غزه و قوانین جنگ
درگیریهای غزه واقعیتی تلخ و
دردناک با آثار و نتایجی غیرقابل باور، غیرقابل توجیه و وحشتناک است. در
این نوشته سر آن نداریم که به سوابق تاریخی قضیه بپردازیم چه اینکه قطعنامه
شماره 242 شورای امنیت سازمانمللمتحد که در 22 نوامبر 1367 صادر و در آن
از اسراییل خواسته شده نیروهای خود را از اراضی اشغالی که در جنگ ژوئن
1967 تصرف کرده بود بیرون ببرد و همه ادعاهای ارضی خود را نسبت به این
مناطق خاتمه دهد و به تمامیت ارضی و استقلال سیاسی کشورهای منطقه احترام
بگذارد شاید برای مشخصکردن وضعیت کلی طرفهای درگیر در این جنگ نابرابر،
کافی باشد. مضافا اینکه شورای امنیت و مجمع عمومی سازمانمللمتحد
قطعنامههای بسیار دیگری درخصوص محکومیت اسراییل بهدلیل اشغال سرزمینهای
اعراب صادر کردهاند.1 به عبارت دیگر در توصیف اسراییل بهعنوان نیروی
اشغالگر، ظاهرا مناقشهای وجود ندارد. در مورد شروعکننده عملیات نیز بحثی
نخواهیم کرد زیرا با توجه به نوع و کیفیت و نتایج برخوردها، اینکه کدام طرف
آغازکننده آنها باشد فاقد موضوعیت و اهمیت است. موضوع بحث این است که
آیا در این درگیریها قواعد و قوانین حاکم بر مخاصمات مسلحانه رعایت میشود
یا نه و آثار حقوقی این رعایتشدن یا نشدن چیست؟
فروض مساله، واقعیتها و امور موضوعی: واقعیتهای موجود در این قضیه چنان است که نیاز به ارایه دلیل و بحث طولانی ندارد. همهچیز بهطور واضح از تلویزیون و رادیو و اغلب بهطور زنده پخش و منتشر میشود، بدون اینکه مورد انکار و تکذیب قرار گیرد. اهم این واقعیتها (FACTS) به قرار آتی است:
1- غزه از جهت تراکم جمعیت (تعداد نفر در هر مترمربع) در جهان اول است و بیشترین تراکم را دارد.
2- این جمعیت متراکم بهلحاظ محاصره غزه از جانب اسراییل و بستهبودن مرز با مصر امکان جابهجایی و خارجشدن از غزه را ندارند و به دیگر سخن جایی نمیتوانند بروند.
3- اسراییل با استفاده از نیروی هوایی، ادوات زرهی پیشرفته (انواع تانک و زرهپوش و نفربر)، توپخانه سنگین و قایقهای توپدار، غزه را زیر آتش گرفته است و نفرات پیاده آن هم با بهترین و کاملترین تجهیزات انفرادی به عملیات زمینی در غزه اشتغال دارند. جنگافزارهای حماس- آنگونه که از اخبار میتوان فهمید و اسراییل هم تکذیبی نکرده است - از موشکهای کوتاهبرد یا میانبردی که ظاهرا خرج انفجارات آنها ناچیز است و از سلاحهای سبک انفرادی فراتر نمیرود و حتی به نظر نمیرسد حماس سلاحهای انفرادی ضدزره به اندازه کافی در اختیار داشته باشد.
4- وجود ادوات و ابزارهای بسیار پیشرفته و دقیق عکسبرداری و دیدهبانی و استراقسمع که اسراییل در اختیار دارد و حماس ندارد به اسراییل اجازه میدهد اهداف گلولهبارانها و بمبارانها و موشکها را دقیقا رصد کند و پس از اصابت هم از نتایج برخورد و تعداد تلفات آگاه شود. مسلم است اسراییل نقشه دقیق غزه را با جزییات و مشخصات ساکنان در اختیار دارد. موید این استنباط حملاتی است که به منازل برخی از سران حماس صورت گرفته.
5- بهموجب فیلمها و تصاویر رسانههای بیطرف (و حتی رسانههایی که شاید به اسراییل گرایش داشته باشند) اهداف مورد اصابت در غزه عمدتا غیرنظامی است و کشتهها و زخمیها هم عمدتا غیرنظامی و کودک و نوجوان هستند. کارخانه برق و سیستم آبرسانی مورد اصابت قرار گرفته و آب و برق غزه قطع شده است. به بیمارستانها حمله شده و حتی محلهایی که سازمانملل به پناهگاه مردم آواره و بیخانمان اختصاص داده بود از حمله در امان نمانده و اینک سازمانملل اعلام کرده اسراییل میدانسته به چه محلی حمله میکند.
