کد خبر: ۵۵۵۴۷۲
تاریخ انتشار: ۰۸:۲۴ - ۱۳ بهمن ۱۴۰۱
تعداد نظرات: ۱۱ نظر

چاه ويل صندوق‌هاي بازنشستگي

روزنو :پيش‌بيني‌هاي موجود در لايحه بودجه سال آينده نشان مي‌دهد صندوق‌هاي بازنشستگي، 15درصد از منابع عمومي دولت را مي‌بلعند. در واقع اين صندوق‌ها به دليل زيان‌ده بودن وابسته به بودجه‌هاي دولتي شده‌اند و حالا يكي از دلايل ناپايداري وضعيت اين صندوق‌ها همين وابستگي به منابع عمومي بودجه دولت است، زيرا در همين لايحه بودجه‌اي كه دولت به تازگي ارايه كرده، تراز عملياتي (فاصله ميان منابع و مصارف) حدود ۲۰۰ هزار ميليارد تومان منفي است.

 ناپايداري در منابع بودجه‌اي دولت به شكل كسري بودجه درنهايت به عدم تخصيص منابع به صندوق‌ها مي‌انجامد و بحران مالي آنها را تشديد مي‌كند.  طبق جديدترين بررسي‌هاي بازوي پژوهشي مجلس، عدم افزايش سن بازنشستگي همراستا با افزايش شاخص «اميد به زندگي» در ايران به عنوان يكي از عوامل شكل‌دهنده به بحران صندوق‌هاي بازنشستگي مطرح شده. هر چند مركز پژوهش‌هاي مجلس توصيه‌اي در اين باره نداشته است، اما پژوهشگران اين مركز نشان مي‌دهند، در 8 دهه اخير درحالي كه اميد به زندگي و به تبع آن توان افراد جامعه براي اشتغال افزايش يافته، سن بازنشستگي رشد نكرده است، بلكه 5 سال نيز كاهش يافته است، زيرا در بازه مورد بررسي شاهد بازنشستگي‌هاي پيش از موعدي بوديم كه به واسطه قوانين مختلف تكليفي رقم خورده است. 
چالش بزرگ
مرور آمارها و گزارش‌هاي مربوطه حاكي از آن است كه پايداري مالي صندوق‌هاي بازنشستگي در كشور با بحراني جدي روبه‌رو است و اكثريت صندوق‌هاي بازنشستگي كشور مثل صندوق بازنشستگي كشوري، نيروهاي مسلح و صندوق‌هاي دستگاهي در حال حاضر قادر به پرداخت حقوق و مستمري بازنشستگان از طريق منابع داخلي خود نبوده و به بودجه عمومي دولت وابسته شده‌اند. بنابراين، دولت هر ساله منابع اين صندوق‌ها را بايد افزايش دهد و براي سال آينده هم اين اتفاق افتاده است. در لايحه بودجه سال 1402 منابع اختصاص داده شده بابت صندوق بازنشستگي كشوري با 56درصد رشد به رقم 230 هزار ميليارد تومان، سازمان تامين اجتماعي نيروهاي مسلح با 49درصد رشد به رقم 112 هزار ميليارد تومان و كمك به صندوق فولاد با 60درصد رشد به 9.7 هزار ميليارد تومان و صندوق بازنشستگي وزارت اطلاعات نيز با 16درصد رشد به 1.6 هزار ميليارد تومان رسيده است.
افزايش فزاينده وابستگي صندوق‌ها به بودجه عمومي كه با تغييرات جمعيتي در سال‌هاي آينده و حركت كشور به سمت پيري جمعيت، تشديد نيز خواهد شد موضوع بسيار مهمي است كه نشانه‌هاي آن در قوانين بودجه سنواتي آشكار شده است و در سال‌هاي آينده بخش زيادي از بودجه كشور صرف پرداخت حقوق بازنشستگان خواهد شد. در اين شرايط مركز پژوهش‌هاي مجلس عنوان كرده كه بايد در كنار اقدام‌ براي افزايش پايداري مالي صندوق‌ها، از تصميماتي غيركارشناسي كه باعث تحميل هزينه‌هاي كلان و بدون توجيه به اين صندوق‌ها مي‌شود، اجتناب شود. با وجود اين برآيند كلي تصميمات اين حوزه، در راستاي افزايش هزينه‌ها و ناپايدارتر شدن اين صندوق‌ها بوده است.
باتوجه به نبود تفكيك مشخص بين لايه‌هاي مختلف نظام تامين اجتماعي يعني حمايت، بيمه و بيمه تكميلي، تخصيص منابع جديد در نظام رفاهي فعلي به صورت كارآمد و عادلانه اتفاق نمي‌افتاد و با وجود صرف هزينه‌هاي كلان در اين حوزه، درصد معتنابهي از نيازمندان از حمايت‌هاي صورت گرفته برخوردار نمي‌شوند؛ در حالي كه برخي از افراد غيرمستحق از اعتبارات حمايتي برخوردار شده‌اند. بنابراين به عنوان زيرساخت اساسي و مقدمه اصلاحات در حوزه رفاه اجتماعي لازم است با تفكيك بين حوزه‌هاي بيمه‌اي و حمايتي شناسايي نسبتا دقيقي از وضعيت رفاهي خانوار صورت پذيرد و بر اين اساس حمايت‌هاي لازم در هر لايه صورت پذيرد.
چرا بحران ايجاد شد؟
مركز پژوهش‌هاي مجلس براي نشان دادن زمينه‌هاي بروز «بحران» در صندوق‌هاي بازنشستگي از شاخصي به نام «نسبت پشتيباني» استفاده كرده است. اين شاخص نسبت «جريان مالي ورودي به جريان خروجي صندوق‌هاست.» به بيان ساده‌تر، به نسبت تعداد بيمه‌شدگان به تعداد پرونده‌هاي مستمري‌بگيران اطلاق مي‌شود. 
بررسي آمارهاي منتشر شده توسط سازمان تامين اجتماعي نشان مي‌دهد كه روند تغييرات اين شاخص در 10 سال اخير براي اين سازمان نزولي بوده و مقدار آن تا سال 1399 به زير 4/4 رسيده است. به عبارت بهتر، در 10 سال اخير به صورت مستمر نسبت درآمد حاصل از دريافت حق بيمه به هزينه پرداخت مستمري كاهش يافته است.
وضعيت ساير صندوق‌ها هم تعريفي ندارد. درآمدهاي حاصل از دريافت حق بيمه در اكثر صندوق‌هاي بازنشستگي كفاف پرداخت مستمري‌ها را نمي‌دهد. براي مثال طبق آخرين آمارهاي سال 1398 نسبت پشتيباني صندوق بازنشستگي كشوري حدود 7/0، صندوق بازنشستگي نيروهاي مسلح حدود 85/0 و صندوق بازنشستگي روستاييان و عشاير حدود 7/12 است.
 چارچوب نظام بودجه‌ريزي در كشور به گونه‌اي است كه منابع و مصارف صندوق‌هاي بازنشستگي به عنوان نهادهاي عمومي غيردولتي در بودجه كل كشور منعكس نمي‌شود. با اين حال صندوق‌هاي بازنشستگي از طريق محورهايي مانند كمك به پرداخت حقوق و مزاياي بازنشستگان و كسورات بازنشستگي شاغلين دولتي به بودجه عمومي مرتبط مي‌شوند. البته مشاركت دولت در حق بيمه شاغلين كارمند و غيركارمند، تكاليف قانوني و پرداخت مطالبات صندوق‌هاي بازنشستگي نيز منجر به وصل شدن صندوق‌هاي بازنشستگي به بودجه عمومي مي‌شود. 
ميزان وابستگي صندوق بازنشستگي كشوري 
رديف اعتباري صندوق بازنشستگي كشوري در سال آينده به 207 هزار ميليارد تومان رسيده است كه نسبت به مجموع اعتبارات سال جاري با افزايش 54درصدي همراه بوده است. يكي از نكات قابل توجه درخصوص اعتبارات اختصاص يافته، اين است كه همچون سال 1401، كسورات شاغلين بيمه شده در دو دستگاه وزارت بهداشت و آموزش و پرورش به صورت جداگانه ارايه نشده و با بودجه صندوق ادغام شده است.
ميزان وابستگي صندوق‌هاي نيروهاي مسلح
طبق لايحه بودجه سال آينده، ميزان اعتبار سازمان تامين اجتماعي نيروهاي مسلح با احتساب هزينه صرف شده براي اجراي طرح متناسب‌سازي حقوق بازنشستگان به بيش از 112 هزار ميليارد تومان رسيده است. به‌رغم تخصيص اعتبارات كلان از بودجه عمومي كشور به اين سازمان در سال‌هاي اخير، پاسخگويي و شفافيت درخصوص نحوه هزينه كرد اين اعتبارات كم بوده و آمار و اطلاعات مالي براي بررسي عملكرد اين حوزه ارايه نشده است.
سهم سازمان تامين اجتماعي
درحال حاضر پرداخت حقوق و مزاياي بازنشستگان و مستمري‌بگيران سازمان تامين اجتماعي از محل منابع داخلي انجام مي‌شود و اين صندوق اعتباري كمكي از بودجه عمومي دريافت نمي‌كند. با اين حال به موجب قوانين مختلف تكاليف متعددي براي سازمان تامين اجتماعي معين شده است كه بايد بار مالي آنها در قوانين بودجه سنواتي تامين شود. برخي از اين موارد كه بار مالي آنها زياد است به معافيت حق بيمه سهم كارفرمايان با حداكثر پنج نفر كارگر و حق بيمه سهم كارفرماي رانندگان درون‌شهري و برون‌شهري بر مي‌گردد. برخي ديگر به حق بيمه سهم كارفرماي شاغلان صنايع دستي، سربازان و قاليبافان و مستمري ارفاقي بازنشستگي جانبازان دستگاه‌هاي غيردولتي اختصاص دارد. موضوع ديگر تخفيف در حق بيمه كارفرمايان در ازاي اشتغال جديد است. در لايحه بودجه سال 1402 اعتباري براي رد ديون دولت به سازمان تامين اجتماعي درنظر گرفته نشده است. درحالي كه طبق برنامه ششم توسعه دولت بايد در طول اجراي اين برنامه در قالب بودجه‌هاي سنواتي نسبت به تاديه بدهي حسابرسي شده خود به سازمان تامين اجتماعي اقدام كند. در ساليان گذشته تاديه ديون دولت به سازمان تامين اجتماعي انجام شده؛ اما با تكليف تعهداتي مثل همسان‌سازي حقوق بازنشستگان همراه بوده و درواقع سهام واگذار شده مجددا هزينه شده است.
يكي از مهم‌ترين دلايل اين بدهي‌ها، ايجاد تكليف و عدم ايفاي تعهدات متناظر با آن توسط دولت در يك دوره بلندمدت است كه منجر به از دست رفتن فرصت سرمايه‌گذاري براي اين سازمان شده و نتيجه آن كاهش درآمدهاي اين سازمان بوده است.
منابع و مصارف سازمان تامين اجتماعي 
براساس داده‌هاي موجود مهم‌ترين منابع دريافتي سازمان وصولي حاصل از حق بيمه به مبلغ 254 هزار ميليارد تومان و سهم تعهدات دولت به مبلغ 149 هزار ميليارد تومان بوده است. در سمت مصارف نيز 469 هزار ميليارد تومان درنظر گرفته شده است كه بيشترين رقم مربوط به مستمري بازنشستگي، مستمري ازكارافتادگان و بازماندگان و همچنين درمان است.
ساير صندوق‌هاي بازنشستگي
صندق بازنشستگي كاركنان فولاد: براساس اطلاعات ارايه شده در لايحه بودجه سال 1402، اعتبار اختصاص يافته به اين صندوق نزديك به 10 هزار ميليارد تومان درنظر گرفته شده است. اين صندوق كه يكي از صندوق‌هاي تحت نظر وزارت تعاون، كار و رفاه اجتماعي است براي پرداخت مستمري بازنشستگان به بودجه دولتي متكي بوده و بيمه شده جديدي نمي‌پذيرد. صندوق بازنشستگي وزارت اطلاعات: اعتبار تخصيص داده شده به صندوق بازنشستگي وزارت اطلاعات در لايحه بودجه سال 1401 برابر 1630 ميليارد تومان است كه صرف پرداخت حقوق و مزاياي بازنشستگان و مستمري‌بگيران اين صندوق خواهد شد.
صندوق بازنشستگي كشاورزان، روستاييان و عشاير: اعتبار اختصاص يافته به صندوق بازنشستگي كشاورزان، روستاييان و عشاير مجموعا نزديك به 4015 ميليارد تومان است كه منابع آن در رديف مربوط به صندوق‌هاي بازنشستگي بودجه ديده شده است. اين مبلغ براي پرداخت 10درصد سهم دولت به عنوان كارفرما درنظر گرفته شده است.
