تمكين نكردن احمدينژادمقابل شوراي نگهبان يعني خروج عليه انقلاب
روز نو- محمد حسين صفار هرندي در پاسخ به سوالی پیرامون رد صلاحیت مشایی گفت:تمكين نكردن احمدينژاد در مقابل شوراي نگهبان يعني خروج عليه انقلاب و معلوم است كه ايشان اين كار را نخواهد كرد و نبايد بكند. مگر اينكه عرض كردم كسي ديگري بشود. در آن صورت آن كس ديگر هم راه به جايي نخواهد برد.
به گزارش روزنو، اهم اظهارات صفار هرندی در گفتگو با روزنامه جوان به شرح زیر است:
*بارها گفتهام كه آقاي احمدينژاد امروز با گذشته فرق دارد. منتها ميخواستم بگويم چه فرقهايي طبيعي است. بخش ديگر آن است كه اصطلاحاً گفته ميشود اگر انسان در مؤلفههايي تغيير كند، از او به عنوان آدم جديدي تعبير ميشود. يعني درست است كه اسم شناسنامهاي او عوض نشده اما رسمش عوض شده است.
*بنده اعتقاد دارم اطرافيان آقاي احمدينژاد خودشان در برابر تغييراتي كه ايشان در رفتارش از خود نشان ميداد، مبهوت بودند و به طور طبيعي فكر نميكردند كه اين اتفاقات بايد بيفتد و همهاش ميديدند كه با يك تكاني، ضربهاي به آنها وارد ميشد. لذا مشاهده ميشد بخشي از اعتمادي كه از ابتدا بين طرفين برقرار بود ديگر برقرار نيست. وقتي دليل اين تغييرات را جستوجو ميكنم، شايد بيشتر به اين نتيجه خواهم رسيد كه لابد عامل جديدي وارد شده كه به آن اعتماد پيشين بين دو نفر كه شايد سابقه شناخت آنها حتي به بيش از ۳۰ سال ميرسد، لطمه وارد ميكند. درباره بنده و امثال بنده در هيئت دولت اين مسئله صادق بود كه شناخت ما از آقاي احمدينژاد يك شناخت ۲۰-۳۰ ساله بود.
همين تغيير لايه باعث تغيير آقاي احمدينژاد شد؟
بايد قاعدتاً اينگونه باشد، البته علت تامه نميتواند باشد. بلكه ميتواند يكي از علل باشد.
* اين حرف مال سالهاي جديد است. در گذشته ايشان به هيچ وجه انكار نميكرد كه برآمده از اصولگرایان است است. شما سوابق ايشان را ببينيد. دورهاي كه در هيئت نظارت شوراي نگهبان بوده، با همين تيپ آدمها محشور بوده، دورهاي كه در جامعه اسلامي مهندسين بوده، دورهاي كه با جمعيت ايثارگران همكاري داشته است. شما وقتي اين سوابق را نگاه كنيد، ميبينيد كه هميشه حشر ايشان با اين تيپ و جماعت بوده است؛ مثلاً آشنايي ايشان با آقاي دانشجعفري از همين همكاريها بوده، با آقاي جهرمي هم همينطور. ايشان در هيئت نظارت شوراي نگهبان زيرمجموعه آقاي جهرمي بوده است. اينها انكار وقايع تاريخي است. تاريخ را كه نميشود عوض كرد البته ممكن است بگويند آنقدر كه از چيزهاي ديگر رنگ پذيرفتم، از اطرافيان خودم رنگ نپذيرفتم. همين كه وقتي ايشان دولتش مستقر شد، كساني در اطراف او واقع شدند به عنوان حلقههاي اوليه شكلدهنده چرا اينگونه شد؟ كسي ايشان را مجبور كرد؟ يا خودش انتخاب كرد؟ مثلاً بنده، آقاي جهرمي، آقاي پورمحمدي و آقاي الهام و گاهي آقاي ثمره هاشمي، تيمي بوديم كه وقتي آقاي احمدينژاد سال ۸۴ انتخاب شد، قرار شد ما در كنار تيمهاي ديگر بنشينيم و مصاحبه كنيم با افرادي كه به عنوان وزير براي دولت برگزيده بشوند.