6- وجود سامانه موشکهای پاتریوت یا همان گنبد آهنین از یکسو و ابتداییبودن راکتهای حماس از سوی دیگر باعث شده که عملا آنچه در غزه و اسراییل در جریان است نه «زدوخورد» بلکه در مورد مردم غزه فقط «خورد» است. موید این مطلب تلفات بیش از هزارنفر از مردم غزه، عمدتا از غیرنظامیان و تلفات کمتر از صدنفر اسراییل عمدتا از نظامیان است (در زمان نوشتن این مطلب تلفات غیرنظامیان اسراییل صرفا سهنفر بوده) بدیهی است پایینبودن تلفات غیرنظامیان صرفنظر از ملیت و مذهبشان موجب خوشحالی است اما این ارقام چیزی موسوم به «عدم تناسب» را آشکار میکند که درمورد آن خواهیم نوشت.
قوانین و ضوابط حاکم بر قضیه (امور حکمی): روزگاری که در جنگها هر اقدامی مباح و مجاز بود سپری شده است. امروز حقوق بینالملل عمومی در جستوجوی پاسخ این سوال است که در شرایط غیرعادی و وضعیتهای غیرانسانی یعنی مخاصمات مسلحانه، حقوق بینالملل چگونه از حقوق بنیادین انسانها دفاع میکند؟ 2 نتیجه این جستوجو ایجاد رشتهای از حقوق به نام «حقوق بینالملل بشردوستانه» بوده است که عبارت است از «مجموعهای از قواعد بینالمللی یا عرفی که مشخصا ناظر به رفتار قوای متخاصم در مخاصمات مسلحانه بینالمللی یا غیربینالمللی است.»3 این قواعد به دلایل انساندوستانه حق طرفین مخاصمه را در انتخاب و استفاده از ابزارها و شیوههای جنگی محدود میکند و افراد انسانی یا اموال و اشیایی را که در درگیریها مورد آسیب قرار گرفته یا خواهند گرفت مورد حمایت قرار میدهد.4 این رشته با «حقوق بشر» نباید اشتباه شود، حقوقبشر ناظر به تنظیم حقوق انسانها در زمان صلح است حال آنکه «حقوقبشردوستانه» مقرراتی است که هدفش تعیین حقوق انسانها در زمان جنگ و محدودیتهای نظامی در اثنای مخاصمات مسلحانه است.5 تفاوت این دو از نظر مسوولیت بینالمللی این است که در موارد نقض حقوق بشر فقط دولتها مسوول هستند اما مسوولیت نقض حقوقبشردوستانه علاوه بر دولتها، متوجه افراد متخلف هم میشود. مثلا در اساسنامه دادگاههای نظامی نورنبرگ، یوگسلاوی، روآندا و دادگاه کیفری بینالمللی، دادگاه برای محاکمه جنایتکاران جنگی توجهی به پذیرش معاهدات بشردوستانه یا اساسنامه دادگاه توسط دولت متبوع متهم نداشته و ندارد.6 ضوابط و قواعد «حقوق بشردوستانه و قوانین جنگ عمدتا در قراردادهای چهارگانه ژنو مصوب 1949 گرد آمده است و در هشتم ژوئن 1977 دو الحاقیه (پروتکل) برای این قراردادها تصویب شد. یکی درمورد حمایت از قربانیان درگیریهای مسلحانه بینالمللی و دیگری در باب حمایت از قربانیان درگیریهای مسلحانه غیربینالمللی.»
7-خلاصه اینکه امروزه جنگ و آدمکشی هم حساب و کتابی دارد که دولتها و کشورهای متمدن (یا مدعی تمدن) باید آن را رعایت کنند.
اصول ششگانه حقوق بشردوستانه بینالمللی: قراردادهای ژنو و پروتکلهای الحاقی مشتمل بر قریب 600 ماده و مبتنی بر شش اصل اساسی هستند: اصل رفتار انسانی و عدم تبعیض، اصل ضرورت نظامی، اصل محدودیت، اصل تفکیک، اصل تناسب و اصل حسننیت8 . در این مختصر مجال ورود به مواد قراردادها و پروتکلها را نداریم و صرفا کوشش میکنیم مواردی را که در قسمت واقعیتها و امور موضوعی برشمردیم در این اصول جستوجو و بر آنها منطبق کنیم.
1- اصل رفتار انسانی و عدم تبعیض
منظور این است که باید با همه انسانها رفتاری انسانی و بدون هرگونه تبعیض ناشی از جنسیت، ملیت، نژاد، مذهب یا عقاید سیاسی صورت گیرد.
این اصل قابل بحث فراوان است اما چون قضیه به آغاز اشغال فلسطین برخواهد گشت که فعلا موضوع بحث ما نیست، از آن درمیگذریم.