سن بازنشستگي
از نگاه پژوهشگران مركز پژوهش‌هاي مجلس، يكي از موارد مهم تاثيرگذار بر پايداري صندوق‌هاي بازنشستگي سن بازنشستگي و مدت زمان بهره‌مندي از حقوق و مستمري بازنشستگي است، به ‌طوري كه داده‌هاي اميد به زندگي و سن بازنشستگي نشان مي‌دهد، با وجود افزايش پيوسته اميد به زندگي متناسب با آن، سن بازنشستگي افزايش نيافته است؛ حتي اين روند نزولي بوده و متوسط سن بازنشستگي نزديك به پنج سال كاهش يافته است. يكي از اصلي‌ترين پيامدهايي كه اين سياست را رقم زده، بازنشستگي‌هاي پيش از موعد است كه به واسطه قوانين مختلف تكليف شد‌ه‌اند. در اين خصوص مي‌توان به بازنشستگي‌هاي پيش از موعد مشاغل سخت و زيان‌آور اشاره كرد كه مهم‌ترين دسته از بازنشستگي‌هاي پيش از موعد در سازمان تامين اجتماعي هستند. علاوه بر اين ورود زودهنگام به صندوق‌هاي بازنشستگي و امكان بازنشستگي صرفا براساس سنوات حق بيمه‌پردازي (بدون درنظر گرفتن حداقل سن) را مي‌توان يكي از عوامل بازنشستگي در سن پايين عنوان كرد. ورود زودهنگام برخي از گروه‌هاي شغلي به صندوق‌هاي بازنشستگي و درنتيجه خروج زودهنگام آنان از چرخه فعاليت باعث مي‌شود تا سنوات دريافت مستمري افزايش يابد و بار مالي قابل‌توجهي به صندوق‌هاي بازنشستگي تحميل ‌كند. افرادي كه دوره تحصيلي آنان جزو سوابق خدمت‌شان محسوب مي‌شود، بخش مهمي از گروه‌هاي با سن بازنشستگي پايين را تشكيل مي‌دهند. كاهش سن بازنشستگي موضوعي است كه به‌رغم آثار مخرب آن بر پايداري صندوق‌هاي بازنشستگي، يكي از موضوعات مورد علاقه گروه‌هاي مختلف شغلي است و درخواست براي قرارگيري در زمره مشاغل سخت و زيان‌آور و دريافت سنوات ارفاقي، همواره ازسوي مشاغل مختلف ارايه مي‌شود.

نظرات بینندگان
ناشناس
۱۲:۴۶ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳
همچنین علاوه بر امتیازهای بالا که شاید حتی از دید کارشناسان محترم تامین اجتماعی پنهان باشد و توی چشم نیاید و مثل خوره به جان سازمان افتاده امتیاز یا معضل دیگری وجود دارد که قطعا از دید حتی رییس محترم تامین اجتماعی پنهان است که حتی میتواند کمر تامین اجتماعی را با ادامه این روند تصاعدی بازنشستگی پیش از موعد خرد کند وان این است که کارکنان مشاغل سخت برای اینکه تامین اجتماعی به افزایش زیاد حق بیمه شک نکند دو سال باقیمانده به سابقه بیست سال خود به کارفرمای خود میگویند که من میخاهم با سابقه بیست سال بازنشسته شوم و چون مبنای حقوق بازنشستگی معدل دو سال اخر میباشد در نتیجه حق بیمه خود را تا جایی که امکان دارد تحت عنوان مزایای توافقی افزایش میدهد در صورتیکه او قصد ندارد با سابقه بیست سال بازنشسته شود و قصد اصلی او گرفتن سقف سابقه ۳۵ روز حقوق در ماه میباشد یعنی او برای گرفتن سقف سابقه باید فقط ۳ سال و ۴ ماه بیشتر از بیست سال حق بیمه بپردازد تا سابقه ۲۳ سال و ۴ ماه را بدست بیاورد و به سقف ۳۵ روز در ماه برسد یعنی با ریختن ۵ سال و ۴ ماه حق بیمه (۵/۴=۱۸_۲۳/۴)به گرفتن حداکثر حقوق تامین اجتماعی که ۷ برابر حداقل حقوق است نزدیک میشود وفقط با افزایش حدود ۵ سال حق بیمه که زیاد هم برای تامین اجتماعی سوداور نیست یک کلاه بزرگی سر تامین اجتماعی میگذارد که خود سازمان با این عریض و طویلی حتی متوجه ان نمیشود و در عوض تامین اجتماعی باید سالهای طولانی به شخص حقوق بالا که هر سال هم به صورت تصاعدی به ان اضافه میشود بپردازد و بازنشسته مشاغل سخت بعد شش ماه هر چی افزایش حق بیمه که به صورت قسطی و ناچیز به تامین اجتماعی داده بود را بدست میاورد و بعد از شش ماه
خانه مینشیند و فارغ از غم عالم به صورت تصاعدی هر سال به حقوقش اضافه میشود و به ریش همه میخندد و اینهمه مزیت بدست اورده چرا؟ چون فقط اسم شغلش بصورت شانسی و بدون اندازه گیری و معیار دقیق جزو مشاغل سخت قرار گرفته پس با این ترفند و فریب علاوه بر گرفتن سابقه ۳۵ روز حقوق در ماه خود را به قله ی حداکثر حقوق یعنی ۷ برابر حداقل حقوق نزدیک میکند وبا اینکار شش هدف یا مزیت را با یک تیر میزند یعنی یک- در جوانی. دو- سقف سابقه سنوات حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز در ماه. سه- تنها با ۲۳ سال و ۴ ماه سابقه پفکی. چهار- به حداکثر حقوق تامین اجتماعی که ۷ برابر حداقل حقوق میباشد. پنج- تا اخر عمر. شش- در سالهای طولانی چون جوان است دریافت میکند. ولی بازنشستگان عادی چون اکثرا در سابقه سی سال بازنشسته میشوند در نتیجه نمیتوانند به صورت تصاعدی حق بیمه خود را بالا ببرند چون برای کارفرما مشخص است که انها با سابقه ۳۰ سال بازنشسته میشوند و این قضیه هم یکی دیگر از معضلات و تبعیضهایی میباشد که بین بازنشستگان مشاغل سخت و بازنشستگان عادی میباشد . کارکنان مشاغل سخت پیش خودشان میگویند که من ۲۰ سال را که کار کرده ام حالا ۳ سال و ۴ ماه که دیگه چیزی حساب نمیشه چشم بهم بزارم تموم میشه و سقف سابقه را بدست میاورم در صورتیکه در دل خود با تحقیر به بازنشستگان عادی و علی الخصوص مدیران که برای رسیدن به جایگاه مدیریت سالها درس خوانده اند و زحمت کشیده اند نگاه میکند و قهقهه میزند و در دل خود به انها میگوید شماها با این تحصیلات وسابقه بالاتر از من حتی به گرد منم نمیرسید و حالا حالاها باید بدوید تا به من برسید واخر کار شما تازه به اینجایی که من رسیده ام میرسید. واز این طریق کارفرما و تامین اجتماعی را فریب میدهد و با عنوان مزایای توافقی حق بیمه خود را افزایش میدهد تا بیشترین حقوق تامین اجتماعی را بتواند علاوه بر ۵ مزیت که در بالا ذکر شد کسب نماید. چون در تامین اجتماعی میانگین دو سال اخر میشود مبنای حقوق بازنشستگی. که این امر باعث میشود حدود ۵ سال به تامین اجتماعی حق بیمه بالاتر بدهد ولی از ان طرف چنان بلایی سر سازمان تامین اجتماعی میاورد که کل بودجه تامین اجتماعی باید صرف پرداخت حقوق بازنشستگان مشاغل سخت شود. چون شما فکر کن تامین اجتماعی باید حقوق بالای بازنشسته مشاغل سخت را تقسیم بر ۳۰ کند و عدد بدست امده را ضربدر ۳۵ یعنی حداکثر سابقه سنوات حق بیمه تامین اجتماعی کند. وببینید چه عدد بزرگی میشود که بصورت تصاعدی هر سال باید ضربدر ۳۵ بشود و نه ۳۰. پس حداکثر حقوق بازنشستگان مشاغل سخت نباید بیشتر از ۳۰ روز حقوق در ماه با هر مقدار سابقه پرداخت حق بیمه از ۲۰ سال تا ۳۰ سال باشد. و سابقه ارفاقی نباید ۳۱ روز یا ۳۲ روز یا ۳۳ روز یا ۳۴ روز یا ۳۵ روز حقوق در ماه باشد.
ناشناس
۱۲:۴۵ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳
سلام علیکم.احتراما به عرض میرساندلطفا این مطلب را تا اخر با دقت بخانید تاکید میشود مخصوصا قسمتهای اخر این مطلب، تا نکته ی منفی این لایحه شناسایی شود زیرا اگر این نکته در نظر گرفته نشود این لایحه به ضد خودش تبدیل میشود چون این نکته ی منفی که در این لایحه جدید نهفته ضرر ان به مراتب از ادامه ی قانون فعلی بیشتر میشود، برای رفع این نکته منفی مکمل ان بیان شده که اگر این لایحه با مکمل ان که در ادامه وقسمت پایانی مطلب میاید ادغام بشود نکته منفی و ضرر ان تبدیل به سود میشود که هم منفعت دولت محترم و هم منفعت کارگر را در برمیگیرد.در ابتدا تاکید میشود که برای کارکنان مشاغل سخت و زیان اور این دو مزیت حق انان میباشد که اولا با ۲۰ سال سابقه در جوانی، حقوق کامل ۳۰ روز در ماه را بگیرند ولی مزیت سوم که سقف حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز حقوق در ماه، نباید شامل این عزیزان بشود به دلایل زیر. اول: این بیعدالتی نسبت به کارکنان مشاغل عادی میباشد چون کارکنان مشاغل عادی برای اینکه سقف حقوق ۳۵ روز در ماه را بگیرند باید ۳۵ سال کار کنند ولی کارکنان مشاغل سخت با ۲۳ سال و ۴ ماه به سقف حقوق تامین اجتماعی میرسند(۳۵=۱/۵×۲۳/۴ ) یعنی این راهه ۳۵ ساله را ۱۱ سال و ۸ ماه میانبر میزنند. دوم: همانطور که مسولین وکارشناسان محترم دولتی و بیمه ای گفته اند نزدیک به ۵۰ درصد بازنشستگان تامین اجتماعی که از لحاظ تعداد بسیار بیشتر از سایر بازنشستگان ارگانها ی دیگر است مربوط به بازنشستگان سخت و زیان اور است. با توجه به لایحه جدید دولت محترم در لایحه جدید برای بازنشستگان مشاغل سخت و زیان اور سقف سنی ۴۸ سال را گذاشته اند ولی با توجه به اینکه کارکنان مشاغل سخت وزیان اور اکثرا تحصیلات دانشگاهی ندارن در نتیجه سریع جذب کار میشوند و خیلی سریع به طور میانگین در سن ۳۸ سالگی، ۲۰ سال سابقه بیمه را پر میکنند. واگر طبق قانون جدید شرط سن ۴۸ سال برای انها تصویب شود . این یعنی میانگین سابقه این عزیزان میشود ۲۸ سال، در نتیجه سقف حقوق تامین اجتماعی که ۳۵ سال است شامل اکثر انها میشود واین یعنی دیگر کسی با سابقه ۲۰ سال، و در نتیجه ۳۰ روز حقوق در ماه بازنشسته نمیشود و همه انها با ۳۵ روز حقوق در ماه بازنشسته میشوند چون کسی که در مشاغل سخت وزیان اور کار میکند اگر ۳ سال و ۴ ماه بیشتر از ۲۰ سال کار کند سقف حقوق تامین اجتماعی را که ۳۵ روز است میگیرد چون اگر سابقه ۲۳/۴ را ضربدر ۱/۵ بکنیم میشود ۳۵ سال .زیرا هر یک سال سابقه مشاغل سخت و زیان اور برابر است با یک سال و نیم. ودر نتیجه تامین اجتماعی باید به جای ۳۰ روز حقوق در ماه ۳۵ روز حقوق به این عزیزان بدهد و با کمی ریزبینی و دقت میتوان دریافت که
این لایحه در صورتی به نفع دولت و صندوق بازنشستگی میشود که سقف حقوق در بازنشستگیهای پیش از موعد، علی الخصوص مشاغل سخت و زیان اور، یعنی کمتر از ۳۰ سال با هر مقدار سابقه حتی اگر شخص ۲۹ سال سابقه هم داشته باشد، باید همان ۳۰ روز حقوق در ماه را دریافت کند و گرنه این میشود پاشنه اشیل این لایحه که همه بازنشستگان مشاغل سخت و زیان اور با ۳۵ روز حقوق در ماه ضرر بسیار بیشتری به دولت و صندوق بازنشستگی میزنند واین لایحه در صورتی میتواند مثمر ثمر باشد که شرط سنی ۴۸ سال با کاهش سقف بیمه تامین اجتماعی از ۳۵ به ۳۰ همراه باشد وگر نه ضرر این لایحه بسیار بیشتر از قانون فعلی میشود.پس با رسیدن سابقه کارکنان مشاغل سخت و زیان اور به ۲۰ سال سابقه، سنوات حقوق این عزیزان باید در عدد ۳۰ روز در ماه متوقف شود حتی با افزایش سابقه ی این عزیزان تا ۳۰ سال. به طور مثال اگر شخصی حتی ۲۹ سال در مشاغل سخت و زیان اور سابقه بیمه داشته باشد باید همان ۳۰ روز حقوق در ماه را بگیرد ونه سقف حقوق ۳۵ روز در ماه. واگر شخصی تا ۲۹ سال در شغلی دوام اورده و تامین اجتماعی به این شخص سختی کار داده اشتباه کرده چون شخصی که از ۲۵ سال تا ۲۹ سال در شغلی دوام اورده پس شغلش انقدرها هم سخت نبوده که توانسته ۲۵ سال به بالا در ان شغل تحمل کرده ودوام اورده و اصلا نباید جزو مشاغل سخت قرار میگرفته .در اخر اصلاح قوانین مشاغل سخت و زیان اور تا وقتی که جمعیت انها زیادتر نشده باید تغییرات انجام شود وگرنه اینکار با افزایش متقاضیان و مشمولان سخت تر میشود. و واقعا این به دور از انصاف و عدالت است شخصیکه ۲۳ سال و ۴ ماه سابقه داشته باشد ۳۵ روز حقوق یعنی سقف سابقه تامین اجتماعی را بگیرد وهر سال افزایش حقوقش باید ضربدر ۳۵ روز شود و نه ۳۰ روز، و ۵ روز واقعا عدد بزرگی میباشد برای افزایش حقوق. چرا باید شخصیکه ۶سال و ۸ ماه هنوز مانده حتی عدد ۳۰ سال را پر کند(۶/۸=۲۳/۴_ ۳۰) باید ۳۵ روز حقوق در ماه بگیرد چه برسد که بخاهد ۳۵ سال کار کند.و این ظلم به اشخاصی میباشد که جزو مشاغل سخت و زیان اور قرار نمیگیرند چون برای اینکه بخاهند سقف سنوات بیمه تامین اجتماعی را بدست اورند باید ۳۵ سال کار کنند، خیلی از این اشخاص حتی عدد ۳۰ سال سابقه را هم به دلایل مختلف نمیتوانند کار کنند چه برسد ۳۵ سال. اگر دولت محترم فقط سقف حقوق بازنشستگان پیش از موعد علی الخصوص سخت و زیان اور را بردارند و بقیه موارد قوانین موجود سخت و زیان اور ثابت بماند و تغییر نکند و حتی شرط سنی هم لحاظ نشود و مثل قبل باشد، هم این بیعدالتی پاک میشود و هم ۵ روز حقوق به نفع دولت و تامین اجتماعی رقم میخورد چون قریب به ۹۰ درصد اشخاصی که سختی کار به انها تعلق میگیرد برای اینکه سقف حقوق ۳۵ روز را بگیرند ۳ سال و ۴ ماه از ۲۰ سال را اضافه تر میمانند. که این ۳ سال و ۴ ماه به چشم به هم زدنی میگذرد. وچون تعداد بازنشستگان مشاغل سخت وزیان اور بخاطر ضعف قوانین موجود شرکتها یکی پس از دیگری به راحتی سختی کار میگیرند با افزایش تصاعدی در هر سال مواجه خاهد شد و حتی تعداد بازنشستگان مشاغل سخت به عدد ۷۰ درصد کل بازنشسته ها خاهد رسید انهم بازنشستگانی که دولت و تامین اجتماعی به جای ۳۰ روز حقوق باید ۳۵ روز حقوق به انها دهد. با التماس دقت و ریزبینی در این لایحه خداوند یار ونگهدارتان.
