
نقدی بر نحوه بازنشر سرمقاله ندای ایرانیان در رسانههای اصولگرا
سایت ندای ایرانیان گفت: هرچند که در صدر اسلام و زمان تبیین احکام اسلامی در حوزه اخلاق، مفهومی به عنوان «رسانه» وجود نداشت، اما با در نظر گرفتن تاکیدات اسلامی بر صداقت و رعایت امانت میتوان امروز هم این آموزهها را به عنوان واجباتی برای اخلاق رسانهای در نظر داشت که رعایت آنها میتواند معیاری مناسب برای تشخیص میزان پایبندی رسانهها و جریانات سیاسی حامی آنها به اخلاق اسلامی باشد.
روز گذشته سرمقاله سایت ندای ایرانیان با عنوان «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» و به قلم دکتر سید محمد صادق خرازی منتشر شد. در این یادداشت با اشاره گذرا به مبانی جامعه مدنی و تحزب و لزوم ایجاد رسانههای جدید، آغاز به کار سایت ندای ایرانیان، اقدامی در راستای ایجاد فضایی برای مفاهمه ارزیابی شده بود.
بنا به قاعده رایج در رسانهها و با توجه به اهمیت خبری این موضوع، این یادداشت هم در رسانههای گوناگون بازنشر شد. اما نحوه انتشار آن در خبرگزاریها و سایتهای خبری جناح خاصی از جریان اصولگرا مانند فارس و مشرق جالب توجه بود که مختصرا در سه نکته به آن اشاره میشود:
1- اخلاق رسانهای و رعایت امانت در انتشار محتوا حکم میکند که هر رسانهای در بازنشر مطلب، منبع را نیز ذکر کند که در رسانههای جریان اصولگرا سایت ندای ایرانیان به عنوان منبع ذکر نشد. این مساله باعث میشود تا خوانندگان آن رسانهها گمان کنند که یادداشت نه در سایت تازه تاسیس و آزمایشی ندای ایرانیان بلکه برای انتشار در اختیار رسانههای اصولگرا قرار داده شده است که مصداقی برای عدم رعایت امانت میتواند باشد و آثار سیاسی خاص خود را هم دارد.
2- در قواعد و اصول کار رسانهای هر قالب محتوا تعریف ویژه خود را دارد. مصاحبه، یادداشت، گزارش، بیانیه، اطلاعیه و... هر یک تعریف متفاوتی دارند که قطعا گردانندگان خبرگزاریهای اصولگرا نیز از آن بیاطلاع نیستند. مشخص نیست که چرا این رسانهها این یادداشت را تحت عنوان بیانیه(!) منتشر کردهاند.
3- موسسین ندای ایرانیان و صادق خرازی بارها بر این نکته تاکید کردهاند که این حزب رئیس و فرمانده ندارد و متناسب با تحزب مدرن، طی سازوکاری تشکیلاتی و با توجه به خرد جمعی تصمیمگیری میکند. اما رسانههای خاص اصولگرا تاکید بسیاری بر این موضوع دارند که ندای ایرانیان مانند احزاب اصولگرا و سنتی، حزبی فردمحور است و تابع یک شخص. استفاده از عبارت «حزب متبوع صادق خرازی» با وجود تاکیدات چند باره این حزب ناشی از چیزی جز بی انصافی و کمتوجهی به اصول اخلاقی در این رسانهها نمیتواند باشد.

با این تفاسیر شاید بد نباشد که فعالین و رسانههای جریان اصولگرا هرازگاهی به منابع اسلامی یا همان اصولی که مدعیاش هستند رجوع کنند و در باب اخلاق بیشتر مطالعه کنند. از همین رهگذر است که میتوان فضای سیاسی کشور را تلطیف کرد و روزنههای امید به اصلاح کشور را بیش از پیش گشود.
روز گذشته سرمقاله سایت ندای ایرانیان با عنوان «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا» و به قلم دکتر سید محمد صادق خرازی منتشر شد. در این یادداشت با اشاره گذرا به مبانی جامعه مدنی و تحزب و لزوم ایجاد رسانههای جدید، آغاز به کار سایت ندای ایرانیان، اقدامی در راستای ایجاد فضایی برای مفاهمه ارزیابی شده بود.
بنا به قاعده رایج در رسانهها و با توجه به اهمیت خبری این موضوع، این یادداشت هم در رسانههای گوناگون بازنشر شد. اما نحوه انتشار آن در خبرگزاریها و سایتهای خبری جناح خاصی از جریان اصولگرا مانند فارس و مشرق جالب توجه بود که مختصرا در سه نکته به آن اشاره میشود:
1- اخلاق رسانهای و رعایت امانت در انتشار محتوا حکم میکند که هر رسانهای در بازنشر مطلب، منبع را نیز ذکر کند که در رسانههای جریان اصولگرا سایت ندای ایرانیان به عنوان منبع ذکر نشد. این مساله باعث میشود تا خوانندگان آن رسانهها گمان کنند که یادداشت نه در سایت تازه تاسیس و آزمایشی ندای ایرانیان بلکه برای انتشار در اختیار رسانههای اصولگرا قرار داده شده است که مصداقی برای عدم رعایت امانت میتواند باشد و آثار سیاسی خاص خود را هم دارد.
2- در قواعد و اصول کار رسانهای هر قالب محتوا تعریف ویژه خود را دارد. مصاحبه، یادداشت، گزارش، بیانیه، اطلاعیه و... هر یک تعریف متفاوتی دارند که قطعا گردانندگان خبرگزاریهای اصولگرا نیز از آن بیاطلاع نیستند. مشخص نیست که چرا این رسانهها این یادداشت را تحت عنوان بیانیه(!) منتشر کردهاند.
3- موسسین ندای ایرانیان و صادق خرازی بارها بر این نکته تاکید کردهاند که این حزب رئیس و فرمانده ندارد و متناسب با تحزب مدرن، طی سازوکاری تشکیلاتی و با توجه به خرد جمعی تصمیمگیری میکند. اما رسانههای خاص اصولگرا تاکید بسیاری بر این موضوع دارند که ندای ایرانیان مانند احزاب اصولگرا و سنتی، حزبی فردمحور است و تابع یک شخص. استفاده از عبارت «حزب متبوع صادق خرازی» با وجود تاکیدات چند باره این حزب ناشی از چیزی جز بی انصافی و کمتوجهی به اصول اخلاقی در این رسانهها نمیتواند باشد.

با این تفاسیر شاید بد نباشد که فعالین و رسانههای جریان اصولگرا هرازگاهی به منابع اسلامی یا همان اصولی که مدعیاش هستند رجوع کنند و در باب اخلاق بیشتر مطالعه کنند. از همین رهگذر است که میتوان فضای سیاسی کشور را تلطیف کرد و روزنههای امید به اصلاح کشور را بیش از پیش گشود.