روزنو

به روز شده در: ۲۴ آبان ۱۳۹۸ - ۲۳:۵۹
مادرم داد می زد و می گفت از روز اول اتمام حجت کردم و گفتم دوستان دوران مدرسه ام تمام دنیای من هستند و نمی توانم فراموش شان کنم.
 
 آن موقع که جوانی یک لاقبا بودی فقط می خواستی به هر قیمتی شده با من ازدواج کنی و تمام شرط و شروطم را قبول کردی . اما حالا که چند سال گذشته و برای خودت کسی شده ای زبان باز کرده ای و حرف می زنی .
مادرم حاضر نبود از خر شیطان پیاده شود و بیشتر وقت خودش را با چند خانم که از دوستان همکلاسی قدیمی اش بودند می گذراند.
 
حرص پدرم در آمده بود و می گفت زن شلخته بی مسئولیت نمی خواهد . بالاخره اختلاف های شان بیخ پیدا کرد و کارشان به دادگاه کشیده شد. مادرم خیلی مغرورانه مهریه اش را بخشید و طلاق گرفت. او دنبال سرنوشت خودش رفت و از آن به بعد من با پدرم زندگی می کنم. جای مادرم واقعا خالی بود و احساس دلتنگی می کردم. پس از گذشت مدتی پدرم با خانم دیگری ازدواج کرد. نامادری ام زن خوبی است و با من رفتار مهربانانه ای دارد. اما مشکل این است که او و پدرم صبح سر کار می روند و وقتی خسته و کوفته به خانه برمی گردند دیگر حوصله حرف زدن با من را ندارند. چند بار از نامادری ام خواهش کردم یک خواهر یک برادر کوچک برایم بیاورند. اما او دست نوازشی به سرم می کشید و می گفت همین که من و پدرت بتوانیم زندگی تو را به ثمر برسانیم برای مان کافی است. من هیچ کم و کسری نداشتم و فقط در سایه سرد تنهایی روزهای دلگیر زندگی ام غصه می خوردم. از چندی قبل در فضای مجازی و خیلی اتفاقی با پسری آشنا شدم. او هم بچه طلاق بود و با همدیگر درد دل می کردیم. سه چهار ماه از رابطه مجازی مان گذشت و احمد اصرار داشت همدیگر را ببینیم. موضوع را به نامادری ام اطلاع دادم . مادرانه دستم را گرفت و گفت تا همین جا هم اعتماد و رابطه مجازی ات با این پسر اشتباه بوده است. من به این رابطه پایان دادم اما احمد چند هفته ای مزاحمم می شد و دست بردار نبود تا این که با تذکر جدی نامادری ام که از مادر برایم عزیزتر است حساب کار دستش آمد و رفت. او بعد از این اتفاق مرا به مشاوره آورده و سعی می کند بیشتر برایم وقت بگذارد. خوب شد که مشورت کردم و به خواسته احمد که قرار ملاقات بود تن ندادم.
 
در این خصوص نظر یکی از مشاورانی که با نوجوانان کار می کند را جویا شدیم؛
 
مریم احمدی منش - مشاور - روانشناس و مربی رشد فردی
 
مریم احمدی منش، روانشناس و مشاور فرد و خانواده با این تاکید ویژه، سخن خود را آغاز نمود:
 
«نوجوان خود را ببینید»
 
«نوجوان خود را بشنوید»
 
«نوجوان خود را درک کنید»
 
نوجوانی و بلوغ، مرحله تغییرات اساسی است؛ تغییراتی در ابعاد مختلف جسمی، روانشناختی و اجتماعی. وجود این تغییرات نیازهای جدیدی را برای او به وجود می‌آورد و لازم است خانواده در این مرحله بحرانی به بهترین و موثرترین شکل در کنارش باشند.
 
حلقه مفقوده ارتباط والدین با نوجوان امروزی، گذراندن زمان مشترک رضایت بخش، درک همدلانه و گوش دادن موثر است.
 
«نیازهای عاطفی او را بشناسید»
 
در این دوران هیجانات و احساسات نوجوان بسیار شدید است، نیاز شدیدی به دوست داشتن و دوست داشته شدن و علاقه زیادی به تجربه هیجانات عشق ورزی دارد.
 
«ناظری هوشمند باشید»
 
با توجه به ناپختگی عواطف نوجوان و نیاز به کنترل و نظارت بزرگترها، این نظارت نباید به صورت سختگیرانه و بی‌توجه به نیازها و شرایط نوجوان باشد و از حد اعتدلال خارج شود، به طوری که او را از شما دور کند.
 