با اين توصيفاتي كه كرديد، فكر ميكنيد سرنوشت آقاي احمدينژاد به كجا ميانجامد؟ آيا نظام به نام ايشان سكه خواهد زد يا جزو ريزشهاي نظام خواهد بود؟
ما كه اميدواريم آقاي احمدينژاد را در همان قالب پيشين خودش به عنوان يك چهره مناسب براي نظام ببينيم و فكر ميكنم همه كساني كه به خير و صلاح كشور ميانديشند در مورد اينگونه ظرفيتها چنين قضاوتي دارند. ولي اينكه آيا اين آرزوي ما كامل محقق ميشود يا نه، چون در بيرون از انديشه و عمل ماست نميتوانيم قضاوت كنيم و بگوييم كه چه ميشود اما دعا ميكنم كه اين آرزوي ما محقق شود.
*آقاياحمدينژاد به امتداد دولت خودش ميانديشد و ميانديشيده و چيزي نيست كه حالا به فكر او رسيده باشد، بلكه از اول هم فكر ميكرده كه دولتي كه مستقر كرده بعد از خودش امتداد پيدا بكند.
* كساني كه در جايگاه قدرت واقع ميشوند، تصور ميكنند كه دنيا يا كشور فقط به دست آنها ميتواند به رستگاري برسد. خدا نكند كسي اين انحصار در خود را باور كند. عارضه بسيار بدي است. يعني فقط نسخه من جواب ميدهد و نه نسخههاي ديگر. اين خلاف تواضع است. البته برخي اين ويژگي را به اعتماد به نفس بالا تعبير ميكنند، اما اين اعتماد به نفس بالا سر از سركشي، غرور، خودشگفتي و خودشيفتگي درميآورد كه صفات مذمومي هستند.
گويا آقاي احمدينژاد گزينهاش براي انتخابات آقاي مشايي است و او دنبال پياده كردن مدل پوتين- مدودف است؟
بله، از برخي قرائن ميتوان حدس زد كه آقاي احمدينژاد به چنين مدلي ميانديشد.
شواهد حاكي از آن است كه گويا شوراي نگهبان درباره صلاحيت آقاي مشايي قصد كوتاه آمدن ندارد. فكر ميكنيد ادامه اين موضوع به كجا ميرسد و تحليل شما چيست؟
خب وقتي كسي رد صلاحيت بشود، طبعاً نميتواند مطرح باشد.
آيا آقاي احمدينژاد در مقابل اين مسئله تمكين خواهد كرد؟
تمكين نكند، چه كار بايد بكند؟ يعني ايشان ميخواهد بازي نظام را به هم بزند؟
*تمكين نكردن احمدينژاد در مقابل شوراي نگهبان يعني خروج عليه انقلاب و معلوم است كه ايشان اين كار را نخواهد كرد و نبايد بكند. مگر اينكه عرض كردم كسي ديگري بشود. در آن صورت آن كس ديگر هم راه به جايي نخواهد برد.
*هر گروهي كه از مردم فاصله داشته باشد و از خاستگاه اصلي انقلاب كه تفكر انقلابي و تفكر عقيدتي، اسلامي و حاملان اين تفكر يعني تودههاي مردم است، فاصله بگيرد، حامي ديگري جز خارج براي آنها وجود ندارد.
*وقتي كه رهبر معظم انقلاب به چند اصلاحطلب براي عضويت در كانونها و مراجع رسمي نظام مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مجمع تشخيص مصلحت نظام حكم ميدهند، معنايش اين است كه آنها را درون نظام ميبينند. مثلاً آنها تقاضا ميكنند بروند خدمت مقام معظم رهبري و گزارش بدهند و ايشان ميپذيرند، مثل موردي كه اخيراً رخ داد و دو سه نفر از آقايان اصلاحطلب رفتند خدمت ايشان.
