سراج:عوامل نفوذی دولت مشغول گفتگو با آمریکا هستند
روز نو- یک کارشناس مسائل استراتژیک با اشاره به تلاش برخی عوامل نفوذی در دولت برای مذاکره با آمریکا گفت: در حال حاضر دارند گفتوگو را انجام میدهند. اصطلاحی است بهنام دیپلماسی کانال 2 که این دیپلماسی از طریق یک کشور ثالث انجام میشود. آمریکاییها نمایندهشان برای این گفتوگوها "جان کری" بود که در حال حاضر وزیر خارجه است. وقتی که در راهپیمایی 22 بهمن گفته شد که اگر آمریکاییها اسلحه را کنار بگذارند، منظورشان از اسلحه تحریمهاست و اینها میگویند که اگر آمریکاییها تحریمها را بردارند، میگویند: من خودم میروم و با آنها مذاکره میکنم. آمریکاییها وقتی احساس کنند که ما در نقطه ضعف قرار داریم، تحریمها را بیشتر میکنند.
رضا سراج رئیس سابق سازمان بسیج دانشجویی در مراسم سخنرانی و پرسش و پاسخ مسجد حضرت ولیعصر(عج) در شهرک شهید محلاتی اظهار داشت: آمریکاییها همانطور که وزیر امور خارجه سابقشان گفت، مسئله ایران را مهمترین مسئله در سیاست خارجیشان میدانند و باید این مسئله را هرچه سریعتر حل کنند. مشکلاتشان با ایران باید هرچه سریعتر حل شود. حدود سه یا چهار سال پیش آمریکاییها با یک هزینه بسیار سنگین مجموعهای از استراتژیستهایشان را در مؤسسه بروکینگز جمع کردند که این مرکز در واقع موفقترین مرکز راهبردی دنیا در سال 2012 میلادی معرفی شد، اینها مأموریت داشتند که ببینند آمریکاییها مقابل ایران چهکار باید بکنند.
وی همچنین یادآور شد: چرا آمریکاییها احساس میکنند که برای مهار ما زمانشان خیلی محدود است؟ روند قدرتیابی جمهوری اسلامی بهگونهای است که آمریکاییها نمیتوانند خیلی منتظر بمانند و باید در همین امسال و سال آینده مسئلهشان را با ایران حل کنند. در همین گزارش سابان که وابسته به بروکینگز است، میگوید که آمریکاییها آمدند در منطقه دو جنگ را بهراه انداختند اما این جنگها بهنفع ایران تمام شد. در آن زمان گفتند که جنگ نیابتی در منطقه راه افتاده یعنی همان جنگهای 33روزه و 22روزه؛ این گزارش میگوید که بازنده این جنگ اسرائیل نیست، بلکه بازنده اصلی این جنگ آمریکاست و برنده اصلی این دو جنگ هم ایران است.
سراج افزود: موجودیت این رژیم [صهیونیستی] در خطر است. مهاجرت معکوس، چالشهای اجتماعی که از درون شکل گرفته است، امنیت و موجودیت این رژیم در خطر است و آمریکاییها برای بقای رژیم صهیونیستی باید مسئلهشان را با ایران حل کنند. محور مرتجع عربی در منطقه متزلزل شده است. عربستان و کشورهای حاشیه خلیج فارس در یک حالت کاملاً متزلزل بهسر میبرند. آمریکاییها اگر بخواهند به اینها ثبات دهند، باید یک جابهجایی در قدرت بهصورت مسالمتآمیز در این حکومتها ایجاد کنند و یک مقدار این حکومتها را دموکراتیزه کنند ولی لازمه آن این است که مسئلهشان را با ایران حل کنند.
وی همچنین یادآور شد: پرونده دیگری که روی دست آمریکاییها ماند در این حوادث اخیر، پرونده سوریه است. آمریکاییها آمدند مشکل سوریه را حل کنند تا بتوانند مسئله مقاومت را حل کنند و پس از آن بیایند سراغ ایران، آنهم از موضع بالا؛ اما الآن در پرونده سوریه هم گیر کرده و متوجه شدند چارهای ندارند جز اینکه بیایند سراغ ایران برای حل پرونده سوریه و خروج از این بحران. چون محور عربی و محور غربی بهویژه ترکیه پایشان در این باتلاق گیر کرده است. این شرایط آمریکاییهاست. آمریکاییها مهمترین مسئله در سیاست خارجیشان ایران است و برای حل مسائل سیاست خارجیشان باید مسائلشان را در منطقه حل کنند و برای حل مسائلشان در منطقه، باید مسائلشان را با ایران حل کنند."جمهوری اسلامی ایران بهفضل الهی در بهترین حالت فرصت قرار دارد. ما بهنسبت 35 سال گذشته از منظر فرصت ــ تهدید در بهترین حالت فرصت قرار داریم. این اغراق نیست بلکه این یک بحث علمی و پژوهشی است که انجام شده است".