2- اصل ضرورت نظامی
هر فعالیت نظامی باید بر اساس دلایل نظامی توجیه شده باشد. فعالیتی که فاقد ضرورت نظامی باشد ممنوع است. یعنی حمله به غیرنظامیان ممنوع است چون با این کار هیچ مزیت نظامیای به دست نمیآید. آیا در عملیات اسراییل علیه غزه این اصل رعایت شده است و آیا حل بنیادی مساله فلسطین و رسیدن به صلح پایدار ضرورتا بدون اقدام نظامی ممکن نبوده و نیست؟ پاسخ این پرسش را باید اهل سیاست در سراسر جهان از جمله اسراییل به فلسطین بدهند. اما در این خصوص یک دلیل نقضی را میتوان مطرح کرد. آیا تاکنون اقدامات نظامی اسراییل با همه شدت و حدت و بیرحمی تاثیری داشته است. و اگر نداشته توجیه تکرار این فجایع چیست؟
3- اصل محدودیت
استفاده از سلاحهایی که آسیبهای غیرضروری یا جراحات بیش از حد لزوم وارد کنند ممنوع است. در این درگیریها اسراییل بهطور همزمان از آتش توپخانه، بمباران هوایی، آتش قایقهای توپدار و آتش تانکها استفاده میکند، آنهم علیه افرادی که حداقل بنده، تا این زمان در ایستگاههای مختلف تلویزیونی (و نه رسانههای طرفدار حماس) فردی را که لباس نظامی پوشیده باشد در میان آنها ندیدم. به نظر میرسد اسراییل هیچ محدودیتی برای اعمال خود قایل نیست. البته از گفتههای نخستوزیر اسراییل نیز - که بارها تکرار شده - همین عدم محدودیت استنباط میشود.
عرف بینالمللی اقدامات و تهدیدهای خشونتآمیزی را که هدف اولیه آن گسترش ترس در میان جمعیت غیرنظامی باشد ممنوع اعلام کرده است و گلولهبارانهای وسیع و بمبارانهای منظم شهرها و کشتارجمعی از مصادیق اینگونه اقدامات محسوب میشود. حجم آتشی که اسراییل به کار گرفته است، صرفا دستیازیدن به حرکات «غیرضروری» به قصد اخافه و ترساندن غیرنظامیان میتواند تلقی شود.
4-اصل تفکیک
در عملیات نظامی باید بین افراد و اموال نظامی و غیرنظامی تفکیک صورت گیرد. حمله به افراد و اموال غیرنظامی ممنوع است. لاجرم نتیجه این تفکیک این خواهد بود که از غیرنظامیان و اموالشان حمایت لازم به عمل آید. در ماده 50 (1) پروتکل اول الحاقی ژنو مقرر شده «در موارد تردید درخصوص غیرنظامیبودن یا نبودن اشخاص باید آنها را غیرنظامی محسوب کرد.» و قاعده این است که «غیرنظامیان در مقابل حملات حمایت شوند مگر زمانی که مستقیما در درگیری شرکت کنند و طرفهای درگیری باید در همه حالات بین اهداف نظامی و غیرنظامی تفکیک و تمایز قایل شوند و حمله نباید علیه اموال غیرنظامی باشد.» شورای امنیت سازمانملل در موارد عدیده حمله علیه غیرنظامیان را در درگیریهای بینالمللی و غیربینالمللی محکوم و خاتمه حملات را درخواست کرده است. این موضوع در افغانستان، آنگولا، آذربایجان، بروندی، گرجستان، لبنان، لیبریا، روآندا، سیرالئون، سومالی، تاجیکستان، یوگسلاوی سابق و سرزمینهای اشغالشده بهوسیله اسراییل سابقه داشته است. اما ظاهرا در مورد اخیر، این نحوه عمل- باوجود بینتیجهبودنش- برای اسراییل به صورت «روش جاری» درآمده است. اموال و اهداف نظامی، آن اموالی هستند که سهم موثری در عملیات نظامی دارند و انهدام جزیی یا کلی یا تسخیر یا بیاثرسازی آنها در اوضاع و احوال مربوطه مزیت قطعی نظامی دربرداشته باشد. با توجه به این مقررات و اطلاعاتی که در مورد وضعیت غزه منتشر میشود، بهنظر میرسد که اصل «تفکیک» کاملا نادیده گرفته شده و ظاهرا هدف اسراییل این است که قسمتهایی از غزه را کاملا با خاک یکسان و ابنیه و ساکنان را کلا نابود کند و در این میان نهتنها تفاوت و تفکیکی بین نظامیان و غیرنظامیان قایل نیست بلکه کودکان، زنان و کهنسالان نیز در نظر مهاجمان یکسان محسوب میشوند. نکته مهم اینکه طبق اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی ICC حمله عمدی به جمعیت غیرنظامی یا علیه افراد غیرنظامی، که نقش مستقیمی در درگیری ندارند، در حوزه درگیریهای مسلحانه بینالمللی و غیربینالمللی جنایت جنگی محسوب شده است. وزیر امور خارجه ایالاتمتحدهآمریکا در اعلامیه مطبوعاتیای که در 27سپتامبر 1937 در زمان جنگ چین و ژاپن صادر کرد، گفته است: «دولت آمریکا معتقد است، همانطور که در یادداشت 22سپتامبر به اطلاع دولت ژاپن رسانده است، هر نوع بمباران کلی مناطقی که در آنجا مردم غیرنظامی بسیار یافت شوند، مخالف اصول حقوق بینالملل و بشر میباشد.»9[فتأمل!]
