مذاکره محرمانه ایران و آمریکا علنی شد؟
شواهد نشان میدهد که تمام راههای ارتباطی میان ایران و آمریکا بسته شدهاند و بسیار بعید است رابطه ایران و آمریکا از فاز و مرحله پیشاجنگ و تهدید وارد مرحله دیپلماسی شود. با این حال، استیو ویتکاف همچنان مدعی است که تهران و واشنگتن میتوانند وارد مذاکرات شوند. این در حالی است که طبق برخی گزارش ها، ترامپ در آخرین ملاقاتش با ویتکاف، طرح گفتوگو با ایران را کنار گذاشته است. همزمان، ایران نیز هرگونه از سرگیری مذاکرات میان تهران و واشنگتن را در شرایط فعلی رد کرده است.
به گزارش روز نو با این حال، نباید فراموش کرد که در عالم سیاست هرچیزی ممکن است. در جبهه غرب، مشخص است که تصمیم گیرنده نهایی شخص ترامپ است و او شخصیتی کاملا غیرقابل پیش بینی دارد. این مسالهای است که خود کارولاین لیویت، سخنگوی کاخ سفید نیز به آن اشاره کرده است. او در اظهارات اخیرش گفته که تصمیم آمریکا در مورد ایران را فقط شخص دونالد ترامپ میداند و لیویت و روبیو و سایر اعضاء کابینه از آن بی خبرند. بنابراین، اگر ترامپ نظر خود را تغییر دهد ممکن است مذاکراتی (ولو محدود) میان تهران و واشنگتن سربگیرد.
از سوی دیگر، با وجود مخالفت شدید ایران با سیاست خارجی آمریکا و به خصوص محکوم کردن حمایت علنی کاخ سفید از خشونتها و اغتشاشات در ایران، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه در گفتوگو با شبکه آمریکایی فاکس نیوز گفته که تکرار یک تجربه شکستخورده توسط آمریکاییها منجر به نتیجه متفاوتی نمیشود. او تاکید کرد: ایران ثابت کرده همواره آماده مذاکره و دیپلماسی بوده است. او در این مصاحبه گفت: پیام من به ترامپ این است که بین جنگ و دیپلماسی، دیپلماسی راه بهتری است؛ با وجود اینکه تجربه مثبتی از ایالات متحده نداریم، دیپلماسی خیلی بهتر از جنگ است.
این مساله نشان میدهد که اگرچه مسیر دیپلماسی بسیار سخت و مشکل است و بعید است تهران و واشنگتن وارد گفتگوی مجدد شوند، اما اگر هم این گفتوگو شکل بگیرد، بسیار بعید است به ثمر بنشیند.
چرا مذاکرات ایران و آمریکا مرده به دنیا آمده است؟
استیو ویتکاف اخیرا گفته در صورت ازسرگیری مذاکره با ایران، باید روی ۴ موضوع توافق شده یا رویش بحث شود. این ۴ موضوع بدین قرار هستند:
الف. مساله غنی سازی و فعالیت هستهای ایران
ب. مساله موشکهای ایران و کاهش تعداد آنها
ج. مساله اورانیومهای مخفی در ایران
د. مساله نیروهای نیابتی ایران یا به اصطلاح، نیروهای مقاومت.
اما اختلاف اصلی ایران و آمریکا در این ۴ موضوع بر سر چیست؟
الف. مساله غنی سازی
آمریکا: تاکید بر غنی سازی صفر درصد توسط ایران
ایران: عدم پذیرش غنی سازی صفر درصد
ب. مساله موشکی
آمریکا: تاکید بر جمع آوری کامل صنعت موشکی یا کاهش تعداد موشکهای ایران
ایران: تاکید بر عدم تغییر در صنعت موشکی یا کاهش تعداد آنها به هر میزان
ج. اورانیوم مخفی در ایران
آمریکا: اورانیوم غنی سازی شده که در جنگ ۱۲ روزه از نیروگاههای اتمی ایران خارج شده باید به آمریکا یا آژانس بین المللی انرژی اتمی یا یک کشور بی طرف تحویل داده شود.
ایران: این مساله تنها از طریق حل مسائل بین ایران و آژانس قابل حل است و بیشتر مسالهای فنی است تا سیاسی.
د. نیروهای مقاومت
آمریکا: ایران باید حمایت خود از نیروهای مقاومت در لبنان و عراق و یمن و فلسطین و ... را کاهش داده یا قطع کند.
ایران: مساله حمایت از نیروهای مقاومت غیرقابل بحث است و از اصول و آرمانهای انقلاب به حساب میآید.
اگر به اختلافات فوق بنگریم و سوابق آن را بررسی کنیم به این نتیجه میرسیم که مسائل ذکر شده در بالا به طور کلی به دو دسته قابل تقسیم هستند:
الف. مسائل لاینحل یا نزدیک به لاینحل
مساله تعلیق غنی سازی از جمله مسائلی است که بارها میان ایران و آمریکا مطرح شده و این دو هرگز نتوانستهاند به نتیجه برسند. علت این است که نه آمریکا حاضر است از این شرط کوتاه بیاید و نه ایران حاضر است دست از غنی سازی داخل کشور بکشد. همچنین، مساله موشکی نیز از آن دست مسائلی است که حل آن از طریق دیپلماسی (آن هم در شرایط فعلی) بسیار بعید است. ایران بارها گفته مساله موشکی ایران خط قرمز آن است و به هیچ وجه روی آن بحث و مذاکره نمیکند.
ب. مسائل دشور، اما قابل حل
مساله اورانیوم مفقود شده در ایران از آن دست مسائلی است که حل آن کمی سخت است، اما ناممکن نیست. وساطت روسیه و حل مسائل موجود بین ایران و آژانس میتواند زمینه را برای حل این مساله بین ایران و غرب فراهم کند. همچنین، مساله حمایت از گروههای مقاومت، اگرچه سخت و دشوار است، اما با توجه به شرایط فعلی منطقه و سقوط حکومت بشار اسد، وضعیت غزه و کرانه باختری، تضعیف حزب الله در لبنان و رابطه دولت عراق با حشدالشعبی و ... میتوان فرض کرد که حداقل در برخی زمینهها میان ایران و آمریکا توافقاتی صورت بگیرد.
البته نباید فراموش کرد که حل این مساله و حتی مسائل دیگر تا حدی به فشار تل آویو به واشنگتن نیز مربوط میشود و نباید از ضلع دیگری به نام اسرائیل غفلت کرد و آن را در نظر نگرفت.