ناشناس
۱۲:۴۵ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳
باسلام. پیشنهاد. اگر خرید سنوات سابقه تا ۵ سال برای سایر سوابق هم اجرا بشود البته به صورت تصاعدی و اختیاری.هم برای تامین اجتماعی درامد زا میباشد وهم برای بازنشستگان ارتقا ایجاد میشود وباعث رضایتمندی بین انها میشود مثلا اگر شخص ۳۰ سال سابقه دارد با خرید ۵ سال سنوات بصورت نقدی یا قسطی سابقه اش ۳۵ سال بشود ولی برای خرید سابقه از ۳۰ تا ۳۵ سال مثلا ۷ برابر پرداخت حق بیمه معمول باید بپردازد که این میشود مساوی ۳۵ سال پرداخت حق بیمه شخص بیمه پرداز معمولی در عرض ۵ سال (۳۵سال= ۵سال×۷) ویا اگر شخصی ۱۷ سال سابقه داشته باشد با خرید ۵ سال سابقه بصورت نقدی یا قسطی سابقه اش به ۲۲ سال ارتقا پیدا کند .و مثلا باید ۴ برابر حق بیمه معمول پرداخت کند. که میشود ۲۰ سال سابقه حق پرداخت بیمه معمولی در عرض ۵ سال. ضمانت این خرید سنوات هم باید حقوق بازنشسته باشد.باتشکر..............طرح بیمه پردازی بعد از بازنشستگی تا ۵ سال. با عرض سلام خدمت رییس محترم تامین اجتماعی. موضوع: طرح برای افزایش رضایتمندی و امید بازنشستگان که به خانواده انها هم سرایت میکند و همچنین درامدزایی چند برابری تامین اجتماعی. احتراما به عرض میرسانم. همانطور که طرحی برای خرید سنوات بازنشستگان از ۵ تا ۱۰ سال تایید وتصویب شده این طرح باید تسری پیدا بکند و شامل حال تمام سوابق حتی تا بالا ترین سابقه نیز بشود با این فرق که خرید سابقه برای بازنشستگان با سابقه بالاتر چند برابر باشد وبه صورت قسطی برای افراد کم درامد و یا نقدی باشد بستگی به توانایی مالی شخص وبه اینصورت باشد که حتی خرید سال سابقه نیز اختیاری باشد ولی حد ان تا ۵ سال باشد و بعد از قرارداد شخص با تامین اجتماعی یک حساب بیمه جدا برای شخص باز شود مثل حساب بیمه خویش فرما وسوابق در ان محاسبه شود حالا اگر نقدی باشد هر ماه از ان مبلغ کم شود وبه سابقه شخص اضافه شود واگر قسطی باشد که هر ماه شخص باید مثل حساب پرداخت خویش فرما انرا پرداخت کند. وتاکید میشود،پس از اتمام مدت قرارداد محاسبه شود وبه سابقه شخص اضافه گردد . به طور مثال کسی که سابقه ۳۰ سال دارد با خرید ۵ سال سابقه، سابقه اش به ۳۵ سال برسد بعد از ۵ سال.ویا کسیکه ۱۷ سال سابقه دارد با خرید سابقه تا ۵ سال سابقه اش به ۲۲ سال برسد. درست مثل بیمه پردازانی که قبل از بازنشستگی بیمه خویش فرما برای خود پرداخت میکنند. و ضامن دریافتیه ان حقوق خود بازنشسته باشد. حالامیشود در متن قرارداد گنجانده شود که از حقوق بازنشستگی کم شود ویا اینکه بازنشسته خودش هر ماه حق بیمه را بپردازد لازم به ذکر است سود این طرح این است که حقوق بازنشسته قطع نمیشود وحتی میشود منبعی برای پرداخت حق بیمه شخص ومنبع درامد جدید برای تامین اجتماعی که هر دو طرف از این قضیه نفع میبرند وحتی نفع ان برای تامین اجتماعی از بیمه پردازان عادی بیشتر وچند برابر میشود. چون شخص بازنشسته به صورت اختیاری برای ارتقای سابقه اش تشویق وراضی میشود که حتی چند برابر مبلغ بیمه پردازان خویش فرما حق بیمه بدهد وچون تا ۵ سال میباشد وزمان زیادی نیست سود ان برای تامین اجتماعی مساوی ۱۰ سال تا ۳۵ سال حق بیمه فردی میشود که بازنشسته نیست وبیمه خویش فرما میپردازد مثلا برای خرید سوابق ۱۰ سال تا ۱۵ سال شخص سه برابر بیمه پرداز معمولی بپردازد و برای خرید سوابق از ۱۵ سال تا ۲۰ سال شخص ۴ برابر نرخ بیمه معمول و برای خرید سوابق ۲۰ تا ۲۵ سال شخص ۵ برابر حق بیمه معمول وبرای سوابق ۲۵ تا ۳۰ سال شخص ۶ برابر حق بیمه معمول و برای خرید سوابق ۳۰ تا ۳۵ سال شخص ۷ برابر حق بیمه معمول بپردازد یعنی مساوی ۳۵ سال پرداخت حق بیمه شخصی که دارد به صورت عادی بیمه پرداخت میکند(۳۵سال=۵سال×۷) و این یعنی اینکه تامین اجتماعی در عرض ۵ سال توانسته حق بیمه ۳۵ سالِ یک شخص بیمه پرداز عادی را دریافت کند ...........
ناشناس
۱۲:۴۴ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳
طرح برای درامد زایی تامین اجتماعی و ایجاد رضایتمندی برای بازنشستگان و خانوادشان. باید طرح خرید سابقه حق پرداخت بیمه بازنشستگان را که برای سوابق زیر ده سال تصویب واجرایی شده برای تمام سوابق دیگر بدون محدودیت تصویب و اجرایی شود و حداکثر خرید سابقه تا سقف ۵ سال باشد ولی با این تفاوت که خرید سابقه برای سوابق دیگر اختیاری و بصورت تصاعدی باشد. مثلا اینگونه باشد که خرید سابقه برای سوابق کمتر از ده سال، یک برابر یا مساوی با حق بیمه معمول باشد. و خرید سابقه برای سوابق ده سال تا ۱۵ سال ۱/۵ برابر حق بیمه معمول باشد. و خرید سابقه برای سوابق ۱۵ تا ۲۰ سال دو برابر حق بیمه معمول .و خرید سابقه برای سوابق ۲۰ تا ۲۵ سال ۲/۵ برابر حق بیمه معمول باشد و برای سوابق ۲۵ تا ۳۰ سال ۳ برابر حق بیمه معمول و برای سوابق ۳۰ تا ۳۵ سال ۴ برابر حق بیمه معمول باشد واین سابقه به سابقه اصلی بازنشسته اضافه شود. و خرید سابقه به دو صورت انجام شود یکی به صورت نقدی که اگر شخص به صورت نقدی خرید سابقه کرد از ماه بعد افزایش سابقه اش اعمال شود یا اینکه بصورت قسطی سابقه اش را بخرد ولی با توجه به تعیین مبلغ حق بیمه همان سال که افزایش پیدا میکند. و ضامن این پرداخت حق بیمه هم حقوق بازنشسته باشد.