حملات اسراییل به مردم غزه را جز به حمله عمدی به غیرنظامیان نمیتوان تعبیر کرد.
5- اصل تناسب
صدمات اتفاقی ناشی از یک حمله، در مقایسه با مزیت نظامی مستقیم و قطعی که از آن حمله انتظار میرود نباید بیشتر باشد. این اصل مطلبی را بیان میکند که در حقوق جزا در مبحث دفاع مشروع نیز مطرح و شرط تحقق دفاع مشروع است.
وقتی فردی مثلا 30ساله، بچه 10سالهای را که با دست خالی یا چوب حصیر به او حمله کرده مثلا با قمه یا تپانچه میزند و میکشد و مدعی دفاع مشروع میشود، ادعایش را نمیپذیرند. زیرا دفاع با حمله تناسب ندارد. همین برخورد حتی با موردی هم که یک طرف لوله آهنی و طرف دیگر کارد داشته صورت گرفته است. در تطبیق این اصل بر عملیات اسراییل در غزه به مواردی باید توجه شود: اولا- صدماتی که از حملات مذکور به اموال و افراد غیرنظامی وارد میشود بههیچوجه «اتفاقی» نیست بلکه چهبسا خود هدف باشد. ثانیا- از این صدمات عمدی هیچ مزیت نظامی - نهفقط «مستقیم و قطعی» بلکه «غیرمستقیم و احتمالی» هم حاصل نمیشود. فقط خانههای مردم بیدفاع بر سرشان خراب میشود.
ثالثا- بهنظر میرسد «مزیت نظامی مستقیم و قطعی» مورد انتظار اسراییل هم نیست، بلکه هدف اخافه مردم عادی و غیرنظامیان است.
رابعا- اگر در یک مقایسه کلیتر موشکاندازیهای حماس و آتش پرحجم اسراییل را مقایسه کنیم، باز هم هیچ تناسبی بین اصل اعمال و نتایج آنها در دو طرف مخاصمه نمیبینیم.
6- اصل حسننیت
در هرگونه مذاکره میان طرفین متخاصم اصل حسننیت باید رعایت شود. صرفنظر از جنبه آرمانی و ذهنی بسیار قوی این اصل، از این جهت که اگر طرفین حسننیتی داشتند کارشان به جنگ و درگیری نمیرسید و با فرض اینکه منظور مرحلهای از ارتباط طرفین باشد که از جنگ خسته شدهاند و در پی راهحل هستند، معمولا هروقت کار مذاکره اسراییل و فلسطینیها به نقطهای میرسد که احتمال حل مساله میرود، کسی چیزی میگوید یا کاری میکند که رشتهها پنبه شود.
تا آنجا که بنده به یاد دارم موضوع شهرکسازی در این موارد داروی مجربی است که همواره نتیجه میدهد.
بههرحال فعلا این مطلب و این مرحله را باید فراموش کرد. زیرا حداکثر چیزی که میتوان توقع داشت، چیزی بیش از یک آتشبس پایدار نیست.
خلاصه و نتیجه
بهنظر میرسد اسراییل در درگیریهای غزه هیچیک از قواعد و مقررات بینالمللی حاکم بر مخاصمات مسلحانه را رعایت نکرده است و نمیکند. صدمات وارده بر اموال و افراد غیرنظامی، غیرعمدی و اتفاقی نیست بلکه بهنظر میرسد این اقدامات به قصد اخافه و ایجاد وحشت در غیرنظامیان صورت میگیرد. ضرورت این عملیات از جهت نظامی ثابت نیست، اصل تفکیک و اصل تناسب بههیچوجه در آن رعایت نشده است و چنانچه مذاکراتی در پی آن انجام شود، حسننیت اسراییل در این مذاکره محل تردید است.
1- حمله گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی وقتی مشتمل بر اعمال غیرانسانی باشد که عالما عامدا به قصد ایجاد رنج بسیار یا صدمه شدید به جسم یا سلامت روحی و جسمی صورت میپذیرد، جنایت علیه بشریت است.
(ماده 17اساسنامه)
2- نقض فاحش عهدنامههای 1949 (قراردادهای چهارگانه) و دیگر موارد نقض فاحش قوانین و عرفهای مسلم حقوق بینالمللی حاکم بر مخاصمات مسلحانه بینالمللی جنایت جنگی محسوب میشود. (ماده 8 اساسنامه)
این موارد میتواند از جانب هر یک از دولتها یا ارکان سازمانملل و سازمانهای بینالدول (مثل ناتو) یا سازمانهای غیردولتی، به دادستان ICC اعلام شود تا دادستان در صورت اقتضا شروع به رسیدگی کند. الله اعلم.
