از وضعیت افراط و تندروی نجات بدهند، شنیده نشد. بستن صدای طیفهایی که دفاع عاقلانه از وضعیت موجود داشتندباعث شد که فضای رسانهای دچار تکصدایی شود. نگاه امنیتی به مساله رسانهها و ارتباطات بسیار ناگوار است و در صورت عدم توجه به آن در ادامه مشکلساز میشود.»
ابطحی با اشاره به مشکل قطع اینترنت بینالمللی و خروجیهای یک چنین تصمیماتی میگوید: «پس از رخدادهای تلخ اخیر که باعث کشته شدن صدها و هزاران نفر شد، بسیاری از ایرانیان دوست ندارند فرزندان و نزدیکانشان راهی خیابان شوند. باید روان نسل جوان را جدی گرفت. روان نسل جوان ایرانی امروز گیج است. آنها از طریق سیستمهای ارتباطی جدید با دوستان خود گفتوگو میکردند و بده بستان داشتند. با بازیهایی که انجام میدادند وقت خود را میگذراندند. در شرایطی که مدارس و دانشگاهها تعطیل است و امکان ارتباطات میدانی و خیابانی هم برای نسل جدید وجود ندارد، جوانان دچار خلأ ارتباطی شدهاند. نباید فراموش کرد نارضایتیهایی که این انسداد رسانهای به وجود میآورد، بسترساز نارضایتیهای بزرگتری میشود که ممکن است در آینده به شکل بحرانهای جدیدی بروز کند.»
حسین کنعانیمقدم: مطالبات فروخورده جامعه مانند آتش زیر خاکستر است و در صورت بیتوجهی دوباره زبانه میکشند
حسین کنعانیمقدم، فعال سیاسی اصولگرا و دبیرکل حزب سبز در گفتوگو با «اعتماد» درخصوص شرایط فعلی کشور و راههای برونرفت از مشکلات میگوید: «مثالی میان آتشنشانها وجود دارد که برای شرایط امروز ایران هم کاربردی است.
آتشنشانها وقتی برای خاموش کردن آتشی اعزام میشوند پس از خاموش کردن آتش، محل را ترک نمیکنند. آنها میمانند و میگویند میخواهیم لکهگیری کنیم! در واقع در میان خاکستر آتش مهار شده، به دنبال شعلههای پنهانی میگردند که در صورت بیتوجهی دوباره در شکل آتشهایی بعضا فراگیرتر بروز میکنند. به نظرم پس از حوادث اخیر، کشور نیازمند لکهگیری است، یعنی باید آتش زیر خاکستر جامعه که عمدتا مسائل حل نشده و مطالبات فروخورده مردم هستند را پیدا کرده و آنها را حل و فصل کنیم. این لکهها بهخصوص در حوزه مسائل معیشتی و اقتصادی اهمیت بیشتری دارند. در غیر این صورت در آیندهای نه چندان دور از همین نقاط کشور با خطر آسیبهایی جدیتر مواجه میشود.»
کنعانیمقدم یادآور میشود: «اولویتهایی که باید به آنها توجه شود، ابعاد مختلفی دارند. مسائل داخلی، مشکلات اقتصادی، شرایط منطقهای و جهانی و بحث دیپلماسی در هم تنیده هستند و پیکره واحدی پیدا کردهاند. این گونه نیست که مسائل داخلی ما هیچ ارتباطی با مسائل جهانی و منطقهای نداشته باشند، یا اینکه همه مشکلات ما مسائل جهانی و منطقهای باشند! اینها هر کدام به دلیلی در قبال ضریب تاثیر در زندگی مردم ایران دخیل هستند. به نظرم حداقل مطالبات مردم گرانیها و مسائل معیشتی و مشکلات امنیتی است.
آقای رییسجمهور باید با ارائه برنامههای کاربردی به شکلی که مردم احساس کنند معادلات در حال حل شدن است نه اینکه بحرانها پیچیدهتر شده یا صورت مسالهها پاک میشوند.» او میگوید: «ریشه حل بسیاری از مشکلات کشور ایران فرهنگی هستند. اساسا مردم انقلاب کردند که این مسائل فرهنگی بهبود یابند. از مدارس و دبستانها تا دانشگاهها بچهها در اختیار سیستم هستند و باید تلاش شود مکارم انسانی در جامعه پیادهسازی شود. در همه جای دنیا تلاش میشود به نسلهای مختلف این مکارم منتقل شود که مثلا دروغ بد است، فساد بد است، تهمت، ریاکاری و... ناپسند است.
در عین حال باید توجه داشت که به قول پیامبر اکرم که میفرمایند «کاد الفقر ان یکون الکفرا...» اگر سیستمی نتواند مسائل اقتصادی را حل کند جامعه به سمت کفر میل میکند. روایتهای مختلفی وجود دارند که در آنها تاکید شده اگر نان و رفاه در جامعهای به حد کفایت وجود نداشته باشد، نمیتوان مردم را به صلات و نیایش و خداپرستی و ایمان دعوت کرد.» کنعانیمقدم با اشاره به اینکه اولویت دولت در شرایط فعلی پاسخگویی به مطالبات مردم در حوزه مسائل اقتصادی و معیشتی است، میگوید: «در مراحل بعدی باید از همه اندیشمندان، نخبگان، سازمانهای مردمنهاد و مجموعههای مدنی دعوت شود تا راهحلهایی برای تعالی فرهنگی و رفتاری جامعه ارائه شود. باید توجه داشت که بحثهای اقتصادی را با چند برنامه توسعهای میتوان بهبود بخشید، اما مسائل فرهنگی و رفتاری به سیاستگذاریها و تصمیمسازیهای بلندمدت نیاز دارد. همچنین باید ارائه تغییر و به روزآوری جامعه و حرکت در مسیر پیشرفت نیز میان آحاد مردم و مسوولان شکل بگیرد.»