ناشناس
۱۲:۴۴ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳
خیلی مهم. از طرف یکی از کارکنان قسمت فنی شرکت هواپیمایی . برسد به دست رییس محترم شعبه ۱۷.در مورد سختی کار مهمانداران لطفا بازرسی مجدد انجام شود. به دلیل اینکه شرایط کاری مهمانداران نسبت به سالهای قبل خیلی بهتر شده هم کاور روی پنجره های هواپیما برای جلوگیری از اشعه نصبشده وهم دیگر مهمانداران صندوقهای پذیرایی مسافر را از طریق دستی بالا نمی اورند واز طریق بالابر این کار انجام میشودوهم برای جلوگیری از صدا در کابین هواپیما اطراف دربهای هواپیما عایق بندی جدید انجام شده وسرو صدا به میزان استاندارد کم شده و هم برای کاهش استرس انها ترانسپورت در نظر گرفته شده و مهمانداران هیچ هزینه ای را بابت حمل ونقل نمیپردازند وهم حقوق بالا به انها داده میشود و ساعت پرواز انها در هفته هم به صورت استاندارد درامده چند ایتم دیگر که از دلایل قرار گرفتن در مشاغل سخت به حساب می امد کاسته شده و لذا به دلیل هزینه بر بودن این قضیه برای شرکت مسوولین شرکت هم راضی میباشند تا کارشناس وبازرسان شعبه شما برای لغو سخت وز یان اور به دلیل بهبود شرایط محیط کار مهمانداران مورد بازبینی قرار دهند وان را لغو و باطل کنند .....جدیدا دو تا از شرکتهای هواپیمایی سختی کار گرفتند که اگر جلوی سختی کار انها گرفته نشود شرکتهای هواپیمایی دیگر هم به تبعیت از انها سختی کار میگیرند واقعا شغل مهمانداری هواپیما کجاش به سختی کار میخوره .واین قضیه میتونه بار مالی صندوق بارنشستگی تامین اجتماعی را زیاد کنه....... در پیرو سخنان شما که بعضی به ناحق سختی کار گرفته اند باید عرض شود یک نمونه ی ان شغل مهماندار هواپیما است که جدیدا دو شرکت هواپیمایی موفق شده اند سختی کار بگیرند که اگر جلوی این امر گرفته نشود تمام شرکتهای هواپیمایی دیگر به تبعیت از این دو شرکت معدود سختی کار را برای مهماندارانشان میگیرند وفشار قابل ملاحظه ای روی صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی خاهند اورد به چند دلیل این شغل نه تنها سخت نیست بلکه جزو مشاغل لوکس میباشد....... ۲ شرکت هواپیمایی برای مهماندارانشان سختی کار گرفته اند در صورتی‌که مهمانداری جزو مشاغل لوکس میباشد دلیل واضح وقدرتمند اینکه دست وپا زدن دخترها وپسرهای جوان برای این شغل است چون اگر این شغل سخت بود ایا دخترها وپسرهای سوسول و نازنازی و در پر قو بزرگ شده ی این دوره زمونه اینجوری سرودست نمیشکستند در صورتیکه شغلهای دیگری میباشند که واقعا سخت میباشند ولی جزو مشاغل سخت قرار نمیگیرند وایا این عدالت است . واکثر مهماندارهای خانم فقط برای پز دادن وفخرفروشی در اینستا وشبکه های مجازی به سمت این شغل میروند همچنین مهماندارهای پسر هم برای جذابیت این شغل در ارتباط با جنس مخالف وهمچنین راحتی این شغل و پز دادن به اطرافیان که مثلا من در فلان شرکت هواپیمایی کار میکنم ومجانی با هزینه شرکت به شهرهای مختلف در هتلهای ۴ستاره و۵ستاره میروم همچنین ماشین شرکت مرا از در خانه تا دم در ترمینال میبرد ومی اورد وهیچ دغدغه ایاب وذهاب ندارم و حتی یک مدیر هم همچنین مزایایی ندارد وهزارتا مزایای دیگر. در نتیجه باید جلو ی سختی کار این دو شرکت گرفته شود که اگر گرفته نشود تمام شرکتهای هواپیمایی به تبعیت از این دو شرکت سختی کار برای مهماندارانشان میگیرند واین بیعدالتی نسبت به مشاغل دیگر است که حق سختی کار دارند ولی به جای انها این مهمانداران مغرور و پر دک وپز وفخر فروش باید سختی کار بگیرند وهم فشار مالی روی صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی بیاید.....ودلیل دیگر که این شغل جزو مشاغل سخت نیست وحتی جزو مشاغل لوکس وخیلی راحته این است که خلبانان تا ۶۵ سالگی میتوانند پرواز کنند یعنی اگر شخصی دو سال خدمت برود و در سن ۲۰ سالگی خدمتش تمام شود ودر سن ۲۱ سالگی وارد دانشکده خلبانی بشود ودو سال بعد فارغ التحصیل بشود چون دوره میانگین اموزش خلبانی ۲ سال است میشود ۲۳ ساله و این شخص ۴۲ سال دیگرمیتواند تا ۶۵ سالگی خلبان باشد طبق قوانین سازمان هواپیمایی کشوری و بین المللی. در صورتیکه همان شرایط محیطی و کاری که برای مهمانداران هست برای خلبانان حتی بیشتر هست مثل استرس و اشعه خورشید که در کابین خلبانان شرکت سازنده هواپیما به خاطر مسایل ایمنی اصلا کاور پنجره تعبیه نمیکنه ولی در کابین مسافر که محل کار مهمانداران است تمام پنجره ها کاور پنجره دارند همچنین مهمانداران هواپیما اصلا بار سنگین جابجا نمیکنند چون برای بالا بردن وپایین اوردن هر چیزی از بالابر ونفرات خدمات پای پرواز استفاده میشود منظور این است که چطور خلبان با همان شرایط محیطی مهمانداران حتی پر استرس تر و با مسوولیت بسیار بیشتر باید تا ۶۵ سالگی کار کند با سابقه ۴۲ سال ولی مهمانداران باید سختی کار بگیرند و با سابقه ۲۰ سال بازنشسته شوند که این بیعدالتی میباشد در حق مشاغل دیگر که واقعا سخت هستند وجزو مشاغل سخت هستند ولی نمیتوانند سختی کار بگیرند....
ناشناس
۱۲:۴۴ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳
خیلی مهم. از طرف یکی از کارکنان قسمت فنی شرکت هواپیمایی . برسد به دست رییس محترم شعبه ۱۷.در مورد سختی کار مهمانداران لطفا بازرسی مجدد انجام شود. به دلیل اینکه شرایط کاری مهمانداران نسبت به سالهای قبل خیلی بهتر شده هم کاور روی پنجره های هواپیما برای جلوگیری از اشعه نصبشده وهم دیگر مهمانداران صندوقهای پذیرایی مسافر را از طریق دستی بالا نمی اورند واز طریق بالابر این کار انجام میشودوهم برای جلوگیری از صدا در کابین هواپیما اطراف دربهای هواپیما عایق بندی جدید انجام شده وسرو صدا به میزان استاندارد کم شده و هم برای کاهش استرس انها ترانسپورت در نظر گرفته شده و مهمانداران هیچ هزینه ای را بابت حمل ونقل نمیپردازند وهم حقوق بالا به انها داده میشود و ساعت پرواز انها در هفته هم به صورت استاندارد درامده چند ایتم دیگر که از دلایل قرار گرفتن در مشاغل سخت به حساب می امد کاسته شده و لذا به دلیل هزینه بر بودن این قضیه برای شرکت مسوولین شرکت هم راضی میباشند تا کارشناس وبازرسان شعبه شما برای لغو سخت وز یان اور به دلیل بهبود شرایط محیط کار مهمانداران مورد بازبینی قرار دهند وان را لغو و باطل کنند .....جدیدا دو تا از شرکتهای هواپیمایی سختی کار گرفتند که اگر جلوی سختی کار انها گرفته نشود شرکتهای هواپیمایی دیگر هم به تبعیت از انها سختی کار میگیرند واقعا شغل مهمانداری هواپیما کجاش به سختی کار میخوره .واین قضیه میتونه بار مالی صندوق بارنشستگی تامین اجتماعی را زیاد کنه....... در پیرو سخنان شما که بعضی به ناحق سختی کار گرفته اند باید عرض شود یک نمونه ی ان شغل مهماندار هواپیما است که جدیدا دو شرکت هواپیمایی موفق شده اند سختی کار بگیرند که اگر جلوی این امر گرفته نشود تمام شرکتهای هواپیمایی دیگر به تبعیت از این دو شرکت معدود سختی کار را برای مهماندارانشان میگیرند وفشار قابل ملاحظه ای روی صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی خاهند اورد به چند دلیل این شغل نه تنها سخت نیست بلکه جزو مشاغل لوکس میباشد....... ۲ شرکت هواپیمایی برای مهماندارانشان سختی کار گرفته اند در صورتی‌که مهمانداری جزو مشاغل لوکس میباشد دلیل واضح وقدرتمند اینکه دست وپا زدن دخترها وپسرهای جوان برای این شغل است چون اگر این شغل سخت بود ایا دخترها وپسرهای سوسول و نازنازی و در پر قو بزرگ شده ی این دوره زمونه اینجوری سرودست نمیشکستند در صورتیکه شغلهای دیگری میباشند که واقعا سخت میباشند ولی جزو مشاغل سخت قرار نمیگیرند وایا این عدالت است . واکثر مهماندارهای خانم فقط برای پز دادن وفخرفروشی در اینستا وشبکه های مجازی به سمت این شغل میروند همچنین مهماندارهای پسر هم برای جذابیت این شغل در ارتباط با جنس مخالف وهمچنین راحتی این شغل و پز دادن به اطرافیان که مثلا من در فلان شرکت هواپیمایی کار میکنم ومجانی با هزینه شرکت به شهرهای مختلف در هتلهای ۴ستاره و۵ستاره میروم همچنین ماشین شرکت مرا از در خانه تا دم در ترمینال میبرد ومی اورد وهیچ دغدغه ایاب وذهاب ندارم و حتی یک مدیر هم همچنین مزایایی ندارد وهزارتا مزایای دیگر. در نتیجه باید جلو ی سختی کار این دو شرکت گرفته شود که اگر گرفته نشود تمام شرکتهای هواپیمایی به تبعیت از این دو شرکت سختی کار برای مهماندارانشان میگیرند واین بیعدالتی نسبت به مشاغل دیگر است که حق سختی کار دارند ولی به جای انها این مهمانداران مغرور و پر دک وپز وفخر فروش باید سختی کار بگیرند وهم فشار مالی روی صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی بیاید.....ودلیل دیگر که این شغل جزو مشاغل سخت نیست وحتی جزو مشاغل لوکس وخیلی راحته این است که خلبانان تا ۶۵ سالگی میتوانند پرواز کنند یعنی اگر شخصی دو سال خدمت برود و در سن ۲۰ سالگی خدمتش تمام شود ودر سن ۲۱ سالگی وارد دانشکده خلبانی بشود ودو سال بعد فارغ التحصیل بشود چون دوره میانگین اموزش خلبانی ۲ سال است میشود ۲۳ ساله و این شخص ۴۲ سال دیگرمیتواند تا ۶۵ سالگی خلبان باشد طبق قوانین سازمان هواپیمایی کشوری و بین المللی. در صورتیکه همان شرایط محیطی و کاری که برای مهمانداران هست برای خلبانان حتی بیشتر هست مثل استرس و اشعه خورشید که در کابین خلبانان شرکت سازنده هواپیما به خاطر مسایل ایمنی اصلا کاور پنجره تعبیه نمیکنه ولی در کابین مسافر که محل کار مهمانداران است تمام پنجره ها کاور پنجره دارند همچنین مهمانداران هواپیما اصلا بار سنگین جابجا نمیکنند چون برای بالا بردن وپایین اوردن هر چیزی از بالابر ونفرات خدمات پای پرواز استفاده میشود منظور این است که چطور خلبان با همان شرایط محیطی مهمانداران حتی پر استرس تر و با مسوولیت بسیار بیشتر باید تا ۶۵ سالگی کار کند با سابقه ۴۲ سال ولی مهمانداران باید سختی کار بگیرند و با سابقه ۲۰ سال بازنشسته شوند که این بیعدالتی میباشد در حق مشاغل دیگر که واقعا سخت هستند وجزو مشاغل سخت هستند ولی نمیتوانند سختی کار بگیرند....