منابع:
1- حقوق جنگ- دکتر محمدرضا ضیاءبیگدلی- چاپ دوم- 1380- ص 208
2- آشنایی با حقوق بشردوستانه بینالمللی- کمیته ملی حقوقبشردوستانه- ج 11- چاپ اول-1381-ص2
3- مرجع اخیر- ص 2
4- مرجع اخیر – ص 2
5- مرجع اخیر – ص 3
6- مرجع اخیر – ص 3
7- مرجع اخیر – ص 12
8- مرجع اخیر – ص 13
9- حقوق مخاصمات مسلحانه - تالیف پروفسور شارل روسو- ترجمه دکتر سیدعلی هنجنی- 1369- ص 97
10- ماخذ اصول ششگانه کتاب آشنایی با حقوقبشردوستانه (سابقالذکر) - صص13 و14
فروض مساله، واقعیتها و امور موضوعی: واقعیتهای موجود در این قضیه چنان است که نیاز به ارایه دلیل و بحث طولانی ندارد. همهچیز بهطور واضح از تلویزیون و رادیو و اغلب بهطور زنده پخش و منتشر میشود، بدون اینکه مورد انکار و تکذیب قرار گیرد. اهم این واقعیتها (FACTS) به قرار آتی است:
1- غزه از جهت تراکم جمعیت (تعداد نفر در هر مترمربع) در جهان اول است و بیشترین تراکم را دارد.
2- این جمعیت متراکم بهلحاظ محاصره غزه از جانب اسراییل و بستهبودن مرز با مصر امکان جابهجایی و خارجشدن از غزه را ندارند و به دیگر سخن جایی نمیتوانند بروند.
3- اسراییل با استفاده از نیروی هوایی، ادوات زرهی پیشرفته (انواع تانک و زرهپوش و نفربر)، توپخانه سنگین و قایقهای توپدار، غزه را زیر آتش گرفته است و نفرات پیاده آن هم با بهترین و کاملترین تجهیزات انفرادی به عملیات زمینی در غزه اشتغال دارند. جنگافزارهای حماس- آنگونه که از اخبار میتوان فهمید و اسراییل هم تکذیبی نکرده است - از موشکهای کوتاهبرد یا میانبردی که ظاهرا خرج انفجارات آنها ناچیز است و از سلاحهای سبک انفرادی فراتر نمیرود و حتی به نظر نمیرسد حماس سلاحهای انفرادی ضدزره به اندازه کافی در اختیار داشته باشد.
4- وجود ادوات و ابزارهای بسیار پیشرفته و دقیق عکسبرداری و دیدهبانی و استراقسمع که اسراییل در اختیار دارد و حماس ندارد به اسراییل اجازه میدهد اهداف گلولهبارانها و بمبارانها و موشکها را دقیقا رصد کند و پس از اصابت هم از نتایج برخورد و تعداد تلفات آگاه شود. مسلم است اسراییل نقشه دقیق غزه را با جزییات و مشخصات ساکنان در اختیار دارد. موید این استنباط حملاتی است که به منازل برخی از سران حماس صورت گرفته.
5- بهموجب فیلمها و تصاویر رسانههای بیطرف (و حتی رسانههایی که شاید به اسراییل گرایش داشته باشند) اهداف مورد اصابت در غزه عمدتا غیرنظامی است و کشتهها و زخمیها هم عمدتا غیرنظامی و کودک و نوجوان هستند. کارخانه برق و سیستم آبرسانی مورد اصابت قرار گرفته و آب و برق غزه قطع شده است. به بیمارستانها حمله شده و حتی محلهایی که سازمانملل به پناهگاه مردم آواره و بیخانمان اختصاص داده بود از حمله در امان نمانده و اینک سازمانملل اعلام کرده اسراییل میدانسته به چه محلی حمله میکند.
6- وجود سامانه موشکهای پاتریوت یا همان گنبد آهنین از یکسو و ابتداییبودن راکتهای حماس از سوی دیگر باعث شده که عملا آنچه در غزه و اسراییل در جریان است نه «زدوخورد» بلکه در مورد مردم غزه فقط «خورد» است. موید این مطلب تلفات بیش از هزارنفر از مردم غزه، عمدتا از غیرنظامیان و تلفات کمتر از صدنفر اسراییل عمدتا از نظامیان است (در زمان نوشتن این مطلب تلفات غیرنظامیان اسراییل صرفا سهنفر بوده) بدیهی است پایینبودن تلفات غیرنظامیان صرفنظر از ملیت و مذهبشان موجب خوشحالی است اما این ارقام چیزی موسوم به «عدم تناسب» را آشکار میکند که درمورد آن خواهیم نوشت.
