
پشت پرده گرفتن بازوبند کاپیتانی استقلال از آرش برهانی
روزنو :لج و لجبازی! در این فوتبال هر گاه یک خط نوشتی یا به زبان آوردی که کارتان اشتباه است و به خودتان بیایید، آقایان برخلاف آن کار کردند تا ثابت کنند مرغ یک پا دارد. میخواهند بگویند ما درست میبینیم و میاندیشیم شما هم مغرض هستید و از روی غرضورزی قلم به دست میگیرید و انتقاد میکنید! آن وقت است که عقل کل میشوند و اصرار دارند کارشان درست است در آخر هم تیم ضربه میخورد. چند هفتهای است که امیر حسین صادقی به ترکیب استقلال
لج و لجبازی! در این فوتبال هر گاه یک خط نوشتی یا به زبان آوردی که کارتان اشتباه است و به خودتان بیایید، آقایان برخلاف آن کار کردند تا ثابت کنند مرغ یک پا دارد. میخواهند بگویند ما درست میبینیم و میاندیشیم شما هم مغرض هستید و از روی غرضورزی قلم به دست میگیرید و انتقاد میکنید! آن وقت است که عقل کل میشوند و اصرار دارند کارشان درست است در آخر هم تیم ضربه میخورد. چند هفتهای است که امیر حسین صادقی به ترکیب استقلال
برگشته است.
این مدافع هنگام بازگشت بازوبند کاپیتانی را هم پس گرفت و مرد شماره یک زمین شد. سه هفته است امیرحسین برگشته، بازیکنی که امیر اصرار داشت کادر پزشکی هر چه زودتر او را برگرداند اما در نهایت حاصل این پافشاری چه شد؟ سه بازی، سه باخت و کلکسیونی از اشتباهات خط دفاع! در بازی با ذوب آهن کافی بود یک لحظه نام استقلال را از بالای صفحه تلویزیون پاک کنی در نهایت چه میشد؟ تصور میکردی مقابل این تیم اصفهانی یک تیم از محلات بازی میکند! سراسیمگی دفاع در دفع توپها، جاماندنهای پی در پی و تک به تک شدنهای فروزان با مهاجمان حریف حاصل کار مدافعانی بود که رهبری آنها در خط دفاع بر عهده کاپیتان استقلال بود. در چند بازی قبل هم امیر حسین نتوانسته بود توقعات را برآورده کند! چند اشتباه او چند موقعیت گل به حریفان داد و در نهایت گلهایی را استقلال دریافت کرد که به شکست این تیم منجر شد!
***
استقلال هفت هفته بدون امیرحسین تنها یک شکست داشت و بقیه بازیها ر ا هم برده بود اما در هفته هشتم صادقی وارد رقابتهای لیگ شد و درست در این زمان بازوبند کاپیتانی را از آرش گرفتند و تقدیم امیرحسین کردند اما سه شکست متوالی حاصل بازگشت آقای کاپیتان بود. هفته پیش و در حالی که استقلال با چند اشتباه صادقی شکست را پذیرا شده بود نوشتیم که برای شوک دادن به این بازیکن و بازگشت تواناییهایش او را به نیمکت برگردانید اما این اتفاق نیفتاد.
مورد دیگری که مطرح شد بحث کاپیتانی استقلال بود. آرش نشان داده که به پختگی رسیده است. گواه این ادعا برخورد برهانی با امیر قلعهنویی در زمان اعتراض این مربی بود. آرش با اینکه از کار سرمربی استقلال ناراحت شده بود اما در تمرین از او عذرخواهی کرد تا ماجرا به خوبی تمام شود. از آرش پیش از این هم چنین برخوردهایی را دیده بودیم. ولی چیزی که از همه مهمتر است اینکه امیر قلعهنویی این موارد را ندید و در حالی که امیرحسین مصدومیتش را از قلعهنویی پنهان کرده بود در هنگام بازگشت بازوبند را از برهانی گرفته و به صادقی داد! با این اوصاف بحث همان لج و لجبازی باعث شد تا سرمربی استقلال واقعیتها را نادیده گرفته و فقط با این تصور که او حرف اول و آخر را میزند شرایط را به گونهای عوض کند که امروز استقلال سه باخت پی در پی داشته باشد؛ امتیازاتی که مفت از چنگ استقلالیها در آمد و جبرانش از این پس سخت خواهد بود.
در فوتبالی که لجبازی حرف اول را میزند و واقعیتها در پشت آن پنهان میشود چه توقعی میتوان داشت که پیشرفتی حاصل شود و نگرشها تغییر کند؟ حالا روزگار خوش استقلال عوض شده و اگر رقبا در این هفتهها امتیاز بیشتری میگرفتند حتی جایگاه استقلال دومی هم نبود!