این کارشناس مسائل سیاسی ادامه داد: در زمان دولت سازندگی دیدگاهی بهوجود آمد مبنی بر اینکه برای سازندگی کشور، ما استقراض خارجی کنیم؛ یک دیدگاه رادیکالتر در تیم اقتصادی دولت سازندگی بهوجود آمد که متأسفانه این دیدگاه خیلی به کشور ما ضربه زد. این تیم اقتصادی به رئیس دولت وقت توصیه کرد که ما در حال حاضر که کشور از شرایط جنگ عبور کرده و جمهوری اسلامی تثبیت شده، سرمایهدارهای ایرانی فراری از کشور را دعوت کنیم تا بیایند داخل کشور و برای سازندگی سرمایهگذاری کنند. یک تیم سهنفره از اینجا رفت آمریکا تا با تعدادی از اینها مذاکره کند. اواخر دهه 60 و اوایل دهه 70. آنها سه شرط گذاشتند برای اینکه بیایند در ایران سرمایهگذاری کنند.
سراج افزود: آنها گفتند که شما از تروریسم و نهضتهای آزادیبخش حمایت نکنید، از ولایت فقیه عدول کنید، به مخالفین خودتان اجازه فعالیت دهید. تیمی که از اینجا به آمریکا رفته بود گفت: حالا شما بیایید داخل متوجه میشوید که خود ما هم تغییر کردیم و بالاخره توافق صورت میگیرد. از اینجا به بعد پلی زده میشود که جریانهای ماسونی و ضدانقلاب بهاسم مخالفت فرهنگی میآیند داخل و نشریات روشنفکری و جریانهای ماسونی یکی پس از دیگری مانند قارچ در فضای کشور ما سبز شد.
سراج خاطرنشان کرد: روند سوم، روند غرور ملی و اعتماد به نفس ملی است. در آحاد جامعه این مطلب بهوضوح مشاهده میشود. اخیراً یکی از اندیشمندان آمریکایی آمد ایران و پس از بازگشت به آمریکا در وبلاگش نوشت که: "من در ایران هیچ آثاری از تحریمها روی مردم ندیدم و ایران بسیار پیشرفت کرده، بهصورت غیرقابل باوری این پیشرفتها انجام شده است".
رییس سابق سازمان بسیج دانشجویی تأکید کرد: در حوزه منطقهای و بینالمللی آمریکاییها حدود 15 تا 20 سال پیش ما را همیشه در حالت آمادهباش نگه میداشتند. بهدلیل مسئله ظهران مدام میگفتند که گزینهها روی میز است. اما الأن آمریکاییها میگویند که: خیلی فرصت نداریم و دوره اوباما آخرین فرصت ماست. مهمترین بحثی که اوباما مقابل ایران دارد مطرح میکند، موضوع مذاکره است، آنها هیچ راهبرد دیگری ندارند. افول آمریکا اولین روند فرصتی ماست. آمریکاییها واقعاً مقابل ما افول کردهاند.
رییس سابق سازمان بسیج دانشجویی گفت: ما با شرایط فرصتی میخواهیم وارد انتخابات ریاست جمهوری شویم. آمریکاییها هم میخواهند از انتخابات بهعنوان یک چالش برای مسئله مذاکره استفاده کنند. یا در این دولت مذاکره صورت بگیرد و یا در دولت مستقر بعدی این کار انجام شود. انتخابات نقطه کانونی بین تقابل ما با نظام سلطه است. انتخابات میتواند بر روندهای فرصتی اثر بگذارد. شما یک طیفی را فرض بکنید که میتواند فرصتها را جهشیافته کند.
سراج در این زمینه افزود: فتنه 88 برای این بود که روند فرصتی ما معکوس شود. انتخابات 76 و ظهور اصلاحطلبان میخواست روند فرصتی ما را کُند ویا متوقف کند. لیبرالها و تکنوکراتها میخواستند این روند را کُند کنند. انتخابات 84 روند فرصت ما را جهشیافته کرد. در شرایط عادی اگر اتفاقی نیفتد و بیثباتی پیش نیاید و تغییر نگرش در جامعه ایجاد نشود، اصولگرایان در حاکمیت باقی خواهند ماند. پیروزی اصولگرایان در حاکمیت روند فرصتی ما را در منطقه و در داخل جهشیافته میکند.