ناشناس
۱۲:۴۳ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳
مهم و فوری. اگر این متن را تا اخر با دقت بخانید نکات مهمی به صورت رمز در ان نهفته. برسد به دست رییس جمهور محترم و رییس مجلس محترم و رییس محترم تامین اجتماعی و هر مسوول مرتبط با این متن.در ابتدا تاکید میشود که نباید سن بازنشستگی مربوط به مشاغل سخت افزایش پیدا کند بلکه به دلایل و توضیحات جالب زیر باید سقف سابقه ارفاقی مشاغل سخت حداکثر ۳۰ روز حقوق در ماه باشد و نه ۳۱ روز یا ۳۲ روز یا ۳۳ روز یا ۳۴ روز یا ۳۵ روز. و این حق بازنشستگان سخت و زیان اور است که با بیست سال سابقه و بدون شرط سنی، حقوق کامل سی روز در ماه را بگیرند، در صورتیکه این حقوق سی روز در ماه ثابت بماند. یعنی حداکثر سنوات ارفاقی انها ۳۰ روز حقوق در ماه باشد حتی اگر سابقه شخص از بیست سال، تا سی سال بالا رود. این مقدمه پیش درامدی بود برای مطالب زیر که بسیار جالب و مهم میباشد. تمام جملات مثل زنجیر به هم وصله و باید تمام ان مخصوصا قسمتهای اخر با دقت خانده شود تا جلوی یکی از معضلاتی که گریبان تامین اجتماعی را در اینده نزدیک خاهد گرفت و بودجه کشور را خاهد بلعید گرفته شود. در اینجا با یک زبان ساده و نسبتا دقیق وتا حدی از لحاظ شرعی و علمی و منطقی در مورد یک واقعیت توضیح داده میشود.برای اینکه از ضرر بازنشستگیهای پیش از موعد جلوگیری شود نباید سن ان را افزایش داد به دلیل اینکه افزایش سن تاثیرگذار نیست چون فوقش به طور میانگین چند سال مثلا ۴ سال به ان افزوده میشود ولی چیزی که اثر این افزایش سن بازنشستگی را در مشاغل سخت و زیان اور در تامین اجتماعی، نه تنها خنثی بلکه منفی میکند این است که با افزایش سن بازنشستگی در مشاغل سخت سنوات ارفاقی انها هم بالا میرود . و با افزایش سن بازنشتگی دولت و تامین اجتماعی باید به ازای هر ۸ ماه افزایش، یک سال یا به ازای هر یک سال افزایش، یک سال و نیم به شخص حقوق اضافی پرداخت کنند .چون در مشاغل سخت هر ۸ ماه کار مساوی است با یک سال کار در مشاغل عادی. برای اینکه این لایحه جواب بدهد باید حداکثر سابقه ارفاقی در مشاغل سخت در عدد ۳۰ ثابت بشود یعنی اگر شخص از ۲۰ تا ۳۰ سال در مشاغل سخت سابقه کار داشته باشد سنوات ارفاق او باید حداکثر ۳۰ روز در ماه، حقوق باشد ونه ۳۱ روز یا ۳۲ روز یا ۳۳ روز یا ۳۴ روز یا ۳۵ روز. چون در تامین اجتماعی شخص بیمه دهنده میتواند تا ۳۵ روز در ماه حقوق بگیرد. و قانونی تصویب شودکه اگر شخصی از ۲۶ سال تا ۲۸ سال در شغلی سابقه داشت دیگر به او سخت و زیان اور تعلق نگیرد چون وقتی شخصی از ۲۶ سال تا ۲۸ سال در شغلی دوام داشته یعنی شغلش سخت نبوده که توانسته ۲۶ سال در ان دوام بیاورد، و باید ۴ سال دیگر کار کند و ۳۰ ساله، بازنشسته عادی شود. وبا این شرایط اقتصادی و کسری بودجه اصلا چه دلیلی دارد به بازنشستگان مشاغل سخت حقوق بیشتر از سی روز در ماه داده شود وقتیکه انها بیشتر از سی سال کار نکرده اند، تا زمانیکه تعداد انها زیادتر نشده باید این قانون تغییر کند توجه داشته باشید که دست و دلبازی و بخشش از بودجه بیت المال حدی دارد وبیشتر از ان موجب خسران و غیر شرعی میباشد. چون هم به بخشش کننده که دولت و تامین اجتماعی است ضربه میزند و هم موجب شکاف عمیق و بیعدالتی با بازنشستکان عادی میشود که برای گرفتن سنوات بالاتر از سی سال باید بیشتر از سی سال واقعی کار کنند ولی بازنشستکان مشاغل سخت برای گرفتن سنوات بالاتر از سی سال فقط باید کمی بیشتر از بیست سال غیرواقعی کار کنند که چون معیار مشخصی برای سنجش میزان یا ارزش واقعی سختی کار وجود ندارد چه بسا با زد و بند و حتی ضعف قانون باعث میشود کاری که چه بسا از یک کار عادی ساده تر باشد جزو مشاغل سخت قرار بگیرد. در نتیجه باید با وضع قوانین جدید، خیلی از مشاغلی که به ناحق و به اسانی سختی کار گرفته اند همانگونه باید سختی کار انها به سادگی پس گرفته شود چون حتی خیلی از اشخاصی که در مشاغل عادی کار میکنند حتی به عدد ۳۰ سال بنا به دلایل مختلف مثل مریضی، اخراج، مهاجرت، گرفتاری، فوت، و .... نمیرسند چه برسد به سابقه بالاتر از سی سال. خیلی از مدیران رده بالا هم بنا به یکی از دلایل فوق، شاید نتوانند به سابقه سی سال و بالاتر از سی سال برسند. پس اصلا چه دلیلی دارد که به بازنشستگان مشاغل سخت امتیازی داده شود که حتی یک مدیر ارشد هم شاید نتواند به ان برسد .چون اکثر بازنشستگان مشاغل سخت تحصیلات دانشگاهی ندارند و سریع جذب کار میشوند با احتساب ۲ سال بیمه سربازی، شخص اگر ۲۲ سال دیگر کار کند در سن ۴۲ سالگی وبا سابقه ۲۴ سال، سقف سابقه تامین اجتماعی یعنی ۳۵ سال را میگیرد .(۳۵=۳۳+۲=۱/۵×۲۲+۲). و در اینجا دولت و تامین اجتماعی به بازنشسته مشاغل زیان اور و سخت ۴ مزیت را یکجا داده، یعنی خر، خرما، پالون و پول. مزیت خر یعنی شخص در جوانی با ۴۲ سال سن بازنشسته شود، مزیت خرما یعنی حقوق کامل ۳۰ روز، مزیت پالون یعنی به شخص چون بازنشسته و جوان است اجازه داده میشود دوباره یک شغل را اشغال کند و مزیت پول یعنی شخص تنها با ۲۳ سال و ۴ ماه میتواند سقف سابقه حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز در ماه را دریافت کند(۳۵=۱/۵×۲۳/۴). نکته اینجاس که اگر طبق ضرب المثل یا خر را میخاهی یا خرما، بخاهیم عمل کنیم باید یک مزیت به بازنشستگان مشاغل سخت بدهیم . ولی حالا اگر دولت و تامین اجتماعی خاسته باشند به بازنشستگان مشاغل سخت امتیازی داده باشند و لطفی بزرگ به انها کنند و تقریبا عادلانه باشد و پا را فراتر از ضرب المثل بگذارند باید به انها ۳۰ روز حقوق کامل در ماه، با سابقه ۲۰ سال تا ۳۰ سال سابقه پرداخت حق بیمه، به انها بدهند یعنی سنوات ارفاقی حداکثر ۳۰ سال باشد با هر مقدار سابقه از ۲۰ تا ۳۰ سال کار و پرداخت حق بیمه. که میشود دو مزیت یعنی خر و خرما. همچنین وقتی شخصی ببیند که در سن ۴۲ سالگی دارد سقف سابقه حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز در ماه را میگیرد چنان غروری به او دست میدهد که خود را بی نیاز و رها از هر قید و بندی میبیند و ناخوداگاه چون جوان است اول میرود سراغ ناموس مردم و جنس مخالف ولی اگر به او ۳۰ روز حقوق در ماه تعلق بگیرد جلوی غروری که در ضمیر ناخوداگاهش بوجود میاید تا بگوید من سقف سابقه تامین اجتماعی ۳۵ روز در ماه را که حتی یک مدیر ارشد یا رده بالا حتی شاید نتواند به ان برسد بنا به دلایل مختلف که در بالا یاد شد مثل فوت،بیماری و .... را میگیرد و از این فکر غرور انگیزکه من حتما با این تحصیلات کم و در جوانی توانستم سقف سابقه تامین اجتماعی را بگیرم وحتما من با بقیه فرق میکنم جلوگیری میکند. وپیش خودش فکر میکند که حتی یک مدیر ارشد حتی نتواند تا سی سال کار بکند به دلایل مختلف که در بالا گفته شد و حتی به سن بازنشستگی ۳۰ سال برسد ولی من چه کسی هستم که در جوانی توانستم نه تنها حقوق کامل ۳۰ روز را بگیرم بلکه سقف سابقه تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز حقوق در ماه را بگیرم گه تعداد خیلی کمی از بازنشسته های عادی میتوانند با گذراندن سالهای طولانی بدست بیاورند ومن با ۱۱ سال و ۸ ماه کوتاهتر توانستم انرا بدست بیاورم، با سابقه پفکیه ۲۳ سال و ۴ ماه. وبعد به ریش دولت و تامین اجتماعی وتمام مدیران و بازنشسته های عادی قهقهه میزند و میگوید من توانستم به سقف قله سابقه حقوق تامین اجتماعی که حقوق ۳۵ روز در ماه است برسم که انها یعنی مدیران ارشد و بازنشستگان عادی حالا حالا ها باید بدوند تا به جایی که من الان رسیدم برسند.پس ثابت شد هم از لحاظ اخلاقی و شرعی و علمی و منطقی و رعایت عدالت حتی نسبت به مدیران و بازنشستگان عادی باید حداکثر سابقه ارفاقی به بازنشستگان مشاغل سخت ۳۰ روز در ماه با هر مقدار سابقه پرداخت حق بیمه از ۲۰ سال تا ۳۰ سال باشد.همچنین علاوه بر امتیازهای بالا که شاید حتی از دید کارشناسان محترم تامین اجتماعی پنهان باشد و توی چشم نیاید و مثل خوره به جان سازمان افتاده امتیاز یا معضل دیگری وجود دارد که قطعا از دید حتی رییس محترم تامین اجتماعی پنهان است که حتی میتواند کمر تامین اجتماعی را با ادامه این روند تصاعدی بازنشستگی پیش از موعد خرد کند وان این است که کارکنان مشاغل سخت برای اینکه تامین اجتماعی به افزایش زیاد حق بیمه شک نکند دو سال باقیمانده به سابقه بیست سال خود به کارفرمای خود میگویند که من میخاهم با سابقه بیست سال بازنشسته شوم و چون مبنای حقوق بازنشستگی معدل دو سال اخر میباشد در نتیجه حق بیمه خود را تا جایی که امکان دارد تحت عنوان مزایای توافقی افزایش میدهد در صورتیکه او قصد ندارد با سابقه بیست سال بازنشسته شود و قصد اصلی او گرفتن سقف سابقه ۳۵ روز حقوق در ماه میباشد یعنی او برای گرفتن سقف سابقه باید فقط ۳ سال و ۴ ماه بیشتر از بیست سال حق بیمه بپردازد تا سابقه ۲۳ سال و ۴ ماه را بدست بیاورد و به سقف ۳۵ روز در ماه برسد یعنی با ریختن ۵ سال و ۴ ماه حق بیمه (۵/۴=۱۸_۲۳/۴)به گرفتن حداکثر حقوق تامین اجتماعی که ۷ برابر حداقل حقوق است نزدیک میشود وفقط با افزایش حدود ۵ سال حق بیمه که زیاد هم برای تامین اجتماعی سوداور نیست یک کلاه بزرگی سر تامین اجتماعی میگذارد که خود سازمان با این عریض و طویلی حتی متوجه ان نمیشود و در عوض تامین اجتماعی باید سالهای طولانی به شخص حقوق بالا که هر سال هم به صورت تصاعدی به ان اضافه میشود بپردازد و بازنشسته مشاغل سخت بعد شش ماه هر چی افزایش حق بیمه که به صورت قسطی و ناچیز به تامین اجتماعی داده بود را بدست میاورد و بعد از شش ماه خانه مینشیند و فارغ از غم عالم به صورت تصاعدی هر سال به حقوقش اضافه میشود و به ریش همه میخندد و اینهمه مزیت بدست اورده چرا؟ چون فقط اسم شغلش بصورت شانسی و بدون اندازه گیری و معیار دقیق جزو مشاغل سخت قرار گرفته پس با این ترفند و فریب علاوه بر گرفتن سابقه ۳۵ روز حقوق در ماه خود را به قله ی حداکثر حقوق یعنی ۷ برابر حداقل حقوق هم نزدیک میکند وبا اینکار شش هدف یا مزیت را با یک تیر میزند یعنی یک- در جوانی. دو- سقف سابقه سنوات حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز در ماه. سه- تنها با ۲۳ سال و ۴ ماه سابقه پفکی. چهار- به حداکثر حقوق تامین اجتماعی که ۷ برابر حداقل حقوق میباشد. پنج- تا اخر عمر. شش- در سالهای طولانی چون جوان است دریافت میکند. ولی بازنشستگان عادی چون اکثرا در سابقه سی سال بازنشسته میشوند در نتیجه نمیتوانند به صورت تصاعدی حق بیمه خود را بالا ببرند چون برای کارفرما مشخص است که انها با سابقه ۳۰ سال بازنشسته میشوند و این قضیه هم یکی دیگر از معضلات و تبعیضهایی میباشد که بین بازنشستگان مشاغل سخت و بازنشستگان عادی میباشد . کارکنان مشاغل سخت پیش خودشان میگویند که من ۲۰ سال را که کار کرده ام حالا ۳ سال و ۴ ماه که دیگه چیزی حساب نمیشه چشم بهم بزارم تموم میشه و سقف سابقه را بدست میاورم در صورتیکه در دل خود با تحقیر به بازنشستگان عادی و علی الخصوص مدیران که برای رسیدن به جایگاه مدیریت سالها درس خوانده اند و زحمت کشیده اند نگاه میکند و قهقهه میزند و در دل خود به انها میگوید شماها با این تحصیلات وسابقه بالاتر از من حتی به گرد منم نمیرسید و حالا حالاها باید بدوید تا به من برسید واخر کار شما تازه به اینجایی که من رسیده ام میرسید. واز این طریق کارفرما و تامین اجتماعی را فریب میدهد و با عنوان مزایای توافقی حق بیمه خود را افزایش میدهد تا بیشترین حقوق تامین اجتماعی را بتواند علاوه بر ۵ مزیت که در بالا ذکر شد کسب نماید. چون در تامین اجتماعی میانگین دو سال اخر میشود مبنای حقوق بازنشستگی. که این امر باعث میشود حدود ۵ سال به تامین اجتماعی حق بیمه بالاتر بدهد ولی از ان طرف چنان بلایی سر سازمان تامین اجتماعی میاورد که کل بودجه تامین اجتماعی باید صرف پرداخت حقوق بازنشستگان مشاغل سخت شود. چون شما فکر کن تامین اجتماعی باید حقوق بالای بازنشسته مشاغل سخت را تقسیم بر ۳۰ کند و عدد بدست امده را ضربدر ۳۵ یعنی حداکثر سابقه سنوات حق بیمه تامین اجتماعی کند. وببینید چه عدد بزرگی میشود که بصورت تصاعدی هر سال باید ضربدر ۳۵ بشود و نه ۳۰.همچنین برای جلوگیری از سوئ استفاده کارکنان مشاغل سخت برای رسیدن به حداکثر حقوق تامین اجتماعی که ۷ برابر حداقل دستمزد میباشد باید به جای میانگین دوسال اخر، میانگین ۳ یا ۴ سال اخر حقوق انها محاسبه گردد. پس ای هوار ای داد بیداد حداکثر سابقه ارفاقی به بازنشستگان مشاغل سخت نباید حتی یک روز بیشتر از ۳۰ روز حقوق در ماه با هر مقدار سابقه پرداخت حق بیمه از ۲۰ سال تا ۳۰ سال باشد. یعنی سابقه ارفاقی نباید ۳۱ روز یا ۳۲ روز یا ۳۳ روز یا ۳۴ روز یا ۳۵ روز حقوق در ماه باشد.