به گزارش روزنو، اهم اظهارات صفار هرندی در گفتگو با روزنامه جوان به شرح زیر است:
*بارها گفتهام كه آقاي احمدينژاد امروز با گذشته فرق دارد. منتها ميخواستم بگويم چه فرقهايي طبيعي است. بخش ديگر آن است كه اصطلاحاً گفته ميشود اگر انسان در مؤلفههايي تغيير كند، از او به عنوان آدم جديدي تعبير ميشود. يعني درست است كه اسم شناسنامهاي او عوض نشده اما رسمش عوض شده است.
*بنده اعتقاد دارم اطرافيان آقاي احمدينژاد خودشان در برابر تغييراتي كه ايشان در رفتارش از خود نشان ميداد، مبهوت بودند و به طور طبيعي فكر نميكردند كه اين اتفاقات بايد بيفتد و همهاش ميديدند كه با يك تكاني، ضربهاي به آنها وارد ميشد. لذا مشاهده ميشد بخشي از اعتمادي كه از ابتدا بين طرفين برقرار بود ديگر برقرار نيست. وقتي دليل اين تغييرات را جستوجو ميكنم، شايد بيشتر به اين نتيجه خواهم رسيد كه لابد عامل جديدي وارد شده كه به آن اعتماد پيشين بين دو نفر كه شايد سابقه شناخت آنها حتي به بيش از ۳۰ سال ميرسد، لطمه وارد ميكند. درباره بنده و امثال بنده در هيئت دولت اين مسئله صادق بود كه شناخت ما از آقاي احمدينژاد يك شناخت ۲۰-۳۰ ساله بود.
همين تغيير لايه باعث تغيير آقاي احمدينژاد شد؟
بايد قاعدتاً اينگونه باشد، البته علت تامه نميتواند باشد. بلكه ميتواند يكي از علل باشد.
* اين حرف مال سالهاي جديد است. در گذشته ايشان به هيچ وجه انكار نميكرد كه برآمده از اصولگرایان است است. شما سوابق ايشان را ببينيد. دورهاي كه در هيئت نظارت شوراي نگهبان بوده، با همين تيپ آدمها محشور بوده، دورهاي كه در جامعه اسلامي مهندسين بوده، دورهاي كه با جمعيت ايثارگران همكاري داشته است. شما وقتي اين سوابق را نگاه كنيد، ميبينيد كه هميشه حشر ايشان با اين تيپ و جماعت بوده است؛ مثلاً آشنايي ايشان با آقاي دانشجعفري از همين همكاريها بوده، با آقاي جهرمي هم همينطور. ايشان در هيئت نظارت شوراي نگهبان زيرمجموعه آقاي جهرمي بوده است. اينها انكار وقايع تاريخي است. تاريخ را كه نميشود عوض كرد البته ممكن است بگويند آنقدر كه از چيزهاي ديگر رنگ پذيرفتم، از اطرافيان خودم رنگ نپذيرفتم. همين كه وقتي ايشان دولتش مستقر شد، كساني در اطراف او واقع شدند به عنوان حلقههاي اوليه شكلدهنده چرا اينگونه شد؟ كسي ايشان را مجبور كرد؟ يا خودش انتخاب كرد؟ مثلاً بنده، آقاي جهرمي، آقاي پورمحمدي و آقاي الهام و گاهي آقاي ثمره هاشمي، تيمي بوديم كه وقتي آقاي احمدينژاد سال ۸۴ انتخاب شد، قرار شد ما در كنار تيمهاي ديگر بنشينيم و مصاحبه كنيم با افرادي كه به عنوان وزير براي دولت برگزيده بشوند.