قوانین و ضوابط حاکم بر قضیه (امور حکمی): روزگاری که در جنگها هر اقدامی مباح و مجاز بود سپری شده است. امروز حقوق بینالملل عمومی در جستوجوی پاسخ این سوال است که در شرایط غیرعادی و وضعیتهای غیرانسانی یعنی مخاصمات مسلحانه، حقوق بینالملل چگونه از حقوق بنیادین انسانها دفاع میکند؟ 2 نتیجه این جستوجو ایجاد رشتهای از حقوق به نام «حقوق بینالملل بشردوستانه» بوده است که عبارت است از «مجموعهای از قواعد بینالمللی یا عرفی که مشخصا ناظر به رفتار قوای متخاصم در مخاصمات مسلحانه بینالمللی یا غیربینالمللی است.»3 این قواعد به دلایل انساندوستانه حق طرفین مخاصمه را در انتخاب و استفاده از ابزارها و شیوههای جنگی محدود میکند و افراد انسانی یا اموال و اشیایی را که در درگیریها مورد آسیب قرار گرفته یا خواهند گرفت مورد حمایت قرار میدهد.4 این رشته با «حقوق بشر» نباید اشتباه شود، حقوقبشر ناظر به تنظیم حقوق انسانها در زمان صلح است حال آنکه «حقوقبشردوستانه» مقرراتی است که هدفش تعیین حقوق انسانها در زمان جنگ و محدودیتهای نظامی در اثنای مخاصمات مسلحانه است.5 تفاوت این دو از نظر مسوولیت بینالمللی این است که در موارد نقض حقوق بشر فقط دولتها مسوول هستند اما مسوولیت نقض حقوقبشردوستانه علاوه بر دولتها، متوجه افراد متخلف هم میشود. مثلا در اساسنامه دادگاههای نظامی نورنبرگ، یوگسلاوی، روآندا و دادگاه کیفری بینالمللی، دادگاه برای محاکمه جنایتکاران جنگی توجهی به پذیرش معاهدات بشردوستانه یا اساسنامه دادگاه توسط دولت متبوع متهم نداشته و ندارد.6 ضوابط و قواعد «حقوق بشردوستانه و قوانین جنگ عمدتا در قراردادهای چهارگانه ژنو مصوب 1949 گرد آمده است و در هشتم ژوئن 1977 دو الحاقیه (پروتکل) برای این قراردادها تصویب شد. یکی درمورد حمایت از قربانیان درگیریهای مسلحانه بینالمللی و دیگری در باب حمایت از قربانیان درگیریهای مسلحانه غیربینالمللی.»
7-خلاصه اینکه امروزه جنگ و آدمکشی هم حساب و کتابی دارد که دولتها و کشورهای متمدن (یا مدعی تمدن) باید آن را رعایت کنند.
اصول ششگانه حقوق بشردوستانه بینالمللی: قراردادهای ژنو و پروتکلهای الحاقی مشتمل بر قریب 600 ماده و مبتنی بر شش اصل اساسی هستند: اصل رفتار انسانی و عدم تبعیض، اصل ضرورت نظامی، اصل محدودیت، اصل تفکیک، اصل تناسب و اصل حسننیت8 . در این مختصر مجال ورود به مواد قراردادها و پروتکلها را نداریم و صرفا کوشش میکنیم مواردی را که در قسمت واقعیتها و امور موضوعی برشمردیم در این اصول جستوجو و بر آنها منطبق کنیم.
1- اصل رفتار انسانی و عدم تبعیض
منظور این است که باید با همه انسانها رفتاری انسانی و بدون هرگونه تبعیض ناشی از جنسیت، ملیت، نژاد، مذهب یا عقاید سیاسی صورت گیرد.
این اصل قابل بحث فراوان است اما چون قضیه به آغاز اشغال فلسطین برخواهد گشت که فعلا موضوع بحث ما نیست، از آن درمیگذریم.
2- اصل ضرورت نظامی
هر فعالیت نظامی باید بر اساس دلایل نظامی توجیه شده باشد. فعالیتی که فاقد ضرورت نظامی باشد ممنوع است. یعنی حمله به غیرنظامیان ممنوع است چون با این کار هیچ مزیت نظامیای به دست نمیآید. آیا در عملیات اسراییل علیه غزه این اصل رعایت شده است و آیا حل بنیادی مساله فلسطین و رسیدن به صلح پایدار ضرورتا بدون اقدام نظامی ممکن نبوده و نیست؟ پاسخ این پرسش را باید اهل سیاست در سراسر جهان از جمله اسراییل به فلسطین بدهند. اما در این خصوص یک دلیل نقضی را میتوان مطرح کرد. آیا تاکنون اقدامات نظامی اسراییل با همه شدت و حدت و بیرحمی تاثیری داشته است. و اگر نداشته توجیه تکرار این فجایع چیست؟
3- اصل محدودیت
استفاده از سلاحهایی که آسیبهای غیرضروری یا جراحات بیش از حد لزوم وارد کنند ممنوع است. در این درگیریها اسراییل بهطور همزمان از آتش توپخانه، بمباران هوایی، آتش قایقهای توپدار و آتش تانکها استفاده میکند، آنهم علیه افرادی که حداقل بنده، تا این زمان در ایستگاههای مختلف تلویزیونی (و نه رسانههای طرفدار حماس) فردی را که لباس نظامی پوشیده باشد در میان آنها ندیدم. به نظر میرسد اسراییل هیچ محدودیتی برای اعمال خود قایل نیست. البته از گفتههای نخستوزیر اسراییل نیز - که بارها تکرار شده - همین عدم محدودیت استنباط میشود.
عرف بینالمللی اقدامات و تهدیدهای خشونتآمیزی را که هدف اولیه آن گسترش ترس در میان جمعیت غیرنظامی باشد ممنوع اعلام کرده است و گلولهبارانهای وسیع و بمبارانهای منظم شهرها و کشتارجمعی از مصادیق اینگونه اقدامات محسوب میشود. حجم آتشی که اسراییل به کار گرفته است، صرفا دستیازیدن به حرکات «غیرضروری» به قصد اخافه و ترساندن غیرنظامیان میتواند تلقی شود.
4-اصل تفکیک
در عملیات نظامی باید بین افراد و اموال نظامی و غیرنظامی تفکیک صورت گیرد. حمله به افراد و اموال غیرنظامی ممنوع است. لاجرم نتیجه این تفکیک این خواهد بود که از غیرنظامیان و اموالشان حمایت لازم به عمل آید. در ماده 50 (1) پروتکل اول الحاقی ژنو مقرر شده «در موارد تردید درخصوص غیرنظامیبودن یا نبودن اشخاص باید آنها را غیرنظامی محسوب کرد.» و قاعده این است که «غیرنظامیان در مقابل حملات حمایت شوند مگر زمانی که مستقیما در درگیری شرکت کنند و طرفهای درگیری باید در همه حالات بین اهداف نظامی و غیرنظامی تفکیک و تمایز قایل شوند و حمله نباید علیه اموال غیرنظامی باشد.» شورای امنیت سازمانملل در موارد عدیده حمله علیه غیرنظامیان را در درگیریهای بینالمللی و غیربینالمللی محکوم و خاتمه حملات را درخواست کرده است. این موضوع در افغانستان، آنگولا، آذربایجان، بروندی، گرجستان، لبنان، لیبریا، روآندا، سیرالئون، سومالی، تاجیکستان، یوگسلاوی سابق و سرزمینهای اشغالشده بهوسیله اسراییل سابقه داشته است. اما ظاهرا در مورد اخیر، این نحوه عمل- باوجود بینتیجهبودنش- برای اسراییل به صورت «روش جاری» درآمده است. اموال و اهداف نظامی، آن اموالی هستند که سهم موثری در عملیات نظامی دارند و انهدام جزیی یا کلی یا تسخیر یا بیاثرسازی آنها در اوضاع و احوال مربوطه مزیت قطعی نظامی دربرداشته باشد. با توجه به این مقررات و اطلاعاتی که در مورد وضعیت غزه منتشر میشود، بهنظر میرسد که اصل «تفکیک» کاملا نادیده گرفته شده و ظاهرا هدف اسراییل این است که قسمتهایی از غزه را کاملا با خاک یکسان و ابنیه و ساکنان را کلا نابود کند و در این میان نهتنها تفاوت و تفکیکی بین نظامیان و غیرنظامیان قایل نیست بلکه کودکان، زنان و کهنسالان نیز در نظر مهاجمان یکسان محسوب میشوند. نکته مهم اینکه طبق اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی ICC حمله عمدی به جمعیت غیرنظامی یا علیه افراد غیرنظامی، که نقش مستقیمی در درگیری ندارند، در حوزه درگیریهای مسلحانه بینالمللی و غیربینالمللی جنایت جنگی محسوب شده است. وزیر امور خارجه ایالاتمتحدهآمریکا در اعلامیه مطبوعاتیای که در 27سپتامبر 1937 در زمان جنگ چین و ژاپن صادر کرد، گفته است: «دولت آمریکا معتقد است، همانطور که در یادداشت 22سپتامبر به اطلاع دولت ژاپن رسانده است، هر نوع بمباران کلی مناطقی که در آنجا مردم غیرنظامی بسیار یافت شوند، مخالف اصول حقوق بینالملل و بشر میباشد.»9[فتأمل!]
حملات اسراییل به مردم غزه را جز به حمله عمدی به غیرنظامیان نمیتوان تعبیر کرد.
5- اصل تناسب
صدمات اتفاقی ناشی از یک حمله، در مقایسه با مزیت نظامی مستقیم و قطعی که از آن حمله انتظار میرود نباید بیشتر باشد. این اصل مطلبی را بیان میکند که در حقوق جزا در مبحث دفاع مشروع نیز مطرح و شرط تحقق دفاع مشروع است.