ناشناس
۱۲:۴۳ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳
مهم و فوری. اگر این متن را تا اخر با دقت بخانید نکات مهمی به صورت رمز در ان نهفته. برسد به دست رییس جمهور محترم و رییس مجلس محترم و رییس محترم تامین اجتماعی و هر مسوول مرتبط با این متن.در ابتدا تاکید میشود که نباید سن بازنشستگی مربوط به مشاغل سخت افزایش پیدا کند بلکه به دلایل و توضیحات جالب زیر باید سقف سابقه ارفاقی مشاغل سخت حداکثر ۳۰ روز حقوق در ماه باشد و نه ۳۱ روز یا ۳۲ روز یا ۳۳ روز یا ۳۴ روز یا ۳۵ روز. و این حق بازنشستگان سخت و زیان اور است که با بیست سال سابقه و بدون شرط سنی، حقوق کامل سی روز در ماه را بگیرند، در صورتیکه این حقوق سی روز در ماه ثابت بماند. یعنی حداکثر سنوات ارفاقی انها ۳۰ روز حقوق در ماه باشد حتی اگر سابقه شخص از بیست سال، تا سی سال بالا رود. این مقدمه پیش درامدی بود برای مطالب زیر که بسیار جالب و مهم میباشد. تمام جملات مثل زنجیر به هم وصله و باید تمام ان مخصوصا قسمتهای اخر با دقت خانده شود تا جلوی یکی از معضلاتی که گریبان تامین اجتماعی را در اینده نزدیک خاهد گرفت و بودجه کشور را خاهد بلعید گرفته شود. در اینجا با یک زبان ساده و نسبتا دقیق وتا حدی از لحاظ شرعی و علمی و منطقی در مورد یک واقعیت توضیح داده میشود.برای اینکه از ضرر بازنشستگیهای پیش از موعد جلوگیری شود نباید سن ان را افزایش داد به دلیل اینکه افزایش سن تاثیرگذار نیست چون فوقش به طور میانگین چند سال مثلا ۴ سال به ان افزوده میشود ولی چیزی که اثر این افزایش سن بازنشستگی را در مشاغل سخت و زیان اور در تامین اجتماعی، نه تنها خنثی بلکه منفی میکند این است که با افزایش سن بازنشستگی در مشاغل سخت سنوات ارفاقی انها هم بالا میرود . و با افزایش سن بازنشتگی دولت و تامین اجتماعی باید به ازای هر ۸ ماه افزایش، یک سال یا به ازای هر یک سال افزایش، یک سال و نیم به شخص حقوق اضافی پرداخت کنند .چون در مشاغل سخت هر ۸ ماه کار مساوی است با یک سال کار در مشاغل عادی. برای اینکه این لایحه جواب بدهد باید حداکثر سابقه ارفاقی در مشاغل سخت در عدد ۳۰ ثابت بشود یعنی اگر شخص از ۲۰ تا ۳۰ سال در مشاغل سخت سابقه کار داشته باشد سنوات ارفاق او باید حداکثر ۳۰ روز در ماه، حقوق باشد ونه ۳۱ روز یا ۳۲ روز یا ۳۳ روز یا ۳۴ روز یا ۳۵ روز. چون در تامین اجتماعی شخص بیمه دهنده میتواند تا ۳۵ روز در ماه حقوق بگیرد. و قانونی تصویب شودکه اگر شخصی از ۲۶ سال تا ۲۸ سال در شغلی سابقه داشت دیگر به او سخت و زیان اور تعلق نگیرد چون وقتی شخصی از ۲۶ سال تا ۲۸ سال در شغلی دوام داشته یعنی شغلش سخت نبوده که توانسته ۲۶ سال در ان دوام بیاورد، و باید ۴ سال دیگر کار کند و ۳۰ ساله، بازنشسته عادی شود. وبا این شرایط اقتصادی و کسری بودجه اصلا چه دلیلی دارد به بازنشستگان مشاغل سخت حقوق بیشتر از سی روز در ماه داده شود وقتیکه انها بیشتر از سی سال کار نکرده اند، تا زمانیکه تعداد انها زیادتر نشده باید این قانون تغییر کند توجه داشته باشید که دست و دلبازی و بخشش از بودجه بیت المال حدی دارد وبیشتر از ان موجب خسران و غیر شرعی میباشد. چون هم به بخشش کننده که دولت و تامین اجتماعی است ضربه میزند و هم موجب شکاف عمیق و بیعدالتی با بازنشستکان عادی میشود که برای گرفتن سنوات بالاتر از سی سال باید بیشتر از سی سال واقعی کار کنند ولی بازنشستکان مشاغل سخت برای گرفتن سنوات بالاتر از سی سال فقط باید کمی بیشتر از بیست سال غیرواقعی کار کنند که چون معیار مشخصی برای سنجش میزان یا ارزش واقعی سختی کار وجود ندارد چه بسا با زد و بند و حتی ضعف قانون باعث میشود کاری که چه بسا از یک کار عادی ساده تر باشد جزو مشاغل سخت قرار بگیرد. در نتیجه باید با وضع قوانین جدید، خیلی از مشاغلی که به ناحق و به اسانی سختی کار گرفته اند همانگونه باید سختی کار انها به سادگی پس گرفته شود چون حتی خیلی از اشخاصی که در مشاغل عادی کار میکنند حتی به عدد ۳۰ سال بنا به دلایل مختلف مثل مریضی، اخراج، مهاجرت، گرفتاری، فوت، و .... نمیرسند چه برسد به سابقه بالاتر از سی سال. خیلی از مدیران رده بالا هم بنا به یکی از دلایل فوق، شاید نتوانند به سابقه سی سال و بالاتر از سی سال برسند. پس اصلا چه دلیلی دارد که به بازنشستگان مشاغل سخت امتیازی داده شود که حتی یک مدیر ارشد هم شاید نتواند به ان برسد .چون اکثر بازنشستگان مشاغل سخت تحصیلات دانشگاهی ندارند و سریع جذب کار میشوند با احتساب ۲ سال بیمه سربازی، شخص اگر ۲۲ سال دیگر کار کند در سن ۴۲ سالگی وبا سابقه ۲۴ سال، سقف سابقه تامین اجتماعی یعنی ۳۵ سال را میگیرد .(۳۵=۳۳+۲=۱/۵×۲۲+۲). و در اینجا دولت و تامین اجتماعی به بازنشسته مشاغل زیان اور و سخت ۴ مزیت را یکجا داده، یعنی خر، خرما، پالون و پول. مزیت خر یعنی شخص در جوانی با ۴۲ سال سن بازنشسته شود، مزیت خرما یعنی حقوق کامل ۳۰ روز، مزیت پالون یعنی به شخص چون بازنشسته و جوان است اجازه داده میشود دوباره یک شغل را اشغال کند و مزیت پول یعنی شخص تنها با ۲۳ سال و ۴ ماه میتواند سقف سابقه حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز در ماه را دریافت کند(۳۵=۱/۵×۲۳/۴). نکته اینجاس که اگر طبق ضرب المثل یا خر را میخاهی یا خرما، بخاهیم عمل کنیم باید یک مزیت به بازنشستگان مشاغل سخت بدهیم . ولی حالا اگر دولت و تامین اجتماعی خاسته باشند به بازنشستگان مشاغل سخت امتیازی داده باشند و لطفی بزرگ به انها کنند و تقریبا عادلانه باشد و پا را فراتر از ضرب المثل بگذارند باید به انها ۳۰ روز حقوق کامل در ماه، با سابقه ۲۰ سال تا ۳۰ سال سابقه پرداخت حق بیمه، به انها بدهند یعنی سنوات ارفاقی حداکثر ۳۰ سال باشد با هر مقدار سابقه از ۲۰ تا ۳۰ سال کار و پرداخت حق بیمه. که میشود دو مزیت یعنی خر و خرما. همچنین وقتی شخصی ببیند که در سن ۴۲ سالگی دارد سقف سابقه حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز در ماه را میگیرد چنان غروری به او دست میدهد که خود را بی نیاز و رها از هر قید و بندی میبیند و ناخوداگاه چون جوان است اول میرود سراغ ناموس مردم و جنس مخالف ولی اگر به او ۳۰ روز حقوق در ماه تعلق بگیرد جلوی غروری که در ضمیر ناخوداگاهش بوجود میاید تا بگوید من سقف سابقه تامین اجتماعی ۳۵ روز در ماه را که حتی یک مدیر ارشد یا رده بالا حتی شاید نتواند به ان برسد بنا به دلایل مختلف که در بالا یاد شد مثل فوت،بیماری و .... را میگیرد و از این فکر غرور انگیزکه من حتما با این تحصیلات کم و در جوانی توانستم سقف سابقه تامین اجتماعی را بگیرم وحتما من با بقیه فرق میکنم جلوگیری میکند. وپیش خودش فکر میکند که حتی یک مدیر ارشد حتی نتواند تا سی سال کار بکند به دلایل مختلف که در بالا گفته شد و حتی به سن بازنشستگی ۳۰ سال برسد ولی من چه کسی هستم که در جوانی توانستم نه تنها حقوق کامل ۳۰ روز را بگیرم بلکه سقف سابقه تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز حقوق در ماه را بگیرم گه تعداد خیلی کمی از بازنشسته های عادی میتوانند با گذراندن سالهای طولانی بدست بیاورند ومن با ۱۱ سال و ۸ ماه کوتاهتر توانستم انرا بدست بیاورم، با سابقه پفکیه ۲۳ سال و ۴ ماه. وبعد به ریش دولت و تامین اجتماعی وتمام مدیران و بازنشسته های عادی قهقهه میزند و میگوید من توانستم به سقف قله سابقه حقوق تامین اجتماعی که حقوق ۳۵ روز در ماه است برسم که انها یعنی مدیران ارشد و بازنشستگان عادی حالا حالا ها باید بدوند تا به جایی که من الان رسیدم برسند.پس ثابت شد هم از لحاظ اخلاقی و شرعی و علمی و منطقی و رعایت عدالت حتی نسبت به مدیران و بازنشستگان عادی باید حداکثر سابقه ارفاقی به بازنشستگان مشاغل سخت ۳۰ روز در ماه با هر مقدار سابقه پرداخت حق بیمه از ۲۰ سال تا ۳۰ سال باشد.همچنین علاوه بر امتیازهای بالا که شاید حتی از دید کارشناسان محترم تامین اجتماعی پنهان باشد و توی چشم نیاید و مثل خوره به جان سازمان افتاده امتیاز یا معضل دیگری وجود دارد که قطعا از دید حتی رییس محترم تامین اجتماعی پنهان است که حتی میتواند کمر تامین اجتماعی را با ادامه این روند تصاعدی بازنشستگی پیش از موعد خرد کند وان این است که کارکنان مشاغل سخت برای اینکه تامین اجتماعی به افزایش زیاد حق بیمه شک نکند دو سال باقیمانده به سابقه بیست سال خود به کارفرمای خود میگویند که من میخاهم با سابقه بیست سال بازنشسته شوم و چون مبنای حقوق بازنشستگی معدل دو سال اخر میباشد در نتیجه حق بیمه خود را تا جایی که امکان دارد تحت عنوان مزایای توافقی افزایش میدهد در صورتیکه او قصد ندارد با سابقه بیست سال بازنشسته شود و قصد اصلی او گرفتن سقف سابقه ۳۵ روز حقوق در ماه میباشد یعنی او برای گرفتن سقف سابقه باید فقط ۳ سال و ۴ ماه بیشتر از بیست سال حق بیمه بپردازد تا سابقه ۲۳ سال و ۴ ماه را بدست بیاورد و به سقف ۳۵ روز در ماه برسد یعنی با ریختن ۵ سال و ۴ ماه حق بیمه (۵/۴=۱۸_۲۳/۴)به گرفتن حداکثر حقوق تامین اجتماعی که ۷ برابر حداقل حقوق است نزدیک میشود وفقط با افزایش حدود ۵ سال حق بیمه که زیاد هم برای تامین اجتماعی سوداور نیست یک کلاه بزرگی سر تامین اجتماعی میگذارد که خود سازمان با این عریض و طویلی حتی متوجه ان نمیشود و در عوض تامین اجتماعی باید سالهای طولانی به شخص حقوق بالا که هر سال هم به صورت تصاعدی به ان اضافه میشود بپردازد و بازنشسته مشاغل سخت بعد شش ماه هر چی افزایش حق بیمه که به صورت قسطی و ناچیز به تامین اجتماعی داده بود را بدست میاورد و بعد از شش ماه خانه مینشیند و فارغ از غم عالم به صورت تصاعدی هر سال به حقوقش اضافه میشود و به ریش همه میخندد و اینهمه مزیت بدست اورده چرا؟ چون فقط اسم شغلش بصورت شانسی و بدون اندازه گیری و معیار دقیق جزو مشاغل سخت قرار گرفته پس با این ترفند و فریب علاوه بر گرفتن سابقه ۳۵ روز حقوق در ماه خود را به قله ی حداکثر حقوق یعنی ۷ برابر حداقل حقوق هم نزدیک میکند وبا اینکار شش هدف یا مزیت را با یک تیر میزند یعنی یک- در جوانی. دو- سقف سابقه سنوات حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز در ماه. سه- تنها با ۲۳ سال و ۴ ماه سابقه پفکی. چهار- به حداکثر حقوق تامین اجتماعی که ۷ برابر حداقل حقوق میباشد. پنج- تا اخر عمر. شش- در سالهای طولانی چون جوان است دریافت میکند. ولی بازنشستگان عادی چون اکثرا در سابقه سی سال بازنشسته میشوند در نتیجه نمیتوانند به صورت تصاعدی حق بیمه خود را بالا ببرند چون برای کارفرما مشخص است که انها با سابقه ۳۰ سال بازنشسته میشوند و این قضیه هم یکی دیگر از معضلات و تبعیضهایی میباشد که بین بازنشستگان مشاغل سخت و بازنشستگان عادی میباشد . کارکنان مشاغل سخت پیش خودشان میگویند که من ۲۰ سال را که کار کرده ام حالا ۳ سال و ۴ ماه که دیگه چیزی حساب نمیشه چشم بهم بزارم تموم میشه و سقف سابقه را بدست میاورم در صورتیکه در دل خود با تحقیر به بازنشستگان عادی و علی الخصوص مدیران که برای رسیدن به جایگاه مدیریت سالها درس خوانده اند و زحمت کشیده اند نگاه میکند و قهقهه میزند و در دل خود به انها میگوید شماها با این تحصیلات وسابقه بالاتر از من حتی به گرد منم نمیرسید و حالا حالاها باید بدوید تا به من برسید واخر کار شما تازه به اینجایی که من رسیده ام میرسید. واز این طریق کارفرما و تامین اجتماعی را فریب میدهد و با عنوان مزایای توافقی حق بیمه خود را افزایش میدهد تا بیشترین حقوق تامین اجتماعی را بتواند علاوه بر ۵ مزیت که در بالا ذکر شد کسب نماید. چون در تامین اجتماعی میانگین دو سال اخر میشود مبنای حقوق بازنشستگی. که این امر باعث میشود حدود ۵ سال به تامین اجتماعی حق بیمه بالاتر بدهد ولی از ان طرف چنان بلایی سر سازمان تامین اجتماعی میاورد که کل بودجه تامین اجتماعی باید صرف پرداخت حقوق بازنشستگان مشاغل سخت شود. چون شما فکر کن تامین اجتماعی باید حقوق بالای بازنشسته مشاغل سخت را تقسیم بر ۳۰ کند و عدد بدست امده را ضربدر ۳۵ یعنی حداکثر سابقه سنوات حق بیمه تامین اجتماعی کند. وببینید چه عدد بزرگی میشود که بصورت تصاعدی هر سال باید ضربدر ۳۵ بشود و نه ۳۰.همچنین برای جلوگیری از سوئ استفاده کارکنان مشاغل سخت برای رسیدن به حداکثر حقوق تامین اجتماعی که ۷ برابر حداقل دستمزد میباشد باید به جای میانگین دوسال اخر، میانگین ۳ یا ۴ سال اخر حقوق انها محاسبه گردد. پس ای هوار ای داد بیداد حداکثر سابقه ارفاقی به بازنشستگان مشاغل سخت نباید حتی یک روز بیشتر از ۳۰ روز حقوق در ماه با هر مقدار سابقه پرداخت حق بیمه از ۲۰ سال تا ۳۰ سال باشد. یعنی سابقه ارفاقی نباید ۳۱ روز یا ۳۲ روز یا ۳۳ روز یا ۳۴ روز یا ۳۵ روز حقوق در ماه باشد.