با اين توصيفاتي كه كرديد، فكر ميكنيد سرنوشت آقاي احمدينژاد به كجا ميانجامد؟ آيا نظام به نام ايشان سكه خواهد زد يا جزو ريزشهاي نظام خواهد بود؟
ما كه اميدواريم آقاي احمدينژاد را در همان قالب پيشين خودش به عنوان يك چهره مناسب براي نظام ببينيم و فكر ميكنم همه كساني كه به خير و صلاح كشور ميانديشند در مورد اينگونه ظرفيتها چنين قضاوتي دارند. ولي اينكه آيا اين آرزوي ما كامل محقق ميشود يا نه، چون در بيرون از انديشه و عمل ماست نميتوانيم قضاوت كنيم و بگوييم كه چه ميشود اما دعا ميكنم كه اين آرزوي ما محقق شود.
*آقاياحمدينژاد به امتداد دولت خودش ميانديشد و ميانديشيده و چيزي نيست كه حالا به فكر او رسيده باشد، بلكه از اول هم فكر ميكرده كه دولتي كه مستقر كرده بعد از خودش امتداد پيدا بكند.
* كساني كه در جايگاه قدرت واقع ميشوند، تصور ميكنند كه دنيا يا كشور فقط به دست آنها ميتواند به رستگاري برسد. خدا نكند كسي اين انحصار در خود را باور كند. عارضه بسيار بدي است. يعني فقط نسخه من جواب ميدهد و نه نسخههاي ديگر. اين خلاف تواضع است. البته برخي اين ويژگي را به اعتماد به نفس بالا تعبير ميكنند، اما اين اعتماد به نفس بالا سر از سركشي، غرور، خودشگفتي و خودشيفتگي درميآورد كه صفات مذمومي هستند.
گويا آقاي احمدينژاد گزينهاش براي انتخابات آقاي مشايي است و او دنبال پياده كردن مدل پوتين- مدودف است؟
بله، از برخي قرائن ميتوان حدس زد كه آقاي احمدينژاد به چنين مدلي ميانديشد.
شواهد حاكي از آن است كه گويا شوراي نگهبان درباره صلاحيت آقاي مشايي قصد كوتاه آمدن ندارد. فكر ميكنيد ادامه اين موضوع به كجا ميرسد و تحليل شما چيست؟
خب وقتي كسي رد صلاحيت بشود، طبعاً نميتواند مطرح باشد.
آيا آقاي احمدينژاد در مقابل اين مسئله تمكين خواهد كرد؟
تمكين نكند، چه كار بايد بكند؟ يعني ايشان ميخواهد بازي نظام را به هم بزند؟
*تمكين نكردن احمدينژاد در مقابل شوراي نگهبان يعني خروج عليه انقلاب و معلوم است كه ايشان اين كار را نخواهد كرد و نبايد بكند. مگر اينكه عرض كردم كسي ديگري بشود. در آن صورت آن كس ديگر هم راه به جايي نخواهد برد.
*هر گروهي كه از مردم فاصله داشته باشد و از خاستگاه اصلي انقلاب كه تفكر انقلابي و تفكر عقيدتي، اسلامي و حاملان اين تفكر يعني تودههاي مردم است، فاصله بگيرد، حامي ديگري جز خارج براي آنها وجود ندارد.
*وقتي كه رهبر معظم انقلاب به چند اصلاحطلب براي عضويت در كانونها و مراجع رسمي نظام مانند شوراي عالي انقلاب فرهنگي و مجمع تشخيص مصلحت نظام حكم ميدهند، معنايش اين است كه آنها را درون نظام ميبينند. مثلاً آنها تقاضا ميكنند بروند خدمت مقام معظم رهبري و گزارش بدهند و ايشان ميپذيرند، مثل موردي كه اخيراً رخ داد و دو سه نفر از آقايان اصلاحطلب رفتند خدمت ايشان.