شکایت خانواده هاشمی علیه احمدینژاد به جایی نرسید
به گزارش روزنو، اهم اظهارات محسن هاشمی در گفتگو با مهر را در زیر می خوانید:
* با توجه به اينكه فرزند ايشان هستم، نميخواهم در اين مورد صحبت كنم. ولي آنچه فعلاً مسلم است كه آقای هاشمی قصد ورود به انتخابات را با توجه به شرايط موجود ندارند. مگر اينكه شرايط فرق كرده و لزوم حضور ايشان براي حل مشكلات نظام مهم و لازم جلوه كند. البته در اين صورت، اتفاقات و تخريب هایی که در گذشته برعلیه وی صورت می گرفت، بعيد است که تكرار شود؛ زيرا در اين 8 سال نيز هاشمي نظر مردم را بيش از آنچه فكر ميكنيد به خود جلب كرده است و تخريبهاي ناجوانمردانه را پشت سرگذاشته است.
*از افرادی نظیر آقایان احمدی نژاد، رسایی و برخی روزنامه ها به دلیل اتهامات بی اساسی که به آيتالله هاشمي و خانواده مطرح می کردند، شکایت شده است، اما این شکایت ها تاکنون به جایی نرسیده است، غیر از یک مورد که مهدی دنبال می کرد و نتیجه داد، در مابقی موضوعات تاکنون نتیجه به دنبال نداشته است. تلویزیون هم تاکنون فرصتی را برای پاسخگویی درباره اتهامات بی اساس سال 88 در اختیار خانواده ما قرار نداده است. البته شکایت ها منوط به پیگیری ويژه است که ما وقتش را نداریم. بهتر است نظام خود پيگير موارد قانوني باشد.*عملكرد دولتيها در انتخابات نگران كننده است، زيرا اصولاً نشان دادهاند كه محدوديتي چه قانوني و چه غير قانوني براي خود قائل نيستند. از ابزار بيتالمال به روشهاي مختلفي استفاده ميكنند. آنها به هر قيمتي ماندگاري در قدرت را دنبال ميكنند. چون به شدت نگران تخريبها و تهمتهاي بعد از خروج از قدرت اجرايي هستند. دولت به وضوح به دنبال روش پوتين - مدودوف است. آنها روي مناطق كم جمعيت و روستاها و قشر محروم حساب ويژهاي باز كردهاند و با روشهای پوپوليستي و يا عوام فريبي آماده هزينه دادن هستند. بايد ديد كه نظام چقدر قدرت مانور به آنها خواهد داد. آيا دستشان را از بررسي صلاحيتها تا استفاده از ابزار دولتي و بيتالمال باز خواهد گذاشت يا خير؟! اصولگرايان سنتي اميدوارند كه دست دولتيها را خواهند بست، ولي معلوم نيست، اراده چنين باشد؟! و شاید هم موضوع به گونه ای پیش برود که حين برخورد نتيجه عكس بدهد. دولتيها در جامعه كم درآمد چنين القا كردهاند كه حضور آنها باعث دادن يارانه 200 هزار توماني و پرداخت سود سهام عدالت حتي اگر به صورت واقعي درآمدي هم تحقق نشده باشد، خواهد شد؟!! كه اين روش خود به خود حداقل 10 ميليون رأي را درپی خواهد داشت. آن ها همچنین می خواهندبا حرفها و حركات خارج از عرف و خطوط قرمز نظام، رأي مخالفين نظام، رهبري و روحانيت را بدست بیاورند، لذا با اين روشها حداقل 15 ميليون رأي را در سبد خود فرض ميكنند.واقعاً بايد ديد كه چگونه و تا چه حد دست آنها را براي استفاده از اين ابزارها باز گذاشته خواهد شد؟!! ميدانيم كه در تمام اين 8 سال دست مجلس براي برخورد با احمدينژاد بسته بود. الان شرایط به صورتي شده است كه مجلس ديگر در رأس امور نيست؟! اين جمله را نيز رئيس دولت هم بارها گفته است.
*بايد اين را قبول كنيم كه اصلاحطلبان و حتي معتدلين با چهرههاي درجه 2 خود به سختي ميتوانند موفق شوند و نميتوانند در رقابت پيروز باشند، چرا که مورد استقبال و رأي مردم واقع نخواهند شد.معمولاً دوري از قدرت نيز مفيد است، زيرا كه به واقع بيني كمك زيادي ميكند. اگر اصلاحطلبان و معتدلين نتوانند به قدرت اجرايي برگردند، اتفاق مهمي رخ نميدهد و فاجعه نيست، چون آن ها ميتوانند 4 يا 8 سال ديگر به فعاليت اجتماعي و اقتصادي خود ادامه دهند تا زمان مناسب برای حضور مجدد آن ها در صحنه فرا برسد. البته اگر چيزي باقي مانده باشد؟!!