ناشناس
۱۲:۴۳ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳
مهم و فوری. اگر این متن را تا اخر با دقت بخانید نکات مهمی به صورت رمز در ان نهفته. برسد به دست رییس جمهور محترم و رییس مجلس محترم و رییس محترم تامین اجتماعی و هر مسوول مرتبط با این متن.در ابتدا تاکید میشود که نباید سن بازنشستگی مربوط به مشاغل سخت افزایش پیدا کند بلکه به دلایل و توضیحات جالب زیر باید سقف سابقه ارفاقی مشاغل سخت حداکثر ۳۰ روز حقوق در ماه باشد و نه ۳۱ روز یا ۳۲ روز یا ۳۳ روز یا ۳۴ روز یا ۳۵ روز. و این حق بازنشستگان سخت و زیان اور است که با بیست سال سابقه و بدون شرط سنی، حقوق کامل سی روز در ماه را بگیرند، در صورتیکه این حقوق سی روز در ماه ثابت بماند. یعنی حداکثر سنوات ارفاقی انها ۳۰ روز حقوق در ماه باشد حتی اگر سابقه شخص از بیست سال، تا سی سال بالا رود. این مقدمه پیش درامدی بود برای مطالب زیر که بسیار جالب و مهم میباشد. تمام جملات مثل زنجیر به هم وصله و باید تمام ان مخصوصا قسمتهای اخر با دقت خانده شود تا جلوی یکی از معضلاتی که گریبان تامین اجتماعی را در اینده نزدیک خاهد گرفت و بودجه کشور را خاهد بلعید گرفته شود. در اینجا با یک زبان ساده و نسبتا دقیق وتا حدی از لحاظ شرعی و علمی و منطقی در مورد یک واقعیت توضیح داده میشود.برای اینکه از ضرر بازنشستگیهای پیش از موعد جلوگیری شود نباید سن ان را افزایش داد به دلیل اینکه افزایش سن تاثیرگذار نیست چون فوقش به طور میانگین چند سال مثلا ۴ سال به ان افزوده میشود ولی چیزی که اثر این افزایش سن بازنشستگی را در مشاغل سخت و زیان اور در تامین اجتماعی، نه تنها خنثی بلکه منفی میکند این است که با افزایش سن بازنشستگی در مشاغل سخت سنوات ارفاقی انها هم بالا میرود . و با افزایش سن بازنشتگی دولت و تامین اجتماعی باید به ازای هر ۸ ماه افزایش، یک سال یا به ازای هر یک سال افزایش، یک سال و نیم به شخص حقوق اضافی پرداخت کنند .چون در مشاغل سخت هر ۸ ماه کار مساوی است با یک سال کار در مشاغل عادی. برای اینکه این لایحه جواب بدهد باید حداکثر سابقه ارفاقی در مشاغل سخت در عدد ۳۰ ثابت بشود یعنی اگر شخص از ۲۰ تا ۳۰ سال در مشاغل سخت سابقه کار داشته باشد سنوات ارفاق او باید حداکثر ۳۰ روز در ماه، حقوق باشد ونه ۳۱ روز یا ۳۲ روز یا ۳۳ روز یا ۳۴ روز یا ۳۵ روز. چون در تامین اجتماعی شخص بیمه دهنده میتواند تا ۳۵ روز در ماه حقوق بگیرد. و قانونی تصویب شودکه اگر شخصی از ۲۶ سال تا ۲۸ سال در شغلی سابقه داشت دیگر به او سخت و زیان اور تعلق نگیرد چون وقتی شخصی از ۲۶ سال تا ۲۸ سال در شغلی دوام داشته یعنی شغلش سخت نبوده که توانسته ۲۶ سال در ان دوام بیاورد، و باید ۴ سال دیگر کار کند و ۳۰ ساله، بازنشسته عادی شود. وبا این شرایط اقتصادی و کسری بودجه اصلا چه دلیلی دارد به بازنشستگان مشاغل سخت حقوق بیشتر از سی روز در ماه داده شود وقتیکه انها بیشتر از سی سال کار نکرده اند، تا زمانیکه تعداد انها زیادتر نشده باید این قانون تغییر کند توجه داشته باشید که دست و دلبازی و بخشش از بودجه بیت المال حدی دارد وبیشتر از ان موجب خسران و غیر شرعی میباشد. چون هم به بخشش کننده که دولت و تامین اجتماعی است ضربه میزند و هم موجب شکاف عمیق و بیعدالتی با بازنشستکان عادی میشود که برای گرفتن سنوات بالاتر از سی سال باید بیشتر از سی سال واقعی کار کنند ولی بازنشستکان مشاغل سخت برای گرفتن سنوات بالاتر از سی سال فقط باید کمی بیشتر از بیست سال غیرواقعی کار کنند که چون معیار مشخصی برای سنجش میزان یا ارزش واقعی سختی کار وجود ندارد چه بسا با زد و بند و حتی ضعف قانون باعث میشود کاری که چه بسا از یک کار عادی ساده تر باشد جزو مشاغل سخت قرار بگیرد. در نتیجه باید با وضع قوانین جدید، خیلی از مشاغلی که به ناحق و به اسانی سختی کار گرفته اند همانگونه باید سختی کار انها به سادگی پس گرفته شود چون حتی خیلی از اشخاصی که در مشاغل عادی کار میکنند حتی به عدد ۳۰ سال بنا به دلایل مختلف مثل مریضی، اخراج، مهاجرت، گرفتاری، فوت، و .... نمیرسند چه برسد به سابقه بالاتر از سی سال. خیلی از مدیران رده بالا هم بنا به یکی از دلایل فوق، شاید نتوانند به سابقه سی سال و بالاتر از سی سال برسند. پس اصلا چه دلیلی دارد که به بازنشستگان مشاغل سخت امتیازی داده شود که حتی یک مدیر ارشد هم شاید نتواند به ان برسد .چون اکثر بازنشستگان مشاغل سخت تحصیلات دانشگاهی ندارند و سریع جذب کار میشوند با احتساب ۲ سال بیمه سربازی، شخص اگر ۲۲ سال دیگر کار کند در سن ۴۲ سالگی وبا سابقه ۲۴ سال، سقف سابقه تامین اجتماعی یعنی ۳۵ سال را میگیرد .(۳۵=۳۳+۲=۱/۵×۲۲+۲). و در اینجا دولت و تامین اجتماعی به بازنشسته مشاغل زیان اور و سخت ۴ مزیت را یکجا داده، یعنی خر، خرما، پالون و پول. مزیت خر یعنی شخص در جوانی با ۴۲ سال سن بازنشسته شود، مزیت خرما یعنی حقوق کامل ۳۰ روز، مزیت پالون یعنی به شخص چون بازنشسته و جوان است اجازه داده میشود دوباره یک شغل را اشغال کند و مزیت پول یعنی شخص تنها با ۲۳ سال و ۴ ماه میتواند سقف سابقه حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز در ماه را دریافت کند(۳۵=۱/۵×۲۳/۴). نکته اینجاس که اگر طبق ضرب المثل یا خر را میخاهی یا خرما، بخاهیم عمل کنیم باید یک مزیت به بازنشستگان مشاغل سخت بدهیم . ولی حالا اگر دولت و تامین اجتماعی خاسته باشند به بازنشستگان مشاغل سخت امتیازی داده باشند و لطفی بزرگ به انها کنند و تقریبا عادلانه باشد و پا را فراتر از ضرب المثل بگذارند باید به انها ۳۰ روز حقوق کامل در ماه، با سابقه ۲۰ سال تا ۳۰ سال سابقه پرداخت حق بیمه، به انها بدهند یعنی سنوات ارفاقی حداکثر ۳۰ سال باشد با هر مقدار سابقه از ۲۰ تا ۳۰ سال کار و پرداخت حق بیمه. که میشود دو مزیت یعنی خر و خرما. همچنین وقتی شخصی ببیند که در سن ۴۲ سالگی دارد سقف سابقه حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز در ماه را میگیرد چنان غروری به او دست میدهد که خود را بی نیاز و رها از هر قید و بندی میبیند و ناخوداگاه چون جوان است اول میرود سراغ ناموس مردم و جنس مخالف ولی اگر به او ۳۰ روز حقوق در ماه تعلق بگیرد جلوی غروری که در ضمیر ناخوداگاهش بوجود میاید تا بگوید من سقف سابقه تامین اجتماعی ۳۵ روز در ماه را که حتی یک مدیر ارشد یا رده بالا حتی شاید نتواند به ان برسد بنا به دلایل مختلف که در بالا یاد شد مثل فوت،بیماری و .... را میگیرد و از این فکر غرور انگیزکه من حتما با این تحصیلات کم و در جوانی توانستم سقف سابقه تامین اجتماعی را بگیرم وحتما من با بقیه فرق میکنم جلوگیری میکند. وپیش خودش فکر میکند که حتی یک مدیر ارشد حتی نتواند تا سی سال کار بکند به دلایل مختلف که در بالا گفته شد و حتی به سن بازنشستگی ۳۰ سال برسد ولی من چه کسی هستم که در جوانی توانستم نه تنها حقوق کامل ۳۰ روز را بگیرم بلکه سقف سابقه تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز حقوق در ماه را بگیرم گه تعداد خیلی کمی از بازنشسته های عادی میتوانند با گذراندن سالهای طولانی بدست بیاورند ومن با ۱۱ سال و ۸ ماه کوتاهتر توانستم انرا بدست بیاورم، با سابقه پفکیه ۲۳ سال و ۴ ماه. وبعد به ریش دولت و تامین اجتماعی وتمام مدیران و بازنشسته های عادی قهقهه میزند و میگوید من توانستم به سقف قله سابقه حقوق تامین اجتماعی که حقوق ۳۵ روز در ماه است برسم که انها یعنی مدیران ارشد و بازنشستگان عادی حالا حالا ها باید بدوند تا به جایی که من الان رسیدم برسند.پس ثابت شد هم از لحاظ اخلاقی و شرعی و علمی و منطقی و رعایت عدالت حتی نسبت به مدیران و بازنشستگان عادی باید حداکثر سابقه ارفاقی به بازنشستگان مشاغل سخت ۳۰ روز در ماه با هر مقدار سابقه پرداخت حق بیمه از ۲۰ سال تا ۳۰ سال باشد.