رییس سابق سازمان بسیج دانشجویی افزود: آمریکاییها بهقول خودشان تحریمهایشان را گزنده و آنها را وارد حوزه پولی کردهاند. انتقال پول را به داخل کشور سخت کردهاند. این تحریمها را بردند روی کالاهای استراتژیک و الآن برای تشدید فشارها در تدارک یک قطعنامه جدید ضدایرانی در فروردین و اردیبهشت علیه ما هستند. این قطعنامه آخرین تیر در ترکشی است که آمریکاییها میخواهند بهسمت ما شلیک بکنند، البته اگر بتوانند اجماع برای این قطعنامه بهوجود بیاورند.
وی یادآور شد: آنها دارند برای این قطعنامه پروندهسازی میکنند. این که میگویند سه نفر را در نیجریه گرفتیم و تعدادی را در اسپانیا دستگیر کردهایم، بهدلیل پروندهسازی برای این قطعنامه است و میخواهند این اجماع را بهوجود بیاورند. این موضوع را بهعنوان مثال میگویند، ایرانیها فعالیتهای جدیدی را در پارچین انجام دادهاند و یا میگویند یک دانشمند ایرانی در آزمایش موشک هستهای کره شمالی حضور داشته، اینها همه پروندهسازی برای این قطعنامه است. آمریکاییها فکر میکنند که اگر قطعنامه جدید تصویب شود، حلقه فشار کامل میشود و این حلقه منجر به اشتباهات محاسباتی میشود.
سراج در ادامه تأکید کرد: آمریکاییها گفتند که ما ایرانیها را وادار به تجدیدنظر در محاسباتشان میکنیم، یعنی اینکه برخیها دچار اشتباه شوند. البته ما داریم میبینیم که برخیها دچار اشتباهات محاسباتی شدند. پالسهای آن را در سخنرانی 22 بهمن و در عکس یادگاری گرفتن با پشتزمینه پرچم آمریکا را داریم میبینیم.کانال دوم دیپلماسی را فعال کردند در آلمان و اینکه دارند از آنجا پالس میفرستند به آمریکاییها، همه این موارد را داریم میبینیم. معلوم است که بعضیها دچار اشتباهات محاسباتی شدند. "شعب ابیطالب" را آنهایی مطرح کردند که دچار اشتباه محاسباتی شده بودند.کاری که آمریکاییها میخواهند در ابتدای سال 92 انجام دهند، این است که میخواهند این اشتباه محاسباتی را تشدید کنند و از طرفی هم میخواهند بیثباتی برای ما ایجاد کنند.
وی افزود: آمریکاییها برآوردشان این است که وقتی فشارهای اقتصادی زیادتر شود، تورم در کشور بیشتر میشود و این تورم بهزعم آنها بهار عربی را به ایران میرساند و یک اعتراض اجتماعی در کشور شکل میگیرد و بعد میگویند که این اعتراض اجتماعی به انتخابات وصل شده و یک اعتراض اجتماعی و سیاسی میشود و حلقه بیثباتی هم فعال میشود. آنها میگویند که این تحریمها شرایط اقتصادی ایران را بدتر میکند.
سراج ادامه داد: بهنظر میرسد که برخیها در داخل کشور مجدداً مردود میشوند و برخیها هم ریزش پیدا میکنند. برخی فقط و فقط روی یک گزینه تأکید دارند و آن گزینه هم در بررسی صلاحیتها رد میشود و وقتی که گزینهشان رد شود یا باید در شرایط اضطرار، به نظام فشار وارد کنند تا گزینهشان تأیید شود و یا باید با وضعیت موجود کنار بیایند که البته نمیتوانند آن را بپذیرند. با این وضعیت فقط، شرایط اضطرار باقی میماند. تشدید فشارها برای ایجاد شرایط اضطرار، آنها را مقداری دچار وسوسه میکند.
رییس سابق سازمان بسیج دانشجویی تأکید کرد: شعار انتخابات آزاد یک اسم رمز است. انتخابات آزاد را برای یک نفر دارند مطرح میکنند. مصداق آزاد بودن یا نبودن انتخابات یک نفر است در نظر بعضیها که بهزعم آنها اگر او تأیید شد، انتخابات آزاد است و اگر او تأیید نشد، انتخابات آزاد نیست. در این مرحله شرایط باید اضطرار شود که نظام او را تأیید کند و اگر هم نشد بروند زیر علم عدمبرگزاری انتخابات آزاد.
وی با اشاره به ماجرای روز استیضاح وزیر کار در مجلس و حواشی پیرامون آن گفت: بهمحض اینکه حضرت آقا فرمودند اینکاری که در یکشنبه سیاه در مجلس انجام شد، خلاف شرع و سوگند به قانون اساسی و میثاق بود، بعضیها به شبکه وبلاگیشان دستور دادند که قداستشکنی کنند. در یکی از وبلاگها کسی نوشت که عدل جزو اصول دین است، ولی ولایت فقیه جزو اصول دین نیست، پس ما بهخاطر عدالت میتوانیم از ولایت فقیه عبور کنیم. یکی دیگر از وبلاگهایی ازایندست نوشت: من هنوز برایم هضم نشده که چرا آقا اینقدر تشر زدند به رئیس جمهور، مگر رئیس جمهور چهکاری کرده بود.؟!این فرد در برخورد آقا تشکیک ایجاد کرد که بههمین خاطر گفت: من وبلاگم را تعطیل میکنم. اینها حرکتهای تکتیرانداز نیست. اینها کاملاً هدفمند عمل میکنند، دو گام به جلو و یک گام به عقب میروند.
سراج اضافه کرد: درست است که استیضاح حق قانونی مجلس است، اما در شرایطی که قصوری در خصوص رئیس سازمان تأمین اجتماعی متوجه وزیر کار نبود، درست نیست که استیضاح شود و این بداخلاقی سیاسی اتفاق بیفتد. این جریان پیروی ولایت فقیه نیست. جریانهای سیاسی را با همین ملاک و معیار بسنجیم و به آنها نمره دهیم. یک جریانی قسم خورده که یک روز نیز که به کار دولت مانده، این دولت را استیضاح کند و از طرفی هم حضرت آقا میفرمایند که دولت تا پایان باید به کارش ادامه دهد. موضوع استیضاح خلاف تعبیر حضرت آقاست. این طراحی و بداخلاقی نباید صورت میگرفت.
وی با اشاره به تلاش برخی عوامل نفوذی در دولت برای مذاکره با آمریکا گفت: در حال حاضر دارند گفتوگو را انجام میدهند. اصطلاحی است بهنام دیپلماسی کانال 2 که این دیپلماسی از طریق یک کشور ثالث انجام میشود. آمریکاییها نمایندهشان برای این گفتوگوها "جان کری" بود که در حال حاضر وزیر خارجه است. وقتی که در راهپیمایی 22 بهمن گفته شد که اگر آمریکاییها اسلحه را کنار بگذارند، منظورشان از اسلحه تحریمهاست و اینها میگویند که اگر آمریکاییها تحریمها را بردارند، میگویند: من خودم میروم و با آنها مذاکره میکنم. آمریکاییها وقتی احساس کنند که ما در نقطه ضعف قرار داریم، تحریمها را بیشتر میکنند.
سراج درباره راهبرد اصلاحطلبان برای انتخابات 92 نیز گفت: مجمع روحانیون تقریباً روی محقق داماد به نتیجه رسیده است. این مجمع دنبال این است که یک خاتمی دیگری مانند سال 76 از محقق داماد بسازد. بهزعم خودشان محقق داماد شباهتهای زیادی به شخصیت خاتمی دارد. سیادت دارد و مقداری روشنفکر است و نیز جریانهای روشنفکری از او حمایت میکنند. بهعقیده آنها جامعه مذهبی هم بهخاطر سیادت و روحانیتش ممکن است که از او حمایت کنند. گزینه مجمع روحانیون تا این لحظه محقق داماد است که البته ممکن است پس از دیدار اخیر معادلاتشان را تغییر دهند.
وی افزود: جریانهای دیگر جبهه اصلاحات روی نجفی، عارف و بیطرف بررسی میکنند و هنوز به نتیجه نرسیدهاند. ولی احتمالاً جریان اصلاحات متکثر خواهد شد. اینها گزینه حداکثری ندارند. گزینه حداکثریشان باید یا خاتمی یا هاشمی رفسنجانی باشد. بنابراین با گزینههای حداقلی میآیند که با این گزینهها حداقل 3 کاندیدا و حداکثر 7 یا 8 نفر است.
سراج ادامه داد: اینها میگویند که اگر مذاکره صورت بگیرد، ضربه اساسی به گفتمان انقلاب وارد میشود و گفتمان انقلاب تسلط خودش را در جامعه از دست میدهد و از طرفی هم میگویند که اگر مذاکره صورت بگیرد، گشایش اقتصادی در شرایط کشور بهوجود میآید که این مسئله برای ما سبد رأی درست میکند. اینها اشتباه محاسباتی است، بنابراین امروز در شرایطی که ما میبینیم، آمریکاییها تلاش میکنند که اجماع علیه ما ایجاد کنند و قطعنامه جدید هم صادر کرده و تلاش میکنند که محیط ما را بیثبات کنند؛ آمریکایی چهزمانی دست از شرارتشان برداشتند که ما بخواهیم با آنها مذاکره کنیم.