«دوست قابل اعتمادی باشید»
 
با توجه به بی‌ثباتی عاطفی و زود رنجی نوجوان، او نیاز دارد که همواره تکیه گاه مطمئنی برای خویش داشته باشد و مواقع ناامیدی، نگرانی و غم به این پناهگاه مطمئن پناه ببرد.
 
«سخت گیر افراطی نباشید»
 
نوجوان شدیداً دنبال ماجراجوئی و چیزهای جدید است. نیاز به تجارب جدید و متنوع دارد. مثل تمایل به مدلهای جدید لباس و آرایش، تجربه محیطهای جدید و کارهای مختلف و...
 
باید شرایط و امکانات سالم برای ارضا این نیاز فراهم گردد. فراهم کردن امکانات مناسب از قبیل آموزش هنرها و مهارتهای مورد علاقه، رمانهای سالم و مهیج، فیلمها، ورزشها و تفریحات شاد و هیجان انگیز، می‌تواند بطور سالم نیازهای او را برآورده کند.
 
«کمک کنید نیازهای اجتماعی خود را به شکل صحیح برآورده سازد»
 
نوجوان تمایل به برقراری پیوندهای اجتماعی، عضویت در گروههای خاص، پیدا کردن شغل و جایگاه مناسب اجتماعی دارد. او نیاز دارد در میان دوستان و همسالان باشد، در گروههای ویژه‌ای جایگاه و نقشی برای خود داشته باشد و بتواند هویت خودش را پیدا کند.
 
مریم احمدی منش، عضو رسمی سازمان نظام روانشناسی و مشاوره جمهوری اسلامی ایران افزود:
 
دوره نوجوانی، به خودی خود، دوره ای حساس محسوب می شود، این دوره در مورد فرزندان طلاق یا فرزندان خانواده های با شرایط خاصی مانند مشاجره و یا سرد بودن جو عاطفی حاکم بر خانواده، اهمیت بیشتری پیدا می کند.
 
بسیاری از مراجعین کم سن و سال در جلسات مشاوره می گویند که از جدایی والدینشان یا جو نامطلوب خانواده به شدت ناراحتند، واقعیت این است که بچه ها نمی توانند اتفاقات موجود را به شیوه بزرگترها درک و هضم کنند، لازم است والدین با وجود مشغله های زیاد، برای آنها وقت بگذارند و درصورت لزوم با نوجوان خود به مشاور مراجعه کنند.
 
در خلال مراحل اولیه بعد از طلاق والدین، نوجوان سعی می کند راههایی برای سازگاری با این وضعیت پیدا کند. برخی از نوجوانها پرخاشگر می شوند، برخی ساکت، منزوی و افسرده می شوند، برخی احساس گناه می کنند چون فکر می کند که رفتارهای او باعث طلاق شده است، عده ای دچار افت تحصیلی می شوند، برخی برای فرار از احساس عمیق تنهایی و غم، به راههای ناموثری مانند روابط و دوستی های ناسالم متوسل می شوند.
 
مریم احمدی منش در ادامه بیان کرد: این روزها شاهد استفاده از فضای مجازی در نوجوانان کم سن و سال هستیم. فضای مجازی در کنار فوایدی که دارد، ممکن است عامل تسهیل کننده برخی از مشکلات نیز بشود.
 
در فضای مجازی امکان دور زدن مشکلات و محدودیت‌های دنیای واقعی وجود دارد، افراد می‎توانند خود را غیر از آنچه هستند معرفی کرده و در ذهن مخاطب خود، یک تصویر غیر واقعی، خیالی و بسیار مطلوب بسازند.
 
بعضی افراد به این فضا برای درد دل کردن، رفع خلأهای عاطفی و خیال پردازی های رمانتیک پناه می‌برند.
 
این مشکل در نوجوانان به دلیل غلبه احساسات بر تفکر به مراتب جدی‌تر است، بسیاری از نوجوانان در اینگونه ارتباط‌ها قبل از آنکه به شناخت دقیقی از طرف مقابل برسند، دچار علاقه و دلبستگی و یا حتی تمایل به ازدواج کردن می‌شوند، اما پس از اینکه روابط بین آنها پیشرفته‌تر شده و وارد مرحله ارتباط رو در رو شد، بسیار اتفاق افتاده که طرفین با دیدن یکدیگر شوکه شده و یا بعدها متوجه می‎شوند که هیچ سنخیتی با هم ندارند و این موضوع باعث سرخوردگی و بعضاً لطمات جبران ناپذیری در آن‎ها می‎شود. لازم است والدین همواره نظارت دوستانه اما هوشمندانه ای بر نوجوان خود داشته باشند
برچسب ها: پسر جوان ، نامادریم
نظر شما
نظراتی كه حاوی توهین و مغایر قوانین کشور باشد منتشر نمی شود
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
عکس روز
خبر های روز