همچنین علاوه بر امتیازهای بالا که شاید حتی از دید کارشناسان محترم تامین اجتماعی پنهان باشد و توی چشم نیاید و مثل خوره به جان سازمان افتاده امتیاز یا معضل دیگری وجود دارد که قطعا از دید حتی رییس محترم تامین اجتماعی پنهان است که حتی میتواند کمر تامین اجتماعی را با ادامه این روند تصاعدی بازنشستگی پیش از موعد خرد کند وان این است که کارکنان مشاغل سخت برای اینکه تامین اجتماعی به افزایش زیاد حق بیمه شک نکند دو سال باقیمانده به سابقه بیست سال خود به کارفرمای خود میگویند که من میخاهم با سابقه بیست سال بازنشسته شوم و چون مبنای حقوق بازنشستگی معدل دو سال اخر میباشد در نتیجه حق بیمه خود را تا جایی که امکان دارد تحت عنوان مزایای توافقی افزایش میدهد در صورتیکه او قصد ندارد با سابقه بیست سال بازنشسته شود و قصد اصلی او گرفتن سقف سابقه ۳۵ روز حقوق در ماه میباشد یعنی او برای گرفتن سقف سابقه باید فقط ۳ سال و ۴ ماه بیشتر از بیست سال حق بیمه بپردازد تا سابقه ۲۳ سال و ۴ ماه را بدست بیاورد و به سقف ۳۵ روز در ماه برسد یعنی با ریختن ۵ سال و ۴ ماه حق بیمه (۵/۴=۱۸_۲۳/۴)به گرفتن حداکثر حقوق تامین اجتماعی که ۷ برابر حداقل حقوق است نزدیک میشود وفقط با افزایش حدود ۵ سال حق بیمه که زیاد هم برای تامین اجتماعی سوداور نیست یک کلاه بزرگی سر تامین اجتماعی میگذارد که خود سازمان با این عریض و طویلی حتی متوجه ان نمیشود و در عوض تامین اجتماعی باید سالهای طولانی به شخص حقوق بالا که هر سال هم به صورت تصاعدی به ان اضافه میشود بپردازد و بازنشسته مشاغل سخت بعد شش ماه هر چی افزایش حق بیمه که به صورت قسطی و ناچیز به تامین اجتماعی داده بود را بدست میاورد و بعد از شش ماه خانه مینشیند و فارغ از غم عالم به صورت تصاعدی هر سال به حقوقش اضافه میشود و به ریش همه میخندد و اینهمه مزیت بدست اورده چرا؟ چون فقط اسم شغلش بصورت شانسی و بدون اندازه گیری و معیار دقیق جزو مشاغل سخت قرار گرفته پس با این ترفند و فریب علاوه بر گرفتن سابقه ۳۵ روز حقوق در ماه خود را به قله ی حداکثر حقوق یعنی ۷ برابر حداقل حقوق هم نزدیک میکند وبا اینکار شش هدف یا مزیت را با یک تیر میزند یعنی یک- در جوانی. دو- سقف سابقه سنوات حقوق تامین اجتماعی یعنی ۳۵ روز در ماه. سه- تنها با ۲۳ سال و ۴ ماه سابقه پفکی. چهار- به حداکثر حقوق تامین اجتماعی که ۷ برابر حداقل حقوق میباشد. پنج- تا اخر عمر. شش- در سالهای طولانی چون جوان است دریافت میکند. ولی بازنشستگان عادی چون اکثرا در سابقه سی سال بازنشسته میشوند در نتیجه نمیتوانند به صورت تصاعدی حق بیمه خود را بالا ببرند چون برای کارفرما مشخص است که انها با سابقه ۳۰ سال بازنشسته میشوند و این قضیه هم یکی دیگر از معضلات و تبعیضهایی میباشد که بین بازنشستگان مشاغل سخت و بازنشستگان عادی میباشد . کارکنان مشاغل سخت پیش خودشان میگویند که من ۲۰ سال را که کار کرده ام حالا ۳ سال و ۴ ماه که دیگه چیزی حساب نمیشه چشم بهم بزارم تموم میشه و سقف سابقه را بدست میاورم در صورتیکه در دل خود با تحقیر به بازنشستگان عادی و علی الخصوص مدیران که برای رسیدن به جایگاه مدیریت سالها درس خوانده اند و زحمت کشیده اند نگاه میکند و قهقهه میزند و در دل خود به انها میگوید شماها با این تحصیلات وسابقه بالاتر از من حتی به گرد منم نمیرسید و حالا حالاها باید بدوید تا به من برسید واخر کار شما تازه به اینجایی که من رسیده ام میرسید. واز این طریق کارفرما و تامین اجتماعی را فریب میدهد و با عنوان مزایای توافقی حق بیمه خود را افزایش میدهد تا بیشترین حقوق تامین اجتماعی را بتواند علاوه بر ۵ مزیت که در بالا ذکر شد کسب نماید. چون در تامین اجتماعی میانگین دو سال اخر میشود مبنای حقوق بازنشستگی. که این امر باعث میشود حدود ۵ سال به تامین اجتماعی حق بیمه بالاتر بدهد ولی از ان طرف چنان بلایی سر سازمان تامین اجتماعی میاورد که کل بودجه تامین اجتماعی باید صرف پرداخت حقوق بازنشستگان مشاغل سخت شود. چون شما فکر کن تامین اجتماعی باید حقوق بالای بازنشسته مشاغل سخت را تقسیم بر ۳۰ کند و عدد بدست امده را ضربدر ۳۵ یعنی حداکثر سابقه سنوات حق بیمه تامین اجتماعی کند. وببینید چه عدد بزرگی میشود که بصورت تصاعدی هر سال باید ضربدر ۳۵ بشود و نه ۳۰.همچنین برای جلوگیری از سوئ استفاده کارکنان مشاغل سخت برای رسیدن به حداکثر حقوق تامین اجتماعی که ۷ برابر حداقل دستمزد میباشد باید به جای میانگین دوسال اخر، میانگین ۳ یا ۴ سال اخر حقوق انها محاسبه گردد. پس ای هوار ای داد بیداد حداکثر سابقه ارفاقی به بازنشستگان مشاغل سخت نباید حتی یک روز بیشتر از ۳۰ روز حقوق در ماه با هر مقدار سابقه پرداخت حق بیمه از ۲۰ سال تا ۳۰ سال باشد. یعنی سابقه ارفاقی نباید ۳۱ روز یا ۳۲ روز یا ۳۳ روز یا ۳۴ روز یا ۳۵ روز حقوق در ماه باشد.
ناشناس
۱۲:۴۲ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳
برسد به رییس محترم سازمان تامین اجتماعی. در شعبه ۱۷ تامین اجتماعی.در مدیریت قبلی ۲ شرکت هواپیمایی برای مهماندارانشان سختی کار گرفته اند در صورتی‌که مهمانداری جزو مشاغل لوکس میباشد دلیل واضح وقدرتمند اینکه دست وپا زدن دخترها وپسرهای جوان برای این شغل است چون اگر این شغل سخت بود ایا دخترها وپسرهای سوسول و نازنازی و در پر قو بزرگ شده ی این دوره زمونه اینجوری سرودست نمیشکستند در صورتیکه شغلهای دیگری میباشند که واقعا سخت میباشند ولی جزو مشاغل سخت قرار نمیگیرند وایا این عدالت است . واکثر مهماندارهای خانم فقط برای پز دادن وفخرفروشی در اینستا وشبکه های مجازی به سمت این شغل میروند همچنین مهماندارهای پسر هم برای جذابیت این شغل در ارتباط با جنس مخالف وهمچنین راحتی این شغل و پز دادن به اطرافیان که مثلا من در فلان شرکت هواپیمایی کار میکنم ومجانی با هزینه شرکت به شهرهای مختلف در هتلهای ۴ستاره و۵ستاره میروم همچنین ماشین شرکت مرا از در خانه تا دم در ترمینال میبرد ومی اورد وهیچ دغدغه ایاب وذهاب ندارم و حتی یک مدیر هم همچنین مزایایی ندارد وهزارتا مزایای دیگر. در نتیجه باید جلو ی سختی کار این دو شرکت گرفته شود که اگر گرفته نشود تمام شرکتهای هواپیمایی به تبعیت از این دو شرکت سختی کار برای مهماندارانشان میگیرند واین بیعدالتی نسبت به مشاغل دیگر است که حق سختی کار دارند ولی به جای انها این مهمانداران مغرور و پر دک وپز وفخر فروش باید سختی کار بگیرند وهم فشار مالی روی صندوق بازنشستگی تامین اجتماعی بیاید.ودلیل دیگر که این شغل جزو مشاغل سخت نیست وحتی جزو مشاغل لوکس وخیلی راحته این است که خلبانان تا ۶۵ سالگی میتوانند پرواز کنند طبق قوانین بین المللی و سازمان هواپیمایی کشوری ایران. یعنی اگر شخصی دو سال خدمت برود و در سن ۲۰ سالگی خدمتش تمام شود ودر سن ۲۱ سالگی وارد دانشکده خلبانی بشود ودو سال بعد فارغ التحصیل بشود چون دوره میانگین اموزش خلبانی ۲ سال است میشود ۲۳ ساله و این شخص ۴۲ سال دیگرمیتواند تا ۶۵ سالگی خلبان باشد طبق قوانین سازمان هواپیمایی کشوری و بین المللی. در صورتیکه همان شرایط محیطی و کاری که برای مهمانداران هست برای خلبانان حتی بیشتر هست مثل استرس و اشعه خورشید که در کابین خلبانان، شرکت سازنده هواپیما به خاطر مسایل ایمنی اصلا کاور پنجره تعبیه نمیکنه ولی در کابین مسافر که محل کار مهمانداران است تمام پنجره ها کاور پنجره دارند همچنین مهمانداران هواپیما اصلا بار سنگین جابجا نمیکنند چون برای بالا بردن وپایین اوردن هر چیزی از بالابر ونفرات خدمات پای پرواز استفاده میشود منظور این است که چطور خلبان با همان شرایط محیطی مهمانداران حتی پر استرس تر و با مسوولیت بسیار بیشتر باید تا ۶۵ سالگی کار کند با سابقه ۴۲ سال ولی مهمانداران باید سختی کار بگیرند و با سابقه ۲۰ سال بازنشسته شوند که این بیعدالتی میباشد در حق مشاغل دیگر که واقعا سخت هستند وجزو مشاغل سخت باید باشند ولی نمیتوانند سختی کار بگیرندهمچنین یکی از دلایلی که این شغل نباید جزو مشاغل سخت قرار بگیرد به خاطر بودن بیش از نیمی از شاغلان زن در این شغل میباشد چون طبق قانون خانومها نمیتوانند در مشاغل سخت و زیان اور استخدام شوند در صورتیکه بیش از نیم وحتی بیشتر، از شاغلان این شغل خانومها هستند. ولی برای رانندگان ماشینهای سنگین زحمت کش که به تعداد انگشتان دست راننده خانم در انها وجود دارد سازمان تامین اجتماعی استناد میکند به دلیل اینکه خانوم در این شغل مشغول به کار میباشد پس جزو مشاغل سخت قرار نمیگیرد.
ناشناس
۱۲:۴۲ - ۱۴۰۱/۱۱/۱۳
سختی کار باید به ۲ قسمت درجه بندی شود. ۱.شدید ۲.متوسط. اگر شغلی در زیرمجموعه شدید قرار گرفت با ۲۰ سال وبدون شرط سنی و با ۳۰ سال حقوق ومزایا بازنشسته شود واگر شغلی زیر مجموعه متوسط قرار گرفت با ۲۵ سال وبدون شرط سنی وبا ۳۰ سال حقوق ومزایا بازنشسته شود وهمچنین کلا سقف سابقه بیمه در مشاغل سخت وزیان اور باید ۳۰ سال باشد چه شدید و چه متوسط وباید سقف سابقه بیمه ۳۵ سال در مشاغل سخت برداشته شود وهمچنین باید قانونی وضع شود که اگر شخصی تا ۲۸ سال سابقه بیمه در شغلی داشته باشد دیگر نباید با قانون مشاغل سخت وزیان اور بازنشسته شود وتا دو سال دیگر کار کند وبا ۳۰ سال سابقه بازنشسته شود چون شخصی که تا ۲۸ سال در شغلی دوام اورده و ۲ سال دیگر ۳۰ سال را پر میکند حتما شغلش سخت نبوده که توانسته ۲۸ سال در ان شغل بماند. به طور مثال ایا سختی کارشغل مهماندار هواپیما که جدیدا جزو مشاغل سخت قرار گرفته ایا با شغل کار در معدن یکسانه وایا باید کارکنان هردو شغل با سابقه ۲۰ سال بازنشسته شوند.
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید