خطر اخراج بیخ گوش بازیکنان پر حاشیه پرشپولیس
روزنو :آخرین باری که با حرفهای علی دایی قانع شدیم، بعد از تنها قهرمانی لیگ برتریاش با سایپا بود. انگار نمیشناختیمش. نه او و نه لحن و شیوه صحبتش را که دیگر پرخاشگر نبود. خوشبینها میگفتند این اتفاق - قهرمانی با سایپا- او را دگرگون کرده. میگفتند دنیایش عوض شده. «نقد» را به جان میخرید و حرفی نبود که نشنیده بگیردش.
آخرین باری که با حرفهای علی دایی قانع شدیم، بعد از تنها قهرمانی لیگ برتریاش با سایپا بود. انگار نمیشناختیمش. نه او و نه لحن و شیوه صحبتش را که دیگر پرخاشگر نبود. خوشبینها میگفتند این اتفاق - قهرمانی با سایپا- او را دگرگون کرده. میگفتند دنیایش عوض شده. «نقد» را به جان میخرید و حرفی نبود که نشنیده بگیردش.
تازه شده بود همانی که از آقای گل دنیای فوتبال انتظار میرفت. عمر این «علی دایی» اما آنقدرها هم که خیال میکردیم دوام نداشت و دوباره برگشتیم به دنیای واقعی خودمان. به دنیایی که علی دایی را به ما شناسانده بود. جایی که علی دایی نقدها را با پرخاشگری و توجیههای منحصر به فردش پاسخ میدهد. همچنان در دنیای واقعیتها سیر میکنیم و باز این علی دایی است که با گفتههایش قانعمان میکند.
حرفهای او در کنفرانس بعد از باخت به تراکتورسازی را که از یاد نبردهاید؟ همان حرفهایی که بیواسطه، زندگی شخصی بازیکنان پرسپولیس را نشانه رفته بود. آقای سرمربی از رفتارهای غیرحرفهای بازیکنانش گله کرد و وقتی دلخوری آنها به گوشش رسید، همه را جمع کرد تا مثلا شفافسازی کند و به پرسپولیسیها بفهماند که حواسش به همه چیز هست.
آقای سرمربی شروع کرد به تاختن و بازیکنانش بی آنکه سر بلند کنند، فقط شنونده بودند: «خیلیها انگار نمیدونن کجا دارن بازی میکنن. تازه یک ساله اومدن اینجا اون وقت من هر روز باید توی ویلاهای لواسون دنبالشون بگردم. سرشون از توی گوشی و واتساپ و وایبر بیرون نمییاد. استراحت ندارن. آقا رو تا دیر وقت تو باغهای کردان میبینن. همسایهها از فلان بازیکن ما به پلیس شمالغرب تهران شکایت میکنن. خب اینها چه معنایی میده؟ نکنه شما به این میگین زندگی حرفهای؟ اون هم از تمرین کردنشونه. تمرین شنبه ریکاوری بوده، یکشنبه رو هم استراحت دادیم و آقا بعد از دو روز بازم حال تمرین کردن نداره. موندم چرا بعضیها اینقدر بی ظرفیتن! همین کارها رو میکنین که سقف آمال و آرزوهاتون شده بازی توی لیگ برتر خودمون.»
خلاصه اینکه علی دایی حسابی از خجالت بازیکنانش درآمد و پچپچهای بعد از آن نشان میداد که بیراه هم نگفته. حق با علی دایی است. این بازیکنان را هیچوقت ندیدهایم که انفرادی تمرین کنند. در عوض همیشه برای رفتن عجله دارند. عجله برای رسیدن به کجا وقتی نه تغذیه درستی هست و نه استراحتی؟ چند تا بازیکن در این پرسپولیس هستند که همان تعطیلیهای هفتهای یک روز را واقعا به استراحت میگذرانند؟ چند تا از این بازیکنان تا حالا انفرادی تمرین کردهاند؟ کدامشان به اندازه علی کریمی که همیشه از دو ساعت قبل تا یکی دو ساعت بعد از تمرین تیم در درفشیفر بود، برای فوتبالش وقت میگذارد؟
بروید از پزشکان پرسپولیس بپرسید که از اول فصل تا امروز چند تا بازیکن بعد از بازیها و تمرینها برای پیشگیری از مصدومیت، ماساژ طلب کردهاند. کدام بازیکن پرسپولیس را میشناسید که از ستارههای همپستیاش در سالهای پیش مشورت گرفته باشد؟
تا حالا چند تا از این بازیکنان مثل فلان پیشکسوت از محل تمرین تا خانهاش را دویده یا با هد زدن به شاخه درختهای کناره خیابان سرطلایی شده و با بسکتبال، فوتبال بازی کرده است؟ این بازیکنان از همان تمرینهای نصفه و نیمهای هم که علی دایی برایشان مینویسد، فراریاند.
شاید بهتر آن باشد که آقای سرمربی تعطیلیها را از برنامه پرسپولیس فاکتور بگیرد، زمان تمرینها را از صبح به عصر موکول کند و در حد فاصل تمرینهای دو نوبته، بازیکنان را در درفشیفر نگه دارد. این ورزشگاه آنقدر امکانات دارد که پرسپولیسیها هم بتوانند مثل تیمهای بزرگ اروپایی روزهایشان را آنجا به شب برسانند. صبحانه و ناهار و تمرین و حتی استراحتشان کنترل شده باشد و بدانند که تنبلی و بیانضباطیهایشان بیپاسخ نمیماند. اتفاقی که از این به بعد قرار است در پرسپولیس هم رخ بدهد. آخر کدام تیم با روزی دو ساعت تمرین «تیم» شده که پرسپولیس بشود؟ خود دایی هم البته کم مقصر نیست البته خوب است که علی دایی بالاخره از خواب بیدار شده اما یکی نیست از او بپرسد وقتی سرمربی دیرتر از همه به محل تمرین میرسد و تمام وقتش را به روزنامه خواندن میگذراند، بازیکنی که تازه پایش به پرسپولیس و لیگ برتر باز شده و میداند تمرینهایش دیده نمیشود، با چه انگیزهای تمرین کند؟ فراری بودن، خاصیت بچه مدرسهایها است؛ حتی اگر این مدرسه، جذابیت و شهرتی به اندازه پرسپولیس داشته باشد. همانگونه که مدیریت رفتارها و شرایط در وظایف سرمربی گنجانده شده؛ همه سرمربیان، در همه جای دنیا!
تازه شده بود همانی که از آقای گل دنیای فوتبال انتظار میرفت. عمر این «علی دایی» اما آنقدرها هم که خیال میکردیم دوام نداشت و دوباره برگشتیم به دنیای واقعی خودمان. به دنیایی که علی دایی را به ما شناسانده بود. جایی که علی دایی نقدها را با پرخاشگری و توجیههای منحصر به فردش پاسخ میدهد. همچنان در دنیای واقعیتها سیر میکنیم و باز این علی دایی است که با گفتههایش قانعمان میکند.
حرفهای او در کنفرانس بعد از باخت به تراکتورسازی را که از یاد نبردهاید؟ همان حرفهایی که بیواسطه، زندگی شخصی بازیکنان پرسپولیس را نشانه رفته بود. آقای سرمربی از رفتارهای غیرحرفهای بازیکنانش گله کرد و وقتی دلخوری آنها به گوشش رسید، همه را جمع کرد تا مثلا شفافسازی کند و به پرسپولیسیها بفهماند که حواسش به همه چیز هست.
آقای سرمربی شروع کرد به تاختن و بازیکنانش بی آنکه سر بلند کنند، فقط شنونده بودند: «خیلیها انگار نمیدونن کجا دارن بازی میکنن. تازه یک ساله اومدن اینجا اون وقت من هر روز باید توی ویلاهای لواسون دنبالشون بگردم. سرشون از توی گوشی و واتساپ و وایبر بیرون نمییاد. استراحت ندارن. آقا رو تا دیر وقت تو باغهای کردان میبینن. همسایهها از فلان بازیکن ما به پلیس شمالغرب تهران شکایت میکنن. خب اینها چه معنایی میده؟ نکنه شما به این میگین زندگی حرفهای؟ اون هم از تمرین کردنشونه. تمرین شنبه ریکاوری بوده، یکشنبه رو هم استراحت دادیم و آقا بعد از دو روز بازم حال تمرین کردن نداره. موندم چرا بعضیها اینقدر بی ظرفیتن! همین کارها رو میکنین که سقف آمال و آرزوهاتون شده بازی توی لیگ برتر خودمون.»
خلاصه اینکه علی دایی حسابی از خجالت بازیکنانش درآمد و پچپچهای بعد از آن نشان میداد که بیراه هم نگفته. حق با علی دایی است. این بازیکنان را هیچوقت ندیدهایم که انفرادی تمرین کنند. در عوض همیشه برای رفتن عجله دارند. عجله برای رسیدن به کجا وقتی نه تغذیه درستی هست و نه استراحتی؟ چند تا بازیکن در این پرسپولیس هستند که همان تعطیلیهای هفتهای یک روز را واقعا به استراحت میگذرانند؟ چند تا از این بازیکنان تا حالا انفرادی تمرین کردهاند؟ کدامشان به اندازه علی کریمی که همیشه از دو ساعت قبل تا یکی دو ساعت بعد از تمرین تیم در درفشیفر بود، برای فوتبالش وقت میگذارد؟
بروید از پزشکان پرسپولیس بپرسید که از اول فصل تا امروز چند تا بازیکن بعد از بازیها و تمرینها برای پیشگیری از مصدومیت، ماساژ طلب کردهاند. کدام بازیکن پرسپولیس را میشناسید که از ستارههای همپستیاش در سالهای پیش مشورت گرفته باشد؟
تا حالا چند تا از این بازیکنان مثل فلان پیشکسوت از محل تمرین تا خانهاش را دویده یا با هد زدن به شاخه درختهای کناره خیابان سرطلایی شده و با بسکتبال، فوتبال بازی کرده است؟ این بازیکنان از همان تمرینهای نصفه و نیمهای هم که علی دایی برایشان مینویسد، فراریاند.
شاید بهتر آن باشد که آقای سرمربی تعطیلیها را از برنامه پرسپولیس فاکتور بگیرد، زمان تمرینها را از صبح به عصر موکول کند و در حد فاصل تمرینهای دو نوبته، بازیکنان را در درفشیفر نگه دارد. این ورزشگاه آنقدر امکانات دارد که پرسپولیسیها هم بتوانند مثل تیمهای بزرگ اروپایی روزهایشان را آنجا به شب برسانند. صبحانه و ناهار و تمرین و حتی استراحتشان کنترل شده باشد و بدانند که تنبلی و بیانضباطیهایشان بیپاسخ نمیماند. اتفاقی که از این به بعد قرار است در پرسپولیس هم رخ بدهد. آخر کدام تیم با روزی دو ساعت تمرین «تیم» شده که پرسپولیس بشود؟ خود دایی هم البته کم مقصر نیست البته خوب است که علی دایی بالاخره از خواب بیدار شده اما یکی نیست از او بپرسد وقتی سرمربی دیرتر از همه به محل تمرین میرسد و تمام وقتش را به روزنامه خواندن میگذراند، بازیکنی که تازه پایش به پرسپولیس و لیگ برتر باز شده و میداند تمرینهایش دیده نمیشود، با چه انگیزهای تمرین کند؟ فراری بودن، خاصیت بچه مدرسهایها است؛ حتی اگر این مدرسه، جذابیت و شهرتی به اندازه پرسپولیس داشته باشد. همانگونه که مدیریت رفتارها و شرایط در وظایف سرمربی گنجانده شده؛ همه سرمربیان، در همه جای دنیا!