وقتی فردی مثلا 30ساله، بچه 10سالهای را که با دست خالی یا چوب حصیر به او حمله کرده مثلا با قمه یا تپانچه میزند و میکشد و مدعی دفاع مشروع میشود، ادعایش را نمیپذیرند. زیرا دفاع با حمله تناسب ندارد. همین برخورد حتی با موردی هم که یک طرف لوله آهنی و طرف دیگر کارد داشته صورت گرفته است. در تطبیق این اصل بر عملیات اسراییل در غزه به مواردی باید توجه شود: اولا- صدماتی که از حملات مذکور به اموال و افراد غیرنظامی وارد میشود بههیچوجه «اتفاقی» نیست بلکه چهبسا خود هدف باشد. ثانیا- از این صدمات عمدی هیچ مزیت نظامی - نهفقط «مستقیم و قطعی» بلکه «غیرمستقیم و احتمالی» هم حاصل نمیشود. فقط خانههای مردم بیدفاع بر سرشان خراب میشود.
ثالثا- بهنظر میرسد «مزیت نظامی مستقیم و قطعی» مورد انتظار اسراییل هم نیست، بلکه هدف اخافه مردم عادی و غیرنظامیان است.
رابعا- اگر در یک مقایسه کلیتر موشکاندازیهای حماس و آتش پرحجم اسراییل را مقایسه کنیم، باز هم هیچ تناسبی بین اصل اعمال و نتایج آنها در دو طرف مخاصمه نمیبینیم.
6- اصل حسننیت
در هرگونه مذاکره میان طرفین متخاصم اصل حسننیت باید رعایت شود. صرفنظر از جنبه آرمانی و ذهنی بسیار قوی این اصل، از این جهت که اگر طرفین حسننیتی داشتند کارشان به جنگ و درگیری نمیرسید و با فرض اینکه منظور مرحلهای از ارتباط طرفین باشد که از جنگ خسته شدهاند و در پی راهحل هستند، معمولا هروقت کار مذاکره اسراییل و فلسطینیها به نقطهای میرسد که احتمال حل مساله میرود، کسی چیزی میگوید یا کاری میکند که رشتهها پنبه شود.
تا آنجا که بنده به یاد دارم موضوع شهرکسازی در این موارد داروی مجربی است که همواره نتیجه میدهد.
بههرحال فعلا این مطلب و این مرحله را باید فراموش کرد. زیرا حداکثر چیزی که میتوان توقع داشت، چیزی بیش از یک آتشبس پایدار نیست.
خلاصه و نتیجه
بهنظر میرسد اسراییل در درگیریهای غزه هیچیک از قواعد و مقررات بینالمللی حاکم بر مخاصمات مسلحانه را رعایت نکرده است و نمیکند. صدمات وارده بر اموال و افراد غیرنظامی، غیرعمدی و اتفاقی نیست بلکه بهنظر میرسد این اقدامات به قصد اخافه و ایجاد وحشت در غیرنظامیان صورت میگیرد. ضرورت این عملیات از جهت نظامی ثابت نیست، اصل تفکیک و اصل تناسب بههیچوجه در آن رعایت نشده است و چنانچه مذاکراتی در پی آن انجام شود، حسننیت اسراییل در این مذاکره محل تردید است.
1- حمله گسترده یا سازمانیافته علیه جمعیت غیرنظامی وقتی مشتمل بر اعمال غیرانسانی باشد که عالما عامدا به قصد ایجاد رنج بسیار یا صدمه شدید به جسم یا سلامت روحی و جسمی صورت میپذیرد، جنایت علیه بشریت است.
(ماده 17اساسنامه)
2- نقض فاحش عهدنامههای 1949 (قراردادهای چهارگانه) و دیگر موارد نقض فاحش قوانین و عرفهای مسلم حقوق بینالمللی حاکم بر مخاصمات مسلحانه بینالمللی جنایت جنگی محسوب میشود. (ماده 8 اساسنامه)
این موارد میتواند از جانب هر یک از دولتها یا ارکان سازمانملل و سازمانهای بینالدول (مثل ناتو) یا سازمانهای غیردولتی، به دادستان ICC اعلام شود تا دادستان در صورت اقتضا شروع به رسیدگی کند. الله اعلم.
منابع:
1- حقوق جنگ- دکتر محمدرضا ضیاءبیگدلی- چاپ دوم- 1380- ص 208
2- آشنایی با حقوق بشردوستانه بینالمللی- کمیته ملی حقوقبشردوستانه- ج 11- چاپ اول-1381-ص2
3- مرجع اخیر- ص 2
4- مرجع اخیر – ص 2
5- مرجع اخیر – ص 3
6- مرجع اخیر – ص 3
7- مرجع اخیر – ص 12
8- مرجع اخیر – ص 13
9- حقوق مخاصمات مسلحانه - تالیف پروفسور شارل روسو- ترجمه دکتر سیدعلی هنجنی- 1369- ص 97
10- ماخذ اصول ششگانه کتاب آشنایی با حقوقبشردوستانه (سابقالذکر) - صص13 و14
منبع: شرق