***
بحث بعدی که استقلال را میتواند در ادامه لیگ بیشتر از اینها اذیت کند، بحث نداشتن مربی بدنساز است! استقلالیها شرایط بدنی مناسبی ندارند و مصدومیتهای پی در پی بازیکنان گواه این ادعا است. اگر همان لج و لجبازیها باز هم چشم آقایان را به روی واقعیتها ببندد همانند بحث کاپیتانی و اصرار به بازگشت صادقی، این مساله هم استقلال را بیش از این اذیت خواهد کرد. اگر انتقادها را به چشم تخریب نگاه نکرده و پای دلسوزیها بگذارند شاید استقلال به شرایط گذشته برگردد و اینقدر زیر فشار نباشد که از پس تیم ته جدولی هم برنیاید! مخلص کلام، لجبازی در چنین مقطعی از زمان برای استقلال مخرب ترین چیز است. سرمربی استقلال باید از این عادت بد
دوری کند.
برگشته است.
این مدافع هنگام بازگشت بازوبند کاپیتانی را هم پس گرفت و مرد شماره یک زمین شد. سه هفته است امیرحسین برگشته، بازیکنی که امیر اصرار داشت کادر پزشکی هر چه زودتر او را برگرداند اما در نهایت حاصل این پافشاری چه شد؟ سه بازی، سه باخت و کلکسیونی از اشتباهات خط دفاع! در بازی با ذوب آهن کافی بود یک لحظه نام استقلال را از بالای صفحه تلویزیون پاک کنی در نهایت چه میشد؟ تصور میکردی مقابل این تیم اصفهانی یک تیم از محلات بازی میکند! سراسیمگی دفاع در دفع توپها، جاماندنهای پی در پی و تک به تک شدنهای فروزان با مهاجمان حریف حاصل کار مدافعانی بود که رهبری آنها در خط دفاع بر عهده کاپیتان استقلال بود. در چند بازی قبل هم امیر حسین نتوانسته بود توقعات را برآورده کند! چند اشتباه او چند موقعیت گل به حریفان داد و در نهایت گلهایی را استقلال دریافت کرد که به شکست این تیم منجر شد!
***
استقلال هفت هفته بدون امیرحسین تنها یک شکست داشت و بقیه بازیها ر ا هم برده بود اما در هفته هشتم صادقی وارد رقابتهای لیگ شد و درست در این زمان بازوبند کاپیتانی را از آرش گرفتند و تقدیم امیرحسین کردند اما سه شکست متوالی حاصل بازگشت آقای کاپیتان بود. هفته پیش و در حالی که استقلال با چند اشتباه صادقی شکست را پذیرا شده بود نوشتیم که برای شوک دادن به این بازیکن و بازگشت تواناییهایش او را به نیمکت برگردانید اما این اتفاق نیفتاد.
مورد دیگری که مطرح شد بحث کاپیتانی استقلال بود. آرش نشان داده که به پختگی رسیده است. گواه این ادعا برخورد برهانی با امیر قلعهنویی در زمان اعتراض این مربی بود. آرش با اینکه از کار سرمربی استقلال ناراحت شده بود اما در تمرین از او عذرخواهی کرد تا ماجرا به خوبی تمام شود. از آرش پیش از این هم چنین برخوردهایی را دیده بودیم. ولی چیزی که از همه مهمتر است اینکه امیر قلعهنویی این موارد را ندید و در حالی که امیرحسین مصدومیتش را از قلعهنویی پنهان کرده بود در هنگام بازگشت بازوبند را از برهانی گرفته و به صادقی داد! با این اوصاف بحث همان لج و لجبازی باعث شد تا سرمربی استقلال واقعیتها را نادیده گرفته و فقط با این تصور که او حرف اول و آخر را میزند شرایط را به گونهای عوض کند که امروز استقلال سه باخت پی در پی داشته باشد؛ امتیازاتی که مفت از چنگ استقلالیها در آمد و جبرانش از این پس سخت خواهد بود.
در فوتبالی که لجبازی حرف اول را میزند و واقعیتها در پشت آن پنهان میشود چه توقعی میتوان داشت که پیشرفتی حاصل شود و نگرشها تغییر کند؟ حالا روزگار خوش استقلال عوض شده و اگر رقبا در این هفتهها امتیاز بیشتری میگرفتند حتی جایگاه استقلال دومی هم نبود!
***
بحث بعدی که استقلال را میتواند در ادامه لیگ بیشتر از اینها اذیت کند، بحث نداشتن مربی بدنساز است! استقلالیها شرایط بدنی مناسبی ندارند و مصدومیتهای پی در پی بازیکنان گواه این ادعا است. اگر همان لج و لجبازیها باز هم چشم آقایان را به روی واقعیتها ببندد همانند بحث کاپیتانی و اصرار به بازگشت صادقی، این مساله هم استقلال را بیش از این اذیت خواهد کرد. اگر انتقادها را به چشم تخریب نگاه نکرده و پای دلسوزیها بگذارند شاید استقلال به شرایط گذشته برگردد و اینقدر زیر فشار نباشد که از پس تیم ته جدولی هم برنیاید! مخلص کلام، لجبازی در چنین مقطعی از زمان برای استقلال مخرب ترین چیز است. سرمربی استقلال باید از این عادت بد
دوری کند.